تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۶  ، 
کد خبر : ۹۳۰۵۹

برنامه‌های آمریکا


محمدرضا عسگری‌مورودی
یکی از اهرم هایی که امروزه طالبان برای افزایش ارتباطات خود مورد استفاده قرار می دهند بهره گیری از ابزارها و تکنولوژی های روز ارتباطی است. این امکان نیز با عنایت به منابع درآمدی که بخشی از آن از سوی کشورهای عربی تامین می شود،بدست آمده است.ابزارهای ارتباطی این قابلیت را برای طالبان و القاعده به وجود آورده تا بتوانند از تکنولوژی های پیشرفته امروزی برای ایجاد هماهنگی و تبادل آخرین اطلاعات و یا صدور فرمان هایی از راس شبکه های هدایت کننده این دو گروه استفاده کنند. بر همین اساس است که در ظرف روزهای اخیر گزارشاتی منتشر شده مبنی بر اینکه مقام های امنیتی و اطلاعاتی آمریکا قصد دارند به منظور از بین بردن حلقه های ارتباطی شبکه درونی طالبان و القاعده از ابزارهایی استفاده کنند که علاوه بر اینکه بتواند در حوزه های ارتباطی این دو گروه خلل ایجاد کند، شرایطی را به وجود آورند که بتوانند توفیقات روزافزون تری را در حوزه مبارزه با افراط گرایی به دست آورند.
در جنگ آمریکا علیه عراق شاهد بودیم که بخشی از ناکامی های ارتش عراق در مواجهه با تهاجم آمریکایی ها به کار گرفتن سیستم هایی از سوی آمریکا بود تا هرگونه ارتباط مخابراتی در میان ارتش عراق را از بین ببرند. همین امر باعث شد تا ارتش عراق از ناحیه ارتباط های مخابراتی فلج شود. این تجربه اکنون فرا روی مقام های ارتش آمریکا وجود دارد تا بتوانند با توجه به شرایط کوهستانی و جغرافیایی افغانستان و بخش هایی از شمال غربی پاکستان شرایطی را به وجود آورند تا هرگونه ارتباط میان گروه های طالبان و سرشاخه های رهبری این گروه را به لحاظ ارتباطاتی و ماهواره ای از بین ببرند تا مطلوبیت حداکثری در تاثیرگذاری بر مبارزه با افراط گرایی را فراهم آورد. در عین حال به دلیل فضای جغرافیایی عراق و پاکستان و فضایی که در جنگ علیه افراط گرایی و تروریسم بر پاکستان مترتب است، طالبان به دلیل ساختار قبیله ای مجبور است که در کوهستان زندگی و همین الزام است که این گروه را به سوی بهره گیری بیشتر از تکنولوژی های روز مخابراتی ترغیب کرده است. افزون بر این، این تکنولوژی ضمن فراهم آوردن فرصت ها می تواند تهدیدی هم برای طالبان باشد بدین معنا که ایالات متحده با امکاناتی که در اختیار دارد عملاارتباط آنها را از بین برده و شبکه مخابراتی آنها را با مشکل مواجه سازد.
بنابراین اینکه طالبان بتواند چقدر این فرصت را مورد استفاده قرار دهد یا تهدید را به فرصت تبدیل کند بستگی به شرایطی دارد که طالبان باید به ارزیابی آن بپردازد. معتقدم با تجاربی که آمریکا طی 5 سال گذشته در جنگ افغانستان کسب کرده به این سو هدایت شده که باید زمینه هایی را فراهم کند تا سرشاخه های راهبردی و تصمیم گیری طالبان را فلج کند تا در این فقدان شرایط ارتباطی بتواند ضربه مهلکی را بر بدنه آنها وارد سازد. از سوی دیگر در دو دهه گذشته محور اصلی تحلیل ها در خصوص موضوع طالبان و چگونگی ارتباط این گروه با دولت پاکستان بر مبنای سیاست اسلام آباد در جهت افزایش نفوذ در افغانستان بود. اینکه پاکستان بتواند در چینش سیاسی دولتمردان افغانستان تاثیرگذار باشد اما با وقوع 11 سپتامبر و جنگ افغانستان و تبدیل شدن پاکستان به متحد استراتژیک آمریکا، عملاپاکستانی ها مجبور شدند سیاست شفافی را در پیش گیرند. در دوره زمامداری مشرف او نیز نتوانست بر خودسری دستگاه اطلاعاتی ارتش و برخی نظامیان ارشد فائق آید و سیاست واحدی را در برابر طالبان اتخاذ کند. زمانی هم که دولت غیرنظامی پاکستان به قدرت رسید درصدد شفافیت در حوزه عملکرد ارتش و دستگاه اطلاعاتی بود اما فائق آمدن بر این خودسری ها در یک زمان کوتاه میسر نیست و هرگونه تغییر و دگردیسی در محدود ساختن دستگاه اطلاعاتی پاکستان یک پروژه بلندمدت است اما آمریکایی ها معتقدند که ظرف یکی، دو سال آینده باید بر افراط گرایی در جنوب آسیا چیره شوند.
در حال حاضر دولت غیرنظامی و برخی ژنرال های مستقل از جمله ژنرال کیانی فرمانده ارتش به این نتیجه رسیدند که هرگونه اتخاذ سیاست دوگانه در قبال طالبان ممکن است اساس حاکمیت ملی پاکستان را به خطر اندازد و چنانکه ارتش نتواند از عزم و اراده جدی برای برخورد با طالبان برخوردار باشد اقدام جامعه بین الملل به رهبری آمریکا و ناتو در مبارزه با افراط گرایی عقیم خواهد ماند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات