محمود مهدوی
در نگاه به تاریخ معاصر ایران به وقایع و رویدادهایی بر می خوریم که حائز اهمیت فراوانی بوده و از آنها به عنوان نقطه عطف در تاریخ انقلاب اسلامی یاد می شود. قضیه کاپیتولاسیون از جمله این موارد بوده که با گذاردن اثری با شکوه در تاریخ ایران سرانجام زمینه های نهضت اسلامی را فراهم ساخته و به نوعی مبدا بروز تحول عظیمی چون انقلاب اسلامی گردید. لذا علی رغم گذشت نزدیک 45 سال از احیای کاپیتولاسیون در ایران، به واسطه اهمیتی که مسئله فوق در تاریخ انقلاب اسلامی داشته، پرداختن به آن ضروری می نماید. واژه کاپیتولاسیون از کلمه لاتین Capitulare یا کلمه ایتالیایی Capitulazione مشتق شده و به معنی انعقاد عهد نامه و قرارداد یا خود عهدنامه آمده است. تعریف ساده این اصطلاح در دائره المعارف های فارسی، تحت مدخل کاپیتولاسیون چنین ذکر شده است: وضع ناشی از قراردادهایی که دول زورمند و استعمارگر، خاصه در قرن نوزدهم به دول ضعیف تحمیل می کردند و به موجب آن قراردادها، اتباع دولت های استعماری پس از ورود به قلمروی دولت ناتوان، تحت حاکمیت محاکم دول متبوع خود باقی می ماندند و محاکم کشور ضعیف حق محاکمه آنها را نداشتند.
باید دانست که کاپیتولاسیون سابقه ای بسیار طولانی دارد. به طوری که چنین معاهداتی در تاریخ روابط بین دولت ها به عهد امپراتوری روم باستان بر می گردد، اما سابقه کاپیتولاسیون به آن مفهومی که ذکر شد، یعنی قراردادهایی کاملایک طرفه، به دوره امپراتوری عثمانی و روابط آن با دولت های اروپایی در سال های آغازین عصر جدید و عهدنامه بازرگانی بین سلطان سلیمان اول معروف به سلیمان قانونی پادشاه عثمانی با فرانسوای اول پادشاه فرانسه مربوط می شود که به موجب آن برای اولین بار مقرر گردید اتباع فرانسه در خاک عثمانی تابع احکام کنسول کشور خویش باشند. پس از آن بود که رژیم کاپیتولاسیون در کشورهای زیادی از اروپا، آسیا و آفریقا برقرارگردید و کشورهای قدرتمند و استعمارگر این قانون را به کشورهای ضعیف تحمیل کردند.
سابقه کاپیتولاسیون در ایران به معاهده ترکمن چای باز می گردد که بر اساس فصل هشتم آن این امتیاز به اتباع روس داده شد و پس از آن کشورهایی از قبیل انگلیس و فرانسه نیز در ایران از این امتیاز بهره مند شدند. رژیم کاپیتولاسیون در کشورهای مختلف جهان در اواخر قرن 19 م و اوایل قرن 20 م به صورت های مختلف از بین رفت و کشورهایی همچون عثمانی، ژاپن، یونان، مراکش، تایلند، عراق، مصر، چین و... به طور قاطع به آن پایان دادند. در ایران نیز گرچه این امتیاز بنا به دلایلی در زمان رضاخان ملغی اعلام شد ( 1306 ش) اما محمدرضا پهلوی که سال های متمادی شاهان قاجار را به خاطر اعطای حق قضاوت کنسولی به بیگانگان مورد نکوهش قرار می داد و الغای آن را نمونه «میهن پرستی» و «آزاد منشی» دودمان پهلوی قلمداد می کرد، در صدد احیای آن در حکومت خود بر آمد، البته این بار نه برای اتباع روسی بلکه برای اتباع آمریکایی!
ایالات متحده آمریکا در ایران، بویژه پس از کودتای 28 مرداد 1332، به کارگردان اصلی صحنه سیاست و حکومت تبدیل شده بود. محمدرضا شاه سلطنت خود را مدیون دخالت کشورهای آمریکا و انگلستان در سقوط دولت ملی دکتر محمد مصدق می دانست. در این میان آمریکا به تدریج توانست در عرصه ایران از انگلیس پیشی گرفته و طی بیش از یک دهه فعالیت در عرصه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران، قدرت بلامنازع را در ایران از آن خود کند. پس ازآن حضور مستشاران نظامی و کارشناسان فنی آن کشور در ایران بیش از پیش افزایش یافت. با توجه به این مسائل برای اولین بار در اسفند ماه سال 1340 سفارت آمریکا به همراه طرح اصلاحات، از دولت امینی اعطای مصونیت به مستشاران نظامی آمریکا را خواستار شده بود ولی این درخواست هیچ وقت در زمان صدارت امینی مطرح نشد. تا اینکه شاه در تیر ماه 1343 در سفری که به آمریکا داشت موفق به گرفتن موافقت آمریکا برای دریافت وام200 میلیون دلاری شد، اما به بیان ریچارد فاو ...« 200میلیون دلار قیمت شاه برای اعطای امتیازات دیپلماتیک به جامعه نظامی آمریکا بود، تنها چیزی که باقی می ماند، تصویب پارلمان ایران بود که انتظار نمی رفت قول شاه را نقض نماید.»
پس از بازگشت شاه از آمریکا لایحه کاپیتولاسیون در سوم مرداد 1343 در مجلس سنا طرح و به شیوه ای بسیار سوال برانگیز و مفتضحانه به تصویب رسید. چرا که لایحه مزبور بدون در نظر گرفتن آداب و رسوم قانونگذاری و بدون اطلاع و مطالعه قبلی نمایندگان در مورد محتوای لایحه، در ساعت حدود 12 شب و در حالی که نمایندگان کاملاخسته وخواب آلود بودند به رای گذاشته شد. دولت حسنعلی منصور پس از تصویب لایحه مزبور در مجلس سنا، آن را به مجلس شورای ملی برد، با اینکه مخالفت هایی در مجلس شورای ملی - بر عکس سنا- در خصوص این لایحه صورت گرفت ولی چندان جدی و موثر نبود و به نظر می رسید همین مخالفت ها هم یک توافق پنهانی است تا موضوع عادی جلوه کند. اسناد لانه جاسوسی آمریکا نشان از این توافق های پنهان بین مجلس، دولت و دربار دارد. بدین ترتیب در سال 1343 رژیم نالایق و وابسته ایران به بهانه گرفتن وام از آمریکا و با دست آویز قرار دادن کنوانسیون بین المللی وین درباره روابط دیپلماتیک، بدون احساس مسئولیت در برابر ملت ایران، کاپیتولاسیون را احیا کرد و طی آن قانونی را به تصویب رسانید که بیش از چهل هزار مستشار نظامی آمریکا، تکنسین های وابسته و اعضای خانواده و خدمه آنها اعم از نظامی و غیره از حاکمیت و صلاحیت قوانین قضائی ایران معاف شدند و همانند دیپلمات های خارجی مصونیت یافتند و علاوه بر برخورداری از مزایای فراوان در صورت نقض قوانین جزایی ایران و ارتکاب جرم از تعقیب مصون ماندند.
به دنبال تصویب لایحه کاپیتولاسیون رژیم شاه که به خوبی می دانست ملت قهرمان ایران هرگز چنین ننگی را تحمل نکرده و در برابر آن بی تفاوت نخواهد نشست با سانسور شدید و کنترل همه جانبه کوشش به عمل آورد تا از درز کردن این جنایت تاریخی به درون جامعه ایران جلوگیری نماید ولی چند روزی از تصویب این لایحه نگذشته بود که مجله داخلی مجلس شورای ملی به دست امام خمینی(ره) رسید. امام(ره) ابتدا به منظور آگاه سازی علما و روحانیون شهرهای مختلف نامه هایی را به اطراف و اکناف فرستاد و خود نیز با مقامات روحانی قم به گفتگو نشست و اقدام به آگاه نمودن آنها نمود. امام در ادامه تصمیم گرفت تا با ایراد سخنرانی مردم را در جریان این خیانت بزرگ قرار دهد. رژیم با اطلاع از برنامه سخنرانی امام، یکی از عوامل خود را مامور ملاقات با امام کرد. اما وی موفق به دیدار امام نشد و به ناچار با حاج سید مصطفی خمینی ملاقات کرده و به امام پیغام داد که:«... آمریکا به منظور کسب وجهه در میان مردم ایران با تمام قدرت فعالیت می کند و پول می ریزد و از نظر قدرت در موقعیتی است که هر گونه حمله به آن، به مراتب خطرناکتر از حمله به شخص اول مملکت است! آیت الله خمینی اگر این روزها بنا دارند نطقی ایراد کنند باید خیلی مواظب باشند که به دولت آمریکا برخوردی نداشته باشد که خیلی خطرناک است و با عکس العمل شدید و تند آنان مواجه خواهد شد. دیگر هرچه بگویند حتی حمله به شاه چندان مهم نیست.» اما این تهدیدات هیچ تاثیری در عزم راسخ امام برای بر ملاکردن ماهیت این خیانت بزرگ رژیم پهلوی نداشت و ایشان روز 4 آبان 1343 سخنرانی معروف خود را ایراد کرد. امام خمینی(ره) این سخنرانی را علی رغم اینکه در روز تولد حضرت زهرا(س) ایراد شد با آیه «استرجاع» (انا لله و انا الیه راجعون) شروع نمود. این کلام در فرهنگ اسلامی هنگام مصیبت های بزرگ بر زبان جاری می شود و امام با این جمله خواست بفهماند که لایحه مصیبت بزرگی است. ایشان در بخشی از این سخنان تاریخی خود چنین فرمودند:
من تاثرات قلبی خود را نمی توانم اظهار کنم. قلب من در فشار است، این چند روزی که مسائل اخیر ایران را شنیدم خوابم کم شده است، ناراحت هستم، قلبم در فشار است، با تاثرات قلبی روزشماری می کنم چه وقت مرگ پیش بیاید ... ما را فروختند، استقلال ما را فروختند... عزت ما پایکوب شد، عظمت ایران از بین رفت، عظمت ارتش ایران را پایکوب کردند ... ملت ایران را از سگ های آمریکا پست تر کردند، اگر چنانچه کسی سگ آمریکایی را زیر بگیرد بازخواست از او می کنند، لکن اگر شاه ایران یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد بازخواست از او می کنند، اگر چنانچه یک آشپز آمریکایی شاه ایران را زیر بگیرد ... هیچ کس حق تعرض ندارد چرا؟ ... و الله گناهکار است کسی که داد نزد. والله مرتکب کبیره است کسی که فریاد نکند. ای سران اسلام به داد اسلام برسید! ای علمای نجف به داد اسلام برسید، ای علمای قم به داد اسلام برسید! رفت اسلام! ای ملل اسلام! ای سران ملل اسلام! ای روسای جمهوری ملل اسلامی ... به داد همه ما برسید! ایشان در این سخنرانی پر شور همه ابرقدرت های غربی و شرقی و در راس آنها آمریکا را که موید رژیم شاه بودند، به شدت محکوم نمود: آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر، شوروی از هر دو بدتر، همه از هم بدتر و همه از هم پلیدترند، لیکن امروز سر و کار ما با آمریکاست. رئیس جمهور آمریکا ... این معنا را بداند که امروز در پیش ملت ما از منفورترین افراد بشر است که چنین ظلمی به ملت اسلامی کرده است... امروز تمام گرفتاری های ما از آمریکاست، تمام گرفتاری های ما از اسرائیل است، اسرائیل هم از آمریکاست، این وزرا هم از آمریکا هستند، همه دست نشانده آمریکا هستند. اگر نیستند چرا در مقابل آن نمی ایستند داد بزنند؟پس از این سخنرانی آتشین نیز، امام با انتشار اطلاعیه ای که با آیه «نفی سبیل» (لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا) شروع شده بود به سرعت و در سطحی گسترده در سراسر کشور پخش شد، اقدام ننگین و ذلت بار رژیم پیرامون تصویب لایحه کاپیتولاسیون را افشا و محکوم کرده و آن را سند بردگی ملت ایران و اقرار به مستعمره بودن ایران و موهن ترین و ننگین ترین تصویب نامه غلط دولت های بی حیثیت نامیده و نوشتند: اکنون من اعلام می کنم که این رای ننگین مجلسین مخالف اسلام و قرآن است و قانونیت ندارد. مخالف رای ملت مسلمان است. ایشان به ملت ایران توصیه و تاکید کردند که: ... بر ملت ایران است که این زنجیرها را پاره کنند. بر ارتش ایران است که اجازه ندهند چنین کارهای ننگینی در ایران واقع شود ... بر جوانان دانشگاهی است که با حرارت با این طرح مفتضح مخالفت کنند.
با طنین آوای انقلابی امام خمینی (ره) در فضای اختناق بار ایران و انعکاس و انتشار نطق تاریخی و اعلامیه افشاگرانه ایشان در میان مردم، موج جدیدی از خشم و نفرت علیه شاه و رژیم مزدور او سراسر ایران را فرا گرفت. ملت مسلمان ایران از این خیانت آگاهی یافت. علما و روحانیون شهرستان ها با پشتیبانی و همراهی مردم طی تلگرام ها، نامه ها و تومارها القای کاپیتولاسیون را خواستار شدند. سیل تلگرام و نامه های اعتراض آمیز به سوی هیئت حاکمه سرازیر گردید. اوج گیری اعتراض ها و موضع گیری سخت امام خمینی (ره) در قبال قرارداد کاپیتولاسیون، هیئت حاکمه را وادار ساخت تا این اقدام جسورانه امام بر ضد منافع آمریکا را پاسخ گوید؛ به همین منظور، شب سیزدهم آبان 1343 شمسی ماموران مسلح با محاصره منزل ایشان، وی را دستگیر و پس از انتقال به فرودگاه مهرآباد بلافاصله به شهر بورسا در ترکیه تبعید کردند. حسنعلی منصور نخست وزیر وقت که برنامه های مهمی به سود غرب داشت و تصویب کاپیتولاسیون در دوره نخست وزیری او صورت تحقق به خود گرفت از جمله کسانی بود که اصرار در تبعید امام به ترکیه داشتند. حسین فردوست در این باره می نویسد: ...« همان طور که منصور به دستور آمریکا و با اختیارات ویژه به صدارت رسید تبعید امام خمینی(ره) نیز دستور مستقیم آمریکا بود.» تبعید شتاب زده امام به خارج از کشور نشانگر ترس و وحشت فزاینده رژیم از روبرو شدن با مقاومت مردمی بود. علی رغم تمهیداتی که جهت سرکوب هرگونه حرکت مردمی تدارک دیده شده بود، با اعلام تبعید رهبری نهضت، اعتراض های گسترده ای در بیشتر نقاط کشور برپا شد. بازار تعطیل گردید و مردم با صدور اعلامیه و تلگراف هایی به ترکیه از حرکت امام پشتیبانی کردند.
پس از تبعید امام به ترکیه سفارت آمریکا در ایران به وزارت خارجه این کشور گزارش داد که ...« سرانجام ما توانستیم از سر آن پیرمردی که چوب لای چرخ ما می گذاشت خلاص شویم» شاید کسی نمی دانست این مسافر تنها و ساکت که در هتل های درجه 2 ترکیه اقامت دارد، روزی توازن قدرت جهان را بر هم خواهد زد، رژیم شاهنشاهی را سرنگون خواهد ساخت، منافع آمریکا را قطع خواهد کرد و بارها آمریکا را تحقیر خواهد کرد.
پس از تصویب کاپیتولاسیون سیل عظیم آمریکاییان به ایران سرازیر شدند و با خود جنبه های منفی فرهنگ غرب را وارد کردند. تنها بین سال 1970 تا 1978 تعداد آمریکایی ها از کمتر از هشت هزار نفر به حدود پنجاه هزار نفررسید. سیل مهاجرت آمریکایی ها به ایران حتی برای مقامات سفارت آمریکا نیز مشکلاتی به بار آورد. حضور گسترده آمریکایی ها در ایران و برخورداری آنان از مصونیت قضائی، زمینه مناسبی را برای افزایش جرایم و اشاعه فساد فراهم ساخت. تعارض های فرهنگی موجود و رفتار اهانت آمیز آنان نسبت به آداب و رسوم جامعه مسلمان ایرانی حس ملی و مذهبی مردم را می آزرد که به تدریج با درج گزارش هایی مبنی بر شرارت، می خواری، بی بند باری و خشونت توسط آمریکاییان در روزنامه های ایران احساسات ضد آمریکایی در میان مردم تشدید شد. زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات حقوقی و قضائی کشور ایران توسط آمریکاییها تنها بخشی از پیامدهای اجرای قانون کاپیتولاسیون بود. پیامدهایی که سوای آثار کوتاه مدت، در بلند مدت لطمات جبران ناپذیری بر اجتماع، اقتصاد، فرهنگ و سیاست ایران وارد ساخت.
سوای پیامدهای منفی قضیه کاپیتولاسیون تاثیر بارزی در روند نهضت انقلابی مردم به رهبری امام (ره) داشت. این واقعه موقعیت امام (ره) را به عنوان تنها رهبر واقعی نهضت انقلابی نمایان و تثبیت کرد و از طرفی ماهیت رژیم پهلوی، آمریکا و طرح های این کشور را برای از بین بردن استقلال ایران، بیش از پیش روشن ساخت و در سقوط رژیم پهلوی بیش از دیگر حوادث تاثیر گذارد. در حقیقت تصویب کاپیتولاسیون و عکس العمل افشاگرانه امام خمینی (ره) جرقه ای بود برای شعله ور شدن نهضتی که تداوم پیدا نموده و ثمره اش در بهمن 57 به بار نشست.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در نتیجه سال ها مبارزه و شهادت طلبی، القای کاپیتولاسیون از اهم خواست های مردمی بود. لذا سه ماه پس از پیروزی انقلاب و در شب 58/2/23 اطلاعیه زیر از رادیو پخش شد: «بنا به پیشنهاد هیئت وزیران دولت موقت جمهوری اسلامی ایران و تصویب شورای انقلاب اسلامی، قانون مصوب 21 مهر ماه 1343 (13 اکتبر 1964) راجع به اجازه استفاده مستشاران نظامی آمریکا در ایران از مصونیت ها و معافیت های قرارداد وین (کاپیتولاسیون) از تاریخ 58/2/23 لغو شد. بدین ترتیب با صدور حکم لغو قانون کاپیتولاسیون زمینه برای تدوین قوانین در چهارچوب اصول و ارزش های جمهوری اسلامی ایران برای اتباع خارجی فراهم گردید و ایران استقلال و هویت واقعی خود را به دست آورد.