افزایش تحرکات طالبان اوضاع سیاسی و امنیتی پاکستان را تحت الشعاع قرار داده است و براساس گزارش های منتشره همزمان با افزایش قدرت طالبان روز به روز بر ابعاد بحران داخلی این کشور نیز افزوده می شود. در این میان سرنوشت زرادخانه هسته ای این کشور و آینده سلاح های اتمی پاکستان در صورت احتمال سقوط دولت به دست طالبان به موضوع مهم رسانه های خبری جهان و محافل سیاسی بین المللی طی روزهای اخیر تبدیل شده است .
موضوع از زمانی حساس شد که نیروهای طالبان مستقر در دره « سوات » بدون اعتنا به توافق نامه ای که با دولت مرکزی امضا کرده بودند شروع به پیشروی کردند و در اندک زمانی منطقه بزرگی را به تصرف درآوردند و حتی خود را به فاصله یکصدکیلومتری اسلام آباد مرکز حکومت پاکستان رساندند.
این پیشروی آنچنان برق آسا و غیرمنتظره بود که دولت مرکزی را به شدت نگران ساخت و موجب شد تا یوسف رضا گیلانی نخست وزیر طالبان را به لغو توافقنامه دره سوات و حضور مجدد ارتش تهدید کند.
توافق صلح بین طالبان و دولت در اواخر فروردین صورت گرفت و براساس آن مقرر شد که دادگاههای منطبق با شریعت البته با تفسیر طالبان در این منطقه تاسیس شود. در ازای این امتیاز دولت طالبان نیز می بایست سلاح خود را زمین بگذارد و از درگیری با نیروهای دولتی بپرهیزد. با اینحال ادامه حملات نظامی طالبان نشان داد که این گروه قصد ندارد به شرایط دولت تن دهد و چنین به نظر می رسد که توافق دولت با این گروه که به گونه ای عقب نشینی نیز تعبیر می شود این ظن را در طالبان ایجاد کرده است که می تواند با پیشروی امتیازات بیشتری از دولت مرکزی بگیرد و حتی چه بسا رهبران طالبان تصرف کل پاکستان را در ذهن می پرورانند.
در این میان دولت مرکزی گرچه تهدید به سرکوب طالبان کرده و طی روزهای اخیر نیز عملیات نسبتا گسترده ای علیه طالبان صورت داده ولی این تدابیر نتوانسته است نگرانی ها را از احتمال پیروز شدن طالبان از بین ببرد. بزرگترین دلیل آن نیز این موضوع است که اگر دولت مرکزی قادر به سرکوب طالبان بود هرگز حاضر نمی شد امتیاز بزرگ اداره منطقه « دره سوات » را به طالبان بدهد.
در این باره نوازشریف نخست وزیر سابق پاکستان چندی پیش هشدار داد که طالبان در صدد است بر تمامی پاکستان مسلط شود. همچنین برخی منابع غربی از جمله چند مقام آمریکایی نیز مدعی شده اند حکومت پاکستان طی چند ماه آینده به دست طالبان سقوط خواهد کرد.
مجموعه این تحولات طبیعتا نگرانی در مورد سلاح های هسته ای پاکستان را افزایش داده است .
گفته می شود پاکستان حدود 100 سلاح هسته ای دارد که در مناطق نامعلومی مستقر کرده است . پاکستان این سلاح ها را از اوایل دهه 1370 و با قصد مقابله و ایجاد توازن در برابر توان اتمی هندوستان ساخته و انبار کرده است . درست چند ماه پس از اینکه هندوستان اولین سلاح اتمی خود را آزمایش کرد پاکستانی ها نیز با انجام نخستین انفجار اتمی به جرگه کشورهای دارای تسلیحات هسته ای وارد شدند.
با اینکه پاکستان یک کشور اسلامی است و اکثریت قاطع آن را جمعیت مسلمان تشکیل می دهد به دلیل اینکه تاکنون دولتهای آن بدون استثنا با آمریکا هم پیمان بوده و یا رابطه نزدیکی با غرب داشته اند محل نگرانی برای واشنگتن نبوده است .
اکنون با تحولات جدید آمریکایی ها اعلام کرده اند که حتی اگر لازم باشد با مداخله مستقیم در پاکستان نخواهند گذاشت این سلاح ها به دست طالبان بیفتد.
درباره سیاستهای جدید آمریکا در پاکستان نکات قابل تاملی وجود دارد. واقعیت این است که آمریکائیها که بطور مستقیم وغیرمستقیم در ایجاد و رشد طالبان دخیل بوده اند اکنون نیز می کوشند با استفاده از فضای موجود و افزایش تهدیدها از سوی طالبان سوار بر موج شده و به این بهانه حضور گسترده و طولانی مدت خود در پاکستان را توجیه پذیر سازند.
بدیهی است آمریکائیها برای پاکستان دل نمی سوزانند و تنها در اندیشه تامین منافع منطقه ای خود هستند و از اینرو هرگونه گسترش دخالت آنها در پاکستان به بهانه تهدیدات طالبان غیرقابل توجیه است و نه تنها بحران این کشور را حل نمی کند بلکه آنرا عمیق تر و ریشه دارتر خواهد ساخت . اصولا از عوامل اصلی وضعیت فعلی پاکستان و رشد تفکرات طالبانی حضور و مداخله غیرقانونی آمریکا در پاکستان و افغانستان بوده است و قطعا تا زمانیکه این مداخلات ادامه دارد افراط گراها زمینه برای تقویت قدرت خود خواهند یافت و در چنین شرایطی امیدی به حل بحران پاکستان وجود ندارد.
مسلم است که دستیابی گروههای افراطی به تسلیحات هسته ای پاکستان برای این کشور و منطقه خطری بزرگ محسوب می شود ولی تهدید بزرگتر سیاستهای مداخله جویانه آمریکا و دیگر قدرتهای توسعه طلب است که با استراتژی های خود زمینه بروز چنین تهدیداتی را فراهم می سازند.