تاریخ انتشار : ۱۱ تير ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۰  ، 
کد خبر : ۹۴۳۷۰

اوباما در چنگ «نومحافظه‌کاران»


قرار بود «باراک اوباما» سیاستهای واشنگتن را «تغییر» دهد و چهره ای تازه با مقبولیت و اعتبار جهانی را به تصویر بکشد ولی 100 روز پس از ورودش به کاخ سفید بنظر می رسد که آنچه تغییر کرده اوست نه سیاستهای واشنگتن !
افزایش تعداد نظامیان آمریکائی در افغانستان ابقای نظامیان آمریکائی در عراق حمایت رسمی از شکنجه گران سیا و معافیت آنها از پیگرد قضائی محاکمه و مجازات جلوگیری از انتشار اسناد گزارشات و عکس شکنجه شدگان توسط سیا احیای مجدد دادگاههای ویژه نظامی برای «پرونده سازی» در خصوص زندانیان گوانتانامو لغو تصمیم بسته شدن زندان گوانتانامو توقف هرگونه انتشار عمومی اطلاعات سیا در مورد «اقدامات غیرقانونی» سیا در داخل و خارج آمریکا و...
بنظر می رسد که این فهرست بی پایان باشد و مرتبا بر موارد تخلف اوباما از وعده های انتخاباتی وی افزوده می شود. برخی سازمانهای حقوق بشری اوباما را به فریبکاری و نیرنگ تبلیغاتی متهم کرده اند و میگویند او برای کسب آرا مردم آمریکا تعهداتی را مطرح کرده که اکنون از اجرای آن خبری نیست .
در این زمینه دو نظریه وجود دارد. دیدگاه اول معتقد است که اوباما از ابتدا هم درصدد اجرای این تعهدات نبوده و همه را فریب داده است . دیدگاه دوم اصرار می ورزد که اوباما هنوز درصدد تغییر است و لی موانع اجرائی و فشار نومحافظه کاران مانع از این می شود که وی بتواند کار مهمی در این مقوله انجام دهد.
شواهدی وجود دارد که صحت دیدگاه دوم را ثابت می کند ولی مسئله اینست که وی از هیچگونه اجبار و اکراه برای تصمیمات و اقدامات جدیدش سخن به میان نیاورده و حتی گفته می شود که این دیدگاه برای «تبرئه» و توجیه اقدامات اوباما عنوان شده و با این هدف تکرار می شود که نشان دهد «اوباما مقصر نیست» ! واقعیت امر هرچه باشد در یک نکته تردیدی نیست که آنچه رخ می دهد عینا مطابق برنامه های «نومحافظه کاران» است و در میدان عمل بجز برخی لفاظی ها و جنجالهای رسانه ای «چیزی تغییر نکرده» است .
با شروع افشاگریها پیرامون اقدامات غیرقانونی سیا بویژه شکنجه ها علیه زندانیان «دیک چنی» معاون سابق رئیس جمهور آمریکا ضمن اعتراض به این افشاگریها آنرا مخالف منافع ملی آمریکا معرفی کرد و خواستار توقف آن شد. چنی قدم را فراتر گذاشته و شکنجه ها را «مفید موثر و ضروری» خواند و مدعی شد که این روش به نتایج خوبی منجر شده است .
از عجایب روزگار اینکه تصمیمات اخیر اوباما باعث مخالفتهای علنی از سوی برخی حامیان وی در حزب دمکرات شده ولی بطور همزمان باعث ابراز خشنودی و حمایت جمهوریخواهان بویژه طیف نومحافظه کاران و رقبای انتخاباتی وی شده است .
«جان مک کین» رقیب اوباما که در انتخابات اخیر شکست سختی خورد از تصمیمات اخیر وی جانبداری کرده و مراتب خرسندی خود را پنهان نمی کند. برخی مخالفان سرسخت اوباما در کنگره به وی پیغام داده اند که از وی در این موارد حمایت می کنند و کاخ سفید می تواند برروی حمایت جمهوریخواهان حساب کند : «آری فیشر» مشاور مطبوعاتی بوش نیز وارد صحنه شده و ضمن حمایت از تصمیمات و اقدامات اخیر اوباما طیف روزافزون منتقدین وی را مورد اعتراض قرارداده و آنها را به «عدم درک صحیح مسائل» و «اشتباه در ارزیابی» متهم کرده است .
در واقع رئیس جمهور آمریکا با تثبیت و ابقای «رابرت گیتس» در پست وزارت دفاع زمینه های استمرار فعالیت نومحافظه کاران در پنتاگون را فراهم کرده و بر نقش آشکار و نهان «تیم بوش» در ارتش سیا و سایر مراکز تصمیم گیرنده در قلمرو مسائل عراق و افغانستان تاکید ورزیده است . بدین ترتیب دمکراتها و شخص اوباما «در چنگ نومحافظه کاران» اسیر شده اند و در واقع خودشان را با ابقای «رابرت گیتس» در چنگ آنها اسیر کرده اند.
تصادفی نیست که اوباما به نوری المالکی وعده هائی را می دهد ولی ژنرال «مایکل مولن» فرمانده ستاد ارتش آمریکا تصمیم دیگری می گیرد و دستورات متفاوتی را ابلاغ می کند. اوباما وعده خروج نظامیان آمریکائی از عراق را می دهد ولی ژنرالها می گویند : ما در عراق می مانیم !
موضوع مهم دیگر استقرار و جابجائی مهره های کلیدی «تیم بوش» در قلمرو مسائل نظامی ـ امنیتی در دوره اوباما است . «سیمور هرش» روزنامه نگار آمریکائی اخیرا فاش کرد «دیک چنی» یک واحد سری بنام «فرماندهی عملیات مشترک ویژه» تاسیس کرده بود که وظیفه اش ترور مخفی مخالفان برون مرزی آمریکا بوده و ریاست آن برعهده «ژنرال استنلی مک کریستال» واگذار شده بود که بمدت 5 سال از زمان اشغال عراق چنین وظیفه ای به وی محول شد. مک کریستال اخیرا فرماندهی ارتش آمریکا در افغانستان را برعهده گرفت و قرار است همان برنامه ها را در مورد افغانستان هم اجرا کند.
نمونه هائی از این دست فراوانند که نشان می دهند عناصر اصلی تیم بوش و نومحافظه کاران همچنان در عراق و افغانستان فعالند و پنتاگون سیا و ارتش آمریکا را به جولانگاه خود تبدیل کرده اند. البته اقدامات این گروه به نام اوباما و تیم ضعیف وی تمام خواهد شد ولی اوضاع همچنان به کام نومحافظه کاران است .
فشار نومحافظه کاران برروی اوباما به حدی است که اخیرا برخی از دمکراتها درخصوص تصمیمات جدید کاخ سفید موضع گرفته اند و خواستار تجدیدنظر در روند تصمیم سازی کاخ سفید شده اند. این در حالیست که اوباما در مصاحبه ای صراحتا اعلام داشت که در تصمیمات نظامی بویژه درباره عراق و افغانستان از نقطه نظرات «رابرت گیتس» وزیر دفاع و دریاسالار «مایک مولن» رئیس ستاد ارتش آمریکا بهره می گیرد و قویا به آنها اعتماد دارد . در اینکه اوباما به این 2 تن اعتماد کرده تردیدی نیست ولی مسئله اینست که آنها به نوبه خود از جای دیگری «خط» می گیرند و در واقع به ساز نومحافظه کاران و تیم سابق بوش می رقصند.
اخیرا «رابرت گیتس» وزیر دفاع خواستار موافقت کنگره با پیشنهادات پنتاگون و تصویب متمم بودجه به میزان 83 4 میلیارد دلار بمنظور تامین هزینه های جنگ در عراق و افغانستان شده است . گیتس حامل خبرهای ناامیدکننده ای برای کنگره بود و از احتمال نیاز به بودجه های تکمیلی جهت تامین هزینه های جنگ در پاکستان بعنوان «یک جبهه جدید» سخن به میان آورد و هشدار داد طالبان از افغانستان به پاکستان کوچ کرده و این کشور را به «پایگاه اصلی» خود تبدیل نموده است !
اگر کنگره به متمم بودجه پیشنهادی پنتاگون رای مثبت بدهد کل هزینه های جنگ در عراق به رقم 800 میلیارد دلار نزدیک می شود و حال آنکه تیم بوش کوچک در آغاز اشغال عراق میزان هزینه های جنگ عراق را در حد 50 میلیارد دلار برآورد کرده بود . علاوه بر این اظهارات گیتس بدین معنی است که واشنگتن تدریجا برای ورود به جنگ در پاکستان و گشودن جبهه جدید آماده می شود. این طرح و برنامه ها از وجود یک سیاست جدید در پنتاگون پرده برمی دارد که در آن واحد چندین هدف متفاوت را تعقیب می کند که تضعیف پاکستان میدان دادن به طالبان و ترساندن اعضای اروپائی ناتو از روند تحولاتی مرتبط با طالبان را مدنظر قرار داده و از یکطرف خواستار اعلام حضور بیشتر و جدی تر «ناتو» در افغانستان است و از طرف دیگر سعی دارد با تضعیف روزافزون پاکستان زمینه های تسلط واشنگتن بر ظرفیت هسته ای پاکستان را به تدریج فراهم سازد.
اوباما در مصاحبه اخیر به صراحت از ناآشنائی خود به رموز دفاعی ـ امنیتی و «فرماندهی جنگ» سخن گفت و تلویحا به این نکته اعتراف کرد که دولتش در قلمرو مسائل امنیتی ـ نظامی بویژه درخصوص مسائل عراق پاکستان و افغانستان در چنگ محافل پنتاگون و ارتش گرفتار و اسیر است ولی به آنها اعتماد دارد!
البته شاید عده ای تصور کنند که جنگ در این 3 کشور چه ربطی ممکن است به مسائل داخلی آمریکا داشته باشد ولی درک این نکته که این جنگ تاکنون 3 تا 5 تریلیون دلار آثار مخرب اقتصادی بر ساختار اقتصاد آمریکا برجای گذاشته و این کشور را با بحران عظیمی گرفتار ساخته که بنوبه خود اقتصاد جهانی را دچار بحران و رکود ساخته می تواند این واقعیت را به اثبات برساند که نومحافظه کاران هنوز هم اهرمهای اصلی قدرت و تصمیم گیری را در آمریکا در اختیار دارند و اگر چه مسئولیت تصمیمات و اقدامات آنها متوجه اوباما و تیم دمکراتها می شود ولی آنها همچنان به طرحهای جنگ افروزانه برای ایجاد کانونهای جدید بحران می اندیشند و برای تامین اهداف و اجرای برنامه های خود هیچ مانعی جلودار آنها نیست !

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات