ابزارى به نام اصلاحات
بسیارى از کارشناسان و تحلیلگران مسایل سیاسى بر این باورند که اصلاحات فقط ابزارى در دست برخى از مدعیان بود تا به آن وسیله بتوانند اهداف پیدا و پنهان استکبار جهانى را در ایران اسلامى پیش ببرند، اما هوشیارى به موقع ملت ایران در این باره سبب گردید تا این جماعت پرادعا به هیچ یک از خواستههاى ناصواب خود نرسند.
دکتر مجتبى قلندرپور، کارشناس و تحلیلگر مسایل سیاسى و استاد دانشگاه در گفتگو با یالثارات ضمن اشاره به سالگرد جریان موسوم به دوم خرداد مىگوید: «بنده معتقدم که همان استراتژى دنیاى استکبارى غرب و در رأس آن آمریکا در براندازى نرم و دنبال نمودن جنگ نرم در خاورمیانه به نحوى به وسیله برخى از مدعیان اصلاحات در ایران دنبال مىشد؛ یعنى اجراى پروژه براندازى از نوع نرم که توسط ایادى استعمارى غرب و آمریکا طراحى مىشد به وسیله مدعیان اصلاحات نیز همان پروژه در حال اجرا بود.»
قلندرپور در ادامه مىگوید: «مطرح نمودن طرح عبور از حاکمیت، عبور از خاتمى و دهها و صدها مورد دیگر نشانه بارزى از پروژه براندازى نرم آمریکا در ایران و هدایت این پروژه از سوى برخى از عناصر موسوم به اصلاحطلب در کشورمان بود، گر چه موضوع اشکال گوناگونى از جمله تحصن و استعفاى دسته جمعى نمایندگان مجلس ششم و تندروىهاى دیگر را داشت و در واقع این ساز از خارج از کشور کوک مىشد و متأسفانه عدهاى در داخل نیز خواسته یا ناخواسته با آن مىرقصیدند و همراهى مىکردند.»
این کارشناس و صاحبنظر در مسایل سیاسى در ادامه همین بحث در خصوص چرایى رویگردانى مردم از جریان موسوم به اصلاحات و اصلاحطلب چنین مىگوید: «مردم ما یکى از خصلتهاى خوب و بارزى که دارند هوشیارى و آگاهى به موقع در مسایل سیاسى است از همینرو وقتى که دست این جماعت مدعى اصلاحطلبى رو شد و مردم از اهداف پشت پرده آنان با خبر شدند، سریعا و بدون هیچگونه ملاحظهاى پشت آنان را خالى کردند و با صراحت تمام از این جریان منحط فکرى اعلام انزجار نمودند.»
قلندرپور مىگوید: «پاشنه آشیل تحصن نمایندگان مجلس ششم، استعفاى آنان و دیگر اقدامات اصلاحطلبان از سوى عناصر سازمان نامشروع مجاهدین و مشارکت بود، یعنى این دو طیف تندروى افراطى در دستگاههاى اجرایى و قانونگذارى کشور رخنه کرده بودند و شعارهایى هم که سر مىدادند همگى در راستاى اهداف براندازى نرم دشمنان بود، مردم هم زمانى که به این موضوع پى بردند در انتخاباتهاى بعدى از انتخاب اصلاحطلبان و هر فردى که خود را منتسب به آنان مىدانست خوددارى کردند.»
این کارشناس مسایل سیاسى به برنامههاى دشمنان استکبارى نظام مقدس جمهورى اسلامى در براندازى نرم اشاره مىکند و مىگوید: «دشمنان نظام همان پروژه براندازى نرم را که در گرجستان دنبال مىکردند و به شکست انجامید را در ایران نیز دنبال کردند و لایههاى تندرو مدعى اصلاحطلبى نیز خواسته یا ناخواسته مأموریت هدایت به جلوى این پروژه را برعهده گرفتند، به بیان دیگر باید گفت آنان درصدد رسیدن به اهدافى بودند که کیان و هستى نظام اسلامى را در تیررس خود قرار داده بود و در راستاى خواست دشمن حرکت مىکرد.»
وى به استفاده از ابزارهاى فرهنگى در دولت اصلاحات علیه ارزشها و باورهاى جامعه اشاره مىکند و مىگوید: «یکى از موضوعات مهمى که در بحث براندازى در دستور کار دشمن قرار گرفت و حتى به عنوان سیاست خارجى کنگره آمریکا اعلام شد، استفاده از ابزارهاى مهم و مؤثر فرهنگى براى هدایت این پروژه دشمن بود، از همینرو مىدیدیم که روند تهیه، تولید و عرضه محصولات فرهنگى، اعم از فیلمهاى سینمایى، موسیقىها، کتاب، مطبوعات و سایر برنامههاى فرهنگى در مسیر خواست دشمن قرار گرفت تا جایى که در فیلمهاى سینمایى علنا به ارزشهاى انقلاب و معیارهاى عرفى و شرعى مىتاختند یا کتابهایى روانه بازار نشر مىشد که هیچگونه بار ارزشى نداشتند.»
از این کارشناس مسایل سیاسى مىخواهم تا درباره برنامههاى کاندیداهاى انتخابات اخیر ریاست جمهورى توضیح دهد، مىگوید: «به عقیده من هیچکدام از نامزدهاى کنونى به غیر از آقاى دکتر احمدىنژاد برنامهاى مدون و مشخص براى اداره کشور ندارند و وعده و وعیدهایى هم که مىدهند همگى شعارهاى تکرارى هستند که تاریخ مصرف آنها به سرآمده و نه تنها خود کاندیداها تاکنون تضمین صددرصدى براى عملیاتى نمودن جامع و کامل شعارهاى خود ندادهاند بلکه با برنامههایى که ارایه دادهاند، نمىتوان مشکلات کشور را حل کرد.»
وى مىگوید: «به عقیده من آقاى احمدىنژاد عملگراترین فردى هستند که مىتوانند مشکلات کشور را حل کنند.»
ظهور اصولگرایى و سقوط جریان اصلاحات
یکى از واقعیتهاى انکارناپذیرى که امروزه در موضوع مدعیان اصلاحات نمود عینى دارد این است که با ظهور جریان ارزشى اصولگرایى، سقوط و مرگ حتمى جریان اصلاحات رقم خورد تا آنجا که حتى بیشتر اعضاى این جنبش که روزگارى به عنوان مغز متفکر از آنان یاد مىشد، بر این نکته اذعان داشتهاند که اصلاحات در ایران مرده است.
محمد رحمتیان، تحلیلگر و کارشناس مسایل سیاسى و استاد دانشگاه در تحلیل خود از جنبش اصلاحات در ایران چنین مىگوید: «واقعیت این است که حضور گسترده و مشارکت بسیار بالاى مردم در صحنه انتخابات خرداد ماه 1376 یکى از برگهاى زرین دفتر تاریخ انقلاب اسلامى است. این حضور به گونهاى بود که رسانههاى بیگانه و اپوزیسیون داخلى را نسبت به تضعیف و تخریب نظام ناامید کرد، اما متأسفانه صداقت و همراهى پرشور مردم با نظام جمهورى اسلامى از سوى مدیریت اجرایى مدعى اصلاحطلبى به خوبى پاسخ داده نشد و بلکه به گونهاى رفتار و گفتار خود را همسو با بخشى از خواستههاى غرب برنامهریزى کرد که اکنون با گذشت دوازده سال از حماسه دوم خرداد مردم به تلخى با آه پرسوز از خاطرات آن یاد مىکنند، اما واقعا چرا چنین شد؟»
این کارشناس مسایل سیاسى با طرح این سوال که چرا جریان اصلاحات در ایران با شکست همراه شد مىگوید: «براى پاسخ به این سوال نیازمند به بازخوانى پرونده به اصطلاح اصلاحطلبى طى هشت سال دوره حضور تفکر اصلاحطلب بر مدیریت اجرایى و دستگاه قانونگذارى و شوراهاى شهر و روستا هستیم، و اینکه این افراد از چه کارنامهاى در نزد ملت برخوردارند و اصولاً عملکرد آنان در آن دوران چگونه بوده است.»
وى در ادامه تحلیل خود به عملکرد مدعیان اصلاحات در هشت سال حضور آنان اشاره مىکند و مىگوید: «اولین مشخصه برخى مدعیان اصلاحات فضاسازى عامدانه براى بازگشت تفکر مطرود مردم و افکار عمومى کشورمان به عرصههاى فرهنگى، سیاسى و اجتماعى مىتواند باشد. در اینباره مصادیق فراوانى وجود دارد، اما به راستى چه کسى زمینه بازگشت نویسندگان منحط را فراهم کرد؟!»
وى به طرح سوالات دیگرى در این باره مىپردازد و مىگوید: «چه تفکرى در عرصه سیاسى این جسارت را به برخى فعالان مدعى اصلاحات بخشید تا آنان از اعتراض به خدا هم سخن بگویند؟!»
کدام تفکر فضا را براى ورود کتاب و نشریات با هدف تحریف ارزشها و باورهاى دفاع مقدس و همچنین زمینهسازى براى روابط ناسالم در جامعه ایجاد کرد؟ این بازخوانى پرده از حکایت تلخى برمىدارد که مقام معظم رهبرى نیز نسبت به ایجاد بلندگوهاى تبلیغاتى دشمن در حکومت اسلامى ایران و در دولت مدعى اصلاحطلبى هشدار دادند و آن را زنگ خطرى براى کشور نامیدند.»
رحمتیان به آگاهى سیاسى بالاى ملت ایران اشاره مىکند و مىگوید: «به هر حال مردم ایران به عنوان آگاهترین و فهیمترین مردم جهان امروز رفتار و گفتار مغایر با ارزشهاى انقلاب اسلامى و آرمانهاى رهبر کبیر جمهورى اسلامى ایران را به دقت در رصد خود دارند و بارها نسبت به شکلگیرى و گسترش اینگونه رفتار و گفتار واکنش نشان دادهاند. اما به راستى پاسخ دولت وقت به انتقادات دلسوزانه و دغدغههاى ارزشمند مردم ارزشمدار کشورمان چه بود؟!
وى به علایم آشکار شدن رویگردانى مردم از جریان اصلاحات اشاره مىکند و مىگوید: «بنابراین اولین علایم روىگردانى از تفکرى که به نام ایجاد جامعه مدنى، مردمسالارى و گسترش آزادى، در جامعه اسلامى ایران، آراى قابل توجهى از مردم را گرفته بود، در نتایج دومین شوراى شهر تهران آشکار شد، آنگونه که تئوریسینها و نظریهپردازان به اصطلاح دوم خردادى را، به تمسخر مردم به عنوان صاحبان آراى بیست میلیونى دولت اصلاحات وادار کرد. این روىگردانى در نتایج انتخابات مجلس هفتم عمیقتر شد و واقعیتهایى را آشکار کرد، آنگونه که مدعیان تفکر و برنامهریزى فرهنگى و سیاسى دوم خردادى را حتى از فهرست آراى قابل اعتنا نیز خارج کرد.»
رحمتیان در ادامه همین بحث به گزارشگر یالثارات مىگوید: «بعد از آشکارتر شدن رویگردانى مردم از شعارهاى فریبنده و همسو با اپوزیسیون و جریانهاى ضدانقلاب خارج کشور، برخى به اصطلاح فعالان سیاسى جریان دوم خرداد، به اهانت و تحقیر جامعه ایران اسلامى و مردم آن پرداختند، همچنان که آقاى ـعـ در یادداشتى در روزنامه «یاسنو» ایران را به جنگل و مردم کشور را به حیوان تشبیه کرد؛ در اینباره مثالهاى زیادى مىتوان زد و تنها به این جمله اکتفا مىکنم که رهبر معظم انقلاب اسلامى فعالیت رسانهاى دولت مدعى اصلاحطلب را به پایگاههاى مطبوعاتى دشمن تشبیه کردند و بارها در سخنرانىهاى خود این مهم را گوشزد نمودند.»
از این کارشناس و تحلیلگر مسایل سیاسى مىخواهم تا آخرین وضعیت درون گروههاى اصلاحات را توضیح دهد، وى مىگوید: «اکنون پس از گذشت 12 سال از شکلگیرى به اصطلاح تفکر دوم خردادى، فضاى اردوگاه اصلاحطلبان را اینگونه مىتوان ترسیم کرد که گروهى از افراد معتدل و منصف صف خود را جدا کرده و به تحقق اهداف نظام جمهورى اسلامى کمک مىکنند، اما برخى با رفتار و گفتار افراطى خود همچنان به تحقیر مردم و ارزشهاى مورد علاقه آنان مىپردازند و همان رویه گذشته را به اشکال مختلف دنبال مىکنند.»
رحمتیان در پاسخ به این سوال که آیا مردم در جریان انتخابات اخیر ریاست جمهورى آیا مجددا به طیف اصلاحطلب روى خوش نشان مىدهند، مىگوید: «با این توصیف امکان رویکرد دوباره مردم به تفکر موسوم به اصلاحطلبى نزدیک به یقین، محال است، البته افکار عمومى همچنان متوقع انجام برخى از وعدهها براى کاهش دامنه نارسایىها و کاستىها هست اما با توجه به نتایج نظرسنجىهاى اخیر، میزان حضور مردم در سفرهاى استانى شخص رییسجمهور و برخى از نامزدهاى انتخاباتى، مىتوان گفت مدعیان کمشمار دوم خرداد آب درهاون مىکوبند و قطعا نمىتوانند اجماع کلى را متوجه خود کنند، چرا که مردم فهیم ایران هیچگاه پرونده گردشها و چرخشهاى آنان را فراموش نکرده است.»
این کارشناس مسایل سیاسى معتقد است که حماسه دوم خرداد 1376 در سوم تیر 1384 هضم شد. وى مىگوید: «با روى کار آمدن دولت نهم و شکست فاحش مدعیان اصلاحات در رقابت انتخابات سوم تیر، مىتوان با صراحت ادعا کرد که جریان اصلاحات در ایران و براى همیشه به پایان راه خود رسید و حتى خود مدعیان اصلاحات نیز بارها در سخنرانىها و مصاحبههاى مطبوعاتى بر مرگ حتمى اصلاحات صحه گذاشتند و علت اصلى این واقعه قابل تأمل را نیز باید در عملکرد آنان در هشت سال حضور در صحنههاى اجرایى و قانونگذارى ملاحظه کرد.»
اهداف پشت پرده دوم خرداد
زبان و ادبیات گفتارى و نوشتارى دوم خرداد ترکیبى از قدرتطلبى، ریاست، سیاست، هیجان، بىصداقتى و عامهپسندى بود و عناصر این جبهه با صراحت مىکوشیدند تا با ایجاد التهاب کور اجتماعى و سیاسى، آتشبازى حجیمى علیه مبانى ارزشى نظام و انقلاب به راهاندازند و جامعه ارزشمدار ایران اسلامى را وادار به تسلیم و انفعال کنند.
«جهاندار امیرى» تحلیلگر و کارشناس مسایل سیاسى مىنویسد: «طى این سالها با بهانههاى مختلف علاوه بر مبانى و اصول انقلاب از جمله حکومت دینى، ولایت فقیه، قانون اساسى، استکبارستیزى، استقلال و... ارکان و نهادهاى قانونى نظام از رهبرى و شوراى نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام گرفته تا سپاه و بسیج و صدا و سیما و شوراى عالى انقلاب فرهنگى، در معرض شدیدترین تهاجمات سیاسى و مطبوعاتى جریان تجدیدنظرطلب و رادیکال قرار داشتند، به گونهاى که شیوه توپخانهاى آنها، تیترهاى مشابه و حملات هدایت شده آنها زبانزد شده بود.»
وى در ادامه همین بحث تصریح مىکند: «عناصر حاضر در جبهه دوم خرداد با شفاف نکردن مرزهاى خود با ضدانقلاب و حملات خود، عملاً خطوط قرمز نظام را در عرصه منافع و امنیت ملى نادیده گرفته و در جایگاه مخالفین نظام مقدس جمهورى اسلامى قرار گرفته بودند و حتى مذهبىها را به عنوان صاحبان اصلى انقلاب معرفى کرده و با شعار ایران براى همه ایرانیان، مرزهاى خودى و غیرخودى و انقلابى و ضدانقلاب را نادیده گرفتند. ذکر نمونهها و مواردى از مطالب افراطى روزنامه و نشریات زنجیرهاى اصلاحطلب در حمله به نهادهاى نظام و مقدسات مىتواند گویاى شیوه عملکرد مطبوعاتى آنها باشد.»
هیاهوى مطبوعاتى دوم خرداد
تندروى، افراطىگرى، ایجاد روحیه یاس و بدبینى، هنجارشکنى، توهین به مقدسات و ارکان نظام توسط روزنامههاى زنجیرهاى مدعى اصلاحات در دوران دوم خرداد به گونهاى بود که هیچ حاشیه امنى حتى براى مقدسات هم قائل نمىشدند و از حادثه عاشورا تا بحث انتظار و ظهور را معترض مىشدند.
این در حالى است که کارشناسان علوم ارتباطات معتقدند: مطبوعات رکن اساسى توسعه سیاسى و جامعه مدنى بوده و از آنها با عنوان رکن چهارم دموکراسى نام برده مىشود. اطلاعرسانى، بیان صادقانه خواستهها و مطالبات مردمى، نقدهاى سازنده و راهکارهاى مفید، از کارکردهاى مثبت یک جامعه مطبوعاتى توسعه یافته است و بدون شک اگر مطبوعات خود فاقد شاخصهاى توسعه یافتگى باشند، اگر چه در کوتاه مدت شاید منشأ اثر باشند اما در نهایت خود به ابزار رکود، عقبماندگى، اغتشاش و اختلاف تبدیل مىشوند و نه تنها کمکى به توسعه اجتماعى و سیاسى نمىکنند بلکه مانع جلو رفتن آن هم مىشوند.
«جهاندار امیرى» تحلیلگر و کارشناس امور سیاسى مىنویسد: «اساسىترین نکته در شروع به کار مطبوعات دوم خردادى توجه به چگونگى شروع، اهداف و انگیزههاى آنها بود که عمدتا توسط چهرههاى مطبوعاتى حلقه کیان، ملى ـ مذهبىها و لیبرالها راهاندازى و هدایت مىشدند.»
خاطره تلخ مردم از دوران اصلاحات
امروز این با واقعیت انکارناپذیر روبهرو هستیم که آحاد ملت بزرگ ایران از دوران حاکمیت مدعیان اصلاحات دل خوشى ندارند و بعضا با تلخى از آن یاد مىکنند.
دکتر علیرضا زاکانى، عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات و نماینده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى با اشاره به آمارهاى غلطى که این روزها توسط برخى افراد مدعى اصلاحطلبى علیه دستاوردهاى دولت کنونى بیان مىشود، مىگوید: «تلخى عملکرد این جریان هنوز در کام جامعه وجود دارد و آنها با این حرکات مىخواهند شرایط را به سمتى ببرند که دوباره در رأس قدرت قرار بگیرند.»
سید جواد زمانى، عضو کمیسیون اجتماعى و نماینده کنگاور، صحنه و هرسین در مجلس شوراى اسلامى نیز در گفتگو با گزارشگر یالثارات مىگوید: «جریان موسوم به دوم خرداد با یک سرى شعارهاى جوانپسند و عوامفریب و توخالى و غیرقابل اجرا وارد صحنه اجرایى کشور شدند اما دیدیم که متأسفانه این جنبش به بیراهه رفت و از راه و هدف اصلى خود منحرف شد.
از این عضو کمیسیون اجتماعى مىخواهم که علت اصلى شکلگیرى جبهه اصلاحات در دوم خرداد 76 را تشریح کند، مىگوید: «در زمان شکلگیرى اصلاحات، این جنبش با شعارهاى رنگارنگ و قشنگى وارد میدان رقابتهاى انتخاباتى شد و وعدههایى را به مردم داد که اکثر قریب به اتفاق آن شعارها پوچ و توخالى از آب درآمد و بعضا شعارهاى دهن پرکنى بودند، اما پس از اینکه به اریکه قدرت نشستند، ملت ایران دیدند که آنان هدفشان رسیدن به قدرت بود، نه خدمت به مردم و در عمل نیز به هیچ یک از شعارهاى خود عمل نکردند.
عضو کمیسیون اجتماعى مجلس شوراى اسلامى در ادامه همین بحث مىگوید:«مردم ما به خوبى مىدیدند کسانى که شعار وااسلاما سر مىدهند خودشان علیه مصالح نظام چه مواضعى اتخاذ مىکنند و حتى پا را فراتر نهاده و پروژههاى مهم دشمن از جمله براندازى نرم را دنبال مىکردند، از همین رو مردم نیز آنان را کنار گذاشتند، چرا که شعارها و عملکردهاى مدعیان اصلاحطلبى با یکدیگر در تناقض بود.»
زمانى با ذکر مثالى، مىگوید: «ببینید، به عنوان مثال اوباما، رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا با شعار تغییرات توانست نظر اکثریت مردم را جلب کند و به عنوان رئیسجمهور منتخب راى آورد اما در حال حاضر مردم آمریکا به خوبى مىبینند این رئیسجمهور عملکردش غیر از شعارهایى است که سر مىدهد، از همین رو رفته رفته از او دلسرد مىشوند و او را کنار مىگذارند، دولت اصلاحات نیز به همین دلیل که شعارها و وعدههایش با کارکردهاى عملىاش صد و هشتاد درجه باهم اختلاف داشتند، و حتى در مسیر خواست دشمن حرکت مىکردند، مردم نیز از آنان رویگردان شده و در انتخاباتهاى بعدى با اکثریت آرا به آنها پشت کردند، چرا که آنان به دنبال اهداف خاصى بودند.»
به این عضو کمیسیون اجتماعى مجلس مىگویم که برخى از مدعیان اصلاحطلب ادعا مىکنند که از قدرت کافى براى عملیاتى نمودن شعارها برخوردار نبودهاند، وى در پاسخ مىگوید:«خود این سخن که از سوى برخى از مدعیان اصلاحات بیان مىشود نیز یک دروغ بزرگ و ترفند سیاسى براى فریب افکار عمومى است، چون آنان در دوران هشت ساله اصلاحات قواى مجریه و مقننه کشور را به اضافه شوراهاى شهر و روستا را در اختیار داشتند و کاملا از قدرت اجرایى و قانونگذارى برخوردار بودند، حال چگونه با در اختیار داشتن چنین قدرتهاى مهم حکومتى، از قدرت اجرایى و عملیاتى کافى برخوردار نبودند؟ اصلاحطلبان هر فردى که مخالف سیاستهاى آنان بود را کنار زدند و حتى به آبدارچىها و مستخدمین نیز رحم نکردند و کاملا قدرت اجرایى یکدستى را در اختیار داشتند، حال چگونه مدعىاند که از قدرت کافى برخوردار نبودهاند؟!»
سید جواد زمانى در ادامه مىگوید: «واقعیت غیر از این نیست که آنان در مجلس ششم به جاى انجام وظیفه قانونگذارى براى رفع مشکلات مردم، صحن علنى مجلس را به درگیرىهاى سیاسى و تحصن و اعتصاب مبدل کردند و تا جایى پیش رفتند که حتى مخالفین نظام نیز به آن مجلس دل بسته بودند. از طرفى هم مىدیدیم شوراى شهر به خصوص در تهران به جاى پرداختن به مسائل عمرانى شهرها به میدان نبرد سیاسى مبدل گردیده بود. در حالى که اصولا شوراها محل ساخت و ساز و عمران است و جاى سیاسى کارى نیست و یا در دولت به صورت فلهاى به عزل مدیران کارآمد گذشته مىپرداختند و این موضوع در زمان وزارت عبدالله نورى در وزارت کشور به اوج خود رسیده بود. با تمام این تفاسیر مردم آگاه و هوشیار ایران اسلامى هم به خوبى مىدیدند که این جماعت فقط دغدغه حفظ قدرت را دارد و به فکر رفع مشکلات جامعه نیست و در خط ارزشهاى امام و رهبرى و تحقق خواستههاى انقلاب حرکت نمىکنند، لذا بر برکنارى آنان قاطعانه راى دادند و همگان دیدند چگونه در انتخاباتهاى آینده از سوى مردم پاسخ «نه» گرفتند و طرد شدند.»
یک تجربه سیاسى
فرهاد تجرى، نایب رئیس کمیسیون حقوقى و قضایى مجلس شوراى اسلامى و عضو فراکسیون اصولگرایان نیز در این باره مىگوید:«همچنان که مستحضرید دوام و بقاى یک جریان معمولا در پایبندى آنان به وعده و گفتههایى است که بیان کردهاند، اما با یک واقعیت انکارناپذیر درباره مدعیان اصلاحطلبى رو به رو هستیم و آن این است که آنان از اهداف اصلى نظام و خواستههاى بحق مردم فاصله گرفته و در راستاى خواست دشمن حرکت مىکردند و حتى در صدد تخریب تمامى ارزشها و بنیانهاى مورد احترام جامعه بودند. از طرفى هم به جاى اینکه کشورمان در مسیر توسعه قدم بردارد، متاسفانه هر روز با یک بحران رو به رو مىشد، به گونهاى که نظام و ارزشهاى شناخته شده آن را وارد چالشهاى جدى و اساسى مىکردند.
نایب رئیس کمیسیون حقوقى و قضایى مجلس شوراى اسلامى، دوران اصلاحات را براى جمهورى اسلامى تجربهاى خوب عنوان مىکند و به گزارشگر یالثارات مىگوید:«به عقیده من دوران مدعیان اصلاحات یک تجربه ارزشمند سیاسى بود، چرا که مردم پس از سپرى شدن آن دوران،تجربیات اگرچه تلخ آن را، فراموش نکردهاند و در انتخابات مجلس و شوراى شهر نیز با صراحت تنفر خود را از آن جریانهاى فکرى اعلام نمودند، با این حال چنین احساس مىشود که مردم همچنان آن دوران را به یاد دارند و براساس آخرین نظرسنجىها آقاى احمدى نژاد که نامزد واحد اصولگرایان است، همچنان در جایگاه بسیار بالاترى در مقایسه با نامزد مدعیان اصلاحات قرار دارد.»
تجرى مىگوید:«آثار و برکات آن تجربیات الان در نگاه مردم به خوبى دیده مىشود و حتى کارنامه آن دوران اینک به مبناى مهمى در تصمیمگیرىهاى سیاسى مردم مبدل شده است، چرا که آن خاطرات تلخ دیگر اجازه نخواهد داد تا مردم مجددا به آنان روى آورند و طبق فرموده مقام معظم رهبرى باید به فردى راى دهیم که هدفش پیشرفت و آبادانى کشور باشد و مقابله و ایستادگى در برابر دشمن را یک ارزش تلقى کند.»
نایب رئیس کمیسیون حقوقى و قضایى مجلس شوراى اسلامى معتقد است که الان نیز به خوبى شاهد دورى و گریز مردم از جریان مدعى اصلاحات هستیم.
دوم خرداد،علیه دوم خرداد
در هفتههاى اخیر به اصطلاح نبردى میان آقایان مدعى اصلاحطلبى درگرفت از یک سو هواداران کروبى و موسوى و از سوى دیگر در هر کدام از ستادهاى اصلاحات جنگ قدرت تشدید شد به عنوان نمونه مهدى کروبى در اقدامى محمد زارع فومنى، مشاور جوان خود را به دلیل یک مصاحبه آتشین با یک نشریه معزول کرد و جنگ لفظى خاصى میان کروبى و زارع فومنى درگرفت.
همین مساله سوالاتى را در اذهان عمومى ایجاد کرد،از جمله اینکه این جماعت هنوز بر سر کار نیامدهاند، اینچنین به جان هم افتادهاند، حال چگونه مىخواهند به درد مردم برسند!
بخشى از سخنان زارع فومنى، مشاور جوان معزول کروبى را بخوانید:
هنوز باورم نمىشود که چنین رفتارى با من کرده باشند. آیا این رفتار اخلاقى و اسلامى است؟ تا قیامت هم کسانى را که با این کار به من خیانت کردند، نمىبخشم .در عالم سیاست جز بدى نسبت به خودم ندیدهام. آیا این معنى آزادى بیان است که آقایان مىگویند؟من فقط یک کلمه گفته بودم که به رئیسجمهور که نماد ملت است، نباید توهین کرد و فکر مىکنم انتقام همین یک جمله را از من گرفته باشند. به همه دوستانى که بىمهرى کردند مىگویم فردا قیامتى هم هست. اصلاحطلب کسى است که در خط امام و رهبرى باشد و بخواهد در چارچوبها امور را اصلاح کند، نه اینکه به نام اصلاحطلبى به دنبال براندازى و زدن ریشه نظام باشد، این ضد اصلاحات است، این چه اصلاحاتى است که سر از کنگره آمریکا در مىآورد؟
در دوره اصلاحات ما را از قطار اصلاحات پیاده کردند و گفتند شما اصلاحطلب نیستید، ما هستیم. انگار اصلاحطلبى ارث پدرىشان است، در حالى که اصلاحطلب و اصولگراى واقعى همه ملت ایران هستند.