تاریخ انتشار : ۰۱ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۴  ، 
کد خبر : ۹۴۱۰۹

پاکستان، افشای تضادهای درونی و بیرونی


به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در اسلام آباد، در حالی که در چهاردهمین روز درگیری نظامیان با شبه نظامیان طالبان در شمال غرب پاکستان، 700 تن از این شبه نظامیان کشته شده‌اند، دولت اسلام آباد تداوم عملیات نظامی تا شکست کامل طالبان در منطقه بحران زده سوات را اعلام کرد.
این تحول در سیاست داخلی پاکستان که در ابتدای بحران سیاسی امنیتی کنونی روش مداراگرایانه مبنی بر استمرار صلح با طالبان را در دستور کار داشت، توجه صاحب نظران سیاسی را به خود جلب کرده است، در این راستا مقوله جابجایی انفعال خود کرده دولت و ارتش پاکستان برای ممانعت از تمرکز قوای نظامی در شمال غرب کشور به منظور حفظ موقعیت نظامیان این کشور در خط کنترل کشمیر در مرز مشترک با هند قابل توجه و ارزیابی است.
در این جابجایی قدرت نظامی، زیاده طلبی طالبان پاکستانی در مسیر تطبیق شریعت بدعت گذار وهابی با فقه سنی حنفی با مسلک "دیوبندی " و تمایل به محدوده جغرافیایی بیشتر برای تحقق آن، موجب شد تا پاکستان از موضع "انفعالی" به وضعیت "فعال " بازگردد.
تشدید نگرانی آمریکا و غرب از احتمال تسلط طالبان بر کل پاکستان و دست یابی آنها به کلید سلاح‌های هسته‌ای این کشور که تبعات بعدی آن تسلط طالبان بر افغانستان خواهد بود، از جمله دلایل تغییر رفتار گرایی سیاسی نظامی هیئت حاکمه پاکستان در قبال طالبان و آمریکاست.
در همین رابطه، آصف علی زرداری رئیس جمهور پاکستان در یک افشاگری دیر هنگام، "طالبان " را مولود سازمان یافته CIA آمریکا و ISI پاکستان اعلام کرد. طالبان که پیروی و متابعت ایدئولوژیک خود را از سلفیت جدید خاورمیانه و شمال آفریقا (عربهای افغان دوران اشغال شوروی سابق) به دست آورده است، در وحله اول توانست با حمایت دیپلماسی پنهان و تحرکات لجستیکی واشنگتن بر افغانستان مسلط شود، اما فرو گذاشتن عهد و پیمان با آمریکا، شرایط انحطاط آنان را فراهم ساخت.
این سناریوی سیاسی نظامی طالبان شاخه پاکستان هم اینک به زیان آنان و به سود منافع آمریکا و تا حدودی پاکستان در حال تکرار است، این در حالی است که بنا بر ملاحظات جغرافیایی مناطق قبیله‌ای پاکستان و ساکنان پشتون آن در همجواری افغانستان و هندوستان، احتمال مقاومت طالبان در مثلث مزبور و توان اقتصادی به جهت وجود هلال طلایی مواد مخدر در این جغرافیا، دراز مدت خواهد بود.
بر این اساس به نظر می رسد، پاکستان که پس از فروپاشی شوروی سابق و پایان جنگ سرد، موقعیت راهبردی خود را در ارتباط با غرب و شرق از دست داده بود و قادر به ادامه حیات سیاسی و اقتصادی در دوران کنونی نبود؛ به احیای مجدد موقعیت استراتژیک در شبه قاره نزدیک شده است.
آمریکا نیز بنا بر ملاحظات سیاسی و نظامی که حفظ هژمونی سلطه جهانی آن به تسلط بر منطقه حساس آسیای جنوبی (شبه قاره ) به عنوان سدی در برابر دشمنان بالقوه و بالفعل آن یعنی چین و هند روسیه بستگی دارد، می اندیشد.
مسلماً منافع ملی آمریکا در هزاره سوم میلادی نگهداشتن مناطق استراتژیک جهانی در بزنگاه بحران های تصنعی به زیان ملت ها و دولت های وابسته است.
جالب است که هژمونی سلطه به رهبری آمریکا برای اثبات ضعف جهان اسلام، با اسلام آمریکایی و نه جنگهای صلیبی به مقابله با آن پرداخته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات