تهیه و تنظیم گزارش: شیوا بهروزه
به گزارش دفتر مطالعات بینالملل خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، روز پنجشنبه برابر است با 14 مه سالروز "روز نکبت"؛ روزی که تاریخ دردناک و رنجآور 61 سال آوارگی، محرومیت، جنگ، کشتار و ویرانی را در اذهان زنده میکند. روزی که صهیونیستها بر خونهای ریخته شده و حقوق غصب شدهی ملتی مظلوم در سرزمین مادریشان پایکوبی میکنند.
این رویای صهیونیسم جهانی توسط انگلیس و با صدور معاهدهی بالفور، در خاک فلسطین عملی شد. جنبش صهیونیسم تحت حمایت اشغالگران انگلیسی به زور سلاح توانست بر بخش اعظمی از خاک فلسطین سیطره یافته و رژیم غاصب خود را بنیان نهد که این اقدام با آوارگی فلسطینیان از شهرها و روستاهایشان و اختصاص تمام دارایی و املاک آنها به رژیم اشغالگر همراه بود.
"نکبت" روز جدا کردن ملتی مظلوم از سرزمین آباء و اجدادیشان است. انگلیس بدون عمل به وعدههایش در قبال اعراب مبنی بر کمک به استقلال آنها در سرزمینشان پس از پایان حکومت عثمانی با صدور معاهدهی بالفور در سال 1917 به نفع یهودیان، ثابت کرد که غرب از تاسیس اسراییل هدفی فراتر از اهداف اعلام شده را دنبال میکند که مهمترین آن ادامهی استعمارگری در سرزمین اعراب و حفظ پایگاهی مهم در منطقه است. این مساله ثابت کرد که هدف از تشکیل رژیم صهیونیستی در سرزمینهای اشغالی، هویت دادن به یک کشور یا محدودهی جغرافیایی و یک قوم معین نبود. حمایتهای بیچون و چرای غرب از اشغالگران صهیونیست طی این سالها به رغم عدم به رسمیت شناختن موجودیت آنها از سوی بسیاری از کشورهای مسلمان و عرب نیز بر این مساله صحه میگذارد.
هر چند که آرشیو 60 سال گذشتهی رژیم صهیونیستی سرشار از جنایات و ویرانگریهای صهیونیستها در اراضی اشغالی است؛ اما جنگ اواخر سال 2008 علیه غزه را باید اوج وحشیگری این رژیم دانست. جنگی خانمانسوز علیه مردمی بیدفاع و بیگناه در غزه که قریب به دو سال از رنج محاصرهای ظالمانه، در عذاب بودند. اشغالگران در این حمله عمق صفات و ویژگیهای نژادپرستانهشان را در کشتار مردم بیگناه به نمایش گذاشتند. اقدامی که با وجود حمایتهای بیچون و چرای غرب و جامعهی بینالمللی، ملتهای شرق و غرب را بر آشفت و احساسات تمامی آزادی خواهان جهان را خدشهدار کرد؛ به طوری که پس از این حمله شاهد بودیم انتقادهای مردمی از رژیم صهیونیستی و تلاشهای گروهی و سازمانی جهت لغو محاصره غزه افزایش یافت و سرزمین محاصره شدهی غزه پس از مدتها انزوا، چهرههایی را به خود دید که برای اعلام همدردی با ساکنان رنج کشیدهاش به این سرزمین آمدند.
اما در سوی دیگر این ماجرا، دولتی راست و افراطی به رهبری بنیامین نتانیاهو در راس قدرت رژیم صهیونیستی قرار گرفت تا ثابت شود که سازش با چنین رژیم نژادپرستی که حتی برای خوشایند غرب حاضر به پذیرش طرحهای پوچ و توخالی آنها برای صلح با اعراب و فلسطینیان نیست و صراحتا حقوق مردم فلسطین و عرب را انکار میکند و بر سیاستها و مواضع نژادپرستانهاش تاکید دارد، امری غیر ممکن است هر چند که چنین موضع صریح و آشکاری در قبال موضع ضعیف و سست اعراب اتخاذ شده که سالها است صلح را از سردمداران این رژیم گدایی میکنند. با وجود آنکه میدانند قریب به 61 سال است که اسراییل به هیچ طرح صلحی پاسخ نداده و به هیچ توافقنامهای پایبند نبوده است زیرا اساس موجودیت این رژیم با صلح بیگانه است. شاید اگر طی این مدت اعراب به جای تن دادن به خواستههای نامشروع غرب و سرگرم شدن به نشستها و کنفرانسهای بیهوده و مذاکرات بیپایه و اساس حمایت خویش را از مقاومت ملی فلسطین افزایش میدادند، تاریخ جهان عرب نه کشتار فجیع مردم بیگناه غانا در لبنان را در خود ثبت میکرد و نه قتل و عام غزه را.
تداوم جنایتهای اشغالگران در اراضی فلسطینی به ویژه توسعه شهرکسازیها در سرزمینهای اشغالی، کوچاندن فلسطینیان از بیتالمقدس و تلاش فراگیر جهت یهودی سازی بیتالمقدس به عنوان نماد تاریخی و مذهبی جهان اسلام در مقابل چشم و گوش بستهی جامعه جهانی، ثابت کرد که این رژیم هرگز با پذیرش و به رسمیت شناختن کشور مستقل فلسطین به پایتختی قدس شریف موافق نیست و حتی نخستوزیر این رژیم در اقدامی وقیحانه پیشنهاد تشکیل "حکومت خودمختار فلسطین" در کرانهی باختری به جای "کشور فلسطین" را مطرح میکند؛ اما با وجود این شاهد هستیم که کشورهای عربی هم چنان بر طرح سازش خود با چنین رژیم غاصبی پافشاری دارند و در مقابل موضع سرسخت و نژادپرستانهی صهیونیستها، رییس تشکیلات خودگردان فلسطین ضمن پشت پا زدن به حقوق ملتش اعلام میدارد که "حق موجودیت اسراییل را به رسمیت میشناسد".
دولت تندروی صهیونیستی امروز و در آستانه شصت و یکمین سالگرد تشکیلش، خواستهی نامشروع دیگری را مبنی بر به رسمیت شناختن "کشور یهودی اسراییل" مطرح کرده است و این خواستههای شوم و نامشروع برای اثبات عدم حسن نیت و جاه طلبی نظام صهیونیستی کافی است و تنها کمی التفات به حقایق موجود میتواند اعراب را به تجدیدنظر در روند اشتباهشان وادار کند. از سوی دیگر اگر اعراب چشم امید به تغییر و تحولات در دولت آمریکا و شعارهای رییس جمهور جدید آن دوختهاند، باید بدانند که حاکمیت لابی صهیونیستی بر سیاست گذاریهای دولتها در آمریکا به اندازهای است که هرگز رویاهای آنان را در بازپس گیری سرزمینهای تحت اشغالشان تحقق نمیبخشد. کما این که شاهد بودیم وزیر امور خارجه آمریکا نیز در ادامه سیاستهای افراطی دولت نومحافظهکاران و بر خلاف شعارهای رییس جمهور این کشور، از همان ابتدا جنگی آشکار علیه مقاومت اعلام کرد و ثابت نمود که تغییر در سیاستهای آمریکا رویایی تحقق ناپذیراست.
این در حالی است که سازمان ملل متحد به عنوان مهمترین ارگان برای حفظ حقوق و منافع ملتهای جهان نیز صراحتا از رژیم صهیونیستی حمایت میکند و حتی به کوچکترین خواستهی ملتها در انجام تحقیقات بیطرف در خصوص جنایات جنگی صهیونیستها طی جنگ غزه تن نمیدهد و موضعی همگام با غرب اتخاذ کرده است. در چنین شرایطی ملتها و دولتهای عربی و اسلامی باید از غفلت 61 سالهی خود خارج شوند و به دنبال راهکاری اساسی برای پایان دادن به بحران منطقه باشند. آنها باید بدانند که تجربهی چند سال مقاومت لبنان و فلسطین ثابت کرده است که اسراییل زبانی جز زور نمیداند و منطقی جز مقابله را نمیپذیرد لذا باید حمایت از مقاومت را افزایش دهند و به جای هم کلامی با غرب در اعمال فشار علیه مقاومت ملی، به مقاومت در تحقق موفقیتهایی بزرگ هم چون دستاوردهای جنگ سال 2000 و ژوئیه 2006 لبنان و جنگ اخیر غزه کمک کنند تا رژیم صهیونیستی دریابد که خارج کردن فلسطین از این معادله امکان پذیر نیست و همان طور که این رژیم طی 60 سال در اثبات موجودیتش شکست خورده است، مسلمانان و اعراب تا زمان خروج از خاک پاک فلسطین، روز شکلگیری این رژیم را روز نکبت خواهند نامید و هرگز از موضع خود عقب نشینی نخواهند کرد.