برخوردهای دوگانه ای که طیف خائن محمود عباس در تشکیلات خودگردان در قبال غزه در پی گرفته اند مسائل و مشکلات جدیدی را برای این گروه به همراه داشته است.
ژنرال «گابی اشکنازی» رئیس ستاد ارتش صهیونیستی ضمن افشای همکاری وسیع تشکیلات خودگردان با ارتش صهیونیستی در جریان جنگ 22 روزه علیه مردم غزه از رفتار پرتناقض این گروه و از اعلام جرم تشکیلات خودگردان علیه صهیونیستها نزد دادگاه لاهه گلایه کرده و این سئوال را مطرح می سازد که علت دو دوزه بازی کردن طیف محمود عباس چیست و عجیب است که آنها از یکطرف از اسرائیل می خواهند که با حمله به غزه حماس را نابود کند و از طرف دیگر خواستار محاکمه و مجازات افسران اسرائیلی شده اند. این بازی دوگانه برای اسرائیل قابل تحمل نیست ! و اسرائیل در مناسباتش در این زمینه تجدیدنظر خواهد کرد. فهرست موارد افشاشده توسط «ژنرال اشکنازی» را که طی نامه ای خطاب به مشاور حقوقی دولت مطرح گردیده شامل مواردی می شود که می توان محمود عباس و طیف خائن فتح را بر اساس آن محاکمه و مجازات کرد. ازجمله درخواستهای اسمی اولیه برای جنگ علیه غزه با همکاری بی سابقه و همه جانبه تشکیلات خودگردان با ارتش رژیم صهیونیستی در جنگ غزه تکمیل شد.
این همکاری شامل همکاریهای امنیتی (خبرچینی گرادادن و جاسوسی علیه حماس در غزه) همکاری در جنگ میدانی مشترک علیه غزه که بموجب آن ارتش رژیم صهیونیستی و تشکیلات خودگردان در یک جبهه در کنار یکدیگر علیه گروههای مقاومت جنگیدند. بعلاوه طیف محمود عباس با درخواست مکرر خود خواستار استمرار عملیات جنگی علیه غزه بود و مرتبا با انعکاس اخبار و گزارشات جاسوسی خود به طرف اسرائیل چنین وانمود می کرد که به سقوط کامل غزه و نابودی حماس چیز زیادی باقی نمانده است.
این رسوائی بزرگی برای طیف محمود عباس و جناح خائن فتح است که نه تنها صهیونیستها را به جنگ علیه فلسطینی ها در غزه واداشته اند که خود نیز در همان جبهه علیه مردم مظلوم غزه وارد عمل شده اند و بطور همزمان به صهیونیست ها برای افزایش تلفات انسانی عملیات جنگی مرتبا «گرا» می داده اند و موقعیت جغرافیائی مراکز تجمع پناه جویان فلسطینی در غزه را به دشمن گزارش می کرده اند.
اگر جنگ در غزه به پیروزی صهیونیستها منجر می شد نه تنها محمود عباس و جناح خائن فتح شکایتی علیه رژیم صهیونیستی نمی کردند بلکه یقینا از نخستین کسانی بودند که سقوط غزه و نابودی مقاومت اسلامی را به یکدیگر و به صهیونیستها تبریک می گفتند.
اظهارات اخیر رئیس ستاد مشترک ارتش صهیونیستی به واقعیت هائی اشاره دارد که در روزهای پیش از تهاجم ارتش صهیونیستی به غزه و در خلال جنگ 22 روزه روی داد و طی آن دربار آل سعود رژیم کمپ دیویدی قاهره رژیم مفلوک اردن و تشکیلات باصطلاح خودگردان بطور مشترک از صهیونیستها می خواستند و اصرار داشتند که با حمله به غزه مقاومت اسلامی فلسطین را نابود و صدای آنرا برای همیشه خاموش کند.
صهیونیستها برای یکسره کردن کار مقاومت در غزه تمامی توان و ظرفیت نظامی ـ سیاسی و تبلیغاتی خود را به کار گرفتند و از هیچ جنایتی هم فروگذار نکردند ولی در میدان عمل با شکست خفت باری مواجه شدند.
شکست رژیم صهیونیستی در غزه شکست محمود عباس و جناح خائن ارتجاع عرب نیز بود. طبعا طیف محمود عباس برای سرپوش گذاشتن بر خیانتهای آشکار خود پیشقدم شده و با تنظیم شکایت علیه «جنایات جنگی اسرائیل» به دادگاه لاهه شکوائیه ای را فرستاده تا موضوع نسل کشی در غزه بررسی شود.
سند منتشره توسط دفتر وزارت امور خارجه اسرائیل به این نکته به تصریح یاد می کند که عناصر بلندپایه فلسطینی در تشکیلات خودگردان رسما و با اصرار فراوان خواستار براندازی حکومت حماس در غزه برده اند. روزنامه صهیونیستی «معاریو» با افشای این مطلب از رفتار طیف محمود عباس در خصوص اعلام جرم علیه صهیونیستها ابراز تعجب کرده و خشم خود را پنهان نمی سازد.
اگرچه یک سند رسمی در این سطح با چنین محتوائی قاعدتا جزو طبقه بندی «به کلی سری» قرار می گیرد لکن افشای آن در رسانه های صهیونیستی هرگز سابقه نداشته و به نظر می رسد با هدف وادارساختن طیف محمود عباس به کرنش و خیانت بیشتر صورت گرفته و احتمالا حاوی این پیام است که با افشای سایر اسرار مربوط به خیانت آنها دیگر فرصتی برای بقای آنها وجود نخواهد داشت تا چه رسد به بقای حکومت خودگردان !
حتی بدون افشای این واقعیت های دردناک در مورد طیف خائن محمود عباس نیز کاملا آشکار بود که همکاری نزدیک جناح خائن فتح با صهیونیست ها و رژیم کمپ دیویدی قاهره در جهت تضعیف و براندازی مقاومت اسلامی صورت گرفته و می گیرد و حتی کودتای ناکام در غزه نیز دقیقا با همین انگیزه و هدف انجام شد ولی با هشیاری طرف مقابل عقیم شد.
باید پرسید با درنظرگرفتن ماهیت و رفتار طیف محمود عباس مذاکرات کنونی برای تفاهم بین حماس و فتح و تشکیلات خودگردان به چه سرنوشتی دچار خواهد شد این نکته از آن جهت اهمیت دارد که به نظر می رسد یکی از اهداف تل آویو از افشای این مطالب در حقیقت به بن بست کشاندن کامل همین مذاکرات بوده است و نشان می دهد گرایش محمود عباس و دستیارانش به مذاکره با حماس ناشی از یک انتخاب نیست بلکه آنها وقتی تن به مذاکره داده اند که هیچ شانس دیگری نداشته اند و راهی برای خروج از بن بست کنونی برای آنها متصور نبوده و نیست . این بدان معنی است که مذاکره صرفا ابزاری موقتی برای دفع الوقت و پذیرش حماس بعنوان یک اجبار بوده و شریک واقعی محمود عباس همان صهیونیستها هستند! آنچه رخ داده پدیده ای فراتر از رسوائی است و عمق فاجعه در ماجرای فلسطین را برملا می کند.