عملکرد مجلس دوم و موضعگیریهای برخی از جریانهای سیاسی و روحانی و بازار در برابر دولت میرحسین موسوی و سیاستهای اقتصادی و سیاسی ایشان موجب شد که به تدریج دوستان خط امام به فکر چاره بیفتند. مقتضیات جنگ دولت را ناگزیر کرده بود که محدودیتهایی را در عرصه اقتصادی به وجود آورد؛ چرا که درآمد نفتی ما در آن سالها حداکثر 8 ـ 7 میلیارد دلار بود. از این رو، درآمد دولت زیر 10 میلیارد دلار بود که حدود 3 ـ 2 میلیارد آن هزینه جنگ و 3 ـ 2 میلیارد دلار آن هزینه کالاهای اساسی مردم میشد. به همین دلیل دولت ناگزیر بود که برخی سیاستهای انقباضی اقتصادی را اعمال کند و بیشتر به اقتصاد دولتی روی آورد تا در زمان جنگ دچار بحران نشویم. این نگاه مورد تایید حضرت امام(ره) بود و در مقابل این نگاه، افرادی بودند که با تکیه بر احکام اولیه اسلام در خصوص مالکیت خصوصی نوعی تقابل با دولت آقای میرحسین موسوی داشتند. این تقابلها در رسانههای این جریان همچون روزنامه «رسالت» و برخی سخنرانیهای روحانیون و سوال از وزرا دیده میشد.
آنها اگر چه اصل انقلاب، ولایت فقیه و امام را قبول داشتند، اما برخی دیدگاههای امام را نمیپسندیدند. این مساله هم از افتخارات امام است که تشکیلاتی همچون جامعه مدرسین، از شاگردان امام به امام نامه بنویسند و با الفاظی تند از ایشان انتقاد بکنند؛ یا همچون نامه مرحوم آیتالله قدیری. در میان دو تشکل جامعه روحانیت و جامعه مدرسین بعضا این نگاه را داشتند؛ اگرچه برخی همچون آقایان مشکینی، صانعی و... در جامعه مدرسین و آقایان هاشمیرفسنجانی، توسلی، کروبی، موسویخوئینیها، جلالیخمینی و... در جامعه روحانیت جزو هواداران دولت میرحسین موسوی بودند.
ماجرای رأی اعتماد به نخستوزیری آقای موسوی نشانی بر اختلافنظر جدی میان دو جریان موجود؛ حامیان و منتقدان دولت بود. حضرت امام در این میان به مجلس پیام داده بودند: «من مصلحت نمیدانم، در شرایط فعلی نخستوزیر عوض بشود.» اما 99 نفر به رغم این پیام امام، ایستادند و به نظر امام رأی ندادند. پس از این اتفاق هم نه تنها با آنها برخوردی نشد و رد صلاحیت نشدند، بلکه یکی از مخالفان جدی که تعبیری بدی هم درباره پیام امام به مجلس به کار برد، بعدا عضو شورای نگهبان هم شد.
این سابقه، با نزدیک شدن انتخابات دوره سوم مجلس شورای اسلامی تشدید شد. در آن روزها، در جلسه جامعه روحانیت مبارز تهران بر سر لیست انتخاباتی مجلس بحث بالا گرفت. (من عضو جامعه روحانیت نبودم) جریان مقابل حاضر به قرار دادن آقای دعایی، از یاران امام و مبارزان انقلاب و مرحوم آقای فخرالدین حجازی نبود و جریان خط امام جامعه روحانیت با قرار گرفتن برخی دیگر از افراد که سابقه انقلابی چندانی نداشتند مخالفت میورزید.
از این رو، جناب آقای کروبی، محروم آقای توسلی، آقای موسویخوئینیها، آقای امام جمارانی و آقای جلالیخمینی از درون جامعه و افراد دیگر همچون آقایان خاتمی، محتشمی و دیگر دوستان در بیرون جامعه به این نتیجه رسیدند که با این روال دیگر فعالیت مشترک میسر نیست؛ چرا که اختلاف را مبنایی میدانستند که گاهی این اختلاف در اقتصاد و سیاست بروز میکرد و گاهی در عرصه سیاست خارجی و عرصه فقهی. بنابراین گفتند: وقتی نمیتوانیم با یکدیگر کار بکنیم، چرا کنار یکدیگر باشیم؟! پس به فکر تاسیس یک تشکیلات جدید افتادند. این مقدمات و پافشاری طرفین بر لیست انتخاباتی موردنظر خودشان به انشعاب انجامید.
نقطه آغاز توسط سه، چهار نفری بود که در جامعه روحانیت مبارز بودند و 26 نفر هم خارج از جامعه روحانیت همچون آقایان خاتمی، محتشمی، منتجبنیا، دعایی، سیدمحمد هاشمی، سیدسراجالدین موسوی، محمدعلی انصاری، محمدحسن رحیمیان، خلخالی، بیات و بنده با آنها همراه شدند. جمعا حدود 30 نفر هسته اولیه شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز را بنا گذاشتند و با مرحوم حاجاحمد آقا خمینی مشورت کردند؛ البته حاجاحمد آقا عضو مجمع نبود، ولی حقیقتا ایشان را باید جزو موسسین موثر این مجموعه دانست. ایشان ابتدا خودشان موافق بودند، اما فرموده بودند که باید با حضرت امام(ره) مشورت شود؛ چرا که این مساله، مساله بسیار مهمی است. وقتی با امام این اتفاق را مطرح کرده بودند، گویا خود ایشان منتظر چنین اتفاقی باشند، خیلی استقبال کرده و فرموده بودند کار بسیار خوبی است، انجام دهید. با چراغ سبز حضرت امام تشکیل و تاسیس مجمع روحانیون مبارز صورت گرفت.
من در دوره اول مجلس نماینده مردم زرند کرمان بودم و از سال 63 تا 67 به دعوت حضرت آیتالله موسویاردبیلی برای ساماندهی امور زندانها به این امر پرداختم. در آن دوره، دیدگاهها در برخورد با زندانیهای دادگاههای انقلاب وجود داشت که برخی اوقات به افراط کشیده میشد. حضرت امام هم براساس گزارشهایی که توسط برخی از نمایندگان مجلس و مردم به دستشان رسیده بود، اصرار داشتند، تحولی در زندانها صورت بگیرد. لذا ابتدا به عنوان نماینده شورای عالی قضایی در دادسراهای انقلاب و سپس رئیس شورای سرپرستی زندانها تعیین و سازمان زندانها را با ارائه طرحی به مجلس و تجمیع زندانها و بازداشتگاههای متعلق به دستگاههای قضایی، نظامی و انتظامی تاسیس کردم و با لطف خداوند و حمایت حضرت امام تحولی در برخورد با زندانیان به وجود آمد.
من براساس ارتباطهای مجلس در دور اول و پس از آن، با دیگر آقایان موسس مجمع روحانیون مرتبط بودم و نزدیکیهای فکری با یکدیگر به وجود آمده بود. همچنین محور این نزدیکی بیت حضرت امام بود. برخی اعضای بیت همچون آقایان سراجالدین موسوی، توسلی، حسن صانعی، محمدحسن رحیمیان و... هم در پایهگذاری مجمع نقش موثر و کلیدی داشتند. آقایان دیگر همچون آقای کروبی و آقای خاتمی هم همواره در دفتر بودند و با حاج احمد آقا مرتبط بودند. اعضای مجمع روحانیون اصحاب بیت امام بودند؛ یا عضو رسمی دفتر یا مرتبط با دفتر.
به یاد دارم که در همان ایام تاسیس مجمع روحانیون، من برای سخنرانی به مناسب تشییع جنازه یکی از شهدا به زرند رفته بودم. بیش از سخنرانی، به بنده خبر دادند که قرار است مجمع روحانیون تشکیل شود. از من هم خواستند که در این مجموعه حضور یابم. من هم در همان سخنرانی با دفاع آتشین از خط امام و اندیشه ایشان، اعلام کردم: امروز به بنده خبر دادند که برای دفاع جدیتر از خط و اندیشه حضرت امام یک تشکل روحانی به نام مجمع روحانیون مبارز تاسیس کردیم. این خبر، موجی را در میان مردم ایجاد کرد. این خاطره، اولیم خاطرهام از شکلگیری مجمع روحانیون مبارز است.
با اعلام این خبر، برخی شروع به جوسازی کردند که امام از این قضیه خرسند نیستند. بنابراین مجمع نامهای را خطاب به حضرت امام نوشت و ضمن تشریح سابقه امر و علت تشکیل مجمع از محضرشان کسب نظر و تکلیف کردند که ایشان در تاریخ 25 فروردین 67 طی نامهای تایید مسیر، اصل شکلگیری را نیز تایید کردند. مجمع روحانیون مبارز هم رسما فعالیتهای خود را آغاز کرد. اولین اقدام این مجموعه هم انتشار لیست انتخاباتی برای تهران بود که خوشبختانه لیست هم مورد استقبال گروههای زیاد سیاسی و مردم قرار گرفت و اکثر مجلس سوم از آن خط امام شد.
جلسات اولیه مجمع در منازل اعضا از جمله آقایان امامجمارانی و مهدی کروبی برگزار میشد. البته خیلی سریع ساختمانی را در خیابان پاستور که از آن بنیاد مستضعفان بود، گرفتیم و جلسات رسمی مجمع در آنجا برگزار میشد. این دفتر تا دو سال پیش در اختیار مجمع بود که به دلیل مشکلات ترافیکی و منطقه امنیتی بودن، آن ساختمان را واگذار کردیم و این ساختمان در بزرگراه صدر را به جای آن تحویل گرفتیم. به رغم اینکه اعضای مجمع در مقاطع گوناگون دارای سمتهای کلیدی همچون ریاست جمهوری، ریاست مجلس، و... بودند، اما هیچگاه از مقام خود برای کمک به مجمع استفاده نکردند و حتی یک ساختمان ملکی هم نداریم و به فعالیتهای تجاری و اقتصادی دست نزدیم. چون آن ساختمان با اذن حضرت امام در اختیار ما بود، این ساختمان را همه بر همان اساس به ما دادند. در آن زمان امام ماهی 500 هزار تومان به مجمع کمک میکردند که پس از ایشان، عیناً همین مبلغ را مقام معظم رهبری به ما پرداخت فرمودند. دو، سه سال پیش که خدمت ایشان رسیدیم، آقای امامجمارانی به ایشان گفتند: آقا! گویا شما تورم را در کمک به مجمع مدنظر قرار نمیدهید؟! آن 500 هزار تومان اصلا تغییری نکرده است. ایشان هم از آن روز به بعد ماهی یک میلیون تومان به مجمع پرداخت میفرمایند. همچنین هر یک از اعضا، ماهانه 30 هزار تومان حق عضویت پرداخت میکنند. البته گاهی هم برخی از خیرین به مجمع کمک مکنند. مرحوم آیتالله توسلی گاهی وجوهاتی را که اجازه پرداخت آن را داشتند، به مجمع پرداخت میکردند و برخی اوقات هم آقای خاتمی هدایایی که افراد به صورت شخصی به ایشان میدهند، را به مجمع اهدا میکنند. ولی هیچگاه از امکانات دولتی استفاده نکردهایم.
جریان کلی جامعه از انشعاب در جامعه روحانیت مبارز و تاسیس مجمع روحانیون مبارز استقبال کردند؛ چرا که خیلی افراد متدین بودند، اما افکار برخی از روحانیون را نمیپسندیدند. اگر آنها در برابر این جریانها موضع میگرفتند، ممکن بود که به مخالفت با روحانیت متهم شوند، اما پس از تاسیس مجمع روحانیون مبارز چنددستگی در میان روحانیت به وجود آمد که بسیار به نفع نظام بود.
لذا حمایت امام هم از مجمع و انشعاب در جامعه روحانیت نشانی از دوراندیشی ایشان داشت. البته دوستان جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین از این اقدام خرسند بودند و ادعا میکردند: این اقدام، باعث تفرقه و نفاق در درون سازمان روحانیت کشور میشود. برخی دلسوزان همچون آیتالله ریشهری هم براساس مصلحتاندیشی این اقدام را نپسندید و باعث انشقاق در روحانیت دانستند.
در پی این بازتابها، مرحوم حاجاحمد آقا هم سعی کرد که جامعه و مجمع با یکدیگر جلساتی را برگزار کنند. یک جلسه نیمه دوم سال 67 در نهاد ریاست جمهوری با حضور رئیسجمهور وقت ـ آیتالله خامنهای ـ برگزار شد. در این جلسه بنده از سوی مجمع روحانیون و آقای محسن مجتهدشبستری از سوی جامعه روحانیت انتخابشدند تا برای جلسات بعدی برنامهریزی کنند و به اطلاع افراد برسانند. ولی نه رقبتی از سوی جامعه روحانیت مبارز بود و نه مجمع روحانیون مبارز و بنابراین جلسهای دیگر برگزار نشد. یکی دو بار هم آقای ریشهری خدمت حضرت امام مساله را مطرح کرده بودند و پیشنهاد ادغام دو تشکل روحانیت و روحانیون را داده بودند. اما حضرت امام فرموده بودند: «همینطور که هست، خوب است.»
در مجمع روحانیون مبارز روش تحکم بزرگترها وجود نداشته و ندارد. آقای موسویخوئینیها در درون مجموعه بسیار جمعگرا و تشکیلاتی است؛ سایرین هم همینطور. دبیر کل تا چند سال قبل آقای کروبی بودند که اکثر کارها را خودشان پیگیری میکردند؛ به ویژه از نظر تامین مالی. آقای منتجبنیا مدیر اجرایی بودند که در اداره دفتر مجمع بسیار فعال بودند. مسئول کمیته سیاسی، هم آقای خوئینیها بودند. اکثر بیانیههای مهم را نیز آقای خاتمی مینوشت. در بیانیههای مهم که محتاج انسجام، محوربندی و ادبیات قوی بود، از ایشان درخواست میکردیم و ایشان بزرگوارانه میپذیرفتند. سپس متن در جلسه قرائت میشد و رایگیری درباره آن صورت میگرفت.
مجمع روحانیون مبارز اولین گروه سیاسی بود که از کمیسیون ماده 10 احزاب وزارت کشور مجوز رسمی گرفت. مجمع روحانیون در حوزه دفاع از جمهوریت نظام و حقوق مردم همواره مصر بوده است. هرگاه اصول امام مورد تهدید قرار میگرفت، مجمع اعلام موضع میکرد.
تا به حال دو نفر از اعضا فوت کردند؛ آقایان آیات توسلی و خلخالی و چند نفر از دیگر اعضا رسما استعفا ندادند، اما در جلسات حضور نمییابند؛ آقایان دعایی، جلالیخمینی، رحیمیان، سیدحمید روحانی و... برخی دیگر هم اضافه شدند، آقایان آیتالله بجنوردی، دکتر مقدم، خسروی، رضوییزدی، نورمفیدی و...
افراد برای عضویت در مجمع روحانیون باید فضل حوزوی، سابقه انقلابی و دفاع از خط امام، خوشنام بودن، پذیرفتن اساسنامه و مرامنامه مجمع و رای دو سوم اعضا را داشته باشند. افراد هم نباید در هیچ تشکیلات و حزبی غیر از مجمع عضو باشند. البته برخی اعضا عضو مجمع مدرسین هستند، اما این تشکیلات را حزبی نمیدانیم.
اساسنامه مجمع در دو مرحله اصلاح شده است؛ یک مرحله قبل از انتخابات دوره نهم بود. جناب آقای کروبی خیلی مایل بودند که مجمع توسعه پیدا کند و افراد روحانی و غیرروحانی را بپذیرد. البته کمیسیون ماده 10 احزاب غیرروحانی را نپذیرفت، ولی دفاتر استانی را پذیرفت و در برخی استانها هم شکل گرفته است. مرحله دوم اصلاح، پس از انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری بود که آقای کروبی از مجمع جدا شدند و چند نفر از اعضا همچون آقایان منتجبنیا، شکوری و ذاکری هم به همراه ایشان از مجمع رفتند. در اصلاح جدید، دبیر کل را برداشتیم و به جای آن رئیس شورای مرکزی گذاشتیم و یک نفر به عنوان دبیر اجرایی. مسئول کمیته سیاسی هم قائممقام رئیس شورای مرکزی است. بنابراین در حال حاضر رئیس، آقای خاتمی است و قائم مقام، آقای موسویخوئینیها. در اصلاح جدید، دفاتر غیرروحانی هم میتوانیم داشته باشیم؛ البته به عنوان هوادار، نه عضو.
اعضای مجمع روحانیون پس از رهبری آیتالله خامنهای خدمت ایشان رسیدند و در بیانیهای رسمی اعلام حمایت کردیم. همچنین در این سالها گاهی تمام اعضا و گاهی برخی از اعضا به نمایندگی خدمت آقا میرسند و ارتباط مجمع همواره با آقا برقرار بوده است.