در دنیای پس از جنگ جهانی دوم، دو ایدئولوژی در عرصه روابط بین الملل مسلط بودند. این دو ایدئولوژی در قالب دو ابرقدرت ایالات متحده آمریکا و اتحاد شوروی به رقابت با یکدیگر پرداختند.
ایالات متحده و کشورهای متحد غربی آن، سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) را بوجود آوردند، تا در برابر اتحاد شوروی و گسترش کمونیسم به اروپای غربی مانعی ایجاد نماید. اولین مذاکرات در شش ژوئیه 1948 بین وزیر خارجه آمریکا و سفرای کانادا و کشورهای عضو پیمان بروکسل در واشنگتن برگزار شد. سپس، این گفت وگوها به امضاء پیمان آتلانتیک شمالی در آوریل 1949 بین وزرای خارجه این کشورها، به علاوه ایتالیا، دانمارک، ایسلند، نروژ و پرتغال منجر شد. پیمان بروکسل که یک سیستم دفاعی و امنیتی مشترک بود، مقدمات تشکیل ناتو محسوب می گردد.
ساختار و ارکان تصمیمگیرنده در ناتو
نهادهای اصلی شرکت کننده در تصمیم گیری ها و مشخص کننده خط مشی پیمان شامل شورای آتلانتیک شمالی، کمیته برنامه ریزی دفاعی و گروه برنامه ریزی هسته ای است.
شورای آتلانتیک شمالی مهمترین نهاد تصمیم گیر در ناتو بوده و دارای بالاترین اقتدار سیاسی در این سازمان است. این شورا دارای نمایندگانی از تمامی کشورهای عضو است که حداقل هفته ای یک بار تشکیل جلسه می دهند. شورای مذکور همچنین، در انظار عمومی نقش بسیار مهمی دارد، چرا که با انتشار بیانیه ها و اعلامیه ها، سیاست ها و تصمیمات مهم ناتو را اعلام می نماید.
کمیته برنامه ریزی دفاعی در حالت عادی، از نمایندگان کشورهای عضو ناتو تشکیل می شود. این کمیته هر سال دو بار در سطح وزرای دفاع تشکیل جلسه می دهد و در رابطه با مهمترین مسائل دفاعی و موضوعات مربوط به دفاع دسته جمعی به بحث می پردازد.
وزرای دفاع کشورهای عضو ناتو در کمیته برنامه ریزی دفاعی نیز شرکت می کنند و در رابطه با سیاست های هسته ای این سازمان به بحث می پردازند و تصمیم گیری می کنند.
پایان جنگ سرد و بروز بحران در ناتو
با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و انحلال پیمان ورشو در سال 1991، ناتو فلسفه وجودی خود را نیز از دست داده بود و با بحران موجودیت و هویت مواجه گردید. اما با توجه گسترش همگرایی در اتحادیه اروپا، ناتو نیز توانست بر بحران موجودیت خود فائق آمده و به عنوان یک نیروی نظامی مشترک آمریکا و اتحادیه اروپا مطرح شود. در واقع، به دنبال این سیاست بود که در مراسم پنجاهمین سالگرد تاسیس پیمان در سال 1999، راهبردهای جدید آن نیز تحت عنوان «مدیریت بحران های جهانی و دفاع از استقلال و آزادی کشورهای عضو پیمان» اعلام شد که نشان از تغییر اساسی در شیوه ها و راهبرد اصلی این پیمان بود.
ناتو با چندین تغییر و بازتعریف مجدد اصول، اهداف، استراتژی ها، پهنای حوزه جغرافیایی و به ویژه تهدیدات پیش رو، توانست به حیات خود ادامه دهد و در محیط امنیتی جدید حاکم بر نظام بین الملل باقی بماند. از سوی دیگر، مفاهیم و آموزه های استراتژیک ناتو نیز به تدریج دچار تحول شد. تغییر رهیافت جغرافیا محور به رهیافت کارکرد گرایانه نسبت به امنیت، تبدیل نهاد دفاع جمعی تک موضوعی به نهاد امنیتی چند موضوعی و انتقال کانون توجه به موضوعات جدید همچون تروریسم و امنیت انرژی، زمینه را برای گذر ناتو از پیمانی اروپا محور به پیمانی جهان محور فراهم آورد.
چالشهای پیشروی ناتو
ناتو با چالش های متعدد عملیاتی (منطقه ای) و هویتی (موضوعی) مواجه است و در برابر پرسش های اساسی پیرامون هویت و کارکرد خود قرار دارد. چالش های منطقه ای این پیمان را می توان در حوزه هایی مانند افغانستان، روسیه، کوزوو، بالتیک، خلیج فارس، خاورمیانه، قفقاز، آسیای مرکزی و پاکستان مشاهده نمود، و همزمان نیز چالش های موضوعی آن شامل مسائلی مانند گسترش جغرافیایی، جهانی سازی، تروریسم، امنیت انرژی، مبارزه با تسلیحات کشتار جمعی، طرح سپر دفاع موشکی، اختلافات داخلی اعضاء، مبارزه با قاچاق موادمخدر، نیروی واکنش سریع هستند که ذیلابه برخی از چالش های مهم تر می پردازیم.
1) افغانستان
ناتو به صورت رسمی از سال 2003 فرماندهی نیروهای بین المللی در افغانستان را با هدف ایجاد ثبات، امنیت و آبادانی در این کشور برعهده گرفته است. لیکن در حال حاضر افغانستان همچنان عرصه جنگ و درگیری است و تروریسم به حیات خود در این کشور ادامه داده و در حال گسترش است. اکنون افغانستان چالش بزرگی برای نیروهای ناتو به ویژه آمریکایی ها است. دولت جدید آمریکا از یک سو نمی تواند شرایط امنیتی لازم را جهت کمک به ناتو در افغانستان فراهم آورد و از سوی دیگر، به لحاظ راهبردی نیز نمی تواند شاهد پیروزی دشمنان خود در این کشور باشد. شرایط کنونی ناتو در افغانستان و راه های خروج از این چالش، به اندازه ای برای این پیمان اهمیت دارد که برخی معتقدند سرنوشت ناتو برای قرن 21 در کوه های هندوکش (افغانستان) تعیین خواهد شد.
2) روسیه
چگونگی پیوند با روسیه و تعامل با این کشور نیز یکی دیگر از چالش های عمده ناتو است. دوره ریاست جمهوری «ولادیمیر پوتین» بی شک دوره تلاش برای اعاده اقتدار به روسیه بود و در راستای تحقق این هدف، مسکو ضمن اولویت بخشیدن به منافع ملی خود، سعی کرده است که با ناتو تعامل نیز داشته باشد. روسیه به هیچ وجه مایل به گسترش ناتو به سمت شرق نیست، زیرا منافع و امنیت ملی این کشور را در خطر قرار می دهد. واکنش های متقابل روسیه را می توان در مواردی چون استفاده از ادبیات تهدید در مقابل همسایگان خود، حمله به گرجستان، خروج یکجانبه از پیمان نیروهای متعارف اروپا و استقرار موشک در مناطق راهبردی مشاهده کرد. هر چند پیمان ناتو همواره تلاش کرد به روس ها اطمینان دهد، طرح گسترش جغرافیایی و نیز طرح سپر دفاع موشکی، تهدیدی علیه مسکو نخواهد بود، اما مقامات روسی قانع نشده اند به خاطر همین است که روس ها درصدد تقویت روابط خود با کشورهای خاورمیانه، آمریکای لاتین هستند و تلاش می کنند محورهایی چون روسیه- برلین، روسیه-پاریس و روسیه- چین را شکل دهند.
3) گسترش جغرافیایی و جهانیسازی
در سطح بین المللی، گسترش ناتو و پذیرش اعضای جدید در این پیمان، هر چند در راستای تامین اهداف و منافع بلندمدت آمریکا و شرکای غربی این کشور است، اما بدون تردید این اقدام تهدیدی علیه منافع و امنیت ملی، منطقه ای و بین المللی قدرت هایی چون روسیه، چین و ایران خواهد بود و این خود تنش و نزاع های سیاسی و حتی نظامی در سطوح گوناگون ایجاد خواهد نمود. براساس ایده جهانی سازی، ناتو باید درهای خود را به روی همه کشورهای دموکراتیک بازنماید و تبدیل به «پایگاه دموکراسی» شود، چرا که چالش های ناتو جهانی است، لذا اعضاء و همچنین، اقدامات باید جهانی باشند.
4) اختلافات داخلی
همپیمانان
ناتو در مورد اهداف، جهت گیری ها، قلمرو جغرافیایی و کار ویژه ها با بحران داخلی مواجه است. اصل اجماع، نابرابری اعضاء، شکاف نظامی، اختلاف در منافع و رقابت تاریخی دو طیف اروپا محور نیز ناتو را در عرصه هایی مانند افغانستان، خاورمیانه، گرجستان، عضویت اعضاء جدید و سپر دفاع موشکی با نوسان مواجه ساخته است.
5) امنیت انرژی
از سال 2006 موضوع امنیت انرژی به صورت جدی برای ناتو مطرح شد و در نشست سران، طی بیانیه ای از ناتو خواسته شد که توجه خود را به حوزه هایی که این پیمان می تواند ارزشی افزوده داشته باشد معطوف کند و از منافع امنیتی متحدان و تقویت امنیت زیرساخت های انرژی حمایت کند. این رهیافت مشخصا بعد از بروز بحران های گازی میان روسیه و کشورهای اروپایی به عنوان یکی از چالش های نوین امنیتی، در دستور کار این پیمان قرار گرفته است.
ناتو و ایران
گسترش حوزه جغرافیایی و کارکردی، پذیرش اعضای جدید، همکاری های وسیع نظامی، امنیتی و اطلاعاتی با برخی کشورهای منطقه، انعقاد قراردادهای دو جانبه و چند جانبه با آنها، برگزاری مانورهای مشترک و حضور مستقیم نظامی در برخی از کشورهای همسایه، شرایط جدیدی را در روابط ناتو و ایران به وجود آورده است. بی شک، ناتو به نوعی در حال آرایش نیروهای خود در اطراف مرزهای جغرافیایی ایران است و بر همین اساس لازم است ناتو به عنوان یک واقعیت موجود در مناطق پیرامونی کشورمان به دقت مورد ارزیابی قرار گیرد. گسترش ناتو به سمت شرق و نزدیکی به مرزهای کشورمان باعث شده است که یک فضای امنیتی و نظامی تازه ای برای ایران ایجاد و تاثیرات مستقیمی متوجه امنیت ملی ایران شود.
مسلما در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی ایران نمی تواند نسبت به این واقعیت بی توجه و یا کم توجه باشد. لذا، بهترین و مناسب ترین گزینه در مقابل تحرکات ناتو، نه «تقابل محض» و نه «تعامل صرف» است، بلکه باید تاکتیکی را در قالب «تعامل هوشمند و هدفمند» اتخاذ کرد. در این رویکرد، شاخص هایی مانند رصد کردن روند تحرکات پیمان، ارزیابی صحیح و واقع بینانه از شرایط جهت تصمیم گیری ها و اتخاذ واکنش های احتمالی از اهمیت فراوانی برخوردارند.
از رهگذر رویکرد تعامل هوشمند و هدفمند، می توان خصوصیت تهدیدآمیز بودن این پیمان را در برخی موضوعات و تحت شرایطی، به فرصت تبدیل کرد. یکی از مصادیق بارز آن نیز نیاز غرب و ناتو به خارج شدن از گرداب افغانستان و اذعان غربی ها به نقش و جایگاه ایران در روند تحولات و معادلات منطقه ای و به ویژه افغانستان است.
آینده ناتو
در شرایط کنونی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی در تلاش برای تبدیل شدن به سازمانی تقریبا جهانی است و با توجه به جایگاه برتر آمریکا در ناتو و نقش قدرتمند و اجرایی این سازمان در جهان، ناتو بیش از هر زمان دیگر، جهت تامین اهداف واشنگتن عمل خواهد کرد.
مطمئنا، چشم انداز آینده این پیمان متاثر از شاخص هایی مانند چگونگی تعامل میان اعضاء و نحوه برخورد و مدیریت چالش های موجود است