تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۸  ، 
کد خبر : ۹۳۹۶۵

دولت‌سازی اسلامی در ایران (بخش دوم)

صالح اسکندری اشاره: در بخش اول این نوشتار ضمن اشاره به برداشت پژوهشگران اجتماعی از مفهوم دولت به طرح کلیات و مباحث نظری پیرامون اهمیت و ضرورت دولت سازی اسلامی در ایران پرداختیم. در این قسمت ضمن ریشه کاوی نقطه عزیمت دولت سازی اسلامی در ایران به آسیبهای دولت سازی پس از انقلاب اسلامی پرداخته می شود.

همان طور که در قسمت قبل بدان اشاره شد از ریشه کاوی دولت اسلامی در تاریخ ایران رگه هایی هر چند کم عیار در دوره صفویه به دست می آید. در این سلسله پادشاهی اگر چه به طور رسمی عنوانی از ولایت فقیه، و یا دولت اسلامی وجود ندارد اما حضور پررنگ شیخ الاسلام ها و علما در تسهیل کارکردهای دولت قابل رویت است. در این دوره رابطه روحانیت در تعامل مستقیم با حکومت و ساختار قدرت یک رابطه کارکردی است چرا که برای اولین بار پس از حکومت حضرت علی (ع) روحانیون شیعه می توانند در عالیترین سطوح مملکتی حضوری پر رنگ داشته باشد. شاه طهماسب رسما از عالم بزرگ “محقق کرکی” دعوت کرد به ایران آمده و بر امر حکومت نظارت کند؛ و اعلام نمود که پادشاهی من مشروعیت خود را از تائید “کرکی” می گیرد و ایشان حق دارد هر لحظه، به عزل من حکم دهد. طهماسب اول منصب “صدر”، که بالاترین مقام دربار بود، رابه علما واگذار کرد. شاه عباس اول غالبا از علمای بزرگ در حضور خود مجالسی تشکیل می داد و از مباحثات و مناظرات دینی آنها استفاده می کرد.
در واقع حکومت “سلطان و فقیه” در دوره صفویه توزیع مشروعی از قدرت را ایجاد کرده بود که رابطه دین و دولت در ایران را هر چند با فراز و فرودهایی تنظیم می کرد.
اما این روند با آغاز دوران گذار ایران از جامعه سنتی به جامعه جدید و ایجاد مولفه های دولت مدرن متوقف می گردد. در اواخر دوره قاجاریه خصوصا دوران صدارت امیرکبیر و سپس مشروطه به یک باره دولت سازی اسلامی متوقف می شود و به موازات آن نوعی دولت سازی شبه مدرن در ایران پا می گیرد. این دولت سازی نوعی غربی سازی بر یک بستر معرفتی ایرانی- مذهبی است. محصول این فرایند دیکتاتوری رضاخان و فساد محمد رضا پهلوی بود.
در واقع مسیر انحرافی دولت سازی مدرن که در نقطه عطف مشروطیت راه گشایی شد فرایند دولت سازی اسلامی در ایران را حد اقل دو قرن به عقب انداخت.
انقلاب اسلامی در حقیقت واکنشی مردمی به فرایند دولت سازی شبه مدرن در ایران بود. جامعه ایران دولت مدرن را به اعمال نامشروع قدرت محکوم کرد.با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل نظام اسلامی بار دیگر تحقق عینی و صواب دولت اسلامی مورد التفات نخبگان و مردم قرار گرفت.
دولت اسلامی یک الگوی ایدآل و آرمانی است که ضمن بسترسازی برای حیات سیاسی و اجتماعی مومنانه شهروندان و اثبات کارآمدی اسلام در اداره جامعه، موجبات افزایش کیفیت زندگی مادی و معنوی مردم را فراهم می کند. دولت اسلامی تعالی طلب و رسالتش درمان غرب زدگی جامعه ایران است. دولت اسلامی محصول نوسازی فرهنگ سیاسی در ایران مبتنی بر اصول و ارزشهای انقلاب است. در واقع دولت اسلامی آغازی بر توزیع خاصی از ارزشها، ایستارها، هنجارها ومهارتهای سیاسی مبتنی بر معیارها و شعارهای انقلاب اسلامی است. الگوی دولت اسلامی از منظر رهبر فرزانه انقلاب یکی از منزلگاه های ملت مسلمان ایران برای نیل به “جامعه اسلامی” است. به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب:” معنای شعار دولت اسلامی این است که ما می خواهیم اعمال فردی، رفتار با مردم، رفتار بین خودمان و رفتار با نظامهای بین المللی و نظام سلطه امروز جهانی را به معیارها و ضوابط اسلامی نزدیکتر کنیم.”
با پیروزی انقلاب اسلامی اگر چه همه تلاشهای مسئولان، نخبگان و دلسوزان نظام به تشکیل دولت اسلامی معطوف گردید اما حضور غیرقابل انکار عوامل کاهنده از سرعت این فرایند کم کرد. هر چند انقلاب اسلامی پیروز شده بود اما رگه های سکولاریستی و مدرن با حضور در لایه های مختلف ساختاری اعم از سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی هنوز در مقابل تشکیل دولت اسلامی مقاومت می کردند.در این دیالکتیک ساختاری- کارکردی حتی در برخی برهه ها کفه ترازو به نفع دولت مدرن سنگین می شد.
یکی از آسیبهای غیرقابل اجتناب دولتهای پس از انقلاب ، بخصوص دولتهای سازندگی و اصلاحات؛ عرفی گرایی به واسطه روزمرگی تکنوکراتیک و یا کژاندیشی لیبرال دموکراتیک بوده است. این موضوع منافاتی با انقلابی بودن و ولایت پذیری آنها نداشت اما در عین حال نمی توان مدعی شد که دولتهای گذشته در تئوری پردازی های کلان خود دال برتر “دولت اسلامی” را در مرکز منظومه گفتمانی خود قرار داده بودند. به تعبیر مقام معظم رهبری “نظام انقلابی، بر مبنای دین و بر مبنای اسلام و بر مبنای قرآن شکل گرفته و به همین دلیل از حمایت میلیونی این ملت برخوردار شده و جانهایشان را کف دستشان گرفته اند و جوانهایشان را به میدانهای خطر فرستاده اند؛ آن وقت مسئولان یک چنین نظامی دم از مفاهیم سکولاریستی بزنند؟! “یکی بر سر شاخ و بن میبرید”؛ یعنی خودشان بنشینند و بنا کنند بن این مبنا و قاعده را کلنگ زدن! خیلی چیز خطرناکی بود. خب، الحمدلله اینها جلویش گرفته شد.”
( بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار رئیس جمهوری و اعضای هیئت دولت-2/6/1387)
در اثنای تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری نهم شعار تشکیل “دولت اسلامی” از جانب یکی از جریانات و اضلاع رقابت پررنگ گشت و عمده جهت گیریها و برنامه های اجرایی قبل و بعد از انتخاب بر این اساس پی ریزی شد.
دکتر محمود احمدی نژاد با طرح شعار دولت اسلامی عملاوارد مسیر دشوار و پرهزینه ای شد که خواسته یا ناخواسته پرتنش بود. تقابل با رگه های سکولاریستی که میراث دولت مدرن در ایران بود و در 30 سال گذشته به دلیل عدم اهتمام برخی از مسئولان به مبارزه با آن در دالانهای مختلف نظام و در ساحات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ریشه دوانده بودند کار سختی به نظر می رسید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات