تاریخ انتشار : ۲۵ تير ۱۳۸۸ - ۰۷:۲۱  ، 
کد خبر : ۹۴۰۰۴
گفت‌وگوى «جوان» با روزنامه‌نگار آمریکایى درباره رسانه‌هاى ایالات متحده

جایى براى انتقاد نیست!

گروه فرهنگى - احمد پرهیزى اشاره: نادیا على میوندى متولد ۱۹۶۹ در شهر نیویورک - روزنامه نگار آمریکایى افغانى تبار - فارغ التحصیل رشته زبان و ادبیات انگلیسى با گرایش نوشتار خلاق است و اکنون درماهنامه INDIA CURRENTS درکالیفرنیا به عنوان دبیر سرویس رخدادها فعالیت مى کند. میوندى علاوه بر این، با تعدادى از روزنامه هاى آمریکایى همکارى دارد و ساز و کارهاى حاکم بر این رسانه ها را به خوبى مى شناسد.بیشتر حرف هاى ما با او درباره تجربه هاى یک روزنامه نگار و وضعیت امروز رسانه هاى آمریکاست.گفت و گو به زبان انگلیسى انجام شده چون نادیا میوندى یک کلمه هم فارسى بلد نیست.

* روزنامه نگارى را از اول به عنوان شغل شروع کردید؟
** وقتى دانش آموز دبیرستان بودم داستان کوتاه و گاهى مقاله مى نوشتم. اما هرگز به روزنامه نگارى توجه جدى نداشتم و فکر مى کردم در این رشته توانایى زیادى لازم است که من ندارم. زمانى که براى تحصیل در رشته «زبان انگلیسى نوشتار خلاقانه» به دانشگاه رفتم، همکلاسى ام سردبیر روزنامه دانشگاه بود و مرا مجبور کرد تا به عنوان ویراستار با وى همکارى کنم، به حد مرگ ترسیده بودم! بالاخره پذیرفتم و از همان لحظه زندگى ام تغییر کرد. نمى دانم اگر روزنامه نگار نبودم، امروز چه کار مى کردم و کجا بودم. من یک افغان متولد آمریکا هستم و ازطریق روزنامه نگارى بود که توانستم تاریخ کشور، هویت و ملیتم را درک کنم. چند سال بعد در سال ۲۰۰۰ مقاله اى درباره انقلاب اسلامى ایران نوشتم و در زمانى که براى نوشتن این مطلب مشغول تحقیق بودم، متوجه شدم در زادگاه پدر و مادرم چه مى گذرد؛ طالبان قدرت داشتند و قانون هاى سفت و سختى علیه جامعه و زنان کشورم وضع کرده بودند. بسیارى از کارهاى آنان در روزنامه ها و رسانه هاى این جا بازتاب نمى یافت. آن زمان من به عنوان یک فعال اجتماعى، همزمان در روزنامه ها هم کار مى کردم و براى نخستین بار در زندگى با دیگر افغان هاى متولد آمریکا ملاقات کردم، دوست شدم و همکارى کردم. در همان دوره دو بار به افغانستان سفر کردم و همچنین به ایران، ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان، قرقیزستان و قزاقستان رفتم.
پس از پایان دانشگاه، من به عنوان نویسنده و دبیر سرویس با روزنامه هاى گوناگونى همکارى کرده ام. در حال حاضر، دبیر سرویس رخدادها در ماهنامه INDIA CURRENTS هستم که در کالیفرنیا منتشر مى شود. مقاله هاى من در مجموعه هاى متعددى چاپ شده و در آنها بیشتر به افغانستان و آموزه هاى «واقعى» اسلام پس از حادثه ۱۱ سپتامبر مى پردازم، حادثه اى که منشابسیارى از پیش داورى ها و بدفهمى ها بوده است. عده اى از آمریکایى ها گمان مى کردند اسلام دین جنایت و آزار است و حتى به برخى مسلمانان در خیابان حمله مى کردند؛ من فکر مى کردم تا حد توان مسؤولم دیگران را آگاه کنم.
* روزنامه نگار شدن در ایالات متحده کار آسانى است؟ آیا هر کسى که توانایى داشته باشد مى تواند به روزنامه ها و دیگر رسانه ها بپیوندد و مشغول کار شود؟
** هر چیزى شاید بتوان در وصف روزنامه نگارى در این کشور گفت، غیر از این که بگویم آسان است! بسیارى از روزنامه نگاران بیکارند. من ۱۳ سال تجربه کارى دارم و با این حال مدت یک سال بیکار ماندم. براى هر پست صدها متقاضى وجود دارد.
* روزنامه نگارى در ایالات متحده شغل پردرآمدى است؟ متوسط درآمد یک روزنامه نگار آمریکایى چقدر است؟
** بسیارى از نشریه هاى امروز آمریکایى در آستانه ورشکستگى هستند؛ بنابراین به سختى مى توانند حقوق مناسبى به کارکنان خود بپردازند. به هر صورت با یک کار تمام وقت روزنامه نگارى مى توانید زندگى متوسطى داشته باشید؛ اما هرگز ثروتمند نخواهید بود، به ویژه در حوزه مطبوعات چاپى. منابع اینترنتى درآمد سالانه یک روزنامه نگار را ۴۶ هزار دلار معرفى مى کنند که به نظر من این رقم بالایى است و علاوه بر آن، میزان حقوق بستگى به نوع رسانه هم دارد.
* روزنامه نگاران در ایالات متحده جایگاه اجتماعى مناسبى دارند؟
** یکى از مورد احترام ترین قشرهاى مردم هستند. مردم به من احترام مى گذارند فقط به دلیل این که در یک رسانه کار مى کنیم!
* کدام روزنامه ، شبکه خبرى و خبرگزارى را به طور مداوم مى بینید؟
** بیشتر به آن دسته از بنگاه هاى خبرى مراجعه مى کنم که اخبار را چنان که اتفاق افتاده گزارش و تحلیل هاى منصفانه اى ارائه مى کنند و منافع خود را باکارتل ها، صنعت سرگرمى سازى و تبلیغات دولتى پیوند نمى زنند. در میان رادیوها من تا حدودى به pacifica radio اعتیاد پیدا کرده ام که رادیوى کوچکى است و تنها در سه شهر ایستگاه دارد. در میان تلویزیون ها بیشتر free speech TV و Democracy now را مى بینم که باز هم مخاطبان محدودى دارد. از رسانه هاى چاپى هم باید به
mother jones و Alternet.Org اشاره کنم. علاوه بر آن، نشریه هاى دیگرى مثل Rolling stone و vanity fair را نیز مطالعه مى کنم که کاملاً غیرسیاسى هستند، اما معمولاً در هر شماره یک گزارش افشاگرانه با تحلیل سیاسى عمیق منتشر مى کنند.
* رسانه هاى کنونى آمریکا چنان که مى گویند بى طرف و مستقل از قدرت هستند یا نه؟
** زمانى براى یک روزنامه مطلب مى نوشتم، زمان اهانت کاریکاتوریست هاى دانمارکى و اعتراض ها، من نظر خود را در این باره نوشتم و به روزنامه دادم؛ مجبور بودم با سردبیر بجنگم تا آن را منتشر کند. هر چند عضو ثابت تحریریه بودم و مى دیدم از نویسندگانى بیرون از مجموعه مطالبى علیه مسلمانان مى گیرند و منتشر مى کنند. پس از آن که در نهایت وى پذیرفت نوشته مرا منتشر کند، تمام سطرهایى که در انتقاد از دولت بوش نوشته بودم حذف کرد، اگر چه قرار بود نوشته من در بخش اظهار نظرها چاپ شود. البته نگفت که من این قسمت ها را سانسور مى کنم، بلکه گفت جاى کافى براى چاپ کل مطلب وجود ندارد. خلاصه آن که جریان اصلى رسانه اى مستقیماً زیر نظر شرکت هاى بزرگ و صنعت سرگرمى سازى و غیر مستقیم تحت کنترل دولت است که به آنها یارانه و حق انعقاد قرارداد با شرکت هاى تجارى مى دهد.
* این رسانه ها خبرهاى خاورمیانه را چگونه پوشش مى دهند؟ رسانه اى هست که خبرهاى افغانستان، عراق و بقیه منطقه را منصفانه و بى طرفانه بازتاب دهد؟
** رسانه هایى که قبلاً نام بردم منصف و بى طرف هستند، اما در نظر داشته باشید که بیشتر آمریکایى ها براى دیدن اخبار خاورمیانه و افغانستان رسانه جایگزینى ندارند و فقط تفسیر جریان اصلى رسانه اى از رخدادها را شنیده اند. غیر از آن، بیشتر آمریکایى ها فکر مى کنند جریان اصلى مطبوعاتى «زیادى لیبرال» است، یعنى این که بیشتر طرفدار خاورمیانه و افغانستان است و گرایش جدى علیه دولت آمریکا دارد؛ درحالى که واقعیت چیز دیگرى است.
* گفتید یک بار به ایران سفر کرده اید. دقیقاً در چه تاریخى به ایران آمدید؟ چه خاطره اى از کشور ما در ذهنتان مانده است؟
** همیشه عاشق فیلم ها، نوشته ها و اندیشه هاى پیشرو ایرانیان بودم. باعث خوشحالى من بود که به ایران مى روم.
آوریل ۲۰۰۴ دو هفته در ایران ماندم. با ماشین از رشت به شیراز رفتم و همه شهرهاى این مسیر را دیدم. خاطره هاى خوبى از ایران در ذهنم مانده است، مثل آرامگاه حافظ در شیراز، مسجد جامع یزد، تخت جمشید، موزه هاى تهران و شهر بزرگ اصفهان، رودخانه، پل ها و چایخانه ها، میدان شگفت انگیز و بازار این شهر را بسیار دوست داشتم.
چیزى که در وجود ایرانى ها بیش از همه براى من خوشایند است، این که آنها به کشورشان افتخار مى کنند. هر موزه، بناى تاریخى یا حتى ویرانه ها پر از مردمى است که از همه جاى ایران براى بازدید آمده اند. شما تاریخ کشور خود را مى دانید، به آن افتخار مى کنید و عاشق آن هستید. کاش مى توانستم همه این ها را در مورد افغان هاى هموطنم بگویم! گذشته از ۳۰ سال جنگ، فقر شدید و بى سوادى در افغانستان بیداد مى کند. آنها هنوز براى زنده ماندن مى جنگند. فکر مى کنم بر خلاف ایرانى ها، بیشتر مردم افغانستان علاقه زیادى به تاریخ خود ندارند و بیشتر آنها حتى تحصیلکرده ها چیزى از جایگاه کشور خود در جهان نمى دانند. امیدوارم ایرانى ها همواره به تاریخ خود افتخار کنند و براى بهبود موقعیت به فعالیت هاى اجتماعى و فرهنگى خود ادامه دهند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات