تاریخ انتشار : ۰۱ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۴  ، 
کد خبر : ۹۴۴۶۴

اوباما و راهبرد اعمال قدرت هوشمند

قربانعلی سامعی مقدمه: آمریکا پس از سی سال تجربه در پیش گرفتن راهبردهای سخت، نیمه‌سخت و نرم در تقابل با ایران اسلامی‌ با صراحت از عدم کارایی شیوه‌های گذشته، ضرورت تغییر در روش‌ها و برخوردها و بکارگیری «قدرت هوشمند» سخن می‌گوید. نیم نگاهی به مطالب منتشر شده در خصوص مقالات سوزان ناسل (سال 2004)، تصریح جوزف نای بر صحت نظریه ناسل پس از نبرد قهرمانانه 33 روزه حزب‌الله با رژیم تا بن دندان مسلح اسرائیل، مقاله اوباما و هیلاری کلینتون (سال 2007) قبل از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، سخنان آنان پس از حضور در کاخ سفید و دید گاه‌های دیگر آگاهان سیاسی داخلی و خارجی، این واقعیت را تبیین می‌کند که راهبرد جدید آمریکا در تقابل با ایران بهره‌گیری از «قدرت هوشمند» است که متعاقب آن ما را با «تهدید هوشمند» آمریکا مواجهه می‌سازد. تبییت اجمالی این موضوعاز اهداف این مقاله است.

طرح قدرت هوشمند در ادبیات سیاسی جهان
سوزان ناسل (Suzanne Nossel) در آوریل 2004 مقاله‌ای منتشر کرد و کفایت اصطلاح قدرت نرم جوزف نای را در مقابله با تهدیدات جدی علیه منافع آمریکا را به چالش کشید و مفهومی ‌جدید را پیشنهاد کرد؛ او از قدرت هوشمند (Smart Power) به معنای ترکیب هوشمندانه قدرت سخت و نرم در مقابله با تهدیدات علیه امنیت ملی سخن گفت. ناسل معتقد است توانایی‌ها و برتری‌های نظامی‌، اقتصادی، فرهنگی و ایدئولوژیک آمریکا باید در یک جهت هماهنگ شود تا برآیند آن تداوم برتری آمریکا را تضمین کند. به بیان دیگر سوزان عقیده دارد که آمریکا در مقام تهاجم به هدف باید از تمام ظرفیت‌ها، توانایی‌ها، برتری‌های خود با توجه به شرایط زمانی، مکانی، منطقه‌ای و جهانی بهره گیرد و همه حوزه‌های نظامی‌، اقتصادی، فرهنگی و ایدئولوژیک هدف مد نظر را مورد حمله قرار دهد.
ذکر این نکته لازم است که با وقوع نبرد 33 روزه و شکست اسراییل، جوزف نای نیز از همین اصطلاح برای تحلیل نبرد حزب‌الله علیه رژیم صهیونیستی استفاده نمود. وی در مقاله‌ای در بوستون گلوب بیان نمود: اسرائیل با اتخاذ استراتژی و برآورد نادرست از حجم و کیفیت خسارات احتمالی جنگ، هم نبرد میدان را باخت و هم به مشروعیت حزب‌الله مدد رساند.
پس از ناسل، زینی و اسمیت، قدرت هوشمند را همگرایی و کاربرد مناسب تمامی ابزار سیاستمداری تعریف نمودند و اظهار داشتند: برای رهبری مؤثر جهانی آمریکا باید موازنه سه‌ جنبه قدرت یعنی دفاع، سیاست و توسعه انجام گیرد. آنان صراحتاً بیان داشتند: رهبری قوی آمریکا از طریق افزایش امنیت جهانی، استحکام دولت‌های دمکراتیک، کاهش دادن فقر و افزایش رشد اقتصادی جهانی امکان‌پذیر است.
اوباما و تنظیم سیاست خارجی
اوباما در مقاله‌ای با عنوان احیای (سرگیری) رهبری آمریکا در شماره ژوئیه و اوت 2007 (تیر و مرداد 1386) مجله فارن افرز تاکید کرده که امنیت و رفاه هر آمریکایی به امنیت و رفاه تمامی کسانی که در خارج از مرزها ایالت متحده زندگی می‌کنند، بستگی دارد و ماموریت ایالات متحده رهبری جهان بر مبنای این فرض است که جامعه جهانی نگرانی‌های امنیتی و انسانی مشترکی با آمریکا دارد و خطوط کلی سیاست خارجی خود را در چهار محور بیان نمود:
1ـ سیاست خارجی جرج بوش اشتباه بود و نباید آن را ادامه داد.
2ـ آمریکا ظرفیت و موقعیت رهبری جهانی را دارد و رهبری آمریکا پایان‌یافته نیست.
3ـ رهبری آمریکا در همراهی با دیگران امکان‌پذیر است.
4ـ به کارگیری ابزارهای مختلف نظامی و دیپلماسی برای تحقق رهبری آمریکا براساس نظر اوباما کسب موفقیت با اتخاذ راهبرد همگرایی توان نظامی، دیپلماسی اطلاعاتی، انتظامی به همراه اقتصاد امکان‌پذیر است.
توجه هیلاری کلینتون به قدرت هوشمند
هیلاری کلینتون که هم‌اینک به عنوان وزیر خارجه اوباما به فعالیت مشغول است، در شماره ماه دسامبر همان نشریه، مقاله‌ای تحت عنوان قدرت هوشمند به چاپ رساند و از شبکه متحدین پایدار، سازمان‌های بین‌المللی و ارزش‌های آمریکایی به عنوان 3 عنصر کلیدی قدرت هوشمند نام برد. وی که اینک هدایت امور دیپلماسی آمریکا را برعهده دارد، طی یک سخنرانی در روز 23 دی ماه در کمیته را در قبال جمهوری اسلامی مورد بازنگری قرار داد و آنرا در قالب راهبرد «قدرت هوشمند» تبیین نمود.
وی در این نشست جنجالی که با تندروی‌های سناتور «جان کری»‌ همراه بود، در پاسخ به این پرسش که: آیا تحریم‌ها علیه ایران تشدید خواهد شد؟ گفت: هیچ گزینه‌ای از نظر ما دور نیست اما رویکرد جدید و شاید متفاوت با آنچه که دولت بوش انجام داده است، به کار گرفته می‌شود؛ زیرا رویکرد کنونی تا این لحظه کارایی نداشته است.
ذکر این نکته لازم است که وی در جریان مبارزات انتخاباتی خود اعلام کرده بود: نیروی نظامی ابزاری است که می‌تواند برای حل بحران‌های بین‌المللی به عنوان آخرین گزینه به کار رود.
حوزه‌های قدرت هوشمند
براساس راهبرد به کارگیری قدرت هوشمند، آمریکا نیاز به تمرکز بر پنج حوزه زیر است:
1ـ متحدان، همکاران و مؤسسات: آمریکا باید به متحدان، همکاران و مؤسساتی که در خدمت منافع آمریکا هستند نیرو بخشیده و در مقابله با چالش‌های قرن بیست و یکم به آنها کمک کند.
2ـ‌ توسعه جهانی: ارتقای نقش توسعه در سیاست خارجی آمریکا که به منافع آمریکا با اشتیاق مردم سراسر دنیا یاری می‌رساند.
3ـ دیپلماسی عمومی: آوردن جمعیت خارجی به طرف خود، بستگی به ایجاد روابط مردم به مردم در درازمدت به خصوص بین جوانان دارد.
4ـ یکپارچگی اقتصادی: تداوم عجین شدن با اقتصاد جهانی برای رشد و شکوفایی ضروری است، اما سود تجارت آزاد باید به مردم کشور و خارج گسترش یابد.
5ـ فناوری و نوآوری: امنیت انرژی و تغییر آب و هوا نیاز به رهبری آمریکا برای ایجاد اجماع جهانی و ارائه راه‌حل‌های نوآورانه دارد.
دولت اوباما و راهبرد قدرت هوشمند
جرج بوش و دولتمردان نومحافظه‌کار در آمریکا و اروپا تصور می‌کردند که اجرای همزمان تحریم و جنگ نرم، جمهوری اسلامی‌ را به پذیرش شرایط مدنظر آنان وادار خواهد کرد. اما در عمل آنچه اتفاق افتاد به شکل قابل توجهی برخلاف تصور مداخله‌جویان بین‌المللی بود. اینک دولتمردان جدید آمریکا در تداوم تقابل با ایران و در ادامه سیاست‌های براندازانه راهبرد «قدرت هوشمند» را مطرح و براندازی یا تغییر رویه حکومت‌های مدنظر را دستور کار قرار داده‌اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات