تاریخ انتشار : ۱۱ تير ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۹  ، 
کد خبر : ۹۴۳۳۵

روایت مفاهیم قرآنى در سینما؛ بایدها و نبایدها

مهدی نادری مقدمه: یکی از منابع غنی برای اقتباس در سینما، کتاب آسمانی ما مسلمانان، قرآن است. بهره گیری از کتب آسمانی در سینمای جهان امری متداول است. همچنان که امروز بخشی از تولیدات سینمای آمریکا (هالیوود) را نیز آثاری دینی و ماورایی شامل می شود. یکی از موضوعاتی که تحت تأثیر متون دینی در سینمای غرب ترسیم شده است «آخرالزمان» است. اما در مقایسه با غرب، سینمای ما بسیار کمتر به متون اصلی دین و به خصوص قرآن متوسل شده است. در مواردی که این کار انجام شده است، شاهد خلق فیلم هایی جالب توجه بوده ایم. از جمله «مریم مقدس» و «ملک سلیمان» هر دو ساخته شهریار بحرانی که خود آثار ماندگار سینمای ایران هستند. آنچه در پی می آید، دیدگاه های برخی از سینماگران که خود در آثارشان گرایشی دینی داشته اند درباره بایدها و نبایدهای به تصویر کشیدن مفاهیم قرآنی در سینما است. اگرچه به قول جواد اردکانی مفاهیم قرآنی آنقدر عظیم هستند که سینما قادر نخواهد بود، آن طور که شایسته است آن ها را به تصویر بکشد، اما به قول معروف، آب دریا را اگر نتوان کشید، هم به قدر تشنگی باید چشید.

تعامل با روحانیت
یکی از راه های افزایش کیفی و کمی رویکرد به مفاهیم دینی و قرآنی در آثار سینمایی، تعامل بیشتر و سازنده تر سینماگران با روحانیت است.
«سیدرضا میرکریمی» که خود فیلم «زیر نورماه» را با داستانی درباره یک روحانی ساخته است براین تعامل تاکید می کند.
این کارگردان سینمای ایران در نشست تخصصی بررسی نحوه تعامل روحانیت با سینما و سینماگران برای بیان مفاهیم دینی گفت: در حوزه سینمای دینی همواره مطالبه از سوی سینماگران بوده و سینماگران مورد سؤال واقع شدند، درحالی که این مطالبه بین سینماگران و روحانیت باید دو طرفه باشد.
وی با اشاره به تجربیات خود در تبدیل مفاهیم دینی به زبان سینما و اینکه روحانیت تا چه اندازه و در کجا می توانند به سینماگران کمک کنند گفت: مسائل زیادی در زمینه های مختلف از لحاظ دیدگاه های فقهی، کلامی، انسان شناسی و... در سینما وجود دارد که باید مورد بررسی قرار گیرد و این امر جز با کمک متخصصان دینی و اهل علم امکانپذیر نیست.
وی اظهار داشت: بسیاری از مسائل روزمره برای ما بی معنا جلوه می کنند که اگر مورد توجه قرار گیرند می توانند نمایانگر یک محتوای والای دینی باشند.
به گزارش فارس این کارگردان، نویسنده و تهیه کننده سینمای ایران ادامه داد: امروز ما در سینمای ایران دارای جواهرات گرانبهایی در زمینه سینمای دینی هستیم که به دلیل خوب پرداخته نشدن به آن مفاهیم و موضوعات به آسانی آنها را از دست می دهیم.
یک کارشناس قرآنی سینما نیز می گوید: حوزه علمیه سعی کرده که ارتباط لازم را با سینما داشته باشد، اما کاربردی کردن آن، فضای دیگر را می طلبد که برای لحاظ کردن چنین مشارکتی احتیاج به کار گروه کاربردی است.
حجت الاسلام والمسلمین «محمدرضا جباران» با بیان مطلب فوق به ایکنا اظهار کرد: سینمای انقلاب طی سال های گذشته با قرآن بی ارتباط نبوده است، اما نکته مهم دراین عرصه بحث توفیق و عدم توفیق است که برداشت ها تا چه حد، مناسب انجام شده است.
وی درباره اشکال توجه به قرآن در سینما گفت: آن چه مشخص است تبلیغ مستقیم نتیجه لازم را درپی ندارد، زیرا ساخت آثاری که به طور مستقیم قصه ای از قرآن را بیان می کند محتاج بازسازی دقیق است. در ضمن مگر غرض قرآن از بیان داستان ها، قصه گویی بوده که ماتصور کنیم فیلم قرآنی یعنی روایت حکایتی تاریخی!
وی در مورد هدف بیان قصص در قرآن گفت: هدف قرآن از روایت زندگی پیامبران بیان نکات و اهداف خاص است تا پیام خود را به مخاطب منتقل کند.
انقلاب اسلامی، پیام آور ارزش‌ها در سینما
پیروزی انقلاب اسلامی راهی نو را پیش روی سینما قرار داد، به نحوی که پیام های ارزشی و انسانی را می شود به وضوح در آثار سینمایی مشاهده کرد.
«یزدان عشیری»، فیلمنامه نویس و مدیر روابط عمومی انجمن سینمای جوانان ایران با بیان مطلب فوق اظهار کرد: سینمای ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی رویکردی جدید را در پیش گرفت، چرا که پیش از آن، تنها از سینما به عنوان ابزاری برای گیشه و سرگرمی بهره برده می شد، راهکاری که تنها مسخ مخاطب را در پی داشت.
فیلمنامه نویس «خاک سرد» با اشاره به اشکال توجه به ارزش ها در سینمای ایران گفت: در سی سال گذشته همسویی سینما با اهداف انقلاب اسلامی به شکل های مختلفی مورد توجه قرار گرفته است. برای نمونه ما در دهه 60 شاهد بودیم که معمولاً فیلم ها از باری انقلابی برخوردار بود که وقوع انقلاب را به شکلی مستقیم مورد توجه قرار می داد.
عشیری اضافه کرد: همچنین سینمای دفاع مقدس نیز از جمله عرصه هایی بود که در سینمای انقلاب به عنوان ژانری مستقل از آن بهره برده می شد، چرا که هشت سال دفاع مقدس در کشور ما بر پایه ارزش های اسلامی و ملی شکل گرفته بود که همه مردم در آن حضور داشتند.
وی در ادامه به رویکرد سینمای ایران به مفاهیم ارزشی در چند سال اخیر اشاره کرد و متذکر شد: نکته ای که باید بدان اشاره شود این است که در سال های اخیر با ورود سینماگران جوان، شاهد توجه به دین با رویکردی نو و جدید هستیم که توانسته برای خود مخاطب لازم را فراهم کند. برای نمونه می توان به فیلم هایی چون «خیلی دور خیلی نزدیک» و یا «زیر نور ماه» اشاره کرد.
تضعیف سینمای قرآنی در دولت اصلاحات
یکی از عواملی که سبب شد رویکرد مضمونی به قرآن و ارزش ها در سینمای ایران تضعیف شود، اجرای سیاست های خاص فرهنگی دولت اصلاحات بود.
«محمد رضا ورزی» ، کارگردان سینما، گفت: ارتباط سینمای انقلاب با قرآن تا به امروز شکلی کامل نداشته است و تنها مواقعی خاص می توان مشاهده کرد که به این گونه مفاهیم توجه لازم شده است.
این سینماگر ادامه داد: دلیل توضیح فوق نیز این است که ما در دهه شصت آثاری را در سینما مشاهده می کردیم که در آن تولیدات ارزشی، شکلی جدی داشت، حتی در فیلم هایی که از لحاظ کیفی از جایگاه مناسبی برخوردار نبود می توان چنین توجهاتی را مشاهده کرد.
وی به افت کیفی تولیدات دهه هفتاد اشاره کرد و گفت: البته از اواسط دهه هفتاد ما به وضوح با کاهش بینش سینما نسبت به مسایل ارزشی رو به رو شدیم، به نحوی که تولیدات به سمت گیشه سوق پیدا کرد.
کارگردان «ابراهیم خلیل الله» در تکمیل توضیح فوق گفت: دلیل ضعف در این دوره را باید در عملکرد مسئولان وقت جست و جو کرد، زیرا با دادن آزادی های خارج از اندازه، بدنه سینما به شکلی جدی تخریب شد. در صورتی که باید همیشه یکسری محدودیت ها مشخص باشد تا جلوی تولید آثار سطحی گرفته شود.
وی متذکر شد: البته در چند سال اخیر این نگاه در سینما تغییر کرده و ما دوباره شاهد آثاری در سینما هستیم که در آن می توان توجه به ارزش ها و قرآن را مشاهده کرد، چون که نظارت بر تولیدات بیش از گذشته شده است.
ورزی یادآور شد: البته منظور من ا ز نظارت تنها مربوط به مفهوم است، زیرا در ساختار و مسایل تکنیکی، سینما باید به روز پیش رود.
این کارگردان تله فیلم های تلویزیونی به رسالت سینما اشاره کرد و اعلام کرد: سینما به عقیده من محلی برای تجارت نیست، چرا که در این عرصه اولویت فرهنگی باید در درجه اول اهمیت قرار گیرد. دلیل این ادعا نیز این است که مردم و جامعه به مسایل ارزشی دلبسته هستند که باید در تولیدات این خواست عمومی مورد توجه قرار گیرد.
وی افزود: من معتقدم که اگر سیاست گذاری ها شکلی و رویکردی مناسب به خود گیرد، سینماگران نیز به شکلی صحیح هدایت خواهند شد، به نحوی که در آن دوران فیلمسازی که دغدغه فیلم فارسی را نیز داشت به سمت تولیدات ارزشی هدایت می شد.
این سینماگر مثال زد: برای آن که بهتر منظورم را بیان کنم اینگونه مثال می زنم که فیلمی چون «گل های داوودی» پس از سال ها هنوز دارای مخاطب است، آن هم در شرایطی که ارزش ها نیز در این فیلم جایگاهی ویژه دارد.
وی در پاسخ به سوال پایانی که فیلم قرآنی چگونه شکل می گیرد، اظهار کرد: فیلم قرآنی به واسطه اندیشه قرآنی ساخته می شود. برای نمونه مل گیبسون که یک فیلمساز خارجی است خود یک فرد مذهبی است، به همین دلیل در آثارش نیز معمولاً این نمود را به وضوح مشاهده می کنیم. سینمای ما نیز باید بیشتر در پی اشاعه اندیشه قرآنی در خود باشد تا در کنار آن فیلم قرآنی نیز نمود پیدا کند.
لزوم حمایت دولت
عبدالله باکیده، کارگردان سینما گفت: باید توجه داشت که مفاهیم اسلامی زمانی می تواند شکلی منسجم در سینما پیدا کند که مضامین موردنظر در نهادهایی چون بنیاد سینمایی فارابی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی طبقه بندی شود تا از آن حمایت های لازم انجام شود.
کارگردان فیلم «پوتین» متذکر شد: بخش خصوصی سینمای ما، ویژگی اقتصادی شاخص تری نسبت به قسمت فرهنگی آن دارد، بنابراین نمی تواند توقع لازم را در این بخش برآورده کند، به همین دلیل بیشتر روی سخن ما در اشاعه مفاهیم قرآنی در سینما مربوط به نهادهای دولتی است.
وی نقش فیلمساز را در تحقق خواسته های دینی در سینما این چنین توصیف کرد: سینماگر به تنهایی قادر نیست که اهداف و خواسته های نظام را مورد توجه قرار دهد، زیرا در بخش خصوصی چنین پرداخت هایی ممکن نیست. بنابراین بازهم نقش مسئولان و نهادهای دولتی در اشاعه چنین مفاهیمی پررنگتر می شود تا با حمایت های خود زمینه را برای تولیدات بیشتر هموار سازند.
این کارگردان در تکمیل توضیح خود تصریح کرد: البته باید توجه داشت که مشارکت و سرمایه گذاری دولت درساخت آثار عقیدتی نباید بهانه ای برای دخالت آن ها در ساخت فیلم باشد، چرا که برکیفیت کار، اثر منفی می گذارد.
«جواد اردکانی» کارگردان سینما نیز اظهار کرد: قرآن به اندازه ای دارای ابعاد عظیم و عمیق است که نمی توان ادعا کرد سینمای ما توانسته به شکلی مناسب به این ابعاد توجه لازم را داشته باشد. البته در بخش نمایشی، ما شاهد بوده ایم که درباره قصص قرآنی توجهاتی صورت گرفته که در جای خود حرکت های موفقی بوده است.
وی افزود: البته بحث پرداختن به قصص قرآنی بیشتر معطوف به تلویزیون است و من در ذهن خود هیچ اثری را در سینما به یاد ندارم که در آن به قصص قرآنی به شکل مستقیم توجه شده باشد.
این سینماگر ادامه داد: این کم کاری درباره سینمای قرآنی زمانی شکلی جدی تر به خود می گیرد که بدانیم قرآن کریم به اندازه ای دارای وسعت است که قصص آن، جزء کوچکی از آن است، درصورتی که برای پرداختن به قرآن آن هم به شکل حداقل، در کارهای نمایشی فعالیت زیاد ضروری است.
اردکانی دلیل این کم کاری را این گونه توصیف کرد: اشکالات عمده فرهنگی در جامعه ما سبب شده که در حوزه فرهنگ نتوان به سراغ چنین مفاهیمی رفت، اولین مشکل این است که مدیریت کلان فرهنگی در این خصوص وجودندارد.
وی اضافه کرد: از طرفی کار درباره فیلم های قرآنی که احتیاج به اطلاعات کافی دارد مستلزم تحقیق و مطالعه است تا بتوان مفاهیم قرآنی را به المان های هنر نمایش نزدیک کرد که این شرط کمتر در یک فرد به چشم می خورد و متأسفانه در زمینه ارتباط حوزه های نمایشی و مراکز تحقیق نیز پیوندی دیده نمی شود.
این کارگردان گفته فوق را این گونه تکمیل کرد: با توجه به توضیح فوق باید گفت که اگر علاقه شخصی فیلمسازان نباشد، فضای فرهنگی کشورهیچ فیلمسازی را به سمت تولیدات قرآنی سوق نمی دهد، البته صحبت ها و شعارهای قشنگی در این رابطه داده می شود که کمتر به عمل نزدیک می شود.
وی پیشنهاد کرد: زمانی خواهیم توانست در سینما به آثارقرآنی دست پیدا کنیم که یک ارتباط مناسب بین سینماگران و حوزه های نمایش پدید آید. زمانی که این ارتباط شکل گیرد، دیگر این گونه تولیدات مصرف داخلی نخواهد داشت و می توان از مخاطبان جهان اسلام نیز برای انتقال پیام بهره برد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات