تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۳  ، 
کد خبر : ۹۳۳۲۰

بر باد رفته!‌


علی‌اکبر عبدالرشیدی‌
بعد از ظهرسه‌شنبه گذشته، مردم جهان جورج بوش رئیس ‌جمهور امریکا را بر صفحات تلویزیون‌های خود مشاهده کردند که در ‌برابر انبوه خبرنگاران، با چهره‌ای بر افروخته و نگران وبا در هم ‌ریختگی کامل ذهنی، همه توان و نیروی خود را محک می‌زد که از دام ‌سوالات تند و انتقاد آمیز بجهد. در چهره دژم و آشفته بوش، چیزی دیده ‌نمی‌شد به جز تلاش‌ها، برنامه‌ها و جاه طلبی های برباد رفته ‌نومحافظه‌کاران حاکم بر کاخ سفید.‌
بوش دیگر آن بوشی نبود که در اکتبر گذشته، ایران را به جنگ و‌‌‌جهان را به جنگ جهانی سوم تهدید می کرد. سکوت معناداری که بر ‌خانه شماره ده داونینگ استریت و الیزه حاکم شده است، خود خبر از ‌بحرانی می‌دهد که گزارش اخیر اطلاعاتی امریکا برای سیاستمداران ‌کاخ سفید و متحدان‌شان در نقاط مختلف جهان به وجود آورده است.
سوم دسامبر در تقویم جنگ افروزی‌های نومحافظه کاران کاخ‌‌‌سفید روزمهمی است؛ روزی است که جاه‌طلبی‌های کاندولیزا رایس، ‌وزیر خارجه امریکا برای طراحی "خاورمیانه جدید" و برنامه دیک ‌چنی، معاون رئیس جمهور این کشور برای گسترش دامنه تهدیدهای ‌نظامی و جنگ افروزی‌ها در خاورمیانه، با بن بستی جدی روبرو شد.‌
بوش در مصاحبه مطبوعاتی خود کوشید عملکرد مغرضانه دولت ‌خود را در قبال مسائل هسته‌ای ایران توجیه کند و باز هم ایران را ‌‌"تهدیدی جدی" معرفی کند، اما رسانه‌ها و مفسران بین المللی دیگر ‌برای این اظهار نظر، منطقی متصور ندیدند.‌
روزنامه گاردین، چاپ لندن در این زمینه نوشت: "علیرغم سخنان ‌بوش که البته از هیجان و شعارهای قبلی در آن خبری نبود، تجدید ‌نظری جدی در سیاست‌های جهانی در قبال ایران در پایتخت‌های ‌سراسر دنیا در حال شکل‌گیری است."‌
بدون تردید، بوش نگران از دست دادن متحدان خود در قضیه ‌هسته‌ای ایران است. علاوه بر آن، اعتبار سیاسی او و نومحافظه‌کاران ‌دیگر در معرض تهدید جدی قرار گرفته است. شاید برای جلوگیری از ‌این آسیب جدی بوده است که بوش بعد از انتشار گزارش اطلاعاتی ‌اخیر، به مدت چهل دقیقه تلفنی با ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه ‌مذاکره کرده است.‌
سفیر چین در سازمان ملل هم این گزارش را منشاء تغییری عمده ‌در نگرش جهانی در قبال ایران دانسته و اعلام کرده است که از این پس ‌گزارش اطلاعاتی امریکا، مبنای هر گونه موضع‌گیری در قبال ایران ‌خواهد بود. ‌
گاردین نوشته است: "علیرغم سخنان بوش در این مصاحبه، لندن ‌و واشینگتن به سرعت در حال تغییر مواضع خود در قبال ایران هستند ‌چرا که زمینه اقدام نظامی علیه ایران از بین رفته و امکان تحریم های ‌شدید تر علیه ایران نیز میسر نیست".‌
حزب دموکرات امریکا، گزارش اطلاعاتی اخیر را برگ برنده‌‌ای برای خود در مبارزات انتخاباتی جاری تلقی کرده و بوش را متهم ‌کرده است که "با جعل اطلاعات و بزرگنمایی اطلاعات موجود، بر ‌طبل جنگ کوبیده است". ‌
با انتشار گزارش اطلاعاتی امریکا، قیمت نفت در بازارهای ‌جهانی‌‌‌‌رو به کاهش گذاشت که خود نشان دهنده بازگشت آرامش روانی ‌به این بازار پر تنش بود. این کاهش نشان داد که مافیای نفتی امریکا، ‌مرکب از خانواده بوش و حتی دیک چنی، چگونه از افزایش قیمت نفت ‌در ماه‌های اخیر استقبال می‌کرده‌اند و کوبیدن بر طبل جنگ را راهی ‌برای افزایش درآمد شرکت های نفتی چند ملیتی خود می‌دانسته‌اند.‌
تحلیل گران بین‌المللی هنوز بر سر چرایی انتشار گزارش ‌اطلاعاتی امریکا بحث می‌کنند. عده‌ای آن را طرحی اجرا شده از سوی ‌کاخ سفید و راهی برای نجات محافظه‌کاران امریکایی از بن بست هسته ‌ای ایران و هموار کردن راه برای پیروزی مجدد این حزب در انتخابات ‌آینده ریاست جمهوری امریکا می‌دانند.‌
گروهی آن را چرخشی از سوی امریکا یعنی نظام سیاسی-‌اجتماعی امریکا، فارغ از رقابت های حزبی، برای حرکت به سوی ‌آشتی و مذاکره با ایران تعریف کرده‌اند که آغازگر آن، گزارش موسوم ‌به همیلتون- بیکر بود که 15 آذر سال گذشته، درست یک سال پیش در ‌چنین روزی، راهکارهایی را برای حل بحران خاورمیانه ارائه کرده ‌بود. اگر چنین باشد، از این مسیر کشور های اروپایی، روسیه و به ‌خصوص چین، بازنده این بازی سریع و ناگهانی خواهند بود.‌
اما برخی از تحلیلگران برجسته، آن را از منظر استقلال موسسات ‌و بنگاه های اطلاعاتی تجزیه و تحلیل می کنند. در بیان ماهیت این ‌اقدام، از عبارت "کودتای اطلاعاتی" هم استفاده شده است. معنای این ‌سخن آن است که عوامل اطلاعاتی امریکا برای جلوگیری از بروز ‌فاجعه‌ای دیگر، در تصمیم گیری های سیاسی- نظامی امریکا وارد عمل ‌شده و با قربانی کردن آرمان‌های نومحافظه کاران، هزینه امریکا را در ‌جریان وقوع فاجعه دیگری که در انتظار امریکا بوده است، کاهش داده‌‌اند.‌
این تحلیل گران، به ضعف دستگاه‌های اطلاعاتی در پیشگیری از ‌وقوع حادثه 11 سپتامبر در نیویورک اشاره می کنند که یا حاکی از ‌فقدان اطلاعات بوده و یا مبتنی بر کتمان اطلاعات موجود از سوی ‌سیاستمداران. در هر دو حالت، دستگاه‌های اطلاعاتی امریکا نتوانستند ‌حضور موثر خود را در صحنه تصمیم‌گیری‌های قبل و بعد از حادثه ‌‌11‌سپتامبر نشان دهند.‌
اتفاق دیگر، انتشار گزارش‌های نادرستی است که در مورد وجود ‌سلاح های کشتار جمعی عراق به دستگاه‌های اطلاعاتی امریکا نسبت‌‌‌‌داده شد و زمینه اشغال نظامی عراق را فراهم کرد. کمی بعد از‌‌‌‌این‌‌‌‌‌اشغال بود که نادرستی آن گزارشات به اثبات رسید و دستگاه‌‌‌‌های‌‌‌‌‌‌اطلاعاتی امریکا تحقیر و خفت جبران ناپذیری را تحمل کردند.‌
گزارش های دستگاه های اطلاعاتی امریکا تا اوایل هفته جاری هم ‌مرجع تصمیم‌گیری در مورد وضعیت هسته‌ای ایران بود. دولت امریکا ‌شعارها، تهدیدها و اقدامات خود را در داخل امریکا، در عرصه گفت و ‌گو با متحدان اروپایی و حتی روسیه، هند و چین و در عرصه مذاکرات ‌سازمان ملل متحد و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در مورد ایران، بر ‌گزارش‌هایی مستقر کرده بود که به سازمان های اطلاعاتی امریکا ‌نسبت داده می‌شد و افشای علنی آن هم به گفته بوش ممکن نبود.‌
دستگاه‌های اطلاعاتی امریکا با گزارش اطلاعاتی اخیر خود، در ‌حقیقت کوشیدند اولا استفاده ابزاری را که دولتمردان امریکا از آنان به ‌عمل می‌آوردند، متوقف کنند. ثانیا مانع از این شوند که با اقدامی نا‌پخته و سیاسی- نظامی از سوی کاخ سفید، تحقیری دیگر را متحمل شوند ‌و جلوی هزینه‌های سنگینی را که امریکا در آستانه پرداخت آن بود، ‌بگیرند.‌
فراموش نکنیم که گروه گروه فرماندهان نظامی امریکایی و ‌انگلیسی هم ظرف ماه‌های گذشته از احمقانه بودن افزایش تشنج‌ها و ‌گسترده شدن دامنه بحران در منطقه یاد کردند و خواستار مذاکره مستقیم ‌مقامات امریکایی با مقامات ایرانی شدند.‌
با این گزارش اطلاعاتی مهم، افکار عمومی امریکا اینک متوجه ‌حقانیت موضع ایران و نادرستی مواضع دولت خود شد، حزب ‌دموکرات امریکا موقعیت بهتری را درمبارزه انتخاباتی پیدا کرد و از ‌ضعف حزب رقیب بهره خواهد گرفت، اتحاد کاخ سفید با متحدان ‌اروپائی بر سر مساله هسته‌ای ایران ترک برداشت، موضع نیکلا ‌سارکوزی که گوی تند روی در برابر ایران را از بوش هم ربوده بود، ‌به شدت در داخل فرانسه و در صحنه بین‌المللی تضعیف شد، متحدان ‌ایران در صحنه بین المللی اعم از غیرمتعهدها، کشورهای اسلامی، ‌کشورهای منطقه و به خصوص مردم منطقه و جهان تقویت روحیه ‌مضاعفی یافتند، احتمال بروز هر گونه جنگ جدید در خاورمیانه کم‌‌رنگ شد، امکان عقل گرایی در سیاست‌های کاخ سفید و متحدانش در ‌برابر ایران بیشتر شد و در نتیجه احتمال برقراری امنیت بیشتر در ‌عراق افزایش یافت.‌
روزنامه واشینگتن پست در مقاله ای نوشت: "مردم امریکا می‌‌توانند راحت باشند که جنگ موعود جرج بوش در خاورمیانه رخ ‌نخواهد داد، زیرا هشدارهای اخیر بوش برای به راه انداختن جنگ ‌جهانی سوم تو خالی از آب درآمد."‌
همین روزنامه در سرمقاله دیروز خود هم نوشت: "دولت بوش با ‌انتشار گزارش اطلاعاتی اخیر، در یک سال آینده در انزوا به سر خواهد ‌برد. حتی پیشنهاد امریکا برای مذاکره با ایران، از موضع ضعف خواهد ‌بود. ایرانیان قادر خواهند بود از ضعف کنونی دولت امریکا بهره‌ها ‌بگیرند. با این وجود، پیشنهاد مذاکره با ایران، بهترین راه حل کنونی ‌است؛ چرا که ایرانیان اگر پیشنهاد مذاکره را رد کنند، خود را از ‌فرصتی مغتنم محروم خواهند کرد."‌
آنچه در این تحلیل قطعی است، بر باد رفتن آرزوهای جنگ‌‌طلبانی است که آرزوی جنگی تازه، فروش تسلیحاتی بیشتر و کشتار ‌گسترده‌ای را در منطقه در سر می‌پروراندند. با این وجود، بحران ‌هنوز خاتمه نیافته است. حال که دیگران مشغول بازنگری در مواضع و ‌سیاست‌های خود در قبال ایران‌اند، هوشیاری و آگاهی‌های ما بیشتر از ‌پیش ضروری است.‌

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات