مقامات صهیونیستی دستور تخریب 1500 باب خانه فلسطینی ها در بیت المقدس را صادر کرده اند . اگر این دستور عملی گردد باعث کوچ اجباری 9 هزار فلسطینی خواهد شد . دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل ضمن اشاره به این موضوع تاکید می کند که این پدیده باعث تشدید بحران مسکن در بخش عرب نشین بیت المقدس می شود. این موضع ضعیف آنهم از سوی یک بخش فرعی و کم اهمیت سازمان ملل تعمدا برای کوچک جلوه دادن اصل موضوع و بی اهمیت شمردن آثار و تبعات آن صورت می گیرد و از یکطرف بحران عظیم ناشی از تخریب بیت المقدس و شهرک سازی صهیونیست ها در آنرا در حد « بحران مسکن » ! برای اعراب بیت المقدس تقلیل داده و ابعاد گسترده این طرح و نتایج آنرا تحت الشعاع این ساده انگاری تعمدی قرار می دهد.
مقامات صهیونیستی مدعی هستند که خانه های مورد نظر بدون مجوز ساخته شده اند حال آنکه تاریخ ساخت این خانه ها بعضا به دوران قبل از تشکیل رژیم صهیونیستی بازمی گردد و این یک بهانه جوئی تمسخرآمیز است .
مطابق گزارشات نهادهای بین المللی پس از اشغال بیت المقدس در جریان جنگ 6 روزه در 1346 انضمام غیرقانونی بخش شرقی به سرزمین های اشغالی صورت گرفت .
بر اثر این تصمیم اشغالگران که مغایر قوانین بین المللی نیز هست بیش از یک سوم زمینهای بیت المقدس از اختیار مالکان فلسطینی خارج شد و بر روی ویرانه های آن 195 هزار باب واحد مسکونی در چارچوب طرح احداث شهرکهای صهیونیست نشین ایجاد گردید .
صهیونیستها فقط 13 درصد از شرق بیت المقدس را به فلسطینی ها اختصاص دادند ولی با ایجاد موانع اجرائی و فیزیکی حتی از اجرای ساخت و ساز مناسب در همین بخش نیز جلوگیری بعمل آوردند و عملا شرایطی به وجود آمد که منطقه بندی های مورد نظر اشغالگران تحت الشعاع قرار گیرد. اکنون اشغالگران به استناد نتایج حاصل از همین اوضاع نابسامان که خود به وجود آورده اند سعی دارند بیش از یک چهارم اعراب ساکن در بیت المقدس یعنی حدود 60 هزار نفر را از این منطقه اخراج نمایند و به « کوچ اجباری » وادار کنند.
دولت جدید « بنیامین نتانیاهو » در طول همین دوره کوتاه مدت یکماهه به طرز جنون آمیزی بر انسجام سریع و پرشتاب این طرح تخریب خانه های فلسطینی در بیت المقدس اصرار می ورزد و مشخصا سعی دارد انتقام شکست در جنگ 22 روزه را از ساکنان بیت المقدس بگیرد و چنین وانمود کند که گویا « ابتکار عمل » را در دست دارد.
مسئله اینست که اشغالگران با تداوم شهرک سازی و گسترش عملیات احداث شهرکهای صهیونیست نشین سعی دارند فلسطینی ها اعراب و نهادهای بین المللی را در مقابل عمل انجام شده قرار دهند و مشخصا بر تعداد فلسطینی های آواره در خارج از قلمرو فلسطین بیفزایند. این نکته از آن جهت اهمیت دارد که هیچ یک از دولتهای صهیونیستی موضوع بازگشت فلسطینی های مهاجر را نپذیرفته اند و حتی حاضر نیستند در این باره بحث و مذاکره کنند.
اگرچه امروزه اروپا و آمریکا خواستار بازگشت اسرائیل از مواضع کنونی و پذیرش مفاد توافقات اجلاس آناپولیس هستند ولی رژیم صهیونیستی حتی در آناپولیس هم در قبال بازگشت 4 میلیون مهاجر فلسطینی زیر بار هیچگونه تعهدی نرفت . حتی اگر بر اثر فشارهای مشترک ظاهری آمریکا و اروپا دولت نتانیاهو به تعهدات دولت های سابق تمکین کند باز هم بازگشت 4 میلیون مهاجر فلسطینی همچنان در خارج از تعهدات رژیم صهیونیستی بصورت یک معضل لاینحل باقی خواهد ماند. موضوع حیاتی در این زمینه اصرار و فشار روزافزون حامیان رژیم صهیونیستی در پذیرش طرح دو کشور مستقل فلسطینی و اسرائیلی است . آمریکا و اتحادیه اروپا امیدوارند به هر شکل ممکن این موضوع را در اولین فرصت به اجرا درآورند. این امر اگرچه ظاهرا و تا حدودی به منزله جانبداری از منافع فلسطینی ها معرفی شده ولی مسئله اینست که پس از تشکیل دولت فلسطینی مستقل و جداسازی موضوع و مرزهای باصطلاح دو کشور ماجرای بازگشت 4 میلیون فلسطینی و حق بازگشت آنها برای همیشه به فراموشی سپرده خواهد شد و تحت الشعاع تصمیمات پرشتاب تحمیلی قرار خواهد گرفت . بدین ترتیب اصل صورت مسئله برای بازگشت 4 میلیون فلسطینی مهاجر برای همیشه محو خواهد شد.
به نظر می رسد که برای اجرای اهداف رژیم صهیونیستی و افزایش امتیازات به موازات کاهش هزینه ها و تعهدات این رژیم نوعی « تقسیم کار » بین طرفهای مختلف این فرایند صورت گرفته است . مطابق این طرح رژیم صهیونیستی ابتدا همه چیز را نفی کرده و اعتراض همگانی را برمی انگیزد. سپس حامیان این رژیم وانمود می کنند که به آن فشار آورده اند و آنرا برای نرمش متقاعد کرده اند. سپس تل آویو حرفها و مواضع تازه ای را مطرح می کند و سازشکاران عرب و فلسطینی هم برای پذیرش مواضع جدید رژیم صهیونیستی تحت فشار قرار خواهند گرفت که از « آخرین فرصتهای باقیمانده » استفاده کنند و بیش از گذشته نرمش نشان دهند و عقب نشینی نمایند. بدین ترتیب طرح ایجاد دو کشور در چارچوب خواسته های جدید صهیونیست ها محقق خواهد شد.
دقیقا به همین دلیل است که « موسی ابومرزوق » نایب رئیس دفتر سیاسی حماس تشکیلات خودگردان و محمود عباس را به خاطر پذیرش « اصل تبادل زمین » به ارتکاب خیانت متهم کرد و یادآور شد : « خطر اصلی این تصمیم نابخشودنی در اساس و بنیان این طرح ضد فلسطینی نهفته است نه در اجرا بدین ترتیب میزان تبادل زمین چه یک درصد باشد و چه 7 درصد تلویحا بدین معنی است که این زمین ها محل منازعه است حال آنکه هیچ زمینی با ارزش زمین در بیت المقدس اشغالی برابری نمی کند. موضوع دیگر اهالی و ساکنان زمین های مورد تبادل است . این تبادل زمین با ساکنان است یا بدون ساکنان این خیانت و جنایت قطعنامه های 242 181 و 194 را هم نقض می کند و مرجع محسوب نمی شود بلکه مذاکرات با طرف فلسطینی « مبنا » شده و این مغایر قوانین بین المللی است . »
آنچه در این میان اهمیت دارد اینکه مطابق اعتراف « تزیپی لیونی » وزیر خارجه سابق رژیم صهیونیستی « زمان به نفع اسرائیل نیست » ولی صهیونیستها با « تقسیم کار » بین خود اعراب سازشکار و حامیان خود در واقع سرگرم « دفع الوقت » و « خریدن زمان » هستند و از یکطرف بر تصمیمات طرفهای خود اثر می گذارند و از طرف دیگر خواست های خود را از زبان دیگران دیکته می کنند.
« شیمون پرز » رئیس رژیم صهیونیستی در اجلاس « ایپک » گفت : « نتانیاهو دارد تاریخ را می سازد! به طور همزمان اعلام شد که دولت نتانیاهو ضمن تجدیدنظر در « طرح نقشه راه » و « طرح دو کشور » به مذاکرات صلح شدیدا علاقمند است و حاضر است همین امروز مذاکرات آغاز شود نه فردا ».