علیرضا هدایتپور
نشست سراسری «کمیته امور عمومی امریکا و اسرائیل - آیپک» طی روزهای سوم تا پنجم مه 2009 در واشنگتن برگزار شد. به باور اغلب ناظران سیاسی «صلح اعراب و اسرائیل» و «تهدیدات ناشی از دستیابی ایران به سلاح اتمی برای اسرائیل» دو محور مهم در نشست 2009 «آیپک» بود. سخنرانان این اجلاس تلاش کردند تصمیم گیران واشنگتن را برای افزایش فشار بر ایران به منظور کنار گذاشتن برنامه هسته یی متقاعد کنند. «باراک اوباما» که در اجلاس ژوئن 2008 آیپک گفته بود «رابطه اسرائیل و امریکا امروز و فردا و همه وقت خدشه ناپذیر خواهد بود»، در این نشست حضور نداشت. اغلب سخنرانان کنفرانس «آیپک» موضع بسیار تندی در برابر برنامه هسته یی ایران اتخاذ کردند. «مایکل اورن» سفیر آتی اسرائیل در امریکا، در این نشست این جمله نتانیاهو را تکرار کرد که گفته بود؛ «اسرائیل اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هسته یی دست یابد.» تزیپی لیونی رهبر حزب کادیمای اسرائیل و اپوزیسیون دولت نتانیاهو نیز گفت؛ «در مورد مساله هسته یی ایران، در اسرائیل حزب اپوزیسیون وجود ندارد.» افرایم سنه معاون اسبق وزارت دفاع اسرائیل مدعی شد؛ «بر اساس آنچه اسرائیل از پیشرفت برنامه هسته یی ایران می داند، زمان در حال از دست رفتن است و ضرب الاجل برای تصمیم گیری، همین الان است. حمله نظامی بهتر از اجازه دادن به ایران برای رسیدن به بمب هسته یی است.» در این میان «جوزف بایدن» معاون رئیس جمهور امریکا، با تاکید بر مسیر دیپلماتیک اظهار داشت؛ به شدت بر جلوگیری از خطر مسلح شدن ایران به سلاح اتمی متمرکز شده ایم. ما دیپلماسی مستقیم و اصولی در برابر ایران را دنبال می کنیم تا به هدف جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح های اتمی برسیم. اگر تلاش های ما برای حل این مساله از طریق تعامل با ایران به نتیجه نرسد، آن گاه ما پشتیبانی بیشتری از سوی جامعه بین الملل برای بررسی گزینه های دیگر خواهیم داشت.
قدرت لابی اسرائیل در آمریکا
«لابی صهیونیسم» در ایالات متحده که به «لابی اسرائیل» معروف است، تلاش بسیاری می کند تا از آن به عنوان «لابی یهودیان امریکا» نام ببرند. به گفته «استفن والت» و «جان میرشایمر»، منظور از «لابی اسرائیل» مجموعه یی از افراد و سازمان هایی است که فعالانه در عرصه سیاست خارجی ایالات متحده برای حمایت از اسرائیل فعالیت می کنند. «استیو روزن» رئیس سابق «آیپک» در امریکا معتقد است یک لابی مانند «گل شب است»؛ در شب می شکفد و با بر آمدن آفتاب می میرد. «ماهاتیر محمد» نخست وزیر سابق مالزی در اکتبر2003 طی سخنانی در اجلاس سران کشورهای اسلامی ضمن مروری بر ضعف ها و عقب ماندگی های مسلمانان، یهودیان را به عنوان نمونه یی از موفقیت مثال زد و گفت؛ اروپایی ها شش میلیون از دوازده میلیون یهودی را کشتند، اما امروزه یهودیان با واسطه بر جهان حکومت می کنند. آنها دیگران را وا می دارند که برایشان بجنگند و کشته شوند. (نیویورک تایمز، 21 اکتبر 2001) «بوش پدر» در دسامبر 1991 در شرایطی که برای واداشتن اسرائیل به همکاری در روند صلح خاورمیانه تلاش می کرد تا تصویب ضمانت وام برای تل آویو را در کنگره ایالات متحده به تعویق اندازد، طی مصاحبه یی اعلام کرد؛ در برابر نیروهای سیاسی نیرومندی قرار گرفته ام. با نیروهای بسیار نیرومند و موثری مواجه هستیم که به کنگره می روند. امروز شنیدم حدود هزار «لابیست» در کنگره در مخالفت با من فعال بودند؛ در حالی که من در اینجا یک فرد کوچک و تنها هستم. (سرویس خبری فدرال، 12 سپتامبر1991) اظهارات «ماهاتیر محمد» و «بوش پدر»، مثال های گویایی از تلقی رایج در امریکا و بسیاری از نقاط جهان از «قدرت یهود» در امریکاست. «قدرت یهود در امریکا» تعبیری است که به ویژه در کشورهای اسلامی برای علل توضیح جانبداری های حاکمیت امریکا از اسرائیل مورد استفاده قرار می گیرد.
این اصطلاح در دیگر مناطق نیز به طور کلی برای توضیح نفوذ سیاسی یهودیان در روند شکل گیری سیاست خارجی امریکا در برخی زمینه ها، از جمله موضوع خاورمیانه، به کار می رود. در نظر عموم، «قدرت یهود» یا «لابی اسرائیل» در امریکا به طور عمده در هاله یی از رمز و راز پوشیده است و از این رو گاه تداعی کننده فراماسونری و دیگر انجمن های غیرعلنی در طول تاریخ است. مجله «فورچون» در رده بندی لابی های فعال در واشنگتن، «آیپک» را در سال 2002 پس از «انجمن ملی تفنگ»، «انجمن امریکایی بازنشستگان»، و «اتاق تجارت امریکا»، به عنوان چهارمین لابی پرقدرت امریکا معرفی کرد. این در حالی است که هدف و تمرکز سه لابی نخست، اغلب متوجه حفظ و بسط منافعی است که به امور داخلی ایالات متحده مربوط می شود. طبق این رده بندی، «آیپک» با فاصله زیادی از دیگران، قوی ترین لابی در حوزه سیاست خارجی امریکاست. (Fortune Magazine، 28 مه 2002) گرچه «آیپک» به طور رسمی سازمانی غیرسیاسی معرفی می شود و قرار است در اختلافات سیاست داخلی در اسرائیل نیز بی طرف بوده و صرفاً به حفظ منافع و حمایت از دولت منتخب تل آویو در هر مقطعی بپردازد، اما در عمل رهبران «آیپک» همچون اکثر دیگر رهبران سازمان های یهودی در امریکا، به طور عمده به «حزب لیکود» و سیاست های آن گرایش دارند.
در سال 1992 بعد از روی کار آمدن «اسحاق رابین» از «حزب کارگر» در اسرائیل و اقدام وی برای اجرای فرمول «زمین برای صلح»، روابط اسرائیل با «آیپک» رو به سردی گذاشت. رابین در جریان اولین سفرش به امریکا، برخورد سردی با نمایندگان «آیپک» داشت؛ در مقابل «آیپک» نیز در تطبیق مواضع خود با تحول جدید در اسرائیل، تحرک لازم را از خود نشان نداد. بعضی از تحلیلگران امریکایی می گویند اگر «آیپک» در امریکا فعالیت نداشت، مردم این کشور بدون شک دیدگاه منتقدانه یی درباره سیاست های اسرائیل و امریکا در خاورمیانه داشتند. این تحلیلگران معتقدند حمایت مردم امریکا از اسرائیل تا حدی ریشه در فرهنگ و باورهای ادیان یهودی و مسیحیت در امریکا دارد. یکی از علت های موفقیت «لابی اسرائیل» در امریکا، توانایی آن در محدود نگه داشتن آگاهی مردم این کشور از اقدامات اسرائیل است.
نقش ضدایرانی، لابی اسرائیل
کارشناسان امور امریکا بر این باورند که نقش لابی های حامی اسرائیل از طریق مراکز مطالعاتی چون «موسسه یهودی در امور امنیت ملی» (جنیسا)، «امریکن اینترپرایز»، «موسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک» (وینپ) و «آیپک» طی چند سال اخیر افزایش یافته است. لابی های حامی اسرائیل به شدت تلاش می کنند به بهانه مقابله با برنامه هسته یی ایران، تهدید علیه امنیت اسرائیل و منافع امریکا در منطقه، این کشور را درگیر جنگی دیگر در خاورمیانه کنند. «مارتین ایندیک» معاون سابق وزارت خارجه امریکا می گوید، اسرائیل ترجیح می دهد امریکا علیه ایران دست به حمله نظامی بزند، زیرا این کشور دارای توانایی های بیشتر از اسرائیل است و لیکن اسرائیل حتی در صورتی که امریکا مبادرت به اقدامی موثر نکند، سکوت نخواهد کرد و اجازه نمی دهد موجودیت دولت یهود به مخاطره افتد. «راجر کوهن» تحلیلگر نیویورک تایمز، بر این باور است که اسرائیل طی دو دهه گذشته، تلاش کرده حمایت کامل امریکا را به خود جلب کند و از هرگونه تغییر موازنه قدرت به ضرر اسرائیل در خاورمیانه، با جلوه دادن خطر ایران جلوگیری کند. کوهن در مورد بزرگنمایی «تهدید ایران» از سوی مقامات اسرائیلی می نویسد؛ پرز در سال 1992 پیش بینی کرده بود ایران تا سال 1999 به بمب هسته یی دست پیدا خواهد کرد. ایهود باراک در سال 1996 اعلام کرد ایران تا سال 2004 بمب هسته یی تولید خواهد کرد. از سوی دیگر «پاتریک کلاو سون» محقق ارشد موسسه «وینپ»، طی اظهاراتی در آوریل 2006 در جمع اعضای کمیته روابط خارجی مجلس سنای امریکا گفته بود؛ «تا زمانی که جمهوری اسلامی بر قدرت باقی است، این کشور برنامه هسته یی خود را حتی به صورت مخفیانه ادامه خواهد داد.»
اما در حالی که اوباما با پیشنهاداتی مسالمت جویانه ، خواهان «آغازی نو» در روابط میان تهران و واشنگتن شد، نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل طی چند مصاحبه بر «گزینه نظامی» به عنوان راهی برای بازداشتن ایران از آنچه دستیابی به زرادخانه هسته یی تحت پوشش برنامه صلح آمیز خوانده می شود، تاکید کرد. اظهارات نتانیاهو و مقامات دولت وی طی چند ماه گذشته، این احتمال را در برخی محافل تقویت کرده که اسرائیل در حال آماده سازی شرایط برای حمله نظامی علیه ایران است. اختلافات علنی بین امریکا و اسرائیل بر سر ایران از زمانی شدت گرفت که «یاموس یادلین» رئیس اطلاعات ارتش اسرائیل در مارس 2009 طی گزارشی اعلام کرد؛ «ایران از نقطه بدون بازگشت در توسعه فناوری هسته یی عبور کرده است.» این در شرایطی بود که برآورد اطلاعات ملی امریکا در سال 2007 که با مشارکت 16 آژانس اطلاعاتی این کشور منتشر شد به این امر اذعان داشت که ایران در سال 2003 به احتمال فراوان از برنامه تسلیحات هسته یی دست کشیده و صرفاً تلاش خود را روی مقاصد صلح آمیز متمرکز کرده است. انتشار این گزارش در آن سال به امیدهای اسرائیل مبنی بر موافقت رئیس جمهور وقت امریکا با حمله نظامی به ایران پایان داد. برخی از تحلیلگران واقع گرای امریکایی بر این باورند که روابط نزدیک و بلندمدت ایالات متحده و اسرائیل به خاطر اختلاف نظر درباره نحوه برخورد با برنامه هسته یی ایران در معرض تهدید و آسیب جدی قرار دارد.
«زبیگنیو برژینسکی» مشاور اسبق امنیت ملی امریکا، در دسامبر 2008 طی مصاحبه یی با روزنامه اسرائیلی «هاآرتص» گفته بود؛ اسرائیل با اصرار برای متقاعد کردن امریکا به درگیری نظامی برای متوقف کردن برنامه هسته یی ایران، به مناسبات میان خود و امریکا لطمه می زند. برژینسکی در شرایطی که «جرج بوش» در کاخ سفید حضور داشت، مدعی شده بود؛ «وقت آن رسیده اسرائیل از سیاست تشویق امریکا به ایجاد درگیری با ایران دست بردارد زیرا واشنگتن و دولتمردان بعدی امریکا تمایلی به آمدن به این عرصه ندارند. در ضمن اگر حمله یی عملی شود، نتایج مصیبت باری خواهد داشت و امریکا را از اسرائیل دور خواهد کرد.» در همین حال کارشناسان بر این نظرند که تحولات نظام بین الملل به تدریج موجب شکل دهی منافع مشترک میان ایران و امریکا خواهد شد. با این تفاسیر و در زمانی که برخی در تلاش هستند با بزرگنمایی «تهدید ایران»، مانع شکل گیری همکاری های منطقه یی و ایجاد ترتیبات امنیتی نوینی در خلیج فارس شوند، ضرورت دارد دستگاه سیاست خارجی کشورمان تمهیدات لازم را برای خنثی سازی تحرکات «ضدایرانی» در امریکا فراهم آورد.