محمدحسن رحمانى
زمانى که اصلاح طلبان در ابتداى دوره دوم ریاست جمهورى خاتمى با صراحت از پیاده شدن وى از قطار اصلاحات سخن راندند، کاملاً روشن بود جریانى که پشت او صف کشیده، با یک طرح عملیاتى و در قالب یک سناریو درصدد تکمیل پازل هایى هستند که از همان آغازین روزهاى ورود خاتمى به ساختمان پاستور طراحى شده بود. هنوز ۲۰ ماه از ریاست جمهورى خاتمى نگذشته بود که یکى از همین جماعت سنگر گرفته در پشت خاتمى در مقاله اى در روزنامه صبح امروز(۲/۱۱/۷۷) با تقسیم بندى جناح هاى سیاسى کشور به «راست سنتى و مدرن، چپ سنتى و مدرن» ضمن اهانت به برخى از شخصیت هاى موجه نظام جمهورى اسلامى و اتهام فاشیست بودن به آن بزرگواران، خاتمى را نیز از لطف خویش محروم نساخت و با قراردادن وى در جرگه جریان «چپ سنتى» به صراحت تاکید کرد؛ اکنون در بدنه دولت خاتمى به جز یک نفر (سعید حجاریان) که چپ مدرن است، هیچ فرد مدرنى وجود ندارد و در آینده این چپ هاى مدرن هستند که با کنار زدن چپ هاى سنتى(خاتمى)، قدرت را در اختیار خواهند گرفت.
نویسنده این مقاله کسى نبود جز علیرضا علوى تبار که بعدها با تکمیل اندیشه خود در مقاله «گذر از مردم سالارى در سه گام» شانى در حد یک تدارکاتچى آن هم براى عبور از گام اول مردم سالارى براى رئیس جمهور وقت (خاتمى) قائل بود. او در این مقاله که در مهرماه ۸۱ در ماهنامه «آفتاب» منتشر شد، سه گام را براى گذر از مردم سالارى بیان کرد که در گام اول، به بهره گیرى از ظرفیت هاى موجود قانون اساسى براى فشار به بخش هایى از حاکمیت با استفاده از ابزارهاى «امتناع، تهدید و پاداش» توصیه مى نمود. هرچند در گام سوم مردم سالارى صراحتاً تاکید شده بود چاره اى جز به رفراندوم گذاشتن قانون اساسى جمهورى اسلامى نیست چرا که با اندیشه هاى سال هاى اولیه انقلاب این قانون به رشته تحریر در آمده است. جالب آنکه علوى تبار، لوایح دو قلوى خاتمى (لایحه افزایش اختیارات ریاست جمهورى و قانون انتخابات) را تنها براى عبور از گام اول مردم سالارى تعریف کرده و تاریخ مصرف خاتمى را فقط تا این مقطع و براى این مرحله در نظر گرفته بود. در انتخابات خرداد ۸۴ با همین رویکرد بود که این جماعت به دنبال گزینه اى همچون معین رفتند تا شاید کار نیمه تمام دوران خاتمى را تمام کنند. چرخ حوادث و روشن بینى مردم مانع از تحقق این خواسته شد و انتخاب احمدى نژاد همه معادلات آنها را بر هم زد.
از انتشار آن مقاله تا کنون بیش از شش سال مى گذرد و کسانى که سقف خواسته خود از خاتمى را بسترى براى عبور از نظام تعریف کرده بودند، دیگر بار در انتخابات ۸۸ در مقاله اى با عنوان «شاخص هاى نامزد مطلوب اصلاح طلبان» در روزنامه «یاس نو» که تنها یک روز منتشر شد، ضمن بیان چند ویژگى براى نامزد ایده آل شان همچون «داشتن هویت مستقل از قدرت حاکم» ، «قابل پیش بینى بودن رفتار او» و «مقابله با نظامیان بدون اتهام مخالفت با قدرت نظامى»، حمایت از میر حسین موسوى را تابع شرایط حاضر دانسته که ناگزیر به طى کردن این مسیر باشند. علوى تبار در این مقاله تاکید دارد این ویژگى ها که من مطرح کردم در مهندس موسوى وجود دارد، گر چه ممکن است ایشان سقف خواسته هاى ما نباشد، ولى خروج از وضعیت فعلى با انتخاب ایشان میسر مى شود. به نظر مى رسد کسى که خاتمى را حداقل خواست براى عبور از مردم سالارى در گام اول مى پندارد، این بار خیمه خود را در اردوگاه حسین زده است تا مطلوب تحقق نایافته گذشته رادیکال هاى مشارکت ق€… مجاهدینى ها را بار دیگر زنده کند.
در این مسیر تفاوتى براى امثال علوى تبار ندارد که کاندیدایى برنامه اجرایى براى پیشرفت کشور داشته باشد یا خیر! تاکید بر اینکه داشتن برنامه براى کاندیداها آنقدر مهم نیست که شعار انتخاباتى این روزهاى آنها باشد و انتظار مى رود نامزدهاى ریاست جمهورى تنها قواعد و راهنماى سیاستگذارى و خط مشى شان را تبیین کنند، نشان از آن دارد که جایگاه ریاست جمهورى براى این عده، تنها پیگیرى مطالباتى خارج از چارچوب قانون اساسى، عدالت و حقوق شهروندى است و لاغیر. رادیکال ها با این خواسته ها و تفکرات، حمایت خود را از موسوى بى دریغ مى دانند، در صورتى که چنین نیست. انتظار مى رود موسوى نسبت خود با این گروه را مشخص کند.