اصل اول: پایبندی به هویت اسلامی و انقلابی
استمرار روح اسلام انقلابی که امام راحل از آن به عنوان مهمترین دستاورد جنگ تحمیلی یاد میکرد باید در کالبد جمهوری اسلامی به صورت مستمر بازتولید شود تا کژیهای جمهوری اسلامی را راست کند، اصلاح طلبی در عرف علمی آن به معنی رفرم و رفرمیستها نقطه مقابل «انقلابی بودن» قرار میگیرند و چون اصلاحطلبان تعریف مشخصی از اصلاحات نداشتهاند میتوان آنان را مقابل استمرار انقلاب اسلامی تعریف کرد، هویت اسلامی عنصر اساسی دیگری است که در نظام و کشور ما معادل «اسلام سیاسی» است به عبارت دیگر هویت سیاسی ما مبتنی بر اسلام سیاسی است که حفظ و اعتقاد به آن میتواند انقلاب اسلامی را به پیش ببرد و تهدیدکننده منافع مستکبران باشد.
اصل دوم: عدالت
فلسفه وجودی نظام اسلامی عدالت است، توسعه بدون عدالت نمیتواند متمایز کننده نظام اسلامی از نظامهای موجود در غرب و شرق باشد، کم کردن فاصلهها و توزیع صحیح فرصتها در عرصه سیاست، اجتماع و اقتصاد مهمترین وظیفه یک دولت اصولگرا در عرصه قدرت است. عدالتخواهان باید قاطع، مردمی، پاک، مبارز، سادهزیست و موظف به تهذیب نفس باشند تا بتوانند واجد صلاحیت برای اجرای عدالت باشند.
اصل سوم: حفظ استقلال سیاسی
استقلال سیاسی از جمله مهمترین دستاوردهای محقق شده انقلاب اسلامی در ایران است، حفظ آن در عرصه اقتصادی با تلاش بیوقفه توأم با برنامهریزی، در عرصه سیاسی و بینالمللی با سه اصل حکمت، عزت و مصلحت و توجه به اصول مترقی مرتبط در قانون اساسی میسر است. در حفظ استقلال سیاسی باید از «وادادگی» در مقابل غرب برحذر بود و نباید روی صندلی متهم نشست، دشمن در خدشه به استقلال سیاسی ما به فتح هیچ سنگری اکتفا نخواهد کرد. امام راحل فرمودند «ما چه بخواهیم و نخواهیم در تعقیبمان خواهد بود تا حیثیت مکتبیمان را لکهدار کنند» لذا باید بدانیم که پیشروی دشمن «حقیقت» نخواهد داشت، بنابراین باید به موضع هجوم رفت و به قدرت منطقهای جمهوری اسلامی اندیشید تا نه تنها استقلال سیاسی خود را حفظ نماییم ،بلکه به دنبال استقلال سیاسی سایر ملتهای اسلامی باشیم.
اصل چهارم: خودباوری و اعتماد به نفس ملی
«ما میتوانیم» اساس حرکت خودباورانه است، اعتقاد به سرمایههای ملی کشور همچون جوانان باهوش و مستعد، اعتقاد به پویایی فرهنگ اسلامی و جامعیت مبانی اسلامی برای ساختن پایههای یک نظام سیاسی از مؤلفههای اساسی در این عرصه است، شکستن مرزهای دانش، نگاه گزینشی به غرب (در حوزه علم نه فرهنگ) تکیه بر پیشینه تمدنی و دینی و توجه به جایگاه منطقهای باید مد نظر یک دولت اصولگرا در نظام اسلامی باشد تا اعتماد به نفس ملی تقویت شود.
اصل پنجم: جهاد علمی
جهاد علمی راهبرد اساسی و مانور اساسی ما در مقابل دنیای غرب است. عقبماندگی کشور باید از راههای میانبر برطرف شود. ملتی که پرچم عزت مسلمین را برافراشته است، باید بتواند هر موقع اراده کرد دروازههای کشور را ببندد و زندگی مستقل خویش را استمرار دهد، این اقدام از جهاد علمی میگذرد که نمونههای آن را ثابت کردهایم. باید فرهنگ پژوهش از یک سوء و مطالبه آن از سوی دیگر به عنوان یک اصل نهادینه شده مدنظر قرار گیرد.
اصل ششم: تأمین آزادی و آزاداندیشی
آزادی و آزاداندیشیدن از اصول اولیه انقلاب اسلامی است. در جامعه ما در دو حوزه اساسی با تفسیر آزادی چالش جدی وجود دارد 1ـآزادی اخلاقی و برهنگی 2ـ آزادی به معنی براندازی خاموش، از این دو عنصر که بگذریم آزادی به معنی واقعی آن در کشور وجود دارد و دولت باید برای تأمین صحیح آن تلاش کند. پرورش فکر و اندیشه و علم یکی از شاخصههای تمدن اسلامی است که در قرن چهارم و پنجم به رشد قابل قبولی رسید و امروز که حاکمیت دینی در جامعه مستقر است این جنبه از تمدن اسلامی دارای پشتوانه مادی و حقوقی است. اصولگرایان آزادی را آزادی معنوی و آزادی از خود میدانند و بر این باورند که در سایه حکومت اسلامی آزادی که توأم با کرامت انسانی باشد، قابل دسترستر است.
اصل هفتم: اصلاح و تصحیح روشها
تحول پذیری و عدم سکون، لازمه پویایی جامعه دینی است. اصلاحات باید در روشها و برنامهها صورت گیرد. نمیتوان در چارچوب نظام مستقر به قدرت رسید، اما در صدد تغییر تدریجی نوع حاکمیت به بهانه اصلاح برآمد، اصلاح آنقدر مهم است که حضرت امام عرصه اجتهاد را نیز قابل تصحیح میداند، بدین معنی که اگر مجتهد فتوای خود را اشتباه دید باید آن را اصلاح کند و اشتباه خود را اعلام کند، اصلاحات مدنظر بیگانگان قطعاً با منافع ملی و بومی ما سازگار نخواهد بود. معیارهای اصلاحطلبی باید بومی، مبتنی بر مکتب و قابل تطبیق با اصول اسلام و انقلاب اسلامی باشد.
اصل هشتم: شکوفایی اقتصادی
کارآفرینی، ترویج تولید داخلی، مبارزه با شبکههای قاچاق و فساد، اصلاح مقررات اقتصادی اعتقاد به روشهای بومی در اقتصاد، افزایش درآمدهای غیرنفتی و. . . سرلوحه هر دولتی قرار میگیرد. آن دولت در این حوزه اصولگرا است. نمیتوان هویت حقوقی جمهوری اسلامی را حفظ کرد، اما «هویت حقیقی» آن را عاریه گرفت. مدلهایی نظیر، تعدیل اقتصادی، دولت رفاه، دولت مدرن و... مدلهایی هستند که نمیتوان آنها را در قالب نظام اسلامی ریخت، زیرا در آن صورت فقط جمهوری اسلامی لفظی یا «پسوند اسلامی» را گرفتهایم و محتوای آن را رها کردهایم. این همان چیزی است که امام راحل بارها اعلام کردکه من از آن خوف دارم که انقلاب کردیم اما در محتوای نظام هیچ چیز عوض نشده باشد. اقتصاد و معیشت مردم از جمله مهمترین توقعات مردم از حاکمیت است و کارآمدی نظام در این عرصه پشتوانه مردمی آن را تقویت میکند و ثروت ملی و قدرت ملی را توأمان افزایش خواهد داد.
نتیجهگیری:
دو گفتمان اصولگرایی و اصلاحطلبی اگر شاخصهای خود را تعریف و مرزبندی هویتی خویش را با غیر مشخص کنند میتوانند همتراز «گفتمان انقلاب اسلامی» یا گفتمان «امام(ره) انقلاب و رهبری» باقی بمانند، یا اگر گفتمان انقلاب اسلامی را «ابرگفتمان» بنامیم، میتوانند به عنوان «خرده گفتمان» در ذیل آن قرار گیرند. به شرط آنکه: 1ـ دشمن از محتوای گفتمان آنان استقبال ننماید. 2ـمرز گفتمان شفاف باشد 3ـ مؤلفههای اساسی گفتمان با راهبردهای اصلی نظام و قانون اساسی در تعارض نباشد 4ـ با اندیشه امام همسو و همجهت باشد 5ـ توأم با برنامه برای اداره جامعه باشد 63ـ در درون گفتمان تضاد و تعارض مشاهده نشود 7ـ آرمانخواه باشد 8ـ از اصول انقلاب تخطی نکند 9ـ به تعبیر امام راحل آمریکای جهانخوار را دشمن درجه یک انقلاب و کشور بداند.
سردبیری: جهت هماهنگی با بخشهای دیگر تیتر «جوان بررسی میکند» به سند اضافه شد.