حمید خوشآیند دولتآباد
کسب قدرت، حفظ قدرت، افزایش قدرت و مهمتر از آنها نمایش قدرت (قدرت تسلیحاتی و نظامی) باید عاملی برای پیشبرد سیاست های آمریکا باشد. پس آنچه خط مشی سیاست خارجی ایالات متحده را تعیین می کند منافع آمریکاست نه سیاست های حزبی و گروهی و عقاید و ایده های شخصی.
آمریکا می خواهد بریتانیای کبیر چند قرن پیش باشد البته بارها با ماندگاری بیشتر و طرز فکری متفاوت که توانایی توجیه ارزش های لیبرال ساختاری آمریکا را داشته باشد.
اصول اساسی دیپلماسی آمریکایی با این جمله پالمرستون نخست وزیر اسبق بریتانیا گره خورده که همواره می گفت: «منافع ما دوست ابدی ماست و اصل و معیار منافع است. اگر منافعمان ایجاب کند با دوستانمان دشمن و با دشمنانمان دوست می شویم». بوش جمهوری خواه جای خود را به اوبامای دموکرات داد. همچنان که در سال های قبل نیز نظاره گر بوده ایم و در سال های آتی نیز مشاهده خواهیم کرد تغییر و تحول در استراتژی های کلان آمریکا هرگز صورت نخواهد پذیرفت. حفظ و حراست از منافع آمریکا اگر به بهای از دست دادن جان میلیون ها انسان در سرتاسر دنیا صورت گیرد همواره سررشته امور سیاست های خارجی آمریکا خواهد بود. آنچه تغییر «change» خواهد یافت طرق رسیدن به استراتژی های کلان است نه خود استراتژی ها. تاکتیک ها تغییر خواهد یافت نه استراتژی ها. تقویت و حمایت از صهیونیسم طبق روال سال های قبلی قسمتی از سیاست های اوباما را شامل خواهد شد و پشتیبانی از رژیم صهیونیستی از دغدغه های اصلی اوباما خواهد بود. چنان که در ترکیب کابینه دولت اوباما نیز دیدیم طرفداران صهیونیسم پست های مهم را تحویل گرفتند.
منطقه خاورمیانه به مانند سال های گذشته موقعیت حیاط خلوتی منافع آمریکا را حفظ خواهد کرد.
اگر منظور نظر باراک اوباما از «تغییر» تغییر در قواعد پایه ای و اصول بنیادین سیاست های آمریکا بوده باشد سرابی بیش نیست که اوباما خود آگاه تر از هرکس به این امر واقف است. اشاعه ارزش های دموکراسی لیبرال آمریکایی چارچوب فکری سیاست خارجی آمریکا را از ابتدای قرن بیست و یکم تشکیل داده است. برای اجرای این سیاست نیز برنامه هایی بسیار زیرکانه و با مهارت دقیق طراحی کرده اند. عملیات 11 سپتامبر و شروع لشگر کشی ها به مانند امپراتوری های دوران تاریخ باستان البته با توپ و تفنگ و سلاح های مدرن و همان عملکرد و شیوه های کهن یعنی قتل و غارت و چپاول و تجاوز تا مسیر تحقق اهداف آمریکا هموار گردد. امروزه بیش از 25 هزار کلاهک هسته ای به همراه هزاران موشک دور برد و بالستیک هم چنین زرادخانه های هسته ای فعال در کالیفرنیا، فلوراید و نیومکزیکو با قدرت انفجار حجم وسیعی به اندازه دو برابر وسعت کره زمین همچنان پا بر جا خواهند ماند تا ارزش های آمریکایی بدون مانع و به راحتی اشاعه یافته و در مغز و استخوان انسان ها رخنه و نفوذ کند و در نهایت امروز می بینیم که دگرگونی در الگوهای قدرت در صحنه بین المللی آمریکا را به سوی درک نوین از منافع ملی و خطراتی که متوجه این منافع است و چگونگی مبارزه با این خطرات سوق داده است بنابراین توجه بیشتر به واقعیات حاکم بین المللی و داخلی، مبارزه با تروریسم، دموکراسی زایی و دموکراتیزه کردن، مشروعیت زدایی از رژیم های ایدئولوژیکی، توسعه سرمایه داری آمریکایی، توجه بیش از پیش به خاورمیانه و مهم تر از همه اشاعه ارزش های لیبرال آمریکایی از جمله سیاست هایی است که توسط آمریکا طراحی و اتخاذ شده است و اوباما نیز به عنوان یک رئیس جمهور همانند پیشینیان خود مجری این سیاست ها خواهد بود البته با تاکتیک هایی که برازنده دنیای مدرن قرن بیست و یکم باشد.