نوامبر 2007
دفتر مدیر اطلاعات ملی
مدیر اطلاعات ملی به عنوان رئیس جامعه اطلاعاتی عمل میکند. برنامه اطلاعات ملی را مدیریت و نظارت کرده و مشاور اصلی رئیس جمهور، شورای امنیت ملی و شورای امنیت داخلی در امور اطلاعاتی است.
دفتر مدیر اطلاعات ملی مسئولیتهای زیر را به عهده دارد:
- یکپارچه کردن ابعاد خارجی و داخلی اطلاعات آمریکا به منظور آنکه هیچ اختلافی در درک ما از تهدیدها علیه امنیت ملیمان نباشد
- ایجاد عمق و صحت بیشتر در تحلیلهای اطلاعاتی
- اطمینان از اینکه منابع اطلاعاتی آمریکا نشاندهنده توان آینده و نتایج کنونی باشد
شورای اطلاعات ملی
شورای اطلاعات ملی از زمان ایجاد در سال 1973، به عنوان پلی بین جوامع سیاسی و اطلاعاتی، منبع اطلاعات عمیق حقیقی درباره مسائل مهم امنیت ملی و نقطه مرکزی همکاری جامعه اطلاعاتی عمل کرده است. هدف اصلی شورای اطلاعات ملی آمریکا فراهم کردن بهترین، غیرمتعصبانهترین و صریحترین اطلاعات برای سیاستگذاران، بدون توجه به این است که آیا قضاوتهای تحلیلی با سیاست آمریکا همخوانی دارد یا خیر.
عملکردهای اولیه این شورا عبارتند از:
- حمایت از مدیریت اطلاعات ملی در نقش خود به عنوان مشاور اصلی امنیتی رئیس جمهوری و دیگر سیاستگذاران ارشد.
- رهبری تلاش جامعه اطلاعاتی برای تولید ارزیابیهای اطلاعاتی و دیگر محصولات شورای اطلاعات ملی که شامل نگرانیهای امنیت ملی مهم میشود.
- ایجاد نقطهای مرکزی برای سیاستگذاران، مخالفان جنگ و رهبران کنگره به منظور ارائه پاسخهایی برای سوالات مهم در جامعه اطلاعاتی.
- دسترسی به کارشناسان غیردولتی در بخشهای دانشگاهی و خصوصی و استفاده از تحلیلهای جایگزین و ابزارهای جدید تحلیلی برای گستردگی و تعمیق چشمانداز جامعه اطلاعاتی.
ارزیابیهای اطلاعات ملی و روند آن
ارزیابیهای اطلاعات ملی، معتبرترین قضاوتهای مکتوب جامعه اطلاعاتی درباره مسائل امنیت ملی است و به منظور کمک به رهبران غیرنظامی و نظامی آمریکا برای تدوین سیاستهایی به منظور حفاظت از منافع امنیت ملی آمریکا طراحی میشود.
ارزیابیهای اطلاعات ملی، معمولا اطلاعاتی را درباره وضعیت کنونی مسائل ارائه میدهد و ارزیابی اولیهای است که آنها به وسیله آن، قضاوتهایی درباره احتمال حوادث آینده و تشخیص پیچیدگیهای سیاست آمریکا انجام میدهند.
ارزیابیهای اطلاعات ملی آمریکا به طور نمونه از سوی سیاستگذاران ارشد نظامی و غیرنظامی و رهبران کنگره درخواست شده و از سوی شورای اطلاعات ملی تهیه میشود.
پیش از آنکه پیشنویس ارزیابی اطلاعات ملی تهیه شود، شورای اطلاعات ملی، مسئول فراهم کردن برگهای مفهومی یا فهرست منابع و انتشار آن از طریق جامعه اطلاعاتی برای اظهارنظر است. فهرست منابع، سئوالات اصلی ارزیابیشده را تعریف کرده، درباره مسئولیتهای پیشنویسشده تصمیم میگیرد و برنامه کاری انتشار و تهیه پیشنویس را فراهم میکند. یک یا دو تحلیلگر شورای اطلاعاتی، معمولا مسئول نوشتن متن اولیه هستند. اعضای شورای اطلاعات ملی، پس از آن به منظور بررسی این پیشنویس، پیش از آنکه در سطح گستردهتر شورای اطلاعاتی منتشر شود، با یکدیگر دیدار میکنند. نمایندگان آژانسهای شورای اطلاعات نیز به منظور هماهنگی خط به خط متن کامل ارزیابیهای اطلاعات ملی با یکدیگر دیدار میکنند.گزارشگرانی که با آژانسهای خود کار میکنند، همچنین سطح اعتمادی را که به هر قضاوت اصلی دارند، تعیین میکنند.
گزارشگران شورای اطلاعاتی درباره کیفیت منابع، جمعآوریکنندگان و منابع نیروهای باتجربه سرویس مخفی اطلاعاتی مورد استفاده، برای اطمینان از اینکه این پیشنویس شامل اطلاعات نامفهوم بهطور جدی نباشد، بحث میکنند.
همه ارزیابیهای اطلاعات ملی از سوی هیأت اطلاعات ملی که ریاست آن را مدیریت اطلاعات ملی به عهده دارد و شامل روِسای آژانسهای شورای اطلاعاتی میشوند، مورد بررسی قرار میگیرد. هنگامی که این اطلاعات از سوی هیات اطلاعات ملی تایید شد، ارزیابیهای اطلاعات ملی به اطلاع رئیس جمهور و سیاستگذاران ارشد میرسد. کل روند تولید ارزیابیهای اطلاعات ملی معمولا دستکم چند ماه طول میکشد.
شورای اطلاعات ملی گامهایی را به منظور بهبود روند ارزیابی اطلاعات ملی تحت مدیریت اطلاعات ملی برداشته است.
این گامها در هماهنگی با اهداف و توصیههای گزارش کمیسیون عدم گسترش تسلیحات، اصلاحات اطلاعاتی 2004 و پیمان جلوگیری از تروریسم انجام میشود. گفتنی است در یک سال و نیم گذشته شورای اطلاعاتی اقدامات زیر را انجام داده است:
- روشهای جدیدی را برای جمعآوری ارزیابیهای رسمی، گزارشها، منابع و قضاوتهای فنی ایجاد کرده است. مدیران سرویس مخفی ملی، انجمن ملی فرمانداران، سازمان امنیت ملی، سازمان اطلاعات دفاعی و مشاوران وزرا، لازم است ارزیابیهای رسمی را ارائه دهند که نشاندهنده اعتبار کلی، ضعف و قوت منابع مورد استفاده آنها در قضاوتهای مهم ارزیابی اطلاعات ملی باشد.
- معیارهای قویتری را اتخاذ کرده است. کتابچهای را به همه ارزیابیهای اطلاعات ملی پیوست کرده که توضیح میدهد عباراتی مانند <ما قضاوت میکنیم> چیست و تفاوت بین قضاوتها و اطمینان به یک مسئله را نشان میدهد. ما تلاش منسجمی، نه تنها برای نشان دادن اختلافات میان سازمانها انجام دادهایم، بلکه تلاش کردیم دلایل این اختلافات را توضیح دهیم و آن را در قضاوتهای اصلی خود استفاده کنیم.
یادداشت
این ارزیابی اطلاعات ملی به ارزیابی وضعیت برنامه هستهای ایران و وضعیت آن در 10 سال آینده میپردازد. این چارچوب زمانی، برای ارزیابی توان مناسبتر از مقاصد و واکنشهای خارجی است که ارزیابی آنها در طول یک دهه دشوارتر است.
ارزیابی اطلاعات ملی در ارائه ارزیابی جامعه اطلاعاتی از مقاصد و توان هستهای ایران، همه اطلاعات موجود درباره این مسائل را به دقت بررسی کرده، تعداد سناریوهای منطقی منطبق با این اطلاعات را مد نظر قرار داده و عوامل اصلی که ما معتقدیم منجر یا مانع پیشرفت هستهای در ایران میشود را توصیف کرده است.
این ارزیابی اطلاعات ملی، بازنگری گستردهای از مسائل در ارزیابی ماه مه 2005 است.
این ارزیابی بر مسائل اصلی زیر تمرکز دارد:
- مقاصد ایران از دستیابی به تسلیحات هستهای چیست؟
- چه عوامل داخلی بر تصمیمگیریهای ایران درباره تولید تسلیحات هستهای تاثیر میگذارد؟
- میزان اقدامات بالقوه ایران درباره تولید تسلیحات هستهای و عوامل تعیینکنندهای که منجر به انتخاب یک راه خاص از سوی ایران میشود، چیست؟
- توان کنونی برنامهریزی شده ایران برای تولید تسلیحات هستهای چیست؟ فرضیههای اصلی ما و نقاط آسیبپذیر اصلی ایران چیست؟
این ارزیابی اطلاعات ملی اینگونه فرض نمیکند که ایران قصد دستیابی به تسلیحات هستهای را دارد و تنها به ارزیابی اطلاعات برای تخمین توان ایران و تمایل آن برای دستیابی به تسلیحات هستهای، با در نظر گرفتن چرخه سوخت اورانیومی با استفاده دوگانه ایران و آن فعالیتهای هستهای که دستکم در بخشهایی ماهیت غیرنظامی دارند، میپردازد.
این ارزیابی بر این فرض نیست که اهداف راهبردی و ساختار اصلی رهبری ارشد ایران و دولت آن، مشابهزمانی باقی مانده که از زمان درگذشت آیتالله خمینی ]حضرت امام (ره)[ در سال 1989 بوده است. ما احتمال این تغییر در جریان چارچوب زمانی این ارزیابی را اعلام میکنیم، اما نمیتوانیم با اطمینان این تغییرات یا پیچیدگیهای آن را پیشبینی کنیم. این ارزیابی تخمین نمیزند که ایران چگونه ممکن است مذاکرات آینده با غرب درباره مسئله هستهایش را انجام دهد. این ارزیابی گزارش اطلاعاتی موجود تا 31 اکتبر 2007 را بررسی میکند.
منظور ما چیست هنگامی که میگوییم: توضیح زبان ارزیابی
ما از عبارتهایی مانند: <ما قضاوت میکنیم>،<ما ارزیابی میکنیم>، <ما تخمین میزنیم> و عبارات مشکلآفرینی مانند احتمالا و احتمال دارد- برای انتقال ارزیابیهای تحلیلی و قضاوتهای خود استفاده میکنیم. این ارزیابیها و قضاوتها به طور کلی بر اساس اطلاعات جمعآوریشده هستند که اغلب ناقصند.
برخی ارزیابیها بر اساس قضاوتهای قبلی صورت گرفته است. در همه موارد، ارزیابیها و قضاوتها، به منظور گفتن اینکه ما <دلیلی> در دست داریم و نشان دهد که مسئلهای یک واقعیت است یا قطعا دو مسئله یا مورد را به هم ارتباط میدهد، نیست. علاوه بر ارائه قضاوتها و نه قطعیتها، زبان ارزیابی ما اغلب 1) احتمال ارزیابیشده ما از یک حادثه و 2) سطح اطمینانی را که ما به قضاوت خود داریم، نشان میدهد.
ارزیابیهایی مانند احتمال. چون قضاوتهای تحلیلی قطعی نیستند، ما از زبان احتمال استفاده میکنیم تا ارزیابیهای جامعه اطلاعاتی را از احتمال تحولات یا حوادث نشان دهیم. عباراتی مانند احتمالا، احتمال دارد، بسیار احتمال دارد یا تقریبا قطعی است، نشاندهنده احتمالات، بیش از شانس وجود چیزی است.
عباراتی مانند محتمل نیست و دور از ذهن است، نشاندهنده آن است که شانس وقوع آن کمتر از آن است که رخ دهد؛ آنها به این نکته اشاره ندارند که یک حادثه رخ نمیدهد.
عباراتی مانند ممکن است و امکان آن وجود دارد، نشاندهنده وضعیتهایی است که در آن ما قادر به ارزیابی احتمال آن نیستیم و عموماً به خاطر اینکه اطلاعات مربوطه در دسترس نیست یا ناقص و فاقد جزئیات است. عباراتی مانند نمیتوان رد کرد یا نمیتوانیم رد کنیم، نشاندهنده یک حادثه غیرمحتمل یا دور از ذهن است که تبعات آن ارزش گفتن را دارد.
اطمینان به ارزیابیها:
ارزیابیها و برآوردهای ما با اطلاعاتی مورد حمایت قرار گرفته است که از نظر ابعاد، کیفیت و منابع متفاوت هستند. از این رو ما میزان اطمینان از ارزیابیهای خود را به سه دسته زیاد، متوسط و کم و به طریق زیر دستهبندی کردهایم.
- <اطمینان زیاد> بطور کلی نشان دهنده این است که برداشت ما بر اساس اطلاعات با کیفیت زیاد است و یا این که ماهیت این اطلاعات امکان رسیدن به نتیجهگیری محکم را فراهم آورده است. با این حال، یک برداشت با اطمینان زیاد، با قطعیت و واقعی نیست و چنین قضاوتی همچنان امکان خطا را با خود به همراه دارد.
- <اطمینان متوسط> بطور کلی به معنی این است که اطلاعات، از منابع موثق و باورکردنی (محتمل) به دست آمده است، اما از کیفیت کافی برخوردار نیست و یا به اندازه کافی اثبات نشده است که سطح اطمینان به این اطلاعات را افزایش دهد.
- <اطمینان کم> بطور کلی به معنی این است که اعتبار اطلاعات و یا محتمل بودن آنها زیر سوال است و این اطلاعات به اندازه فراوانی شکننده بوده و بیش از آن از استناد ضعیف برخوردار است که بتوان نتیجهگیری تحلیلی محکمی از آن به دست آورد، یا این که ما نکات پوشیده و مشکلات عمدهای درباره منابع آن داریم.
برداشتهای مهم:
الف) ما با اطمینان زیاد قضاوت میکنیم که در پاییز سال 2003، تهران برنامه تسلیحات هستهای خود را متوقف کرد (پاورقی 1) ما همچنین با اطمینان متوسط و زیاد ارزیابی میکنیم که تهران همچنان گزینه توسعه تسلیحات هستهای را در سطح حداقل دنبال میکند. برداشت ما با اطمینان زیاد این است که این توقف و اعلامیه تهران مبنی بر تصمیم آن برای تعلیق برنامه غنیسازی اورانیوم و امضای پروتکل الحاقی به توافقات پادمان معاهده منع گسترش تسلیحات هستهای، در درجه اول در واکنش به بازرسیهای بینالمللی و فشارهایی بوده است که بخاطر افشای فعالیتهای هستهای اعلام نشده پیشین ایران بر این کشور وارد شده بود.
- ما با اطمینان زیاد ارزیابی میکنیم که تا پائیز 2003 نهادهای نظامی ایران تحت هدایت حکومت، مشغول توسعه تسلیحات هستهای بودهاند.
- ما با اطمینان زیاد قضاوت میکنیم که توقف این برنامه دستکم برای چندین سال دوام یافته است. به هر حال، بخاطر کاستیهای اطلاعاتی که در دیگر بخشهای این برآورد به آن اشاره شده، وزارت انرژی و شورای اطلاعات ملی، تنها با اطمینان متوسط ارزیابی میکنند که توقف این فعالیتها بیانگر توقف در کل برنامه تسلیحات هستهای ایران است.
- ما با اطمینان متوسط ارزیابی میکنیم که تهران برنامه تسلیحات هستهای خود را تا اواسط سال 2007 از سر نگرفته، اما نمیدانیم که مقاصد کنونی، آن توسعه تسلیحات هستهای است یا خیر.
- ما همچنان با اطمینان متوسط و زیاد ارزیابی میکنیم که ایران در حال حاضر دارای سلاح هستهای نیست.
- تصمیم تهران به توقف برنامه تسلیحات هستهای، نشان دهنده این امر است که این کشور اراده کمتری برای توسعه تسلیحات هستهای، نسبت به آنچه که از سال 2005 پیشبینی میکردیم، دارد. ارزیابی ما این است که این برنامه در درجه اول بخاطر فشارهای بینالملل متوقف شده است و این امر نشانه آن است که تهران بیش از آن چه که ما پیشتر تصور کردهایم، تحت تاثیر این فشارها است.
ب) ما با اطمینان اندک ارزیابی میکنیم که ایران ممکن است دستکم برخی از مواد شکافتپذیری را وارد کرده باشد که میتوان آنها را در تسلیحات هستهای به کار برد.
ما نمیتوانیم این امر را منتفی بدانیم که ایران در آینده، یک سلاح هستهای و یا مواد شکافتپذیر کافی برای تولید آن را از خارج از کشور به دست بیاورد. بجز دستیابی از این طریق، اگر ایران بخواهد که سلاح هستهای داشته باشد نیاز است که میزان کافی از مواد شکافتپذیر را به صورت بومی تولید کند و برداشت ما با اطمینان زیاد این است که این کشور تاکنون این کار را نکرده است.
ج) ما ارزیابی کردهایم که غنیسازی با استفاده از سانتریفیوژ، روشی است که ایران احتمالا میتواند مواد شکافتپذیر اولیه را برای تسلیحات خود تولید کند البته در صورتی که تصمیم به این کار گرفته باشد. ایران با وجود ادامه توقف برنامه تسلیحات هستهای، در ژانویه 2006، فعالیتهای سانتریفیوژی اعلام شده خود را از سرگرفت. ایران در سال 2007 پیشرفت مهمی در نصب سانتریفیوژها در نطنز به دست آورد، اما برداشت ما با اطمینان متوسط این است که این کشور هنوز با مشکلات فنی در عملکرد آنها مواجه است.
- ما با اطمینان متوسط نتیجه میگیریم که زودترین زمان ممکن برای ایران که بتواند از نظر فنی توانایی تولید اورانیوم با غنای بالا برای یک سلاح هستهای را داشته باشد، اواخر سال 2009 است، اما این امر بسیار بعید به نظر میرسد.
- برداشت ما با اطمینان متوسط این است که ایران ممکن است از نظر فنی، قادر به تولید اورانیوم با غنای بالای کافی برای تولید سلاح طی سالهای 2010 الی 2015 باشد (برداشت سازمان INR)وابسته به وزارت خارجه آمریکا) این است که بعید است ایران بتواند تا قبل از سال 2013 به این توانایی دست پیدا کند، زیرا همانگونه که پیشبینی میشد مشکلات فنی و برنامهای پیش آمده است). همه نهادها به این تشخیص رسیدهاند که امکان این امر وجود دارد که این توانایی حتی پس از سال 2015 به دست آید.
د) نهادهای ایرانی به توسعه تواناییهایی ادامه می دهند که میتوانند در صورت تصمیمگیری لازم، برای تولید تسلیحات هستهای به کار روند. به عنوان مثال، برنامه غنیسازی اورانیوم غیرنظامی ادامه دارد.
ما همچنین با اطمینان زیاد ارزیابی کردهایم که از پائیز 2003 ایران تحقیقاتی را برای توسعه پروژههایی که کاربرد تجاری و متعارف دارند انجام داده است که برخی از آنها میتوانند همچنین کاربرد محدود در زمینه تسلیحات هستهای داشته باشند. ه-) ما اطلاعات کافی برای قضاوت در این باره در اختیار نداریم که آیا تهران تمایل به ادامه توقف برنامه تسلیحات هستهای خود برای مدت نامعلوم دارد یا خیر با این حال این کشور مشغول اندیشه درباره راهکارها است و یا (اطلاعات کافی درباره این امر در اختیار نداریم)که ایا این کشور مهلت زمانی مشخصی و معیارهایی برای آغاز مجدد این برنامه تدوین کرده یا خیر.
- ارزیابی ما این است که ایران در واکنش به فشارهای بینالمللی برنامه خود را در سال 2003 متوقف کرده است و این امر نشان میدهد که تصمیمات تهران براساس حساب و کتاب سود و زیان است تا اینکه دستیابی به سلاح را به هر قیمت سیاسی و نظامی بخواهد. در عوض، این امر نشان میدهد که برخی از تهدیدهای متعدد و تشدید بازرسیهای بینالمللی و فشارها، در کنار فرصتهایی که پیش روی ایران برای رسیدن به اهداف امنیتی و حیثیتی و به عبارت دیگر توسعه نفوذ منطقهای قرار دارد، در صورتی که از نظر سران ایران محکم باشد، ممکن است تهران را به ادامه توقف برنامه هستهای وادارد.
- ما با اطمینان متوسط ارزیابی میکنیم که ترغیب سران ایران برای صرفنظر کردن از توسعه نهایی تسلیحات هستهای، با توجه به ارتباطی که سران ایران، میان توسعه تسلیحات هستهای و اهداف مهم امنیت ملی و سیاست خارجی قائل هستند، دشوار است. با توجه به این که ایران دستکم از اواخر دهه 80 تا 2003 برای توسعه چنین تسلیحاتی تلاشهای قابل توجهیانجام داد، ازنظرما، تنها تصمیماتسیاسی ایرانیها برای دست برداشتن ازاهداف توسعه چنین تسلیحاتی، میتواند مانع ایران از دستیابی نهایی به تسلیحات هستهای شود و چنین تصمیمی ذاتاً برگشتپذیر است.
و) ما با اطمینان متوسط ارزیابی کردهایم که ایران ممکن است از تاسیسات سری، نه مراکز هستهای اعلام شده خود، برای تولید اورانیوم با غنای بالا استفاده کند. نشانههای فزاینده اطلاعاتی نشان میدهد که ایران در فعالیتهای سری تبدیل اورانیوم و غنیسازی آن، وارد شده است، اما برداشت ما این است که این تلاشها شاید در سال 2003 متوقف شده باشد و این تلاشها احتمالاً دستکم تا اواسط 2007 از سرگرفته نشده است.
ز) برداشت ما با اطمینان زیاد این است که ایران از نظر فنی قادر نیست پلوتونیوم کافی را برای تولید سلاح تا سال 2015 بازفرآوری کند.
ح) ما با اطمینان بالا ارزیابی میکنیم که ایران توانایی فنی،علمی و صنعتی لازم را در صورتی که تصمیمی در این رابطه اتخاذ کند، در اختیار دارد.
تفاوتهای مهم میان برداشتها از برنامه هستهای ایران
برآورد جامعه اطلاعاتی سال 2005:
با اطمینان زیاد ارزیابی میشود که ایران در حال حاضر با وجود تعهدات بینالمللی و فشارهای بینالمللی، مصمم به توسعه تسلیحات هستهای است، اما ارزیابی نکردهایم که تصمیم ایران برگشت ناپذیر باشد.
برآورد اطلاعات ملی سال 2007:
با اطمینان زیاد اعلام میشود که تهران در پائیز 2003 برنامه تسلیحات هستهای خود را متوقف کرده و با اطمینان زیاد قضاوت میشود که این توقف، دستکم به مدت چندین سال ادامه داشته است. وزارت انرژی و شورای اطلاعات ملی، اطمینان متوسطی به این دارند که توقف این فعالیتها نشاندهنده توقف کل برنامه هستهای ایران باشد. با اطمینان متوسط ارزیابی میشود که تهران برنامه هستهای خود را تا اواسط سال 2007 ازسرنگرفته است. ما از مقاصد کنونی هستهای ایران برای توسعه تسلیحاتی خبر نداریم. با اطمینان زیاد برداشت میکنیم که توقف این برنامه در درجه اول بخاطر تشدید بازرسیهای بین المللی و فشاری بوده که پس از افشای فعالیتهای اعلام نشده هستهای ایران، اعمال شد. با اطمینان زیاد و متوسط ارزیابی میشود که تهران گزینه توسعه تسلیحات هستهای را در میزان اندک مدنظر دارد.
ما اطمینان متوسطی در پیشبینی زمان ساخت احتمالی بمب از سوی ایران داریم. ما آن را تا اوایل و یا اواسط دهه بعد، بعید میدانیم.
برآورد سال 2005:
ما اطمینان متوسطی در پیشبینی این امر داریم که ایران احتمالاً خواهان ساخت بمب اتمی است. ما ارزیابی میکنیم که بعید است تا اوایل الی اواسط دهه آینده به این امر دست پیدا کند.
برآورد اطلاعات ملی 2007:
برداشت ما با اطمینان متوسط آن است که زودترین زمان ممکنی که ایران از توانایی فنی تولید اورانیوم با غنای بالای کافی برای تولید بمب دست پیدا کند، در اواخر 2009 است، اما این امر بعید است. برداشت ما با اطمینان متوسط آن است که شاید ایران بین 2010 الی 2015 از توانایی فنی برای تولید اورانیوم با غنای بالا برای تولید سلاح برخوردار خواهد بود. (برداشت سازمان INR[وابسته به وزارت خارجه آمریکا] این است که بعید است ایران بتواند تا قبل از سال 2013 به این توانایی دست پیدا کند، زیرا همانگونه که پیشبینی میشد، مشکلات فنی و برنامهای وجود دارد).
برآورد جامعه اطلاعاتی سال 2005:
ایران تا پایان این دهه قادر خواهد بود مقدار کافی از مواد شکافتپذیر برای سلاح تولید کند، در صورتی که بتواند پیشرفت سریع و موفقی به نسبت آنچه که تاکنون شاهد بودهایم، داشته باشد.
برآورد اطلاعات ملی 2007:
برداشت ما با اطمینان متوسط آن است که زودترین زمان ممکن که ایران بتواند از نظر فنی اورانیوم با غنای بالای کافی برای تولید بمب داشته باشد، در اواخر 2009 است، اما این امر بسیار بعید است.