حنیف غفاری
اخیرا حمیدرضا جلایی پور ، که به نمایندگی از میرحسین موسوی در اولین مناظره نمایندگان کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری در دانشکده اقتصاد تهران سیاست خارجی دولت نهم را مورد طعنه قرار داده و در این خصوص اظهار نموده است:”بر اثر سیاست خارجی دولت نهم، اروپا به آمریکا نزدیک شد و اعراب به هر دوی آنها.سیاست خارجی ما امروز در رفت و آمد با هوگو چاوز خلاصه شده است!”.
به نظر می رسد آقای جلالی پور و هم قطاران ایشانهنوزمفاهیم و مصادیق کلیدی نظام بین الملل مانند “سیاست خارجی”،”اعراب”،”اتحادیه اروپا”،”ایالات متحده آمریکا”،”آمریکای لاتین”و” نزدیکی دولتهای حامی و پیرو”را درک ننموده و تصوری از جایگاه و وزن آنها ندارند.حال تکلیف جمله و ادعایی که بخواهد از جمع این شش مورد حاصل شود کاملامشخص است!البته نگارنده اظهارات مطرح شده در خصوص سیاست خارجی دولت نهم را “نقد”ندانسته و آن رادر قالب ادعایی برخاسته از حالت خشم یا استیصال ارزیابی می کند،اما جهت روشن شدن پاره ای موارد ذکر نکات زیر را ضروری می داند:
آقای جلالی پور ادعا می کند سیاست خارجی دولت نهم منشا نزدیکی ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا بوده است.گویا ایشان وقوع حادثه 11 سپتامبر 2001 و هم پیمانی انگلستان،اسپانیا،ایتالیا ،لهستان با کاخ سفید در جنگ و اشغال کشورهایی مانند عراق و افغانستان یا زهر خندهای جک استراو و یوشکا فیشر و دومینیک دوویلپن را در کاخ سعد آباد از یاد برده اند.به راستی اگر نزدیکی اروپا به ایالات متحده معلول سیاست خارجی دولت نهم بوده است،پس ماجراهایی مانند همراهی اروپا با آمریکا و عراق جنگ تحمیلی علیه ایران،مسئله دادگاه میکونوس و... چگونه قابل ارزیابی و توجیه است؟محض اطلاع آقای جلالی پور ،همکاری ایالات متحده آمریکا و اروپا سابقه ای طولانی تر از 4 سال اخیر دارد !در این خصوص توصیه می شود،ایشان حداقل قبل از حضور در مناظرات کتابها و جزوات مربوط به تاریخ روابط بین الملل ،خصوصا تاریخ پس از جنگ جهانی دوم را مورد مطالعه قرار دهند.!در دوران اصلاحات نوعی خوش بینی کاذب ،مبنی بر اینکه “رابطه آمریکا و اروپا متغیری وابسته به رفتار ایران است”در میان دولتمردان وقت شکل گرفته بود.جای بسی تاسف دارد که با گذشت چهار سال از آن دوران و مشاهده چهره واقعی ایالات متحده آمریکا در عراق و افغانستان ،همچنان این توهم در میان موج سواران جریان اصلاحات وجود دارد!
آقای جلالی پور ادعا می کند تحکیم رابطه اعراب با آمریکا و اتحادیه اروپا نیز مرهون سیاست خارجی دولت نهم بوده است.شاید ایشان تصور می کنند همکاری ملک فهد با ایالات متحده آمریکا در پرورش القاعده یا تاسیس پایگاههای نظامی واشنگتن در کشورهای حاشیه خلیج فارس و فراتر از آن همکاری سازمانهای اطلاعاتی کشورهای عربی با موساد ،انعقاد پیمان اسلو،همکاریهای اقتصادی کشورهای عربی با تل آویو و صدها مورد مشابه در دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد شکل گرفته است.!شاید بهتر باشد آقای جلایی پور وقوع اصلاحات در عربستان سعودی که متعاقب ترس حکام این کشور از دموکراتهای کاخ سفید صورت گرفته و یا بسته بودن گذرگاه رفح به روی مردم غزه توسط حکومت مصر را نیز به دولت نهم نسبت دهند تا شاید به این وسیله کمی از بار سنگینی که بر دوش اوباما و نتانیاهو و حسنی مبارک و ملک عبدالله سنگینی می کند کاسته شود!
آقای جلایی پور ادعا می کند سیاست خارجی ما امروزه در رفت و آمد با هوگوچاوز خلاصه گردیده است.پاسخ این ادعای آقای جلایی پور را خانم هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا و همسر رئیس جمهور مورد علاقه اصلاح طلبان طی سالهای 1992 تا 2000 به روشنی هرچه تمام تر داده است:
ایران،روسیه و چین قدرتهای نوظهور دنیای امروز هستند .ایران در سالهای گذشته نفوذ خود در آمریکای لاتین را افزایش داده است.در هر صورت آمریکا به منظور اطمینان از تسلط خود بر جهان غرب تلاش می کند تا روابط خود با کشورهای آمریکای لاتین را بهبود ببخشد.”
در شرایطی که وزیر امور خارجه ایالات متحده از نفوذ جمهوری اسلامی ایران در آمریکای لاتین به عنوان کد قدرتمند شدن تهران در جهان نام می برد،مدعیان اصلاحات تعدد پروازهای تهران-کاراکاس را نشاندهنده انزوای کشورمان در عرصه بین الملل می دانند.
شناسایی رسمی جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قدرت نوظهور توسط رسمی ترین مقام سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا نشانه ای دال بر نتیجه بخشی سیاست خارجی تهاجمی نهفته در دولت نهم است.ایران نه تنها به عنوان یک قدرت اسلامی نفوذ گسترده ای در خاورمیانه و جهان اسلام دارد،برای کشورهای آمریکای لاتین نیز توانسته است الگوی یک کشور مستقل و آگاه باشد.آیا تحمل این سیاست خارجی تهاجمی و موثر که بارها مورد توجه و تاکید رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز قرار گرفته است تا این اندازه برای مدعیان اصلاحات دشوار است؟