* آقاى تمدن! به عنوان کسى که در سفر نیویورک همراه رئیس جمهور بودید، فضاى کلى این سفر را چطور دیدید و فکر مى کنید حساسیت هاى این سفر به چه دلیل بود؟
** نکته کلیدى که در این سفر وجود داشت این بود که تلقى حاکمان آمریکا از ایران آنطور که برخى احساس مى کنند، برخورد کم اهمیت و تحقیرآمیز نیست. آنها از اقتدار ما و موقعیت جمهورى اسلامى ایران حساب مى برند و در واقع ما را هماورد خود مى دانند. آنها روى دیگران به عنوان یک مسأله مهم حساب نمى کنند درحالى که روى هماوردى ایران حساب باز کرده اند.
پرداختن آمریکا به مسائل ما ناشى از آن نیست که ما را عنصر مزاحم مى دانند بلکه آمریکایى ها احساس مى کنند که قدرتى در کنار قدرتشان به وجود آمده لاجرم مى خواهند براى مهار کردن آن چاره اندیشى کنند.
رسانه هاى داخل آمریکا در بدو سفر اعلام کردند که در نیویورک دو صدا بیشتر به گوش نمى رسد: صداى بوش و صداى احمدى نژاد. در روز ورود ما به آمریکا تمامى فضاى رسانه اى این کشور پرداختن به مسائل ایران بود، گویى مجمع عمومى سازمان ملل وجود ندارد و تنها رئیس جمهور ایران است که به نیویورک سفر مى کند.
فاکس نیوز و CNN که در حیطه قدرت لابى صهیونیست هستند به طور مکرر در بخش هاى خبرى یک بخش ثابت ایجاد کرده بودند و آن پرداختن به حضور آقاى احمدى نژاد به نیویورک بود و این به وضوح اهمیت و جایگاه ایران را نشان مى دهد که تا چه حد آنها را نگران و دچار دغدغه کرده است.
سابقه ندارد که در جریان نشست مجمع عمومى تا این حد به حاشیه ها بپردازند به گونه اى که این حاشیه به متن تبدیل شود.
بعضى در مقابل موج تبلیغات صهیونیست ها، دچار خودباختگى مى شوند، درحالى که همین تبلیغات حاکى از اهمیت کشور ماست. از نظر آنها ایران یک کشور کم اهمیت و در انزوا قرار گرفته نیست.
در دومین روز حضور هیأت ایرانى در نیویورک شاهد بودیم که در عکس یک روزنامه، دو عکس از رئیس جمهور و وزیر خارجه آمریکا ورئیس جمهور و وزیر خارجه ایران هم اندازه و در کنار هم منتشر شده بود.
نگرانى آنها از ایران مربوط به انرژى هسته اى و موضوع فلسطین و ... نیست بلکه آنها از نفوذ و قدرت روزافزون ایران در حال توسعه، نگرانند و این را در رسانه هاى خود بروز مى دهند.
* به نظر شما خاستگاه این تبلیغات کجاست؟
** خاستگاه این تبلیغات لابى صهیونیسم است و حاکمان آمریکا هم اسیر صهیونیست ها هستند و اصولاً این لابى جایگاهى فراتر از اسرائیل دارد و جریانى است که به دنبال حکومت جهانى براى خود است و مدیرانى مانند بوش و هیأت حاکمه آمریکا تنها پادوى آنها هستند.
آقاى احمدى نژاد در مصاحبه اى گفتند ما مى توانیم بهترین دوست براى ملت آمریکا باشیم و این ناظر به همان تفاوتى است که میان افکار عمومى ملت آمریکا با لابى صهیونیسم وجود دارد.
* این تبلیغات عمدتاً در چه موضوعاتى متمرکز بود؟
** تبلیغات تلویزیونى بر ۳ محور متمرکز بود، اول این که ایران هسته اى نمى تواند حرف از صلح بزند، محور دوم این که چرا ما منکر هولوکاست هستیم و دیگر این که ما را حامى تروریسم معرفى مى کردند.
آنها این ۳ محور را مدام مطرح و تکرار مى کردند. در دانشگاه کلمبیا نیز تبلیغات معطوف به این بود که فضایى ایجاد نشود که آقاى احمدى نژاد بتواند دیدگاه هاى خود را مطرح کند.
* اگر واقعاً چنین بود خب مى توانستند اساساً اجازه ندهند که سخنرانى انجام شود، اما به هر حال این سخنرانى برگزار شد؟
** بله، تفسیر دیگرى هم وجود دارد و آن این که با جنگ زرگرى که میان مسئولان و رئیس دانشگاه راه انداخته اند بخواهند هیأت ایرانى را به حضور در دانشگاه ترغیب کنند و در واقع دامى درست کرده و آن جلسه را به جلسه محاکمه اى براى ایران تبدیل کنند که به مدد خداوند مکرشان به خودشان بازگشت.
* آیا براى این هدفشان تدارک دیگرى هم دیده بودند؟
** در کنار صحبت هاى رئیس دانشگاه، شاهد حضور تعدادى از تشکل هاى صهیونیستى در مقابل دانشگاه بودیم.
من در روز سخنرانى زودتر از موعد در محل حاضر شدم و شاهد بودیم جمعیتى که حدوداً ۳۰۰ نفر هم نمى شدند علیه سخنرانى آقاى احمدى نژاد تظاهرات کرده بودند، اما تعداد آنها در اخبار هزار یا ۲ هزار نفر اعلام مى شد که واقعیت نداشت، اما در میان جمعیتى که در مقابل دانشگاه حضور داشتند بسیارى براى اعتراض به سیاست هاى جنگ طلبانه آمریکا و حمایت از ایران آمده بودند و در میان آنها افرادى از ایران، عراق، لبنان و… حضور داشتند و بعضاً پرچم ایران دستشان بود.
معمولاً تصاویر تلویزیونى به گونه اى پخش مى شد که از جمعیت طرفدار ایران نیز به عنوان مخالف تلقى مى شد و اصلاً به جمعیت طرفدار ایران در مقابل دانشگاه کلمبیا اشاره اى نشد.
در میان کسانى که علیه ایران شعار مى دادند، افرادى از افراطیون جریان اصلاح طلب دیده مى شد که البته نسبتى میان آنها و اصلاح طلبان در کشورمان وجود ندارد.
با وجود این که به ظاهر معلوم بود از هیأت ایرانى هستیم اما به اتفاق چند نفر از دوستان در میان جمعیتى که به عنوان مخالف سخنرانى تجمع کرده بودند حضور پیدا کردیم. در این که سازماندهى شده بودند شکى نبود. بعضى از آنها حتى خود منشأ این سازماندهى را نمى دانستند، آنها دانش آموزان و بعضاً دانشجویان یهودى بودند که با اتوبوس هاى زردرنگ به محل سخنرانى آورده بودند.
* فضاى داخل سالن سخنرانى چطور بود آیا براى این فضا نیز تدارکاتى دیده شده بود؟
** در داخل نیز هم به لحاظ فیزیکى و هم به لحاظ روانى تصویر سیاهى ساخته بودند، هم دکور سالن حاکى از این فضا تیره بود و هم مى خواستند القا کنند که دانشجویان خشمگین نخواهند گذاشت سخنرانى انجام شود و آن را بر هم خواهند زد که این طور نشد و شاهد بودیم که سخنرانى یک و نیم ساعت به طول انجامید.
من همراه با هیأت در ردیف جلو نشسته بودم و چون نگران بودم که از سوى جمعیت کثیر داخل سالن و یا جمعیت کثیرى که در بیرون از سالن با ویدئو کنفرانس سخنرانى را پیگیرى مى کردند تحرکى صورت گیرد، هرازگاهى به عقب برمى گشتم و فضا را رصد مى کردم، اما حاضران سر تا پا گوش بودند و مؤدبانه و با رفتارى کاملاً در خور محیط دانشگاهى مباحث را دنبال مى کردند.
* هیچ تحرکى و یا ابراز اعتراض و بى ادبى از سوى حاضران در سالن صورت نگرفت؟
** خیر، از ابتدا تا پایان جلسه سخنرانى هیچ حرف، شعار و یا تحرک بى ادبانه اى از سوى مستمعان انجام نشد.
* اما یک صحنه که در رسانه هاى ما هم نشان داده شد چیزى شبیه «هو» کردن در بخشى از پرسش و پاسخ بود.
** البته زمانى که از رئیس جمهور درباره وضعیت هم جنس بازان سؤال شد و ایشان گفتند ما کلوپ هم جنس بازان نداریم که در این مورد هم هیچ بى ادبى از سوى حاضران صورت نگرفت بلکه جمعى به نشانه تعجب مى گفتند: «اوه».
با اطمینان مى گویم که رفتار حاضران از ابتدا تا انتها کاملاً مؤدبانه و موقرانه بود و لااقل ۴ بار در لابه لاى صحبت ها با کف زدن هاى ممتد همراهى شد.
در دانشگاه کلمبیا، رئیس جمهور ایران وارد حیاط خلوت آمریکایى ها شده بود و این همه حساسیت بى دلیل نبود. به قول رئیس دانشگاه آنها رهبران آینده جهان را تربیت مى کنند و در چنین فضایى، یک نفر آمده و از فطرت بشر و عدالت مى گوید. افرادى که در جمع حضور داشتند افراد عادى نبودند و کسانى را هم که آنها دعوت مى کنند رهبران جهان هستند. آنها امیدوار بودند که با عصبى کردن رئیس جمهور ایران، ایشان را دستپاچه و یا وادار به ترک جلسه کنند.
* بدترین حالتى که براى نشست دانشگاه کلمبیا تصور مى کردید چه بود؟
** با فضایى که از قبل در رسانه ها دیدیم، فهمیدیم که روز سختى در پیش است و با دقت براى فضاى سخت برنامه ریزى کرده بودیم.اما رفتار رئیس دانشگاه براى ما قابل پیش بینى نبود. با وجود این که مى دانستیم بولینگر، رئیس دانشگاه وابسته به لابى صهیونیست است اما گمان نمى کردیم که چنین برخورد سخیفى انجام دهد. او یک بیانیه از پیش تعیین شده سراپا تهمت و توهین و دروغ را پیرامون ۳ محورى که تبلیغات انجام مى شد به اضافه موضوع هاله اسفندیارى و کیان تاج بخش را قرائت کرد و این اظهارات کوچکترین جنبه تحلیلى و تئوریک نداشت و هیچ ردپایى از نظریات و دیدگاه هاى جدید نمى شد در آن پیدا کرد. تمامى اتهامات هم بدون دلیل و سند مطرح مى شد.
تصور ما این بود که دانشجوها فضا را متشنج کنند اما جز ادب و متانت از آنها چیزى ندیدیم.
* چقدر رفتار رئیس جمهور در آرام نگه داشتن فضاى جلسه مؤثر بود؟
** پاسخ هاى رئیس جمهور بسیار مستدل و حاوى چند نکته مهم بود. ابتدا از دانشجویان و استادان عذرخواهى کرد که این موضوعات به آنها نسبت داده مى شود و بیانیه را توهین به شعور جمعى آنها دانست. نکته مهم دیگرى که گفت این بود که ما وقتى در ایران میهمانى را دعوت مى کنیم، او را تکریم مى کنیم ولى شما پرخاش مى کنید و این فرق فرهنگ ما با شماست. نکته سوم که رئیس جمهور مطرح کردند، بیان معیارها و ملاک هاى حاکم بر جوامع بشرى در پیاده شدن عدالت و حقوق بشر و جایگاه انسان از منظر ایدئولوژى اسلامى بود که با زبان منطقى به اتهامات نیز پاسخ دادند.در پاسخ به مسائل هسته اى گفتند که ما و شما باید به قاعده اى پایبند باشیم و آن آژانس بین المللى انرژى اتمى است که رسماً و کتباً بیانیه داده است که ایران فعالیت غیرمعمول و انحراف ندارد. در پاسخ به اتهام حمایت از تروریسم هم گفتند که تاریخ معاصر ایران را بررسى کنید، جایگاه جنایت تروریست ها را مشاهده خواهید کرد و اشاره کردند که القاعده و جریان هاى کور تروریستى در منطقه تحت حمایت ما هستند یا شما؟ نکته بعدى در پاسخ به طرح موضوع هولوکاست بود که تأکید کردند ما معتقدیم باید تحقیق شود و حتى باب تحقیق براى مسائلى که قطعى فرض مى شود هم بسته نیست. حتى فرض را بر این بگذاریم که هولوکاست واقعیت داشته باشد، دراروپا اتفاق افتاده، چرا مردم فلسطین باید تاوانش را بدهند.
درباره بحث محو اسرائیل هم گفتند که ما معتقدیم که مردم فلسطین باید با رفراندوم سرنوشت خود را تعیین کنند. از زاویه نگاه حاضران این استدلال ها و صحبت هاى منطقى جایى باقى نمى گذاشت که جلسه را به سمت دیگرى ببرند و رئیس دانشگاه بشدت تحقیر شد.
* بعد از این جلسه فضاى تبلیغات رسانه اى به چه سمت رفت؟
** رسانه ها خلع سلاح شده بودند و فضاى تبلیغات با روز قبل از سخنرانى کاملاً متفاوت بود. بعد از سخنرانى حتى حاضر نمى شدند بازتاب هاى مثبت را نشان دهند.
* جهت گیرى اخبار و تبلیغات چگونه بود؟
** اعلام مى کردند که رئیس جمهور ایران حرف هایى مى زند که آنها را قبول ندارد. مباحث انحرافى هم مطرح مى کردند از جمله بحث ضد اخلاقى همجنس بازان را بزرگنمایى مى کردند. اما در مجموع به یکباره دیدیم که حجم تبلیغات تلویزیونى به طور چشمگیر کاهش پیدا کرد. آنها خلع سلاح شده بودند چون گمان مى کردند رئیس جمهور ایران جلسه را ترک کند که اینچنین نشد. و در نهایت شاهد بودیم که رئیس جمهور ایران با نگاه وسیع به جوامع بشرى و نگاه جهانى به موضوعات و به صورت کلان وتئوریک توانست برخورد جزء گرا و مخرب رئیس دانشگاه را خنثى کند به گونه اى که در جلسه اى که بعد از دانشگاه کلمبیا با نخبگان دانشگاهى داشتیم با ابراز تأسف از سخنان رئیس دانشگاه کلمبیا، سخنانشان را شروع مى کردند. بولینگر هم نزد افکار عمومى آمریکاتحقیر شد، چون اجازه داده بود رئیس جمهور ایران وارد شود و هم باز خورد صحبت هایش افکار عمومى دنیا را علیه او رقم زد.
* بعد از جریان دانشگاه، تجمع کنندگان علیه ایران چه کردند؟
** تجمع ها تمام شد و دیگر تجمعى علیه ایران برگزار نشد اما رسانه ها هرگز به این موضوع نپرداختند.
* اتفاقى که در دانشگاه کلمبیا افتاد براى ما خیلى مهم بود و در داخل تحلیل هاى بسیارى بر آن صورت گرفت. برخورد رئیس جمهور بسیار مورد استقبال قرار گرفت. آیا برداشتى که در آنجا و بخصوص افکار عمومى آمریکا از این اتفاق وجود داشت هم همین بود؟
** آثار سخنرانى رئیس جمهور در داخل آمریکاو نزد افکار عمومى این کشور دست کمى از آنچه در ایران اتفاق افتاد، نداشت. نخبگان فکرى آمریکا تأثیر گذارى این جلسه و سخنان و پاسخ هاى آقاى احمدى نژاد را تصدیق مى کردند و افکار عمومى آمریکا روش و شیوه ایشان را بسیار پسندیده بود. اگر میلیاردها هزینه مى کردیم که چنین تصویرى در افکار عمومى دنیا از خود نشان دهیم امکان پذیر نبود. و آنها خود باتبلیغات منفى که انجام داده بودند، افکار عمومى را حساس کرده بودند و در نهایت با شرایطى که پیش آمد، افکار عمومى خود درباره نتیجه این نشست قضاوت کردند.
قبل از سخنرانى به شوخى به رئیس جمهور گفتم که با این وضع تبلیغات باید چه کنیم؟ رئیس جمهور با لبخند گفتند آنها این همه رسانه دارند ما هم «خدا تى وى» داریم، همین آرامش روحى و اعتماد به نفس و شجاعت رئیس جمهور، توفیقى بود که خداوند عطا کرده بود و به اطرافیان نیز منتقل مى شد. در واقع ما که امکانات تبلیغاتى هیچ چیز نداشتیم.
* در بعضى تحلیل ها به فضاى تیره و سیاهى که به لحاظ فیزیکى براى سخنرانى ایجاد شده بود اشاره داشتند، آیا ایجاد این فضا هم یک برنامه بود؟
** آنها حساب شده عمل کرده و عمداً این کار را کرده بودند و این نشان مى دهد که تا چه حد از شنیدن سخن حق ناتوانند که از چنین روش هایى استفاده مى کنند. آنها علاوه بر فضاى سیاهى که طراحى کرده بودند، بسیارى از بگیر و ببند ها و موانع دیگر را از جمله تعدد خودروهاى پلیس نیز به طور تصنعى ایجاد کرده بودند. در دانشگاه کلمبیا چندین بار از این دست تجمعات و حتى تظاهرات ضد بوش برگزار شده بود و هیچ وقت به این صورت خودروهاى پلیس با آن شکل و شمایل و ایجاد فضاى امنیتى ایجاد نمى شد. دانشگاه کلمبیا نقطه عطف سفر آقاى احمدى نژاد به نیویورک بود، حتى از سخنرانى در مجمع عمومى هم عبور کرد. ما به فضاى نرم افزارى آمریکایى ها وارد شده ایم جایى که به گفته خود آنها رهبران آینده جهان را تربیت مى کنند.
* بسیارى نظرشان بر این بود که رئیس جمهور ایران باید در دانشگاه کلمبیا جلسه را ترک مى کرد و یا مطرح مى کنند که نباید اجازه مى دادند به ملت ایران توهین شود؟ نظر شما در این مورد چیست؟
** هیچ توهینى به ملت ایران صورت نگرفت. رئیس دانشگاه فحشنامه اى را قرائت کرد که این توهین به ملت ایران محسوب نمى شود، توهین به ملت زمانى است که حرف هایى بزنیم که دشمنان ما در آمریکا براى ما کف بزنند و حلقه گل به گردن ما بیندازند.
لابى صهیونیسم از ما عصبانى است چون ما را یک ابرقدرت در کنار خود مى داند و حرف هاى رئیس جمهور ما افکار عمومى آمریکا را نسبت به ما مثبت تر و لابى صهیونیسم را عصبانى تر کرد، آیا مى خواهیم این موقعیت را از دست بدهیم؟ یکى از آقایان چند نوبت رفته و حرف هاى روشنفکرانه زده، تأثیر آن در روابط ما با آمریکا چه بود؟ آیا نتیجه گرفته اند. برخى گفتند رئیس جمهور باید جلسه را ترک مى کرد، وقتى منطق و استدلال داریم چرا باید جلسه را ترک کنیم. فرض کنیم رئیس جمهور جلسه را ترک مى کرد آیا به ما نمى گفتند که منطق و استدلال نداشتید که جلسه را ترک کردید؟
آنچه در آمریکا رخ داد براى ما عبرت انگیز است، از این جهت که حاکمان آنها اعم از جمهورى خواه و دموکرات و لابى هاى متعدد سیاسى بودند اما وقتى پاى منافع ملى به میان مى آمد همه نسبت به ایران یک حرف را مى زدند اما در داخل کشور ما وقتى رئیس جمهور در آنجا بود، باید با توجه به افتخارات و تأثیرات مثبت مواضع ایشان همه متحد مى شدند که بعضاً این گونه شد، البته منصفان جریان مخالف رئیس جمهور و افراد معتدل حمایت هاى خوبى داشتند و باید از آنها تشکر کرد که منصفانه موضع گیرى کردند.
* از سخنرانى سازمان ملل بگویید، فضاى سخنرانى و حواشى آن چطور بود؟
** در فضاى مجمع عمومى سازمان ملل، رئیس جمهور مجدداً نگرشى که در برگیرنده همه جوامع بشرى و نگرانى امروز بشر است را مطرح و از تبعیض در سازمان ملل تحت عنوان حق وتو ابراز گلایه و نگرانى کردند. گفتمان حاکم بر سخنان رئیس جمهور به گونه اى بود که به عنوان نماینده ملت ایران و بیان کننده اندیشه هاى اسلامى سخنرانى کردند و زمانى که سخنرانى پایان یافت صف طویلى از سران کشورها براى تبریک گفتن به رئیس جمهور به خاطر سخنرانى شان تشکیل شده بود. قبل از سخنرانى رئیس جمهور، من به اتفاق چند نفر از دوستان، زودتر به محل سخنرانى رفتیم، پیش از ایشان رئیس جمهور آرژانتین در حال سخنرانى بود، بسیارى از صندلى ها خالى بود و رفت و آمد و بى نظمى وجود داشت این شرایط ما را نگران کرد. چند لحظه قبل از قرار گرفتن آقاى احمدى نژاد پشت تریبون، دیدیم که جمعیت داخل راهروها به داخل سالن آمدند و سالن یکباره پر از جمعیت شد و نظم بر جلسه حاکم شد، خبرنگاران مصاحبه ها را رها کردند و آمدند در جایگاه حضور پیدا کردند. این نشان دهنده عزت، جایگاه و منزلت ایرانى است.نکته اى هم که شاید کمتر به آن توجه شد حضور محترمانه رئیس جمهور در هنگام سخنرانى بوش در سازمان ملل بود. این چه پیامى داشت؟ پیام حضور رئیس جمهور در زمان سخنرانى بوش در سازمان ملل این بود که ما حاضریم حرف ها را گوش دهیم و اهل عربده کشى نیستیم، تصور بسیارى این بود که هیأت ایرانى جلسه را ترک مى کنند اما رفتار ما غیر از این بود.
* یکى دیگر از اقدام هاى آقاى احمدى نژاد که در کنار همین برخوردها مورد تحلیل قرار مى گیرد خواست ایشان براى حضور در محل برج هاى دوقلو بود، تحلیل شما از این اقدام و مخالفت آمریکا چیست؟
** این که اجازه ندادند رئیس جمهور در محل برج هاى دوقلو حضور یابد و با گرامیداشت قربانیان آن حادثه به یاد آنها گل بگذارد، در افکار عمومى آمریکا برایشان خیلى گران تمام شد، حتى در روزنامه ها با کلمه Why? یعنى چرا این موضوع را مورد سؤال قرار دادند و این برگ برنده دیگرى براى ایران بود و توپ در میدان آنها افتاده بود.
* این حجم تبلیغات، مخالفت ها و جوسازى ها چه تأثیرى بر هیأت ایرانى داشت؟
** ما واقعاً مغلوب تبلیغات آنها نشده بودیم و از لحاظ افکار عمومى، آنها مغلوب بودند. هر ایرانى با شرایطى که در این سفر ایجاد شد با غرور گام برمى داشت و احساس افتخار مى کرد.
* و آیا این احساس افتخار تنها مربوط به اعضاى هیأت بود و یا براى هر ایرانى فضا این گونه رقم مى خورد؟
** در ایرانیان خارج از کشور، زمانى که رئیس جمهور از حق هسته اى سخن مى گفتند صداى «هورا» و تشویق حاضران بلند مى شد. بین آنها افراد تحصیل کرده و عادى وجود داشتند و یکپارچه از مواضع دولت حمایت مى کردند. ما هم به ایرانیان خارج از کشور افتخار مى کنیم.
* اگر نکات و حاشیه هاى دیگرى از این سفر به خاطر دارید، از دیدارها و نحوه برخورد دولت آمریکا براى ما بگویید؟
** نکته دیگرى که عزت و افتخار ایران را نشان مى داد، احترامى بود که به لحاظ تشریفات براى رئیس جمهور ما قائل شده بودند. رعایت شأن رئیس جمهور در بین سران سایر کشورها کم نظیر بود و بدون اغراق شاید یکى از جدى ترین و محترمانه ترین اسکورت ها براى ایشان در نظر گرفته شد. دولتمردان آمریکا مى دانند که یک حریف دارند و باید حریف را محترم بدارند. نشست رئیس جمهور با روشنفکران آمریکا، نشست تخصصى دیگرى بود که اهمیتش کمتر از دانشگاه کلمبیا نبود. در این نشست، رؤساى تشکل هاى حرفه اى، مطبوعات و استادان دانشگاه آمریکا حضور داشتند و در میان آنها بعضاً اعضاى کنگره و سیاستمداران کهنه کار آمریکا از جمله گرى سیک حضور داشتند. آنها دعوت نمایندگى جمهورى اسلامى ایران در سازمان ملل را پذیرفته بودند و با حوصله تمام به حرف هاى رئیس جمهور توجه مى کردند. اگر فیلم این نشست پخش شود، اهمیت خاص این جلسه مشخص خواهد شد. جلسه اى که در کلیسا داشتیم هم یکى از مهمترین جلسات این سفر بود. اتفاق ویژه اى که در این جلسه افتاد، اعطاى نشان کبوتر صلح به رئیس جمهورى ایران بود. آمریکایى ها مى خواستند آقاى احمدى نژاد را به عنوان یک چهره جنگ طلب معرفى کنند، اما در همان جا به ایشان نشان صلح اعطا مى شود. معمولاً این تعداد نشست براى هیچ یک از سران کشورها ترتیب داده نمى شود و رئیس جمهور ایران از افراد منحصر به فردى بود که نشست هاى او در خارج از مجمع عمومى سازمان ملل بسیار مهمتر از این اجلاس شده بود، این اتفاق کمتر مى افتد و باید قدر دانسته شود، چرا که این به برکت انقلاب و عظمت ملت ایران است.
* فصل پایانى این سفر، سفر به بولیوى بود. آیا سفر به بولیوى هم با حاشیه ها و نکات خاص همراه بود؟
** در سفر به بولیوى، صحنه هایى مى دیدیم که اشک شوق در چشمانمان جارى مى شد. در کشورى هزاران کیلومتر آن طرف دنیا، نه سفارتخانه و نه نمایندگى داشتیم، اما وقتى وارد لاپاز پایتخت این کشور شدیم، تا به محل دیدار با رئیس جمهور این کشور برسیم، در تمام مسیر جمعیت زیادى مشتاقانه حضور داشتند. آنها حتى عکسى از آقاى احمدى نژاد پیدا نکرده بودند و بر اساس آنچه در تلویزیون دیده بودند، تصویر ایشان را نقاشى کرده بودند که در هنگام بازگشت به ما هدیه کردند. جمعیت با شور و شعف فراوانى به استقبال ما آمده بودند و مانند قهرمان ها از هیأت ایرانى تجلیل مى کردند. براى کدام رهبر جهان این اتفاق مى افتد؟ در نشست هایى که در بولیوى برگزار شد، مردم عادى، دستفروش ها و... مى آمدند و مى خواستند با ما صحبت کنند و آنها هیچ خواسته مادى نداشتند، بلکه مى گفتند ما با شما متحدیم.آنچه در بولیوى اتفاق افتاد، موضوعى است که نباید از کنار آن به راحتى گذشت.
* خسته نباشید! سفر براى شما و اعضاى هیأت خسته کننده نبود؟
** روحیه آقاى احمدى نژاد به گونه اى بود که لحظه اى به هیأت اجازه نمى دادند به کارهایى غیر از مأموریت خود برسند، چنان برنامه فشرده بود که کسى زنگ تفریحى نداشت. در بازگشت به تهران از شدت خستگى، اعضاى هیأت پیشنهاد دادند که به جاى شب، فردا صبح پرواز کنیم، ایشان قبول نکردند و گفتند که ماندن یک روز بیشتر هزینه هاى سنگینى براى پرواز و هتل دارد که به صلاح نیست و حتى اجازه استراحت ۷-۸ ساعته به هیأت را ندادند.
* شنیدیم ماه رمضان هم بر حاشیه هاى این سفر اضافه کرده بود. در آخر اگر نکته خاصى در این مورد به خاطر دارید، بفرمایید.
** در طول سفر، رئیس جمهور به اتفاق تعدادى از اعضاى هیأت روزه دار بود. برنامه هاى سحرى که رئیس جمهور با غذاى مختصر و فضاى معنوى در داخل اتاق شخصى خود در هتل داشتند، به یاد ماندنى بود. در افطار هم کسى براى ایشان سفره رنگینى پهن نمى کرد و با افطارى مختصرى روزه خود را باز مى کردند.ایشان هم در دانشگاه کلمبیا و هم در اجلاس سازمان ملل با زبان روزه سخنرانى مى کردند و معتقدیم که عطر روزه در موفقیت ایشان کارساز بود.
ما در مجموع ۴۵ ساعت در هواپیما بودیم و نمازهاى جماعت داخل هواپیما هم حال و هواى خاصى داشت.
* از وقتى که در اختیار ما قرار دادید، سپاسگزارم.