تاریخ انتشار : ۱۱ تير ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۳  ، 
کد خبر : ۹۳۹۲۴
نگاهی به هشدارهای رهبر حکیم انقلاب در مورد تهاجم فرهنگی

شبیخون خاموش

اشاره: بدون شک، یکی از دغدغه های دیرینه و مهم مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) که همواره مورد تاکید و توجه ایشان بوده، مقوله تهاجم فرهنگی است. ایشان در فرصتهای مختلف با عبارتهای تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، ناتو فرهنگی و.. سعی نمودند تا مسئولین و متولیان فرهنگی کشور و مردم را نسبت به این موضوع حساس، آگاه و هوشیار نمایند. اما متاسفانه با انجام چند اقدام سطحی مانند کتاب، مقاله، همایش و... از موضوع عبور کردند. باید اعتراف نمود که هنوز عمق تهاجم و دغدغه مقام معظم رهبری و آراء ایشان از این واقعیت اجتماعی ناشناخته باقی مانده است.

ناتو فرهنگی، پس از فروپاشی شوروی بوجود آمد اما این به این معنا نیست که تهاجم فرهنگی غرب بویژه به ایران نیز از این زمان آغاز گردیده است بلکه تاریخچه آن به سالهای قبل از آن بر می گردد. لذا ضروری است که جهت آگاهی بیشتر مروری به تاریخچه آن در ایران داشته باشیم: « تهاجم فرهنگی علیه ملت ما مشخصاً از دوران رضاخان شروع شد. البته قبل از او مقدمات تهاجم فراهم شده بود و کارهای فراوانی کرده بودند، روشنفکرهای وابسته را در داخل کشور کاشته بودند. من نمی دانم آیا جوانهای نسل انقلاب تاریخچه 150-200 سال اخیر را درست خوانده اند یا نه؟ و همه دغدغه من این است که جوان انقلابی امروز نداند که ما بعد از پشت سر گذاشتن چه دورانی امروز در ایران مشغول چنین حرکت عظیمی هستیم. ببینند چه حوادثی در این کشور روی داده است. یکی از این حوادث، ایجاد جریان روشنفکری وابسته است. ما نمی توانیم بگوییم در طول تاریخ ایران روشنفکر نداشته ایم. همیشه در همه اعصار و دوران روشنفکریهایی بوده اند که جلوتر از زمان می اندیشیدند و حرکت می کردند. اما زمانی که غرب مسلط به تکنولوژی و علم خواست در ایران پایگاه تسلط خود را مستحکم بکند، از راه روشنفکری وارد شد و از طریق عناصر خود فروخته ای مثل میرزا ملکم خان ها و تقی زاده ها اقدام کرد.
جریان روشنفکری
جریان روشنفکری در ایران از دوران قاجار به بعد بیمار و وابسته متولد شد، متاسفانه چند نفری هم که آدمهای سالم و خالصی بودند، بین آنها گم شدند.و لذا این جریان از ابتدا وابسته بود ، بعضی از آنها وابسته به روسیه بودند مثل میرزا فتحعلی آخوندزاده ، و بعضی دیگر مثل میرزا ملکم خان و امثال او وابسته به اروپا و غرب بودند. این کارها قبلا داخل ایران شده بود ولی اثر چندانی نداشت.کسی که در آن روز بزرگترین قدم را به نفع فرهنگ غرب و در حقیقت به نفع سلطه غرب و استعمار انگلیس بر ایران برداشت، رضاخان بود. شما ببینید در وضع امروز این چقدر رسواست که یک پادشاهی یکباره لباس ملی یک کشور را عوض کند....آنها لباس یک ملت را عوض کردند! چادر از سر زنها برداشتند و گفتند با چادر ممکن نیست زنی عالم و دانشمند بشود و در فعالیتهای اجتماعی شرکت بکند! ... بسیاری از سنتها مردم را تغییر داد، دین را ممنوع کرد و کارهایی را با قلدری انجام داد که همه شما می دانید و چهره محبوب غرب شد، آن هم نه محبوب آحاد مردم و افکار عمومی غرب، بلکه محبوب سلطه گران و سیاستمداران غربی. تهاجم فرهنگی علیه اسلام و ملت ایران از آنجا شروع شد و شکلهای گوناگونی هم پیدا کرد. این تهاجم در دوران جدید خاندان منحوس پهلوی یعنی در 20-30 سال آخر حکومت آنها شکل خطرناکتری پیدا کرد. انقلاب اسلامی آمد همچون مشتی محکم بر سینه مهاجم خورد و او را عقب انداخت و تهاجم را متوقف کرد.
شما در دوران اول انقلاب مشاهده کردید که ناگهان مردم ما ظرف مدت کوتاهی تغییرات اساسی در خلقیاتشان احساس کردند. روحیه گذشت در مردم زیاد شد، حرص و طمع کم شد، حس همکاری گسترش یافت، گرایش به دین توسعه پیدا کرد،...جوانهای ما به فکر فعالیت و کار افتادند، بسیاری که به شهرنشینی عادت کرده بودند. به روستاها رفتند، گفتند برویم کار و تولید کنیم، این تحول فرهنگی مربوط به همان چند سال اول انقلاب بود، یعنی زمانی که تلاش روز به روز دشمن برای پاشیدن بذر فرهنگ و اخلاقیات فاسد متوقف شده بود. در این مدت یک نوع گرایش و توجه خاص به اسلام، فرهنگ، اخلاق، آداب و خلقیات اسلامی که در ضمیر مردم ما بود دوباره زنده شد. البته این گرایش عمیق نبود. چون وقتی این گرایش عمق پیدامی کند که چند سال روی آن کار شود ولی متاسفانه فرصت این کار پیش نیامد و همان تهاجم به تدریج از سر گرفته شد.»
فقر علمی
 فقر علمی یک جامعه ، عاملی است که پیامدهای منفی اجتماعی و فرهنگی دیگری را نیز به دنبال می آورد، نه اینکه تنها در قلمرو و معضلات و دشواریهای علمی محدود بماند:«وقتی علم نباشد، صنعت نیست. وقتی صنعت نباشد، بسیاری از ثروت های جامعه کشف نمی شود. وقتی صنعت نباشد، همه موجودی برای به دست آوردن صنعت روز خرج می شود، دنباله روی از بیگانه و گرفتن ناگزیر فرهنگ بیگانه و تبعیت ناگزیر از سیاستهای بیگانه هم به دنبالش پدید می آید. همه اینها ناشی از بی علمی است.»
در واقع ، پیشرفت های علمی و تکنولوژیک غرب، برخی را در برابر کلیت تمدن غرب، خاضع و خاموش می کند و آنها را به سوی پیروی مطلق از تمام شئون غرب سوق می دهد: « عده ای فکر می کنند چون غربی ها از لحاظ علمی بر ما برتری دارند، پس ما باید فرهنگ و عقاید و آداب معاشرت و آداب زندگی و روابط اجتماعی و سیاسی مان را از آنها بگیریم، این اشتباه است... اروپایی ها کارهای غلط و خطا و رفتارهای زشت، الی ماشاءالله دارند، چرا باید این کارها را از آنها یاد بگیریم؟»
شیوه‌های تهاجم فرهنگی
1. ارائه یک اندیشه غلط: یکی از شیوه های تهاجم فرهنگی ارائه اندیشه غلط است که سبب انحرافات فکری و در نتیجه به براندازی منتهی می‌شود. مقام معظم رهبری یکی از راههای دشمن برای براندازی نظام را ارائه سخن غلط معرفی می‌کند.
ایشان کار فرهنگی منفی را به سه نوع تقسیم و نوع دوم آن را اینگونه بیان می نمایند: «نوع دوم کار غلط ، این است که انگیزه آن صرفا ارائه یک سخن علمی یا یک نظر فلسفی یا اجتماعی یا سیاسی نیست بلکه جزئی از چارچوب یک طرح براندازی است. نشر این هم مضر است دشمن وقتی که می خواهد با ابزار فرهنگی به کشور و جامعه و نظامی حمله کند چیزهایی را هدف می گیرد که به نظر من امروز در کشور ما چنین چیزهایی هست . هم در عالم کتاب هست، هم در عالم مطبوعات هست، هم در عالم هنر هست، البته وقتی می گوییم که این فکر غلط یا این طرح غلط، یا این سخن نادرست در چاچوب یک طرح امنیتی و براندازی قرار دارد، ممکن است صاحب آن اندیشه، مطلقا نداند که چه کار می کند.»
فسادانگیزی
وجود فساد در یک جامعه سبب سست شدن ایمان و اعتقادات می گرددو به تدریج انگیزه های مقاومت در یک ملت بویژه جوان از بین می رود، لذا دشمن برای حمله به فرهنگ یک ملت از ایجاد فساد در آن جامعه بهره می برد تا بتواند یک ملت را از پا درآورد.
مقام معظم رهبری در این خصوص می فرمایند: « تهاجم فرهنگی ، مثل خود کار فرهنگی ؛ اقدام آرام و بی سر و صدایی است. یکی از راه های تهاجم فرهنگی، این بوده است که سعی کنند جوانان مومن را از پایبندیهای متعصبانه به ایمان، که همان عواملی است که یک تمدن را نگه می دارد، منصرف کنند. همان کاری را که در اندلس، در قرنهای گذشته کردند. یعنی جوانان را غرق در عالم فساد و شهوترانی و میگساری و این چیزها مشغول کردند.» در جای دیگر نیز می فرماید: « یکی دیگر از توطئه های دشمن، توطئه فساد انگیزی است، نفوذ در نسل جوان، ایجاد فساد در میان سربازان واقعی اسلام، جوانان را به مسائل فساد برانگیز سرگرم و مشغول کردن. جوانان بدانند که این توطئه است.»
تبلیغ ناکارآمدی نظام
یکی از راه های تهاجم فرهنگی ممانعت از نفوذ و گسترش انقلاب اسلامی و ایجاد یاس در میان مردم ایران و کشورهای جهان است دشمن به امید کنترل انقلاب اسلامی و مهار آن دست به این کار می زند لذا با تلاش مستمر، و پیاده کردن احکام اسلام، پیشرفت علمی و اطلاع رسانی صحیح باید جبران نمود. «یکی از شگردهای دشمن، تبلیغات است.
تبلیغ کنند که جمهوری اسلامی نتوانست. تبلیغ کنند که اسلام کافی نیست و تبلیغ کنند که مردم ایران ترسیدند و عقب نشینی کردند. تبلیغ کنندکه ملت ایران از انقلاب و از اسلام فاصله گرفته اند. تبلیغ کنند که دولت ضعیف است و نمی تواند کار کند. سعی کنند که احساسات قشری و صنفی را در افراد زنده کنند، تاچوب لای چرخ دولت و مسئولان و کارگزاران کشور بگذارند. »
تحقیر و منزوی کردن جریان ادب، هنر و فرهنگ انقلابی
«بعد از جنگ محیط برای تهاجم فرهنگی مناسب بود... و ابزار متعددی را در تهاجم همه جانبه فرهنگی به کار گرفتند. من وقتی به وسعت ابزارهای دشمن نگاه می کنم می فهمم چقدر برای اینهاقضیه اهمیت دارد. یکی از کارهای آنها تحقیر و منزوی کردن جریان ادب و هنر و فرهنگ انقلابی در کشور بود. از جمله کارهای مهمی که انقلاب کرد، این بود که یک عده عنصر فرهنگی و ادیب و هنرمند و دارای اقتدارات فرهنگی تربیت کرد. ... امروز در میان بچه های جوان ما، سینماگران خوب، هنرپیشگان خوب، کارگردانهای خوب، شعرا و قصه نویسهای خوب تربیت شده اند. لذا یکی از کارهایی که علیه این نیروها شده، این است که این مجموعه های مومن را منزوی کنند. »

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات