* به عنوان سؤال اول بفرمایید به چه علت شما به فکر جدا شدن از باقى جریانات اصلاح طلب (مجموعه دوم خردادى ها) شدید؟
** ما به یک معنا از بقیه جریان اصلاح طلب جدا نشدیم و به یک معنا مرزى بین ما وبین برخى از تشکل ها و گروه هاى اصلاح طلب به وجود آمده و این امر طبیعى است. ما در جریان گسترده اصلاح طلبى این مساله را حل کرده ایم که مى شود در یک جریان مردمى به نام اصلاح طلبى سلایق مختلفى وجود داشته باشد. البته من قبول ندارم که اختلاف سلیقه در حدى باشد که به بیرون از نظام هم تسرى پیدا کند و آنها را هم شامل شود، ولى در درون نظام و با حفظ اصول و چهارچوب هاى مورد قبول مردم و مقامات نظام و انقلاب اختلافات سلیقه اى، سیاسى و حتى حزبى هیچ مضر نیست. وقتى ما این را حل شده بدانیم آن وقت است که مى شود در یک جبهه به نام اصلاحات سلایق گوناگونى بگنجد. یک سلیقه، سلیقه حزب اعتماد ملى است که چارچوب هاى خودش را دارد و مقید است که زیر بناهاى فکرى، اعتقادى، اخلاقى و حتى فقهى، مورد توجه فوق العاده قرار بگیرد و معتقد است که زیر بناى حرکت سیاسى ما اندیشه و بینش اسلامى حضرت امام است. از سوى دیگر، کاملاً خودش را در درون نظام مى بیند، هر چند که در درون نظام ممکن است روزى هم منزوى شده باشد، روزى هم از قلمرو مدیریت و حکومت به حاشیه رانده شده باشد، ولى این به این معنا نیست که خارج از نظام باشد و یا اپوزیسیون باشد، خب این اعتماد ملى است. از شخص دبیر کل تا سایر اعضا چنین نگاهى دارند. خیلى از احزاب و گروه هاى اصلاح طلب با ما در این عقیده و سلیقه مشترک هستند. ممکن است مجموعه اى یا به صورت یک حزب و تشکیلات یا به صورت افراد اثرگذار سلیقه دیگرى داشته باشند. آنها معتقد باشندکه این قانون اساسى نمى تواند در جامعه فعلى کار برد داشته باشد و کار ساز باشد یا این نظام با ساختارى که دارد نمى تواند مفید باشد و حرکت اصلاحات را تحمل بکند و باید تغییرات اساسى و زیر بنایى در ساختار به وجود بیاید. در بین اصلاح طلب ها اندکى از این افراد هستند قدر مسلم اگر نگوییم برخى از احزاب چنین سلیقه اى را دارند حداقل بعضى از افراد چنین نگاهى را به نظام دارند و ما در این زمینه به شدت با آنها مخالف هستیم. از نظر فکرى و سلیقه اى، ما معتقد هستیم که مى شود در درون همین نظام اصلاحات را برقرار کرد. مى شود با همین قانون اساسى و در صورت امکان با تغییرات جزئى در حد تفسیر بعضى از اصول یا تغییر جزئى بعضى از اصول، ما این نظام را کارآمدتر بکنیم و مشکلاتى که الان وجود دارد برطرف کنیم. ما این نگاه را داریم آنها نگاه دیگر دارند.
به طور طبیعى از هم فاصله گرفتیم، فاصله ما نه به معناى این است که آنها اصلاح طلب نباشند یا ما اصلاح طلب نباشیم. به این معنا که نگاه هاى متفاوتى داریم، وقتى نگاه متفاوت بود همکارى ها هم کاهش پیدا مى کند به حداقل مى رسد. زمانى هست که دو حزب کاملاً با هم همفکر و هم عقیده هستند و در زمینه هاى مختلف با هم همکارى مى کنند. زمانى هم هست که دو گروه یا دو تشکیلات و یا حتى دو نفر، اختلافات اساسى با هم دارند. ممکن است به هیچ عنوان با هم همکارى نکنند یا ممکن است همکارى آنها کم باشد. ما در جریان اصلاحات چنین تفاوت هایى مشاهده مى کنیم و لذا مى بینید که احزاب اصلاح طلب بر قدر مشترک ها تکیه مى کنند. ولى موارد اختلافى و اختلاف نظرها را مطرح نمى کنند چون اگر مطرح کنند فاصله هاى زیادى بین آنها ایجاد مى شود یا در صورت مطرح شدن سعى مى کنند که روى آن پافشارى نکنند. به هر حال باز هم تاکید مى کنم ما با گروه هاى اصلاح طلب اختلاف اساسى نداریم. البته در بعضى از زمینه ها تفاوت فکرى داریم، ولى در جریان اصلاحات و در جرگه اصلاح طلبى با آنها همکارى مى کنیم و معتقد هستیم که مى توانیم بر وجوه مشترک تکیه کنیم و همکارى در این حد را با هم داشته باشیم.
* تفاوت شما (حزب اعتماد ملى) با دیگر احزاب دوم خرداد در چیست؟
** ببینید ما تفاوت هایى داریم. پافشارى ها روى یکسرى از مبانى است که نمى گویم همه احزاب دوم خرداد- چون همه آنها یک سلیقه ندارند- اما اکثریت گروه هاى دوم خردادى با ما همفکرند، منتها یک ارتباط سیاسى بین آنها یا بهتر بگویم یک ارتباط احساسى و عاطفى بین آنها به وجود آمده که متاثر از برخى افراد و گروه هاى مرجع و قدرتمند است، ولى اگر بخواهید این گروه ها را تجزیه و تحلیل کنیم و عقاید و سلایق آنها را مورد بررسى قرار بدهیم، من فکر مى کنم شاید بیش از ۹۰ درصد گروه هاى اصلاح طلب در زمینه مسائل اعتقادى، فکرى و اخلاقى با ما همراه هستند. آنها هم به شدت برحضرت امام و اندیشه هاى ایشان تکیه مى کنند. البته هیچ کس نیست در جامعه ما که در مرحله شعار و اظهارات، افکار امام و مبناى امام را نفى بکند، ولى در عمل برخى معتقدند که باید فراتر حرکت کنیم. ولى ما معتقد هستیم که امام همچنان پیشرو است و افکار و اندیشه هاى امام همچنان کارساز و کارآمد است؛ نه براى این نسل حتى نسل هاى آینده را هم مى تواند رهبرى کند و به پیش ببرد.
* نظر شما در رابطه با حمایت مشارکت وسازمان مجاهدین مهندس میرحسین موسوى چیست؟
** به هر حال آنها در تحلیلى که دارند به این نتیجه رسیده اند که در سایه آقاى مهندس موسوى بهتر مى توانند به مقاصدشان برسند. آنچه مسلم است این دو تشکیلاتى که شما گفتید، به خصوص بچه هاى مشارکت با مهندس موسوى همگونى و همسانى فکرى زیادى ندارند. در بسیارى از موارد اختلاف سلیقه دارند حالا چه شده که آقاى مهندس موسوى را حتى بر آقاى کروبى که همه مى گویند شیخ اصلاحات و در واقع بزرگ ترین بنیانگذار اصلاحات و دوم خرداد است ترجیح مى دهند. نمى دانم! من فکر مى کنم در بررسى هایشان به این جمع بندى رسیده اند که آقاى کروبى شخصیتى است که آنها نمى توانند در سایه او به برخى از اهداف و نتایج برسند، ولى آقاى موسوى چه بسا چنین ظرفیتى را داشته باشد. البته من معتقدم هر کس چنین تصورى داشته باشد کاملاً اشتباه مى کند؛ آقاى موسوى در عمق فکرى و اعتقادى، کاملاً با آقاى کروبى هماهنگ است و حتى حساسیت هایى که آقاى مهندس موسوى دارند آقاى کروبى ندارند.
امروز آقاى کروبى خیلى باز تر است تا آقاى مهندس موسوى و از این رو، من اگر به جاى آنها بودم تصمیم دیگرى مى گرفتم با این بینش که آقاى کروبى شخصیتى است که اگر مسوولیتى بر عهده اش گذاشته شود، به طور قطع و یقین، محدود و به صورت دگم عمل نمى کند و نگاهش نگاه حزبى نیست. تجربه نشان داده که نگاه آقاى کروبى در مدیریت خیلى باز و فراحزبى است.
به هر حال دوستان اشتباه مى کنند، شاید هم بعضى از تعصبات و عصبانیت هایى است که آنها دارند که چرا آقاى کروبى در موضع گیرى ها انتقاد کرده و تعداد اندکى را مقصر در شکست اصلاح طلب ها معرفى کرده است. از این نظر شاید عصبانى باشند و این عصبانیتشان موجب شده کارى کنند که درواقع به ضرر خودشان باشد و یک پشتوانه قوى که مى توانند در سایه او و به اتکاى او در درون نظام سربلند و عزیز باشند را از دست بدهند و به جهت دیگر گرایش پیدا کنند.
* مواضع و رفتارهاى شما در چند سال اخیر نشان مى دهد که شما با آقاى خاتمى میانه خوبى ندارید و به ایشان انتقاد دارید، در این رابطه توضیح دهید.
** ما با آقاى خاتمى شخصاً مساله اى نداریم. ما حداقل ۳۰ سال است که با آقاى خاتمى کاملاً رفیق هستیم. آقاى کروبى که شاید بیشتر از من، از قبل از انقلاب هم با ایشان رفاقت داشته اند، اتفاقاً هم من به آقاى خاتمى و هم ایشان نسبت به من علاقه متقابل داشته و داریم. من مساله اى را که به عنوان انتقاد به آقاى خاتمى همیشه داشتم در دوران اصلاحات و این را بارها و بارها به صورت شفاهى و مکتوب به ایشان یادآورى کردم. آقاى خاتمى یک سرمایه بزرگ براى ملت ماست.
این سرمایه در اختیار کل نظام باید باشد، به خصوص کل جریان خط امام و جریان اصلاح طلب و نباید این سرمایه در انحصار عده معدودى قرار بگیرد. اشکالى که من داشتم و دارم این است که تعدادى از افراد که براى خودشان در نظام هیچ جایگاهى را تصور نمى کنند و فکر مى کنند کار آنها به آخر رسیده و نظام به هیچ وجه آنها را نمى پذیرد خودشان را پشت سر آقاى خاتمى مخفى کردند و به نام ایشان حرف مى زنند، از وجهه و اعتبار آقاى خاتمى استفاده مى کنند و متاسفانه گاهى هم تصمیمات آنها یا قدرت آنها روى تصمیمات و دیدگاه هاى آقاى خاتمى اثرگذار بوده و هست. این اشکالى است که من همیشه به ایشان داشتم و به صورت مکتوب چند مرتبه به ایشان تذکر دادم و شفاهى هم بارها در دوران اصلاحات به ایشان عرض کردیم، الان هم عرض مى کنیم اگر آقاى خاتمى از آن دایره خارج شوند آن وقت ملت خواهند دید که خاتمى سرمایه بزرگى است که همه مى توانند از ایشان استفاده بهینه کنند و مى تواند در کل نظام اثرگذار باشد، حتى در جهان به مراتب بیشتر از آنچه درخشیده، بدرخشد.
* نسبت حزب اعتماد ملى با آقاى خاتمى در چیست و اختلاف این حزب با ایشان و یا به طور اعم با جبهه مشارکت بر سر چه مساله اى است؟
** حزب اعتماد ملى چیزى به جز آنچه من عرض کردم مطلب دیگرى ندارد، مطلب همان بود. به هر حال حزب که مجموعه اى از دوستان هستند که اگر نگوییم همه، اکثریت قریب به اتفاقشان با دبیر کل، با بنده، با سایر دوستان همفکرند آنها هیچگونه اختلاف و مخالفتى ندارند تنها انتقادشان همان انتقادى است که ما داریم و مطرح کردم.
* حال با در نظر گرفتن این مسائل، نسبت شما و حزبتان با مهندس موسوى چگونه است؛ اگر موسوى را واقعا قبول دارید چرا از ایشان حمایت نمى کنید و به نفع ایشان کنار نمى روید تا عامل تفرقه نشوید؟
** ما قبل از آنکه آقاى خاتمى و آقاى کروبى وارد صحنه شوند، ماه ها فکر کردیم، مطالعه کردیم در جلسات متعدد در اتاق فکر، در دفاترى که داریم، دفتر سیاسى و دفاتر دیگر در شوراى مرکزى ده ها ساعت مشورت، مطالعه و بررسى کردیم. در میان کسانى که در مظان کاندیدا شدن هستند، همه را مورد مطالعه قرار دادیم، حتى امتیاز بندى کردیم و بیشترین امتیاز را به آقاى کروبى دادیم؛ اعضاى حزب ما کار بسیار علمى و ریشه اى کردند. به هیچ وجه کارشان احساسى نبوده که چون دبیر کل ما هست ما راى مى دهیم بلکه فارغ از اینکه عضو حزب هستند و آقاى کروبى دبیر کل حزب هستند نشستیم بررسى ومطالعه کردیم، سناریوهاى مختلف را ترسیم کردیم و در مجموع به این نتیجه رسیدیم که صالح ترین و کامل ترین و شایسته ترین و مؤثرترین فردى که مى شود در این کشور براى ریاست جمهورى مطرح کرد، شخص آقاى کروبى است. با توجه به همه شرایط زمانى و مکلانى و مشکلاتى که در کشور و منطقه و جهان داریم، ما به این جمع بندى رسیدیم که تنها آقاى کروبى است که مى تواند این کشور را از برخى مشکلات نجات دهد و مى تواند این آب را به جوى ونهر خودش برگرداند. این ظرفیت را در شخصیت هاى دیگر به هیچ وجه احساس نکردیم و احراز نکردیم و نمى کنیم، اما به همه کسانى که به هر حال استعدادهایى دارند، لیاقت هایى دارند - چه بالفعل و چه بالقوه - احترام مى گذاریم. از هر جناحى چه جناح اصلاح طلب، چه جناح اصولگرا آنها هم ارزشمند هستند، آنها هم شخصیت هاى بزرگى دارند، ولى این به این معنا نیست که ما اصلح را فداى صالح کنیم.
تنها شخصیتى را که بین اصلاح طلب ها و بین اصولگراها با توجه به شرایط فعلى کارساز، مفید و منجى تلقى مى کنیم شخص آقاى مهدى کروبى است؛ از این رو، اگر آقاى خاتمى بود ما کوتاه نمى آمدیم الان هم که آقاى موسوى هستند کوتاه نخواهیم آمد. شخصیت هاى دیگرى هم باشند ما عقیده ونظرمان تغییر نخواهد کرد. ما دلیل داریم استدلال داریم، کار بسیار گسترده اى را انجام داده ایم، نظرمان نظر بسیار علمى و کارشناسانه اى است و مى توانیم آن را در دنیا بیان و اثبات کنیم که دیگران بسیار با آقاى کروبى فاصله دارند اصلا قابل مقایسه نیستند. بنابراین، این فکر و اندیشه کاملا منتفى است. از نظر ما، حزب ما و دوستان ما که حتى خارج از حزب هستند، ما به حقیقت رسیدیم، ما روشنایى روز را مى بینیم. ما به این نتیجه رسیدیم و تلاش مى کنیم و امیدواریم که پیروز هم بشویم و احساسى و براساس تعصب یا خصومت یا اختلاف با افراد تصمیم نگیریم، بلکه براساس فکر و اندیشه و مطالعه تصمیم بگیریم که این کار را کرده ایم.
* به نظر شما چرا کسانى که در دهه اخیر به حمایت از مهندس موسوى معروف بودند، امروز حاضر به حمایت از ایشان نیستند؟
** ببینید مهندس موسوى شخصیت عزیز و بزرگوارى است. ایشان شخصیتى است که در دوران دفاع مقدس و در دوران نخست وزیرى واقعاً کار کرده و موفقیت داشته است.
ولى امروز ۲۰ سال از آن ماجرا گذشته، شرایط کاملا متفاوت است، اقتضائات زمانى و نیازها و مطالبات مردم کاملا متفاوت است؛ گفتمان امروز کاملا متفاوت با آن زمان است. بسیارى از نیروهایى که در آن زمان در اختیار بودند، از صحنه خارج شدند و الان کارآمد نیستند یا اینکه دیدگاهشان عوض شده است. آن زمان حضرت امام بود، با آن قدرت عظیمى که وجود داشت و به شدت از مهندس موسوى حمایت مى کرد. آن زمان مجلس دوم و سوم- به خصوص مجلس سوم - که با قدرت از آقاى مهندس موسوى حمایت مى کرد، چهره ها و شخصیت هایى بودند که از ایشان حمایت مى کردند و مردم هم سطح انتظاراتشان بسیار پایین بود. امام فرموده بود ما فرزند رمضان هستیم و ما گرسنگى و ریاضت را از ماه رمضان گرفتیم آن زمان، زمان ریاضت کشیدن بود. الان انتظارات مردم بسیار بالا رفته. اگر الان مشکلى در کشور به وجود بیاید، ارزاق عمومى قیمتش بالا برود یا کمبودى یا اختلالى ایجاد شود براى مردم غیر قابل تحمل است. مردم انتظارات بسیار بالایى دارند. از آن طرف آن پشتوانه ها هم وجود ندارد بنابراین طبیعى است که تعدادى از آقایانى که آن زمان اعتقاد داشتند موفق ترین فرد براى کارهاى اجرایى ایشان است، اکنون دیدگاهشان عوض شود و شخص دیگرى را انتخاب کنند. کما اینکه جمعى از همان دوستان قدیمى بر عقیده سابقشان هستند ممکن است جمع دیگرى به آنها ملحق شده باشند. به هر حال زمانى که ما گفتیم سلیقه ها ودیدگاه ها فرق مى کند و آزادى هم هست، هر کس مى تواند آزادانه فکر کند و آزادانه حمایت کند؛ پس هیچ کس سرزنش نمى شود که چرا دیروز حمایت کردى، امروز حمایت نمى کنى، چرا دیروز صف بندى کردى در مقابل ایشان، الان مى خواهى حمایت کنى یا الان ایشان را مفید مى دانى یا برعکس.
* آیا شما این بار هم مانند دوره نهم طرح اقتصادى دارید یا خیر؟
** مرحله گذشته آقاى کروبى براى اولین بار وارد صحنه اى شد به نام انتخابات ریاست جمهورى و براى برنامه هاى خودش کار کرد و گروه اقتصاددانى را به کار گرفت و آنها با ایشان برنامه ریزى و همفکرى کردند و پیشنهاد طرح اقتصادى که از ۱۸ سال به بالا۵۰ هزار تومان ماهانه به آنها پرداخت مى کند را مطرح کرد.
در آن زمان ایشان این طرح را ارائه کرد و اگر به خاطر داشته باشد خیلى ها به استهزا مى گرفتند که از کجا این پول را مى آورد و به چه صورت مى دهد. برخى معتقد بودند این طرح تورم زاست، بعضى ها مى گفتند این یک طرح تبلیغاتى و غیر عملى است. اتفاقاً کارشناسانى که روى این طرح زحمت کشیده بودند در جلسات متعدد، توجیه اقتصادى این طرح را بیان کردند وگفتند که در بسیارى از کشورهاى پیشرفته این کار انجام مى شود و به مردم یارانه و سهمى از نفت و غیر نفت مى دهند. به خاطر دارم در آن زمان من در یکى از جلسات شرکت کرده بودم که بسیارى از کشورهاى پیشرفته غربى در آنجا شرکت داشتند و مبالغى را که مشخص کرده بودند آوردند که چه مبلغى را به افراد اختصاص مى دهند و این کار را آنها آن موقع انجام مى دادند. در مرحله دوم انتخابات ریاست جمهورى دوره نهم دیدیم کاندیداها، دو کاندیدایى که در مقابل هم قرار گرفتند همین وعده را دادند ما تعجب کردیم چرا که آنان معتقد بودند این یک طرح پوپولیستى است و همچنین غیر عملى است، چطور شد که یک مرتبه این طرح اجرایى شد. اکنون هم مى بینیم دولت که این همه امکانات را در اختیار دارد، جدیداً در آستانه انتخابات گفته بین ۵۰ تا ۷۰ هزار تومان به مردم مى دهد، یعنى آخرین تیرى که در ترکش داشته همان طرحى بوده که کاملا اقتباس از طرح آقاى کروبى است. اما این دفعه آقاى کروبى به گونه اى وارد صحنه شده که امکانات علمى وسیعى در اختیار دارد. تشکیلاتى به نام حزب اعتماد ملى که در تمام زوایاى کشور حضور دارد و بسیارى از فرهیختگان و نخبگان کشور عضو حزب هستند، حالا چه مرکزى و چه غیر مرکزى.
* آیا وعده اقتصادى کروبى همان ۵۰ هزار تومان است یا افزایش یافته است؟
** ببینید برنامه ایشان فقط بحث پول نیست. یکى از برنامه هاى ایشان سهام نفت است. ایشان مى گویند ما اصلا نفت را ملى مى کنیم. بنابراین آقاى کروبى طرح زیربنایى دارد، نه فقط ۵۰ هزار تومان، بلکه کارى مى کند که مردم غنى شوند و ریشه فقر از بین برود، او معتقد است ما باید فقر را از بین ببریم، وقتى فقر از بین رفت مسائل فرهنگى هم حل مى شود. آقاى موسوى شعار داد که گشت ارشاد را من جمع مى کنم، ایشان گفت نه من برنامه ام را که اجرا مى کنم اصلا گشت ارشاد هم جمع مى شود، یعنى دیگر فسادى در جامعه نیست قاچاق و فساد و بیکارى اینها همه جایشان را به تلاش و کوشش و جدیت مى دهد، کشور رشد فزاینده اى از یک جهت پیدا مى کند.
* مسائلى که شما مطرح مى فرمایید به مثابه مدینه فاضله و بسیار آرمانى به نظر مى رسد.
** خیلى آرمانى است، ولى عملى است. ما چون عمل نکردیم و فقط حرف زدیم فکر مى کنیم اینها صرفا آرمانى است و عملى نیست، ولى کاملا عملى است. کارشناسان دقت نظر کردند، چکش کارى کردند و آن را مورد بررسى قرار دادند. من در بعضى از جلسات بودم که چقدر روى این مسائل کار کردند.
* با در نظر گرفتن این تفاسیر شما فکر مى کنید اگر وعده اقتصادى ندهید راى مى آورید؟
** من معتقدم که امروز دیگرکاندیداى بدون برنامه راى نمى آورد و نباید هم راى بیاورد. مردم باید به کاندیدایى راى بدهند که در تمام زمینه ها برنامه داشته باشد، برنامه اى ملموس و مردمى در واقع برنامه اى است که کارشناسان آن را تایید کنند. اگر گفتند پول مى دهیم یا نفت را در اختیارت مى گذاریم باید کارشناسان آن را تایید و حمایت کنند. ازاین رو آقاى کروبى و غیر کروبى در صورتى موفق مى شوند و در صورتى مردم به آنها راى خواهند داد که در تمام زمینه ها چه اقتصادى و غیر اقتصادى داراى برنامه باشند.
* وضعیت نظرسنجى ها چطور است. بنا دارید به نظرسنجى ها اعتماد کنید یا خیر؟
** ببینید پدیده نظرسنجى پدیده علمى و واقعى است و به تعبیر علما طریق به واقع است، مى تواند بخشى از واقعیت ها را نشان دهد منتها نظرسنجى چند شرط دارد. اولا نظرسنجى باید علمى باشد نه غیر علمى که مبانى و قواعد خاصى دارد و باید براساس قواعدش عمل شود، ثانیا نظرسنجى باید کاملا بى طرفانه باشد و هدف از نظرسنجى رسیدن به واقع باشد نه القاى یک فکر. گاهى در مقام نظرسنجى انسان کارى مى کند که نظر را مى سازد. نظرسازى است نه نظرسنجى، همان طور که گاهى سوال کردن به گونه اى است که جوابش هم همراه سوال است یعنى سوالى مى کنند که دردل آن سوال جواب هم است یا آن جواب دهنده را به یک جهتى مى کشانند مثل شما خبرنگارها که گاهى سوال مى کنید و این سوال مى خواهد مصاحبه شونده را به جهتى بکشاند که ممکن است اصلاً میلش هم نباشد. در نظرسنجى هم این طور است گاهى سوالاتى که از مردم مى شود سوالاتى است که اصلا ناچارند یکسان جواب بدهند یعنى این سوال مردم را به سمتى هدایت مى کندکه یکسان جواب بدهند این نظرسازى است در واقع نظرسنجى نیست این القا و تحمیل یک فکر است علاوه بر این جامعه آمارى باید در یک سطحى باشد که قابل قبول و نشانگر یک جمعیت باشد. فرض کنید شما بروید در نماز جمعه نظرسنجى کنید یک جواب مى گیرید، بروید در سینما و تئاتر نظرسنجى کنید یک جور جواب مى گیرید، در دانشگاه یا مدرسه هم یک جور جواب مى گیرید بنابراین باید جامعه اى باشد که آیینه ابعاد مختلف جامعه باشد. علاوه بر این ایام انتخابات شرایط ثابتى نیست، در کشور هر روز یک نوع نوسان و اختلاف به وجود مى آید، ممکن است فردى امروز راى بالاى داشته باشد اما فردا معکوس شود یا راى پایینى داشته باشد فردا معکوس مى شود و تمام این ها بستگى دارد به این که آن فرد چگونه بتواند ارتباط برقرار کند و چگونه بتواند مردم را اقناع کند. ارائه برنامه و فضایى که به وجود مى آید همه این ها موثر هستند، بنابراین در جمع بندى، ما تفکر نظرسنجى را به جاى خودش قبول داریم منتها شرایط لازم باید در آن باشد ولى بعضى ها نظر سنجى را بهانه قرار مى دهند براى اینکه فکر خودشان را بر جامعه تحمیل کنند. مثلا در دوره گذشته آقاى کروبى کاندیدا شده بود، جمعیت هایى نظرسنجى مى کردند حتى برخى از نهاد هاى دولتى در نظرسنجى که کردند اکثریت قریب به اتفاقش خلاف واقع در آمد، بسیارى از آنها نظرسنجى کرده بودند آقاى کروبى کمترین راى را دارد و از نفر دهم هم پایین تر است. بعضى ها مى گفتند حداکثر از نظر تعداد بین ۵۰۰ هزار تا یک میلیون راى دارد، بالاخره معلوم شد که ایشان نفر سوم است. اگر حرف هاى ایشان را نپذیریم و اگر معتقد نباشیم که حق ایشان ضایع شده، حداقل نفر سوم بوده بنابراین معلوم شد که نظر سنجى هایى که شده بود اکثریتش یا نظرسازى بوده یا نظرسنجى علمى و واقع بینانه نبوده است.
* بعضى از اصلاح طلبان در انتخابات طورى موضع گیرى مى کنند که گویا آقاى کروبى اصلا وجود ندارد؟ به نظر شما علت این امر چیست؟
** به هر حال این شگرد هاى تبلیغاتى و این امر طبیعى است هر کسى که کاندیداى خاصى دارد از کاندیداى خودش دفاع و حمایت کند و تبلیغ کند، نه از کاندیداى دیگر. این یک شگرد تبلیغاتى و سیاسى است که در دنیا هم رایج است. کسى که خودش کاندیدایى دارد اسم کاندیداى دیگر را نمى برد. منتها ما به لحاظ این که ادعا مى کنیم مسلمان و انقلابى هستیم و ادعا مى کنیم که ما مى خواهیم آزادى و دموکراسى را در این کشور تقویت کنیم یا ادعا مى کنیم که عدالت و انصاف را ما مى خواهیم پیاده کنیم و ادعا هاى فراوان و بزرگى که داریم، خب با این ادعا ها آن وقت آن شگرد را به کاربردن، جواب نمى دهد و غیر واقعى است و با این ادعا ها سازگار نیست که ما بیاییم آقاى کروبى که یک چهره ریشه دار هستند و ۵۰ سال در انقلاب سابقه ندارد و ۳۰ سال در نظام و همیشه بار سنگینى از مسؤولیت بر عهده اش بوده، اسمى از او نبریم، بگوییم آقاى الف، آقاى ب، یا فقط آقاى الف دیگر نگویند یک آدم میمى هم در این جا وجود دارد.
این دیگر با آن شعار ها و ادعا ها مغایرت دارد به عنوان مثال در آمریکا رقیب آقاى اوباما اسم آقاى اوباما را نمى برد. ولى ما مسلمان هستیم، مى گوییم بله آقاى موسوى کاندیدا هستند و محترمند. آقاى کروبى دستور دادند روزنامه اعتماد ملى که با بودجه و نام ایشان اداره مى شود اخبار آقاى موسوى را هم پوشش دهند یا اخبار دیگران را هم بزنند اگر آقاى خاتمى بود، آقاى خاتمى را هم بزنید. خیلى ها اعتراض مى کنند یعنى چه؟ این روزنامه آقاى کروبى است و آقاى کروبى هم کاندیداست. ایشان مى گویند نه، انصاف، عدالت، اسلام، دین و آزادى ایجاب مى کند که به هر حال از آنها هم نامى ببریم شما کاندیداى خودتان را ترویج کنید ولى نامى هم از آنها ببرید. به خصوص این که برخى از آنها روزنامه ندارند یا روزنامه کم دارند. این ارزشى فوق آن مسائل است. اگر ما مى گوییم اصول و ارزش هاى یکى از آن ها این است که انسان پاى ایثار و فداکارى که رسید پایش نلغزد. ما معتقدیم که این هاست که ماندگار است.
این ها در تاریخ مى ماند والا ما مى توانیم فقط بگوییم یک کاندیدا و آن هم آ قاى کروبى است و اسم هیچ کس را نبریم. ما تخریب هم نمى کنیم. ما معتقدیم بقیه محترمند، عزیز هستند ولى ما مى گوییم ایشان عزیزتر هستند به نظر ما ایشان کارآمدتر هستند نه دیگران را تخریب مى کنیم و نه آنها را نادیده مى گیریم. این ارزشى است که آقاى کروبى، حزب و ما به آن پایبند هستیم. شاید معادلات سیاسى امروز این را نپسندد، ولى ما معتقدیم اسلام، دین، شرف و بزرگوارى ایجاب مى کند که ما این طور برخورد کنیم.