دکتر حسن حبیبی ـ رئیس بنیاد ایرانشناسی
امروزه برکسی پوشیده نیست که مطبوعات یکی از مهمترین دستاوردهای مدنی در زندگی بشر است. بیهوده نیست که آن را در دنیای مدرن رکن چهارم مردمسالاری دانستهاند. حتی عصر انفجار اطلاعات نیز با رسانههای گوناگونش نه تنها از ارزش مطبوعات نکاسته، بلکه مطبوعات با به کارگیری تکنولوژیهای نوین بر اهمیت خود افزوده است. اکنون میتوان تصور کرد در زمانی نه چندان پیشتر از یک صد سال، که مطبوعات تنها وسیلة ارتباط و اطلاعرسانی بوده است، این رسانه چه نقش کلیدی و پراهمیتی را ایفا میکرده است.از همین روست که آن را جمله منابع معتبر تاریخنگاری و مطالعات جامعهشناسی و علوم اجتماعی قرار دادهاند.1
تحولات خلیجفارس از عصر ناصری تا پایان دورۀ رضاخان
پس از یک دورة نا آرامی که در پی سقوط صفویه (1135 ـ 907 ق) در ایران رخ داد با روی کار آمدن افشاریه و زندیه(1160ـ1147ق) و زندیه (1210 ـ 1148 ق) و در ابتدای حکومت قاجارها، اندک آرامشی در کرانههای شمالی خلیجفارس حکمفرما شد. در سالهای مابین حکومت آقا محمدخان (1211ـ1210ق) تا دورة ناصرالدین شاه قاجار (1313ـ1264ق)، به دلیل توجه والی فارس ـ حسینعلی میرزا فرمانفرما ـ و شکلگیری نهادهای جدید قدرت، که به گونهای وابسته به حکومت مرکزی بودند، در جادههای پس کرانهای بندرعباسی و بندر لنگه، امنیت و آرامش نسبی ایجاد شد.2
در نیمة دوم سدة سیزدهم هجری یعنی از آغاز دورة سلطنت ناصرالدین شاه تا انقراض قاجاریه، مهمترین رویدادهای مرتبط با خلیجفارس را میتوان بدین شرح برشمرد:
مسأله بندرعباسی و بازگشت آن تحت نظارت کامل قاجارها،3 سقوط خاندان آل مذکور در بوشهر،4 توسعه و ترقی بندر لنگه به عنوان یکی از سه بندر مهم تجاری منطقه، نخستین تلاشهای ایران برای تأسیس قوای بحریه،5 مسألة بحرین6 افول قدرت امامان مسقط در بخشهای عمان متصالح،7 قدرتیابی خاندان سعود در سواحل خلیجفارس، شکلگیری امیرنشینهای کوچک کویت و قطر،8حضور پرقدرت انگلیس و روس استعمارگر، حضور قدرتهای جدید جهانی چون آلمان و فرانسه و اکتشافات نفتی در منطقة خلیجفارس.
هریک از این رویدادهای مهم سرچشمه و مسبب بسیاری از حوادث و تحولات بزرگ و کوچک بودهاند و بر سیمای سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی سواحل خلیجفارس و مناطق کرانهای و پس کرانهای آن تأثیر گذاشتهاند.
پس از انقراض قاجاریه، با قدرت یافتن حکومت مرکزی و، همچنین، برخی تحولات سیاسی و اقتصادی در کشور، وضعیت این مناطق شکل دیگری گرفت. اهم مسائل خلیجفارس در بین سالهای 1304 تا 1320 ش به این شرح است: چالشهای بریتانیا و ایران بر سر اروند رود، درخواست انگلیس از دولت ایران جهت ایجاد یک فرودگاه برای نشست و برخاست هواپیماهای خود، مسألة خط تلگراف بغداد ـ بمبئی. مسألة بحرین، مسألة جزایر ایرانی تنب بزرگ، کوچک و ابوموسی9 علاوه بر مشکلات ایران و بریتانیا، تقویت نیروی دریایی ایران و تشکیل ناوگان جنگی، افول امام مسقط و خارج شدن عمان از معادلات قدرت در خلیجفارس، و تحولات عمان متصالح، بحرین، کویت و قطر از جمله حوادث تأثیرگذار در نیمة اول سدة بیستم میلادی بهشمار میروند.10
جایگاه مطبوعات در مطالعات خلیجفارس
با توجه به اهمیت ژئوپلیتیک همیشگی خلیجفارس در طول تاریخ ایران بیشک این آبراه، در فرایند شکلگیری حوادث و رویدادهای سیاسی و مهمتر از آن، در سازوکار مناسبات اقتصادی ایران و منطقه، تأثیر عمیقی داشته است. بسیاری از تحولات سرزمین ایران ریشه در تغییرات و تحولات خلیجفارس دارد. بیهوده نیست که دستکم طی چهار سده هر قدرتی که داعیة جهانی شدن داشته، در جستوجوی ثروت و موقعیت سیاسی رهسپار خلیج فارس شده است، پرتغالیها، هلندیها، فرانسویها، انگلیسیها، روسها، و آمریکاییها، هریک به فراخور قدرت خود، روزگاری چند در این آبراهه به ماجراجوئی پرداختهاند؛ به گونهای که، همراه با مسائل بومی خلیجفارس، تاریخی بس پرفراز و نشیب را برای این خطة ثروتمند جهان رقم زدهاند. از اینرو طبیعی مینماید که مسائل مربوط به خلیج فارس، در اسناد و مدارک حکومتی، کتابها و منابع گوناگون بازتاب یابد.
مطبوعات فارسیزبان در دورة مورد مطالعه، حضور بسیار پررنگی در عرصة اجتماع، سیاست و اقتصاد ایران داشته و خلیج فارس نیز، با توجه به اهمیتش صفحاتی از روزنامهها را به خود اختصاص داده است. روزنامه یا کانونهای مطبوعاتی را با توجه به کمیت و کیفیت مطالب آنها نسبت به خلیج فارس، طی دورة زمانی موردنظر، میتوان به شرح زیر دستهبندی کرد:
1) روزنامة حبلالمتین: هرچند روزنامة وقایعاتفاقیه احتمالاً نخستین روزنامهای است که تحت عنوان «اخبار ولایات»، اخباری نیز مربوط به بوشهر، محمره [خرمشهر]، بندرعباس و... را درج کرده است. اما وقتی سخن از مطالب روزنامهها دربارة خلیج فارس میرود، باید به روزنامة وزین حبلالمتین توجه کرد. حبلالمتین از جمله روزنامههای نادری است که سیوهفت سال در تاریخ مطبوعات فارسیزبان، در ایامی که روزنامهها چون قارچ میروییدند و به سرعت از پای درمیآمدند، نقشی بسیار مؤثر و مفید ایفا کرد و، مدیرش از این منظر جای مهمی در تاریخ مطبوعات ایران دارد.11 حبلالمتین را با توجه به نکات زیر میتوان آیینه تمامنمای تحولات و اخبار اجتماعی ـ اقتصادی و سیاسی خلیج فارس دانست.
اول اینکه محل انتشار آن، کلکته، به سبب حضور قوی کمپانیها، بانکها و منابع خبری انگلیسیها در هند، کانون اطلاعات روزگار خود بود: «وقایعنگاران حبلالمتین وقایع خلیج فارس را هرهفته کاملاً به اداره اطلاع میدهند.»12
علت دوم را باید در اهمیت خلیج فارس نزد انگلیسیها و حضور نمایندگان کمپانی و بازرگانی آن کشور در منطقه دانست. این امر سببِ انعکاس وسیع اخبار خلیج فارس در هند میشد. در این مورد هم، طبق نوشتة حبلالمتین، کلکته یکی از کانونهای بزرگ و مهم اطلاعرسانی در جهان روزگار خود بوده است.13
سوم، مراوده و ارتباط وسیع مؤیدالاسلام با بازرگانان حوزة خلیج فارس به ویژه تجار بنادر بوشهر، لنگه و بندرعباس است.
چهارم ایجاد دفاتر نمایندگی روزنامه در بوشهر، بندرعباس و بندر لنگه که باعث ارتباط میان این مناطق و دفتر مرکزی روزنامه میشد. به همین دلیل، آثار قلمی اندیشمندان این نواحی با عناوینی چون «مکتوب از بوشهر»، «مکتوب از بندرعباس» و... در روزنامه منعکس شده است.
پنجم، اهمیت و اعتبار حبلالمتین بود که توجه بسیاری از نویسندگان، روزنامهنگاران و حتی سیاسیون را به خود جلب کرد.
ششم، در دورة مورد نظر و سالهای پس از آن، در عصر شکوفایی چاپ فارسی در هند، در اکثر شهرهای مهم این کشور چاپ فارسی موجود بود. یک بررسی تقریبی نشان میدهد که تعداد چاپخانههایی که به چاپ فارسی میپرداختند از صد مطبعه بالاتر بوده است که نشان از رونق روزنامهنگاری فارسیزبان در هند دارد.14
مطالعة تاریخ خلیج فارس، در سالهایی که حبلالمتین به چاپ میرسید، بدون بررسی مطالب این روزنامه چندان مقرون به واقعیت نخواهد بود. به همین دلیل، بیشتر مطالب این کتاب از حبلالمتین است.
همچنین این نوشتار در نظر دارد تا مؤیدالاسلام کاشانی15 مدیر روزنامه را به عنوان نخستین خلیجفارسشناس ایرانی معرفی نماید؛ چرا که نوشتههای وی به ویژه در سرمقالههای آتشین اش از لحاظ تاریخی مقدم بر کتابهای سدیدالسلطنه است. آنچه به مؤیدالاسلام در شرح حال وی دربارة خلیجفارس مربوط میشود در سال 1305ق/1808م، با کسب اجازه از میرزای شیرازی مجتهد بزرگ به بندرعباس رفت و در آنجا بود که با سیدجمالالدین اسدآبادی آشنا شد. مؤیدالاسلام یک سال و نیم در صفحات خلیج فارس به سیاحت مشغول بود و اطلاعات و ارتباطات مناسبی در این نواحی به دست آورد.16 از سوی دیگر میدانیم که مؤیدالاسلام در کلکته در امور مطبوعاتی بسیار فعال بوده است، چنانکه حتی مطبعهای نیز در آن شهر تأسیس کرده بود. برخی از کتابهای مرتبط با خلیج فارس در این مطبعه به چاپ رسیدهاند، از جمله کتاب منحصر تاریخ بصره تألیف میرزاحسنخان نصرهالوزراه است که در شمارة 12 از سال بیستم، روزنامة حبلالمتین آن را معرفی کرده است.17
مؤیدالاسلام در روزنامهاش، بارها و بارها و به کرات دربارة اهمیت خلیج فارس و سیاستهای بیگانگان به ویژه بریتانیا هشدار داده است.18 عمق اطلاعات وی جالب و پیشبینیهایش گاه شگفت است.19تمام سرمقالههای مؤیدالاسلام دربارة خلیجفارس که به راستی خود یک کتاب است، در این مجموعه مشخص شدهاند و قلم محکم و متین وی حکایت از سوز درونی یک ایرانی آگاه و وطندوست میکند. به عنوان نمونه مینویسد:
«البته واقفان رموز سیاست از این دو عنوان کاملاً استنباط نکات سیاسیه را خواهند نمود ـ وظیفة ما گفتن است، اگرچه میدانیم نشنیده و نخواهند شنید، بلکه برای نشنیدن این سخنان بود که در ایران حبلالمتین را توقیف نمودید و برای بلند نشدن همین صداها به لغت فارسی است که سعی مینمایند در کلکته نیز ادارة حبلالمتین مسدود شود، همیشه گفته و باز هم میگوئیم در آینده هم توفیق گفتن از خدا میخواهیم.»20
همین روشنگریها و حمله به سیاستهای استعماری بریتانیا بود که باعث شد تا حبلالمتین توسط حکومت انگلیسی هند گرفتار توقیف شود. این توقیف از 1295 ش تا اوایل 1303 ش به مدت هشت سال بهطول انجامید.21
2) مطبوعات بومی: بعد از حبلالمتین، مطبوعات چاپ فارس و جنوب در این زمینه از جایگاه ویژهای برخوردارند. در میان شهرهای ایالت فارس، طی دوران قاجاریه و پهلوی اول، دو شهر شیراز و بوشهر در امور سیاسی و فرهنگی، از جمله توجه به انتشار مطبوعات، همت و تلاش بیشتری به خرج دادهاند؛ تا اندازهای که در تمام دورة قاجاریه در این ولایت تنها این دو شهر به چاپ روزنامه همت گماردند.22 اهمیت شیراز درتاریخ مطبوعات ایران از آنجا مشخص میشود که پس از تهران و تبریز، سومین شهری بود که روزنامه در آن به چاپ رسید.23 آمار روزنامههای شیراز در دورة ناصرالدینشاه، یک روزنامه؛ مظفرالدینشاه، دو روزنامه؛ محمدعلیشاه، پنج روزنامه؛ احمدشاه، بیست و شش روزنامه؛ و از کودتا تا تاجگذاری رضاشاه، بیست و چهار روزنامه است.24 شمارگان روزنامههای فارسی در این دوره میان پانصد تا هزار نسخه بوده است.25 نخستین روزنامه فکاهی ایران به نام طلوع26 در بوشهر تولد یافت.
در کتاب صد سال مطبوعات بوشهر، در این باره، چنین نوشته شده است:«اگرچه براساس پژوهشهای جدید انجام شده نخستین مجلة فکاهی ایراننامة فکاهی دروغ نام داشته که به مدیریت میرزا احمد فیلی دوافروش در سال 1297ق / 1880 م در مازندران منتشر شده است، اما از آنجایی که این مجله در تیراژ محدود برای خواص و دولتمردان چاپ میشده است میتوان مجله طلوع را اولین نشریة فکاهی در تاریخ مطبوعات ایران تلقی کرد که بهطور عام منتشر شده و تیراژ آن نیز نسبتاً زیاد بود.»27
روزنامة مظفری چاپ بوشهر نیز از جمله مطبوعات ارزشمند خطة جنوب است و میتوان در مطالعات مربوط به خلیجفارس از آن بهرهگیری کرد. مظفری در منطقهای از خلیجفارس به طبع میرسید که به سبب اهمیت ژئوپولیتیک خود و وجود دفاتر نمایندگیهای کمپانیها و حضور ماموران خارجی، این امکان را مییافت تا اخبار و تحلیلهای مستندی از مسائل مربوط به خلیجفارس به دست دهد. مظفری ماهیتی ضداستبدادی و ضداستعمار بریتانیا داشت28 و به همین دلیل چندین بار توقیف گردید. از آنجایی که مظفری مقارن با جنبش مشروطهخواهی در ایران به چاپ رسیده است، اطلاعات بسیار ارزندهای را دربارة تاریخ انقلاب مشروطیت در فارس به دست میدهد:
اما در میان مطبوعات چاپ فارس، هیچیک به اندازة استخر اهمیتی نخواهد داشت. این روزنامه به مدت سی سال به چاپ رسید که حکایت از تلاش و همت بنیانگذار آن، سیدحسن استخر، میکند. صدر هاشمی در این باره مینویسد: «برای یک کشور عقبمانده مانند کشور ایران، سیسال روزنامهنگاری کار بسیار مشکل و پرزحمتی است. مدیر روزنامه باید خیلی فداکاری و از خودگذشتگی نشان بدهد تا بتواند مدت سیسال به حیات نامهنگاری خود ادامه بدهد.»29
اهمیت استخر در استمرار طولانی مدت آن است؛ چرا که اگر وقفة طولانی آن را از 1306 تا 1321 را کسر کنیم، استخر به مدت سی سال سیر تحولات جنوب ایران را در خود به یادگار نگاه داشته است. در بررسی روزنامة استخر باید در نظر داشت روش درج مطالب در آن خبری است، از همینرو در آن کمتر با مطالب مقاله مانند مواجه هستیم. اما از حیث اخبار مربوط به خلیجفارس، خواننده خود را با انبوهی از اطلاعات روبهرو خواهد دید که البته بیشتر فراوانی مطالب روزنامه مربوط به سالهای پس از 1321 ش است. شیوة گردانندگان استخر بیشتر بر پایة احتیاط بود تا تهور. به همین دلیل، جستوجوی مطالب انتقادی و مقالات تند و آتشین علیه حکومت و بریتانیا در آن امری بیهوده به نظر میرسد.
روزنامة دیگری که در شیراز به چاپ میرسید و از حیث مطالعة مسائل اجتماعی ولایات فارس، به عنوان مناطق کرانهای و پس کرانهای خلیجفارس، مفید به نظر میرسد، گلستان30 است که مدت چهل و پنج سال دوام آورد و با رویکردی ملی در نگارش مطالب میتواند در مطالعات خلیجفارس حائز اهمیت باشد.
در اهمیت روزنامههای چاپ فارس وجنوب میتوان به این نکتة مهم اشاره کرد که این دست روزنامهها به سبب نزدیکی رویدادها و حوادث خلیجفارس، در زمره منابع دست اول محسوب میشوند. به واقع آنچه در این روزنامهها به رشتة تحریر در آمدهاند را میتوان نزدیکترین منبع به این جریانات دانست. در مطالعة روزنامههای چاپ دیگر مناطق، حتماً باید در نظر داشت که تاریخ چاپ مطالبی که بدون ذکر تاریخ واقعه درج شدهاند، میتواند گاه تا حدود یک ماه، پس از زمان رخداد آن حادثه باشد. در حالی که تاریخ انتشار همین مطالب در روزنامههای چاپ جنوب ایران به فاصلة بسیار اندکی از اصل رویداد بوده است.
نمونة قابل اشاره در این باره، مطلبی است از روزنامة جنوب31 به تاریخ یکشنبه 10 ربیعالاول 1329 ق / 11 مارس 1911م، با عنوان «از بنادر مینویسد»، این مطلب مربوط به همان هفته و در خصوص اقدام کمپانی انگلیسی تلگراف بوشهر است که عین همان خبر با فاصلة نسبتاً زیادی در روزنامة چهرهنما،32 چاپ قاهره به تاریخ 2 ربیعالثانی 1329/2 آوریل 1911م به چاپ رسیده است. نمونههای دیگری از این دست را نیز میتوان ذکر کرد، برای مثال، اخبار مدرسة سعادت بوشهر ابتدا در روزنامة مظفری چاپ بوشهر منتشر میشده است و سپس از روی آن، مورد استفادة روزنامههای دیگر قرار میگرفته است. مطلبی را روزنامة مظفری بوشهر دربارة «مدرسة مظفری سعادت» آورده که در اول شوال 1320 ق / اول ژانویه 1903 م به چاپ رسیده است.33 این مطلب، بدون اضافه و کم، متنی است که روزنامة حبلالمتین با عنوان «مدرسة مظفری سعادت بوشهر» به تاریخ 10 ذیقعده 1320 ق / 9 فوریه 1903م به دست چاپ سپرده است.34
با توجه به موارد متعددی از این دست، محقق در مطالعة مسایل مربوط به خلیجفارس، در میان مطبوعات دو نکته را باید در نظر داشته باشد:
الف) شرح رویدادها و تحلیل و تحولات، پیش از ذکر در هر یک از منابع تاریخنگاری، ابتدا در مطبوعات متجلی میشوند. حتی مطبوعات برگزارشنویسی یا خاطرات روزانه نیز از حیث زمان چاپ مقدماند.
ب) مطبوعات با توجه به مکان چاپ و دوری و نزدیکی نسبت به حوادث و رویدادها، از جهت اولویت زمانی و دقت در ارائه مطالب با یکدیگر تفاوت دارند.
3) مطبوعات چاپ خارج از ایران: سوای حبلالمتین از دیگر کانونهای مطبوعات فارسی زبان خارج ایران باید از کشور مصر یاد کرد. از آنجا که سرزمین مصر در انتقال تمدن اروپایی به جهان اسلام و ایران، به دلیل تماس مستقیم این کشور با جهان غرب، بعد از تهاجم نظامی ناپلئون و حضور نظامی انگلیسیها در آنجا، پیشگام است، زمینة انتشار روزنامه در آن، چه به لحاظ فنی و صنعتی و هم به لحاظ فکری و اجتماعی، بیشتر فراهم بوده است.35
از جمله روزنامههای معتبر و مشهور مصر میتوان به حکمت، ثریا36 پرورش، چهرهنما، کمال،37 رستاخیز38 و سودمند39 اشاره کرد. اهمیت روزنامههای چاپ مصر، در ابتدا از جهت دسترسیشان به مطالب صحیح و موثق و سپس از لحاظ تأثیر اندیشهها و جریانهای فکری پدید آمده در مصر در دماغ اندیشمندان و روزنامهنگاران ایرانی آن روزگار است. بیشک تفکرات شبلی شمیل (1917ـ1850م)، روزنامهنویس و اندیشمند مصری که مقالات وی در مجلة المقتطف شهرت دارد، همچنین حضور احیاگر اندیشههای اسلامی سیدجمالالدین اسدآبادی (1314ـ1254ق) در مصر و تربیت نسلی از نواندیشان مسلمان چون شیخ محمد عبده، محمد رشید رضا و عبدالرحمن الکواکبی، که حاصل تفکرات آنها در روزنامههای عروة الوثقی،40 الوقایع المصریه،41 المنار 42 و فرات43 به زبانهای عربی درج میشد، تأثیر عمیقی بر اندیشة فارسینویسان مصر گذاشته است. از حیث مطالعات خلیج فارس، روزنامههای ثریا و چهرهنما، اهمیت دارند. البته در سایر روزنامهها نیز مطالبی دربارة خلیجفارس دیده میشود؛ از جمله هفتهنامة پرورش تصویر دقیقی از ویرانیهای بنادر خلیجفارس در عصر مظفری به دست میدهد44 و حکمت از اقدامات موذیانه و سیاستهای مغرضانة انگلیسیها در محمره [خرمشهر] و بوشهر به درستی شکوه سر میکند.45
گذشته از مصر، استانبول نیز از کانونهای بااهمیت روزنامههای خارج از ایران بودهاند. روزنامة اختر را باید نمونة شاخص این مقوله دانست. اختر نخستین روزنامهای است که از سال 1292ق در خارج از کشور به دست چاپ و نشر سپرده شده است. علاوه بر استانبول قانون میرزا ملکمخان نیز در لندن به چاپ میرسید.
روزنامههای چاپ خارج از کشور از حیث سهولت و دسترسی به روزنامههای خارجی و منابع خبری بینالمللی، بر روزنامههای چاپ داخل کشور برتری دارند.درصد حجم مطالب و نزدیکی زمانی، درخصوص نقل اخبار بینالمللی روزنامههای معتبری چون تایمز46 انگلیسی، نوو ورمیای47 روسی و همچنین دیگر روزنامههای فرانسوی، عربی و ترکی در روزنامههای چاپ خارج کشور قابل توجه است. از این گذشته، خبرگزاریهای جهانی، تازه پا به عرصة وجود گذاشته بودند و روزنامهها استفادههای زیادی از آنها میکردند. سه خبرگزاری عمده در دورة موردنظر، خبرگزاریهای فرانسوی هاواس،48 آلمانی ولف،49 و انگلیسی رویتر50 بودند.پروین دربارة خبرگزاری رویتر مینویسد:«بزرگترین حوزة عمل را رویتر در اختیار داشت و به سبب امتداد فعالیتش تا هند و بهرهگیری از شبکة تلگرافی هندواروپ که از خاک ایران میگذشت، خبرپراکنی آن مورداستفاده ایرانیان نیز قرار میگرفت...»51
اخبار از طریق خطوط تلگراف در اختیار روزنامهها قرار میگرفت و اغلب آنها ستونی را به اخبار تلگرافی اختصاص میدادند.
4) مطبوعات چاپ آلمان: یکی دیگر از کانونهای مهم مطبوعات که در مطالعات خلیجفارس نیز به کار میآید، در آلمان قرار داشته است. مهاجرت تعداد زیادی از اندیشمندان و فعالان ایرانی از حدود سال 1915م، یعنی پس از آغاز جنگ جهانی اول، باعث انتشار روزنامههایی در کشور آلمان بهویژه در مرکز تجمع ایرانیان، شهر برلین شد. سیدحسن تقیزاده، محمدعلی جمالزاده، ابراهیم پورداوود، غنیزاده، عزتالدوله هدایت، ابوالحسن علوی، ابراهیمزاده، کریم طاهرزاده، حسین کاظمزاده ایرانشهر، محمد قزوینی، مشفق کاشانی و... از جمله ایرانیانی بودند که مقارن با این ایام در آلمان به سر میبردند.
در روزنامة کاوه (دورة جدید)، مطالبی چند دربارة خلیجفارس و لزوم توجه سیاستمداران ایرانی به آن دیده میشود و، از آنجایی که این روزنامه طی مقالات مفصل به معایب و عملکرد دولت ایران پرداخته است، اشاراتی نیز به خلیج فارس دارد. نیز مجلة ایرانشهر، توجه خود را به فرهنگ و تمدن همچنین توسعة آموزش و رفاه عمومی در خلیجفارس معطوف داشته است.52 این دست روزنامهها به سبب اینکه توسط دانشمندان ایرانی و نه صرفاً روزنامهنگاران پدید آمدهاند، از نظر جنبههای تحلیلی از ارزش بیشتری برخوردارند؛ نمونههایی از آنها در همین مجموعه آمده است.
بنابراین، مطبوعات چاپ خارج از کشور غالباً درک صحیحتر و تحلیلهای عمیقتری نسبت به سیاستهای قدرتهای استعماری بهویژه روس و انگلیس دربارة خلیجفارس داشتهاند و از این حیث مطالب آنها مربوط به سیاستهای جهانی قابل اعتناتر است.
5) مطبوعات چاپ تهران: آخرین جایگاه را میبایست در پایتخت جستوجو کرد. روزنامههایی چون وقایعاتفاقیه، دولت علیه ایران، ایران، اطلاعات و... نگرش رسمی حکومت را نسبت به مسائل خلیجفارس منعکس میکردهاند.
در اینگونه روزنامهها معمولاً اخبار نابهسامانیها، تحلیلهای مخالف با منافع دولت مقالاتی که نقادانه به مسائل خلیجفارس پرداخته باشند کمتر به طبع رسیدهاند. خواننده در جایجای این کتاب و، به عنوان نمونه، با مقایسة مطالب روزنامههای ایران یا اطلاعات با مطالب حبلالمتین یا چهرهنما به سهولت به این نکته دست خواهد یافت؛ اما هرگز نمیتوان به این علت این مطالب را فاقد ارزش علمی دانست. در بررسی مطالب مربوط به خلیجفارس، روشن شدن رویکرد رسمی حکومت نسبت به مسائل مختلف این آبراهه قطعاً در حد خود با ارزش است؛ مانند مطالب روزنامة اطلاعات در مورد مسائل کلان سیاسی و مناقشات دولت رضاخان بر سر خط هوایی جنوب، خط تلگراف به هند، مسئلة بحرین، موضوع پراهمیت جزایر سهگانه، خط مرزی ایران در اروندرود، و... این روزنامهها جهت دانستن مصوبههای مجلس و هیئت دولت، تصمیمهای سیاسی و اقتصادی رجال سیاسی و عقد قراردادهای رسمی میتوانند مورداستفادة فراوان قرار گیرند.
نتیجه
این پژوهش حاصل گردآوری بیش از بیست هزار صفحه اطلاعات مربوط به خلیجفارس از میان روزنامهها در قطعهای مختلف است.جایگاه مطبوعات در مطالعات خلیجفارس را میتوان به شرح زیر خلاصه کرد:
1ـ مطبوعات، با پرداختن به موضوع خلیجفارس در عرصههای گوناگون، از جمله منابعی بهشمار میروند که دارای عملکردی بین رشتهای هستند.
مقصود از عرصههای مختلف، ارائة مطالب در حوزههای مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است. هر یک از این حوزهها نیز موضوعات متنوع فراوانی را دربرمیگیرند.
2ـ روزنامههای غیردولتی نوعی سند اجتماعی برای بررسی خلیجفارس و تاریخ ایران محسوب میشوند و میتوانند پژوهشگر را، در مطالعة تاریخ، از مراجعة صرف به اسناد حکومتی رهایی بخشند و همراه با سندهای اخیر، پژوهشهای خلیجفارس را کامل کنند. از سوی دیگر روزنامههای دولتی به خوبی دربردارندة زاویة نگرش حکومت به مسایل خلیجفارس هستند53.
3ـ مطبوعات، آیینة تحولات غیرسیاسی به ویژه اقتصادی54 و اجتماعیاند55 و تا حدودی کاستیهای مطالعات خلیجفارس را در منابع دیگر جبران میکنند.
4ـ در بررسی منابع تاریخی مرتبط با خلیجفارس، از انقلاب مشروطیت تا سقوط قاجاریه، با فقدان منابع مطالعاتی در این حوزه مواجهیم که، مطبوعات تا حدودی جانشین دادههای آن سنخ مطالعات خواهند بود.
روزنامهها، با تنوع تحلیل و آرای گوناگون در مطالعات خلیجفارس، نظرگاههای گوناگون و گهگاه نوینی را مطرح میکنند و راهنمای پژوهشگر و خواننده خواهند بود.
5ـ نزدیکی مطالب روزنامهها با وقوع حوادث ارزش و سندیت خاصی به آنها میدهد.
6ـ مطبوعات سلسلهوار و بیوقفه اطلاعات مربوط به خلیجفارس را، از یکصدوپنجاه سال پیش به این سو، بیکم و کاست در اختیار خواننده و پژوهشگر قرار میدهند. از اینرو، به شکل بیمانندی مسیری از حوادث خلیجفارس را طی مدت پیش گفته ترسیم میکنند.