* در دوره نهم ریاست جمهوری اصولگرایان با تکثرکاندیداها در صحنه حاضر شدند. اما در این دوره تا به حال تکثرکاندیدا مشاهده نشده و احتمال معرفی یک کاندیدا از سوی این جبهه زیاد است. علت این اجماع را چه می دانید؟ آیا عقلانیت سیاسی اصولگرایان رشد قابل توجهی نسبت به سالهای گذشته داشته است؟
** به نظرم آنچه که به عنوان دلیل اصلی اتفاق اخیر می تواند مطرح شود تجربه موفق و الگوی قابل تقدیری است که دولت نهم از خود ارائه داده است. درواقع این الگو و راهبرد در حوزه های مختلف در حد شعار متوقف نمانده است بلکه با عملکردی که دولت در طول این مدت از خود نشان داده ظهور و بروز پیدا کرده است. خدمت به مردم، محرومیت زدایی، تحول گرایی در ساختارها، تمرکززدایی در عرصه خدمت رسانی و عمران و طرح شعارها و برنامه هایی از این دست در حوزه داخلی و استکبارستیزی و رفتار سیاسی برای تحقق عدالت در نظم و نظام بین الملل و تامین منافع ملی صرفا در حد شعار و برنامه روی کاغذ متوقف نماند بلکه امروز مردم ما و حتی دنیا شاهد به ثمر نشستن آن هستند. عمل به این برنامه ها توفیقات زیادی را برای مردم به دست داده است و به نقاط قوت بی بدیل و دستاوردهای بی نظیر تبدیل شده است. تداوم افتخارآمیز اصول ضد استکباری انقلاب به همراه شکست جوارعاب و تسلیم و حرکت به سمت قله های دانش در حوزه علوم انحصاری غرب نظیر هوافضا و هسته ای و ده ها مصادیق دیگر گوشه ای از توفیقات این دولت است.
طبیعی است در چنین بستری همه نیروهایی که خود را متعهد به جریان اصولگرایی می دانند باید تدبیر و عقلانیت را بر تصمیمات خود حاکم سازند و باپشتیبانی از جریان توفنده دولت، به تحکیم هرچه بیشتر گفتمان انقلاب و اصولگرایی کمک کنند. تصور می کنم گفتمان انقلاب اسلامی در طول عمر این دولت به نحو شایسته ای تثبیت شده است و این مهمترین دستاورد این دولت به نظر می رسد. لذا این توفیق دور از چشم اصولگرایان نیست. لازمه تعمیق این دستاورد حمایت همه جانبه از آن است و این اجماع، تنها با حمایت کامل ازآقای احمدی نژاد رخمیدهد.
* ویژگی های رئیس جمهور آینده ما باتوجه به شرایط داخلی و خارجی کشور چه باید باشد؟
** بحمدالله شرایط و توفیقاتی که از عملکرد رئیس جمهور به دست آمده است از دولت آینده تداوم راه عزت آفرینی فعلی و تعمیق و گسترش روزافزون آن را طلب می نماید که ان شا الله با رای بالای مردم به همراه مشارکت گسترده در پای صندوق رای، ارتقای روزافزون این مسیر نورانی فراهم خواهد شد.
* به نظر شما آیا دولت فعلی در دور بعد تداوم خواهد داشت؟ اگر جواب مثبت است دلایل شما چیست؟
** به جای آنکه پیش بینی کنیم باید به دستاوردهای دولت و فضای کشور توجه کنیم. امروز مطابق با آمارهای جامع معتبر داخلی و خارجی، جمهوری اسلامی ایران در وضعیت اقتصادی مطلوبی قرار دارد. برنامه های عدالت گسترانه دولت باعث پیوند هرچه بیشتر مردم با مجموعه حاکمیت شده است. در حوزه سیاست خارجی و حضور در عرصه های بین المللی دولت انقلابی با راهبردی توام با عزت مردم ما و با حفظ اصول بنیادین سیاست خارجی جمهوری اسلامی از قبیل اصل نه شرقی نه غربی در تلاش برای ارتقای شان بین المللی نظام است. شاید بزرگترین بینه برای ماندگاری و تداوم این حرکت، به هم پیوستگی شگفت آور شعارها و اهداف دولت با آرمان ها و مولفه های اساسی هویتی جامعه ایرانی است و چون چنین امری محقق شده است ادامه خدمت رئیس جمهور را مواجه با چالشی اساسی نمی بینیم. نظرسنجی های اخیر به خوبی از این واقعیت پرده بر می دارد.
* اظهارات آقای احمدی نژاد درخصوص دعوت از همه کسانی که توان اداره کشور را دارند و عدم جلوگیری از اظهارنظر کاندیداها را چطور ارزیابی می کنید؟
** نظام جمهوری اسلامی که در راس آن رهبر فرزانه و حکیم قرار دارد و دولت انقلابی آن بواسطه اعتقاد جدی و عمیق به مشارکت سیاسی آحاد جامعه و بیان آزادانه آرا و اندیشه ها، نه به عنوان یک تعارف سیاسی، بلکه از روی ایمان و اعتقاد از همه افراد و جریان هایی که در چارچوب نظام فعالیت دارند. این دعوت عمومی را به عمل آوردند. به این دلیل باید فضای مناسبی برای بیان این دیدگاه ها فراهم شود تا مردم با رای دقیق و مبتنی بر بینش جریان موردنظر خود را انتخاب کنند.
* اما بعضی از داوطلبان ریاست جمهوری به جای ارائه برنامه، شعارها و برنامه ها و عملکرد رئیس جمهور را مورد نقد قرار می دهند و * گاهی از اوقات این مواضع به تخریب می انجامد. به نظر شما علت چیست؟
** اول اینکه این نکته را عرض کنم که امروز رقبای آقای رئیس جمهور سعی دارند از چارچوب گفتمانی این دولت، حداقل در مقام بیان شعارها و اهداف خارج نشوند. از قضا عرض کردم این موفقیت گفتمانی دولت به مراتب مهم تر از دیگر توفیقات آن می تواند باشد زیرا نشان می دهد امروز فضای عمومی کشور کاملاتحت الشعاع ادبیات گفتمانی جریان اصولگرایی قرار دارد. و درثانی اصل تعامل سازنده و تحمل در مبارزه انتخاباتی بین کاندیداها و هواداران آنها باید به عنوان یک اصل جدی درنظر گرفته شود. تنها به این صورت است که می توان از دایره اخلاق خارج نشد. البته ابراز عقاید و فعالیت داوطلبان برای گرم کردن صحنه انتخابات بسیار مفید است به شرط آنکه از ایجاد هیجانات مصنوعی و تحمیلی به روش های غیراخلاقی پرهیز شود. بدیهی است که در یک جو آرام و در عین حال شاداب و پویا مردم احساس امنیت می کنند.
اما اگر قرار است مواضع دولت به عنوان سوژه رقابت های انتخاباتی مورد استفاده قرار بگیرد، بهتر است به گونه ای باشد که موجب تقویت آن شود. حال وقتی بدیهی ترین پیروزی ها و ارزشمندترین سنگرهای فتح شده جمهوری اسلامی در فضای رقابت های انتخاباتی مورد معامله قرار گیرند و قربانی شوند نه تنها منجر به کسب منافع ملی نمی شود بلکه بیش از همه دشمن از آن استفاده می کند. می توان دیپلماسی فعال جمهوری اسلامی و عزت و اقتدار فزونی یافته ایران در عرصه سیاست خارجی را که مرهون هدایت های داهیانه مقام معظم رهبری و استقامت و شجاعت رئیس جمهور و پشتیبانی قاطع مردم است را نادیده انگاشت و حتی مورد ارزیابی منفی قرار داد. ولی آیا این باعث بازگرداندن دیپلماسی جمهوری اسلامی به جایگاه انفعالی دوره های قبل نیست؟ همان دوره ای که آقای بوش در روزهای پایانی عمر ریاستش به حال آن غبطه می خورد و نتوانست نگرانی خود را از رویکرد جدید سیاست خارجی کشورمان ابراز نکند؟ آیا این به معنای چشم بستن بر توفیقات حاصله برای یک ملت نیست. نه توفیقاتی برای یک ملت عزیز و شجاع بنام ایران بلکه موفقیتی بزرگ برای مظلومین دنیا. آیا بی انصافی در حق دستاوردهای سیاست خارجی دولت تنها به دلیل نفسانیات زودگذر ضربه به منافع ملی و تاریخ بشریت نیست؟ چنین ارزیابی هایی از توفیقات دولت دل چه کسانی را شاد می نماید و به آنها امید می بخشد و طمع کار می کند؟ و از طرفی چه کسانی را می رنجاند و منافع کلانشان را تمدید می نماید؟
* آیا می شود منظورتان را با ذکر مصداق بفرمایید؟
** ببینید، گفته شده است که تکرار مسئله ژنو همه ایرانیان را تهدید می کند. قطعا این جمله باید با یک روش علمی به دست آمده باشد. یعنی حماسه ژنو جمع کثیر و قابل توجهی از ایرانیان را تهدید کرده است و این گزاره با یک پیمایش به دست آمده باشد. درحالی که بر عکس، در یافت عمومی از جامعه و حتی افکار عمومی دنیا نشان دهنده توفیق بزرگ برای سیاست خارجی ج ا ایران است. با این واقعیت، بااندک تاملی می توان دریافت که چه کسانی تهدید شوندگان واقعی این حماسه هستند، ایرانیان و یا سران کفر؟ آیا ایرانیان از پرتو این ماجرا احساس تهدید کردند یا رژیم صهیونیستی و استکبار؟ آیا اعتراض رژیم صهیونیستی به سوئیس درباره حضور رئیس جمهورمان در آن کنفرانس حکایت از چه دارد؟ آیا این اعتراض ریشه در احساس تهدید از سوی رژیم صهیونیستی ندارد؟ چرا این رژیم غاصب نماینده سیاسی خود را به نشان اعتراض از سوئیس به سرزمین غصب شده فرا می خواند؟ پس معلوم می شود که تهدید شونده واقعی ایرانی سرافراز نیست. بلکه صهیونیست ها هستند. اتفاقا نوع موضع گیری دشمنان در قبال سیاست خارجی ما محک مناسبی برای سنجش میزان اقتدار و یا انفعال و ضعف ماست. به این ترتیب حماسه ژنو درس و پیام دیگری نیز برای ما داشت و آن اینکه دشمن از حضور فعال ما در عرصه بین المللی احساس تهدید می کند، لذا حضور سازنده جمهوری اسلامی و بویژه رئیس جمهور کشورمان به عنوان یک چهره عدالت طلب شناسایی شده توسط مردم دنیا در این گونه مجامع رسمی که از مخاطبان میلیونی برخوردار است بسیار ضروری است و یک فرصت تلقی می شود. پاشنه آشیل دیپلماسی استکبار استفاده از مجامعی این گونه علیه خود آنهاست. به نظرم تاثیرگذاری این رسانه بسیار بیشتر از تاثیرگذاری امپراتوری رسانه ای است.
* برگردیم به سوال، آیا برای داوطلبان ریاست جمهوری درخصوص موضوع گفته شده پیامی دارید؟
** بالاخره ما باید مرزبندی خودمان را با استکبار مشخص کنیم. اوباما سخنان ارزنده رئیس جمهور ما را لفاظی نام داد. پرز هم به ایشان توهین می کند. دلقک های صهیونیست هم در داخل جلسه به او حمله ور می شوند. مستکبرین مانع ایراد سخنرانی رئیس جمهور ما می شوند. در این صحنه ما کجا قرار داریم؟
* پرسش من بیشتر ناظر براین است که چرا رقبای آقای احمدی نژاد به جای ارائه برنامه به نقد ایشان مبادرت می کنند؟
** تصورم بر این است که چون این رقبا از منظر اصلاح طلبی وارد عرصه رقابتی شده اند و از طرفی ظرفیت گفتمانی اصلاحات در همان چند سال پیش پایان گرفت، بدیهی است که رویکرد رقبا ماهیت سلبی پیدا می کند و جای هیچ برنامه ایجابی باقی نمی ماند. از طرفی به نظر می رسد دیگران چیزی بیشتر از احمدی نژاد برای طرح مولفه های گفتانی انقلاب اسلامی نداشته باشند. آقای احمدی نژاد همه ابعاد و اضلاع این گفتمان را دریافته و در مرحله عمل به مورد اجرا گذاشته است. او مطالبات جدی مردم را خوب می شناسد و برای پاسخگویی اعلام آمادگی کرده و در طول نزدیک به چهار سال گذشته به طور نسبی با تمام ظرفیت به آنها پاسخ داده است. درواقع ناگفته ای را در رویکردهای داخلی و خارجی بر جای نگذاشته است و با رقبای خود فرسنگ ها فاصله دارد. به همین دلیل است که فضای انتخاباتی به طور کامل در دست احمدی نژاد است و رقبا در این صحنه موفق نشده اند موج ایجاد کنند. به اعتباری ناچارند در زمین احمدی نژاد بازی کنند. شاید با تخریب او می خواهند صحنه گردان این زمین شوند و به تعبیری زمین را در اختیار بگیرند ولی در این عرصه موفق نخواهند شد. حداقل به این دلیل که سرعت احمدی نژاد بسیار زیاد است. البته رئیس جمهور از همان ابتدای تخریب ها حدود چهار سال پیش به بعد هیچ گاه به آنها وقعی نگذاشت و تمام هم و غم خود را مصروف خدمتگزاری به مردم کرد. چون اگر بخواهد به این عملیات هایی که اهدافی فرسایشی در سر دارند توجه کنند از وظیفه اصلی خود باز می ماند. چون چنین امری نه تنها از سرعت و کارآمدی او می کاهد، بلکه این همان بازی در زمین ساخته و پرداخته رقیب است. باید اجازه داد رقبا منفعلانه به دنبال او بدوند. ادامه دارد...