تاریخ انتشار : ۱۱ تير ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۴  ، 
کد خبر : ۹۳۹۴۶
گفت‌وگوی «ایران» با پپه اسکوبار روزنامه‌نگار و کارشناس امور آسیا

پاکستانیزه شدن جنگ علیه « نوطالبان»

هرمز برادران مقدمه: اولین روزهای ماه مه مهم ترین نشست تصمیم گیری درباره جنگ با طالبان پاکستان در کاخ سفید برپا شد. دیدار سه جانبه باراک اوباما، آصف علی زرداری و حامد کرزای روسای جمهور امریکا، پاکستان و افغانستان از آن جهت باید نقطه عطف قلمداد شود که به دنبال این دیدار اسلام آباد به نیابت از امریکا جنگ علیه طالبان محلی را در دره سوات آغاز کرد که تا به امروز حاصل آن آوارگی حدود یک میلیون پاکستانی و کشته شدن دهها تن از اعضای طالبان بوده است. طراحان جنگ تمام عیار، هدف از این نبرد را خشکاندن ریشه طالبان و پایان دادن به همکاری آنان با القاعده و طالبان در افغانستان خوانده اند. مناطق قبایلی پاکستان اکنون میدان نبردی است که نتیجه آن نه تنها، سرنوشت سیاست منطقه ای اوباما که حتی آینده دولت و ارتش پاکستان را رقم خواهد زد. پیرامون این رشته از تحولات نظامی سیاسی پاکستان با «پپه اسکوبار» روزنامه نگار و کارشناس امور آسیا گفت وگو کرده ایم. اسکوبار دارای تالیفاتی درباره جهانی سازی، جنگ عراق و سیاست های اوباماست. وی از جمله نخستین روزنامه نگارانی است که پس از سقوط طالبان به کابل رفت و مدتی را در مناطق قبایلی پاکستان گذرانده است. اسکوبار علاوه بر این به طور مستمر در مقالات و مصاحبه هایش تحولات ایران، آسیای مرکزی، چین و امریکا را دنبال می کند .

* آیا از نشست حساس سه جانبه میان اوباما- زرداری- کرزای می توان این نتیجه را گرفت که امریکا مرحله جدید جنگ با تروریسم را با اتکا بر این دوبازیگر پیش می برد؟
** دولت اوباما سعی می کرد راهی برای خلاص شدن از دست کرزای پیدا کند اما بعداً فهمید که بهتر است تا مدت دیگری هم با او بماند. دولت اوباما، در پاکستان با داشتن فردی نظیر ژنرال اشفاق کیانی فرمانده کل ارتش، به جای آنکه یک رابطه متقابل و مبتنی بر گفت وگو به وجود آورد یک دیکتاتوری نظامی برقرار کرده است. کیانی نزد پنتاگون بسیار محبوب تر از زرداری معروف به «آقای 10 درصد» است. با این حال، اوباما، کرزای و زرداری را به واشنگتن فراخواند تا دستوراتی تازه برایشان صادر کند؛ لذا چند دقیقه بعد دولت زرداری علیه طالبان محلی اعلان جنگ کرد و ارتش را به کارزار فرستاد ، اما این روند، به یک بحران انسانی فجیع منجر شده است.
دولت اوباما به آنچه که می خواست رسید یعنی «پاکستانیزه» کردن «جنگ علیه ترور» یا کشاندن این جنگ به پاکستان. از آن طرف، کرزای هم جرات نکرده که بشدت با حملات هوایی امریکا که جان تعداد زیادی از غیرنظامیان را گرفته است، مقابله کند.
* در روابط پاکستان و افغانستان نشانی از اعتماد متقابل وجود ندارد. برای آنکه دوطرف با طالبان مقابله کنند باید رابطه ای بر مبنای اعتماد دوطرفه داشته باشند. چگونه می توان این اعتماد را ایجاد کرد؟
** برای پی بردن به عمق بی اعتمادی در روابط دوکشور باید سفری هر چند کوتاه به افغانستان و پاکستان داشت. «الیت» پاکستان همواره خواهان به انقیاد درآوردن افغانستان به عنوان یک دولت دست نشانده بوده است تا از آن به مثابه یکی از ملزومات «عمق راهبردی» خود در نبرد با دشمن تاریخی اش یعنی هند بهره ببرد. مسئله اصلی اینجاست که هیچیک از دو دولت افغانستان و پاکستان به معنای واقعی کلمه نماینده مردم خود نیستند. مشرف یک دیکتاتور بود. زرداری هم فرصت طلب است. کرزای سابقاً لابی گر بود و یکی از دارایی های سیا به شمار می آید. افغانستان مجموعه ای از جنگ سالاران فئودال است و این کشور تحت حاکمیت آنهاست، نه کابل.
در چنین شرایطی، افغانستان و پاکستان چگونه می توانند در مسائل امنیتی همکاری کنند؟ محور ISI – طالبان- القاعده شکسته نشده است.
بخش هایی از ISI همچنان معتقدند که می توانند هم طالبان و هم القاعده را فریب داده و تحت کنترل خود درآورند. این تصور و نگرانی از آن موجب شده تا هند نفوذ بیشتری در افغانستان پیدا نکند.
* انتصاب ریچارد هالبروک به عنوان فرستاده ویژه امریکا در امور پاکستان و افغانستان چه تاثیری در نحوه اجرای سیاست های واشنگتن در این منطقه و روابط کابل و اسلام آباد خواهد داشت؟
** هالبروک، هیلاری کلینتون و دیوید پترائوس از ابتدا از سیاست اوباما برای افزایش نیرو در افغانستان و حمله هواپیماهای بدون سرنشین به مناطق فدرالی پاکستان حمایت می کردند. هر سه حامی «جنگ ضد شورش» هستند. البته این مفهوم ساخته و پرداخته پترائوس است و آنان به راحتی این را به افکار عمومی امریکا و غرب قبولانده اند.
پاکستان در محور این نبرد ضد شورش قرار دارد. اما هیچ یک از این بازیگران – از پنتاگون گرفته تا وزارت خارجه- تردیدی در حمله به مناطق قبایلی پاکستان به خود راه نمی دهند و براین باورند که «زنده یا مرده» بن لادن را باید پیدا کرد و مجموعه بیت الله محسود را هم بمباران کرده، حملات هواپیماهای بدون سرنشین به مناطق قبایلی شدت یابد و این نقض آشکار حاکمیت و حریم پاکستان است.
* در این گیر و دار، ارائه کمک های مالی امریکا به پاکستان برای مبارزه با طالبان چه فایده ای دارد؟ از سوی دیگر، پاکستان سابقه ای طولانی در دادن کمک مالی به طالبان دارد.
** پاکستان به ویژه ساختار نظامی و جاسوسی آن روابطش را با هیچ فرد یا گروهی قطع نخواهد کرد. زیرا آنان روزی مفید واقع خواهند شد، مخصوصاً در مقابله با هند. پاکستانی ها پول امریکا را می گیرند و طبق معمول کار خود را انجام خواهند داد.
* حال در پروسه آرام سازی اوضاع پاکستان و افغانستان، قدرت های منطقه ای مانند ایران، عربستان سعودی و حتی هند چه نقشی می توانند داشته باشند؟
** عربستان سعودی سعی می کند طالبان را به راس قدرت در افغانستان نزدیک کند اما هند و ایران با آن مخالفند. ایران هم می تواند با تقویت امنیت مرزها مانع از سرریزشدن طالبان به مناطق دیگر شود. هند نیز روابط بسیار خوبی با تاجیک ها دارد و تاجیک ها می توانند در مبارزه با طالبان از کمک هند برخوردار شوند. از آنجا که هند و ایران از اعضای فعال سازمان همکاری شانگهای (SCO) هستند این امکان را دارند که تلاش های خود در مبارزه با قاچاق موادمخدر را بیشتر کنند. از دیدگاه SCO موادمخدر خطری جدی تر از طالبان است.
* یوسف رضا گیلانی نخست وزیر پاکستان وعده داده که طالبان را ریشه کن کند. آیا تحقق چنین وعده ای محتمل است؟
** طالبان پاکستان را نمی توان ریشه کن کرد. ISI پاکستان طالبان را به وجود آورد و این طالبان به افغانستان مهاجرت کردند. نسل دوم یا «نوطالبان» عمیقاً ریشه در مناطق قبایلی پاکستان دارند و مدعی هستند در غیاب سایر بازیگران سیاسی حافظ منافع پشتون ها هستند. اسلام آباد نمی تواند به سادگی خصومت پشتون ها را علیه یکدیگر برانگیزد. پاکستان فقط می تواند نوطالبان را در مناطق کوچک قبایلی یا نواحی ریز ایالت سرحد محدود کرده و از گسترش نفوذ آنها جلوگیری کند. اگر پشتون ها در یک نظام واقعاً دموکراتیک انتخاب سیاسی وسیع تری داشته باشند به طور قطع، بسیاری از پشتون های میانه رو برنامه افراطی طالبان را طرد خواهند کرد.
* اگر زرداری و گیلانی موفق به نابودی طالبان نشوند آیا احتمال دارد که دولت آن دو تحت فشارهای خارجی سقوط کند؟
** به نظر می رسد که زرداری در سفر به واشنگتن پیام نهایی غرب را گرفته باشد: «سریع تر کاری انجام بده یا به تاریخ خواهی پیوست». او که در فقدان همسرش بی نظیر بوتو و تحت فشار واشنگتن به قدرت رسید، می داند اگر قادر به تامین خواسته های امریکا نباشد گزینه های دیگری درباره او به اجرا درخواهد آمد. مثلاً نواز شریف جانشین او خواهد شد یا کیانی سرانجام دست به کودتا خواهد زد.
* از نگاه شما بزرگترین تهدید علیه پاکستان کدام است، افراطیون داخلی یا مداخله بازیگران خارجی؟
** بزرگترین تهدید علیه پاکستان هدفی است که امریکا همیشه در سر پرورانده است یعنی بالکانیزه و تجزیه کردن این کشور به نحوی که هند سود فراوانی از آن ببرد. به همین دلیل است که ملی گرایان پاکستان فارغ از پیشینه قومی یا وابستگی سیاسی خود از آن بیمناک هستند.
* مشکل قرارداد صلح اسلام آباد با طالبان محلی چه بود که سرانجام به جنگ و آوارگی مردم سوات منجر شد؟
** قرارداد صلح یک امر کاملاً داخلی و پاکستانی بود و جزو داد و ستدهای میان اسلام آباد و طالبان در سوات است. اما بدبینی و هیاهوی امریکا مانند خشم خدایان همه چیز را به هم ریخت. امریکا در جنجالی جدید مدعی شد که طالبان به دروازه های اسلام آباد رسیده و بزودی به سلاح هسته ای دست خواهند یافت. این شکایت مانند هیاهویی بود که در دوران جنگ سرد علیه روس ها در افغانستان به راه افتاد و می گفتند: «روس ها دارند می آیند.»
* آیا نگرانی هایی که درباره دستیابی طالبان به تسلیحات هسته ای پاکستان وجود دارد قابل توجیه است؟ اساساً دسترسی به این زرادخانه آسان است و می توان به راحتی از آنها رمزگشایی کرد؟
** سخن گفتن درباره اینکه دار و دسته ای نامنظم و چند قبیله نشین کم سواد به رمزهای پیچیده و کاملاً محرمانه هسته ای دست پیدا کنند مضحک است. این جار و جنجال فقط امریکایی های ناآگاه را سر کار می گذارد. پنتاگون می داند که بسیاری از این تسلیحات در کجا پنهان است. اگر کوچک ترین احتمالی درباره دسترسی طالبان به این تسلیحات وجود داشته باشد پنتاگون در یک چشم برهم زدن راولپندی و اسلام آباد را تصرف خواهد کرد.
* به عنوان آخرین پرسش در جمع بندی این بحث، به نظر شما چگونه می توان مناقشه جاری در مناطق داخلی پاکستان را فیصله داد؟
** بگذارید به آینده سفر کنیم. امریکا و ناتو از افغانستان خارج شده اند. هیچ پایگاه نظامی امریکایی در افغانستان وجود ندارد. حمله هواپیماهای بدون سرنشین به مناطق قبایلی پاکستان پایان یافته است. دولت پاکستان عملیات وسیعی را برای ردیابی و دستگیری اعضای القاعده و افراط گرایان آغاز کرده است. همچنین پاکستان دارای دولتی کاملاً دموکراتیک بوده که بشدت سرگرم آموزش و پرورش و اصلاحات ارضی است. طالبان هم در پروسه سیاسی کشور ادغام شده اند. بگذارید برگه های رای درباره ماندن یا رفتن آنها تصمیم بگیرد. به اعتقاد من هیچ یک از رویاها محقق نخواهد شد و باید منتظر آخرالزمان باشیم؛ آخرالزمانی که نه یک روز بلکه روزهای بی شمار ی به طول می انجامد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات