نویسنده : مینا علىاسلام
دیدن تصاویرى از دست دادن و لبخند زدن چاوز و اوباما در برابر یکدیگر براى همه حاضران تعجبآور بود. هوگو چاوز همیشه و حتى به شیوههاى غیر دیپلماتیک از آمریکا و رهبرانش انتقاد مىکند...
مقامات برزیل اعلام کردند که محمود احمدىنژاد قرار است در تاریخ ششم ماه مى (16 اردیبهشت) براى گفتوگو با لوییس ایناسیا لولا داسیلوا به برزیل سفر کند. بنا به اعلام خبرگزارىها، انتظار مىرود که دو طرف در مورد تقویت روابط دو جانبه گفتوگو کنند.
احمدىنژاد قرار است در سفر به آمریکاى لاتین، به ونزوئلا نیز سفر کند. هوگو چاوز، رییس جمهور ونزوئلا در تاریخ 4 آوریل در سفرش به تهران گفته بود که احمدىنژاد و وى به زودى براى نهایى کردن توافق شرکت معدن مشترک میان دو طرف با یکدیگر دیدار مىکنند.
این در حالى است که هیلارى کلینتون روز جمعه اعلام کرد روسیه، ایران و چین راه خود را به سوى آمریکاى لاتین باز کردهاند و منافع بسیارى را در این منطقه کسب کردهاند که مىتواند حضور آمریکا در این منطقه را به مخاطره بیندازد. اوعلت به وجود آمدن چنین وضعیتى را سیاستهاى بوش دانست که به دنبال منزوى کردن کشورهاى دشمن قاره آمریکا بود.
وى در ادامه گفت: من فکر نمىکنم در جهانى که اکنون چند قطبى شده است و در موقعیتى که ما به دنبال رقابت روس ها و چینىها و ایرانىها هستیم، منافع ما با پشت کردن به نیمکرهاى که مال خودمان است تامین شود.
چرا آمریکا نگران است؟
تا نیم قرن گذشته، احساس خطر از توسعه نفوذ کمونیسم و شوروی در آمریکای لاتین، عامل اصلی نگرانیهای واشنگتن و اصلیترین محرک ایالات متحده برای کنترل و اعمال نفوذ بر کشورهای آمریکای لاتین بود که با کوچکترین اشتباه مقامات وقت ایالات متحده آمریکا به سادگی و با کمترین مقاومتی به دامان کمونیستها افتاد، اما اکنون دیگر خطری از بابت کمونیستها و تفکراتشان ایالات متحده را تهدید نمیکند.
با این موضعگیرى وزیر امور خارجه آمریکا، باید این سوال را مطرح کرد که عامل نگرانى آمریکا چیست؟
به گفته کلینتون، اکنون آمریکا در حال آماده شدن براى تقویت روابط با کشورهاى منطقه از جمله با هوگو چاوز است تا با حضور و نفوذ کشورهاى دیگر مانند ایران و روسیه در این منطقه مقابله کند.
آنچه که وزیر امور خارجه آمریکا به ایران نسبت میدهد، به نوعى ابراز نگرانى آمریکا از اقدامات تهران در ورای مرزهای جغرافیاییاش است که در راستای عزم رییس جمهور جدید آمریکا برای ادامه فشارها و محدودیتها بر ایران دنبال میشود.
اما در نگاهی دیگر، افزایش حساسیتها نسبت به ایران میتواند جدی باشد. بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که کشورهای آمریکای لاتین اکنون از دامان کمونیسم بیرون آمده و در فاصله بین کمونیسم و توسعه یافتگی از نوع غربی آن، دچار پوپولیسم یا حکومتهای عوام فریبانهای شدهاند که بر آمده از شرایط خاص این کشورهاست.
موضوع انرژى و نفت و منافع اقتصادى اهمیت فوقالعادهاى براى کشورهاى سرمایهگذار در آمریکاى لاتین دارد و همه کشورها برحسب توانایىها و امکانات خود به دنبال گسترش نفوذ و یا به عبارتى ایجاد حوزههاى نفوذى هستند که بتوانند در بازىهاى سیاسى و در عرصههاى بحرانى از آن به عنوان برگ برنده خود استفاده کنند. بنا برا آنچه که وزیر امور خارجه آمریکا بیان کرده، سیاستهاى بوش باعث شده که آمریکا خود را از این رقابت خارج کند و اکنون به فکر جبران ضررهاى وارده باشد.
آغاز تغییر از آمریکاى لاتین
به نظر مىرسد در دوره جدید ریاست جمهورى در آمریکا، روابط آمریکا با دشمنانش در آمریکاى لاتین وارد دور تازهاى مىشود. به طور قطع دیدار باراک اوباما، رییس جمهور آمریکا با هوگو چاوز رییس جمهور ونزوئلا در حاشیه نشست سران کشورهاى آمریکایى در ترینیداد و توباگو نشاندهنده بهبود روابط این دو کشور است. دیدن تصاویرى از دست دادن و لبخند زدن چاوز و اوباما در برابر یکدیگر براى همه حاضران تعجبآور بود. هوگو چاوز همیشه و حتى به شیوههاى غیر دیپلماتیک از آمریکا و رهبرانش انتقاد مىکند. چاوز در مورد دست دادن با اوباما گفت: «من اوباما و حرکات او را مىشناسم. مىدانستم وى براى دست دادن به سمت من خواهد آمد. من نیز از فرصت استفاده کردم تا به او نشان دهم طى هشت سال ریاست جمهورى بوش حاضر نبودم در حاشیه نشست با او دست بدهم. اما هم اینک ما مىخواهیم با شما دوست باشیم.» از سوى دیگر، اوباما هم سیاستهاى جدیدى در قبال آمریکاى لاتین در پیش گرفته است. وى پیشنهاد کوبا براى مذاکره را پذیرفته است و دور از انتظار نیست که روابط آمریکا و کوبا نیز از حالت سرد خود خارج شود.
آمریکای لاتین نزدیکترین حوزه جغرافیایی به قدرتمندترین و تاثیرگذارترین کشور جهان است؛ کشوری که بر اساس برخی نظریهها اکنون سکاندار نظم نوین جهانی و نظام تک قطبی است، اما با وجود نزدیکی جغرافیایی، رگههای عقب ماندگی را در سایه تفکرات کمونیستی در خود دارد و با این حال تشنه توسعه و پیشرفت است.
در این وضعیت، سادهترین راه برای پاسخگویی به خواستههای مردمی که چشم به سرعت تحول در شمال مرزهای خود - در ایالات متحده آمریکا - دارند؛ شاید دادن شعارهای مردم پسند و عرضه امیدهایی فاقد برنامه باشد.
ایران و آمریکاى لاتین
نفوذ و همکاری ایران با برخی از کشورهای حوزه آمریکای لاتین، برای آمریکا همدستی کشورهای هیجانآفرین و آرمانگرا را ترسیم میکند و این امر هر چند در روند سیاستها، استراتژیها و تصمیمات برنامهریزی شده ایالات متحده آمریکا در نقاط مختلف جهان جایی ندارد، اما بیتردید هزینههای اجرای سیاستها و استراتژیهای این کشور را بالا میبرد.
بر این اساس شاید جایی برای ابراز نگرانی وجود داشته باشد، اما به نظر میرسد که ابراز نگرانی وزیر امور خارجه آمریکا در مقطع کنونی و شرایطی که روزنههای تغییر در راستای تحمل، دوستی، همکاری و گفتوگو در دولت اوباما و در برابر دشمنان آمریکا خودنمایی میکند، تنها ریشه در تفکرات بدبینانه جمهوریخواهان داشته و با هدف ادامه فشارها و ممانعت از تغییر رویکردها در برابر تهران انجام مىشود. واقعیات اجتماعی آمریکای لاتین نشان میدهد که آنها اگرچه از آمریکاییها انتقاد مىکنند، اما این انتقادها به مثابه نادیده گرفتن منافع آمریکا یا همکاریهای متقابلشان با آمریکا تلقی نمیشود. بنابراین دولتهای رادیکال آمریکای لاتین طی سالها و حتی ماههای آینده سطح روابط بهتری را با ایالات متحده خواهند داشت و ممکن است در این میان مجبور به تجدید نظر در روابط خود با دیگر کشورها شوند.
به عقیده برخى تحلیلگران، آمریکای لاتین به طور کلی منطقهای است که در تاریخ رابطهای با ایران نداشته و خارج از حوزه مصالح و منافع ملی ایران به شمار مىرود؛ در واقع منافع تهران قبل از هر چیز منطقهای است. بنابراین کشورهای آمریکای لاتین که در گذر تاریخ اخیر حیات خلوت آمریکا بودهاند؛ کشورهایی هستند که احتمال تغییرات پی در پی در آنها هست، لذا به سرمایهگذاری در این نوع جوامع که امکان پایداری زیاد در نوع حکومتهایشان نیست، باید با تردید نگریست.
به عقیده برخى تحلیلگران سیاسى، به طور کلی ایران و برخی از کشورهای منطقه آمریکاى لاتین دارای سیاستهای ضد امریکایی هستند، یعنی اینکه تلاش دارند تا نفوذ منطقهای امریکا را تحت تاثیر موج های انتقادی قرار دهند اما واقعیت نشان دهنده این است که امریکا از نفوذ در ساختارهای اداری در ارتش و همچنین اقتصاد کشورهای آمریکای لاتین برخوردار است.
ایران و حیاط خلوت آمریکا
بروز نشانههایی از بهبود روابط ایالات متحده امریکا با کشورهای حوزه آمریکای لاتین از دو جهت میتواند بر روابط ایران با کشورهای این حوزه تاثیرگذار باشد؛ اول آنکه در قلمرو مسائل سیاست همه امور در حال تحول و دگرگونی است. بنابراین در سیاست انعطافپذیری امری لازم و ضروری است. بهبود روابط آمریکا و برخی از کشورهای آمریکای لاتین نشان میدهد حتی با وجود موضعگیریهای مخالف برخی کشورها علیه یک کشور، میتوان از فرصتهای ایجاد شده - مانند اجلاس سران قاره آمریکا- در جهت منافع و حل و فصل اختلافات بهرهبرداری کرد، ولو اینکه گامهای کوچکی در این مسیر برداشته شود.
نکته دوم آنکه با وجود شکلگیری موج جدیدی از روابط میان تعدادی از کشورهای آمریکای لاتین با کشورهای خارج از قاره در عین سردی روابط با آمریکا، این موج نمیتواند پایدار باشد، چراکه در هر حال نیازمند تعامل با آمریکا در ابعاد اقتصادی و سیاسی هستند، لذا اگر تغییری در روابط این کشورها با ایالات متحده امریکا صورت گیرد، آنها در روابط خود با کشورهای همسو در خارج از قاره آمریکا تجدید نظر خواهند کرد.
بدون تردید، بهبود روابط ایالات متحده امریکا با کشورهای حوزه آمریکای لاتین، بازتاب خود را در روابط ایران و این کشورها خواهد داشت و به طور مشخص میتواند مقدمهای برای بهبود روابط واشنگتن و تهران باشد. زمانی که آمریکاییها در مورد کوبا و چند کشور مخالف با سیاستهای واشنگتن در آمریکای لاتین نسبت به تعهدات خود پایبند بودهاند، این امر سابقهای خواهد بود که در مورد ایران نیز طرف آمریکایی این حسن نیت را دنبال کند.