حسین محمدی فومنی / کارشناس ارشد روابط بین الملل
با نگاهی به تاریخ گذشته بشریت، جنگهای متعددی در اقصی نقاط جهان رخ داده که همواره جنگ روانی پیشقراول این نبردها بوده است به طوری که قدمت جنگ روانی و تبلیغات به اندازه قدمت تاریخ جوامع انسانی می باشد. اما این مسئله در عصر جدید از اهمیت به سزایی برخوردار گشته است. امروزه با پیشرفت فناوری رسانه ای، جنگ روانی تاثیر شگرف و عمیقی در باورها و اذهان مخاطبان داشته و تعریف های مختلفی از جنگ روانی ارائه شده است.
آمریکا جنگ روانی را چنین تعریف می کند: جنگ روانی یعنی استفاده از هرگونه وسیله به منظور سرمایه گذاری بر روحیه و رفتار یک گروه با هدف نظامی مشخص.
در مارس سال 1955 میلادی، آمریکا دست به انتشار کتابی با عنوان "در صحنه نبرد" زد و جنگ روانی را استفاده برنامه ریزی شده از تبلیغات و سایر اعمالی که قبل از هر چیز با هدف تاثیر بر نظرات و احساسات، مواضع و رفتار جوامع دشمن، بی طرف یا دولت به شیوه های خاص با دستیابی به اهداف ملی صورت می گیرد، عنوان کرد.
آمریکا وظیفه عمده جنگ روانی را تحمیل اراده خود بر اراده دشمنان به منظور حاکم شدن بر آنان از راههایی غیر از راههای نظامی می داند و در این راستا از تبلیغات راهبردی بین المللی بهره می گیرد. جنگ روانی و امپریالیسم خبری در ابعاد گوناگون علیه دولتهای مستقل و آزاد با اهداف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی صورت می گیرد.
نمونه بارز آن تبلیغات غیر عادلانه رسانه های وابسته به بنگاههای خبر پراکنی رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه لبنان و جنگ 22 روزه غزه می توان یاد کرد. هم اکنون از رسانه های جمعی به عنوان رکن چهارم دولتها نام برده می شود.
ابزارهای رسانه ای همانند رادیو، تلویزیون، ماهواره، اینترنت، مطبوعات و خبرگزاریها مهمترین عوامل در اشاعه اخبار، رویدادهای درست و یا نادرست هستند که صاحبان تکنولوژی و سیاست مداران و جنگ سالاران به اهمیت آن واقفند و همواره برای پیشبرد اهداف خود از آن استفاده می کنند.
یکی دیگر از شیوه های جنگ روانی شایعه است. شایعه به منظور تغییر افکار عمومی ملتها و فروپاشی دولتها توسط امپریالیسم خبری نقش به سزایی در تنظیم روابط و مناسبات بین المللی داشته است. دو عنصر عمده در جنگ روانی محور تبلیغات و ضریب القاء آن در اشاعه خبر و پیام بسیار مهم می باشد.
دولتمردان و گردانندگان سلطه گر رسانه ای و خبری جهان از واژه هایی همانند: صلح، آزادی، حقوق بشر، دموکراسی، مبارزه با تروریسم و تسلیحات نظامی غیر متعارف به عنوان سر فصل جنگ روانی برای جلب هر چه بیشتر مخاطبان استفاده می کنند، اما در عمل ما شاهد زیر پا گذاشتن آن توسط این مدعیان دروغین هستیم. اقدامات تبلیغی و روانی درگذشته علیه حکومتهای آلنده در شیلی، و بحران کوبا دلیلی بر این ادعا است.
از اهداف بنگاههای خبری تامین منافع دولتمردان کشورهای سلطه گر در عرصه های بین المللی است. وارد کردن اتهامات علیه کشورهای مستقل و آزاد به بهانه های متعدد از جمله حمایت از تروریسم، از شگردهای امپریالیسم خبری می باشد و در نهایت، آنان با تهاجم فرهنگی، بی هویتی ملی و فرهنگی، غارت منابع طبیعی، سلطه نظامی و سیاسی و کشتن انسانهای بی گناه، منافع نامشروع خود را دنبال می کنند.
آنچه که می تواند تبلیغات روانی علیه مخاطبان را خنثی کرده و کاهش دهد به تعدادی از آنها اشاره می شود:
1- ارائه اخبار و آگاهی به روز از اوضاع منطقه ای و جهانی به مخاطبان.
2- هدایت افکار عمومی به سوی تحلیل و نقد و بررسی اخبار منتشر شده.
3-معرفی رسانه ها و بنگاههای خبر پراکنی و حامیان آنان به مخاطبان.
4-تشکیل اتاق فکر با به کارگیری از نخبگان رسانه ای و دانشگاهی.
5- ضرورت داشتن استراتژی و راهبرد رسانه ای به منظور مقابله با جنگ روانی.
که جملگی می توانند نقش کلیدی در پیروزی یا شکست در منازعات رسانه ای و بین المللی داشته باشند.