گزارش از: سعدالله زارعی
چهرههای شاخص این جریان با رایزنیهای گسترده این موضوع را به «دغدغه مشترک» جبهه انتخاباتی طیف خود تبدیل کردهاند. از نظر آنان کمیته صیانت از آرا میتواند طیف مقابل را با چالش جدی مواجه کند و به کنترل رفتار آنان منجر شود.
براساس خبرها و استنادها، جریان مختلف الاضلاع دوم خرداد به نوعی تقسیم کار برای عمومی کردن دغدغه سلامت آراء روی آورده است. حمله رسانهای به سپاه و بسیج و سخن گفتن از «حزب پادگانی» به عدهای واگذار شده است و ظاهرا هدایت بخش رسانهای این عملیات بر عهده حجتالاسلام مجید انصاری - عضو مجمع روحانیون - قرار گرفته است. دو حزب سازمان مجاهدین و مشارکت که کمیته اعزام سخنرانها را در دست دارند، تلاش میکنند تا با طرح پر رنگ موضوع در شهرستانها، حساسیت عناصر شهرستانی وابسته به جریان دوم خرداد را بالا ببرند. حزب کارگزاران و حزب اعتدال و توسعه که نقش روابط عمومی کارگزاران را بعهده دارد در تلاشاند تا نگرانی نسبت به سلامت انتخابات را در محافل سیاسی و دانشگاهی برجستهسازی کنند و یک کارگروه مرکب از گردانندگان روزنامه سلام وظیفه دارند استدلال، نشانه و استناد ناظر به عدم سلامت انتخابات را تهیه و ابراز عملیات روانی را در اختیار کارگروههای دیگر قرار دهند.
خبرها حکایت میکنند که جلسات منظمی با حضور بنیانگذاران کارگزاران، مشارکت، مجاهدین، مجمع روحانیون، دفتر تحکیم وحدت، حزب اعتماد ملی و جمعیت توحید و تعاون تشکیل شده و هر کدام نمایندگانی را مشخص کردهاند تا تصمیمات بنیانگذاران در ستادهای انتخاباتی که متعدد و متنوع هستند پیگیری و عملیاتی کنند بر همین اساس میتوان گفت کمیته صیانت از آراء یک تمهید استراتژیک برای ایجاد وحدت رویه در طیفها و عناصر مختلف دوم خرداد است و این نشان میدهد که مقوله صیانت از آراء فقط یک عنوان است و در متن آن یک اقدام بنیادین و اعلام نشده وجود دارد. اما آن اقدام بنیادین که طراحان سناریو «صیانت از آراء» مصلحت را در اختفا آن میدانند، چیست؟
کمیته صیانت آرا در هیات تاکتیک، روشی برای انحراف اذهان عمومی از واقعیات نگران کننده درون جبهه دوم خرداد به حساب میآید. اگر به زمان طرح موضوع - روزهای اول اردیبهشت جاری - نظری بیندازیم در مییابیم که از این زمان از درون این جبهه انتخاباتی زمزمه شکست در دور اول انتخابات بلند شده و امید به کشاندن انتخابات به دور دوم کمرنگ شده است. نظر سنجیهای آخر فروردین نیز این نکته را برملا کرد که نه مهندس میرحسین موسوی و نه حجتالاسلام مهدی کروبی قادر به رقابت با کاندیدای واحد اصولگرایان نیستند و مجموعه آرا این دو از 25 درصد آراء تجاوز نمیکند. حضور کم رمق مردم در جلسات استانی دو کاندیدا و سیر نزولی آراء آنان نیز به این نکته تاکید کرد که امید بستن به تغییرات در نظر مردم در هفتههای منتهی به زمان برگزاری انتخابات نیز بیفایده است. بعضی از تئوری سازان این جبهه که پیش از این وعده داده بودند، با آغاز گفت وگوهای تلویزیونی یک جنبش عمومی به نفع کاندیدای اصلی جریان دوم خرداد به راه میافتد، با مشاهده روند معکوس در اقبال تودهها در جریان سفرهای استانی دو کاندیدا، جمعبندی خود را تغییر دادند و در لفافه و گاهی به صراحت گفتند باید استراتژی «پیروزی در انتخابات دهم» را کنار گذاشت و به نتایج دیگر چشم دوخت.
در این بین لحن رو به تندی کاندیدای اصلی دوم خرداد که در فاصله اعلام انصراف حجتالاسلام خاتمی در روزهای پایانی اسفند گذشته تا آخر فروردین اتفاق افتاده بود از اول اردیبهشت تغییر کرد و مسالمت آمیز شد این موضوع نگرانی افراطیها را در پی داشت و به قهر، کنایه زدن، تهدید کردن و اعمال فشار بر مهندس موسوی انجامید در این بین مهندس موسوی معتقد بود حالا که رای لازم را در میان تودهها ندارد نباید با بکار گرفتن ادبیات اعتراضی آینده سیاسی و اندوخته 20 سال اخیر را از دست بدهد از این رو او به لحن ملایم و در عین حال تاکید بر جضور جدی در انتخابات روی آورد و از نقد دولت پا را فراتر نگذاشت. این رویه البته مورد حمایت حجتالاسلام خاتمی و پارهای از اعضای مجمع روحانیون و حلقهی یاران موسوی - جمعیت توحید و تعاون نیز قرار گرفت. اما دو حزب مجاهدین و مشارکت که خود را ناگزیر به ادامه حمایت از موسوی میبینند به مهندس یادآور شدند که در شرایط یکه مردم راه خود را از دوم خرداد جدا کردهاند، جدا شدن کاندیدای دوم خرداد از نخبگان و روشنفکران که طالب رفتاری اپوزیسیون هستند ضربه مضاعفی را به کل جریان وارد میکند از نظر آنان رفتار مسالمت جوی او سبب میشود دوم خرداد هم در عرصه عمومی و هم در عرصه نخبگان به محاق برود. در این بین بنیانگذار حزب کارگزاران سازندگی تاکید داشت که اگر نقد تند سیاستها و دستاوردهای دولت نهم بتواند از آراء دکتر احمدینژاد بکاهد و او با رای کمتری دور دوم ریاست جمهوری خود را آغاز کند، یک هدف مهم به حساب میاید. بر این اساس او معتقد بود کاندیداهای دوم خرداد باید از مرز میان نقد نظام و نقد دولت مراقبت کنند تا در آینده با مشکلات مواجه نشوند این البته از سوی دو حزب مشارکت و مجاهدین مورد قبول قرار نگرفت و مهندس موسوی نیز پیگیری نقد تند از دولت را برای خود هدف تلقی نمیکند.
حجتالاسلام کروبی که از سوی طیفهای مختلف دوم خرداد در شرایط ایزوله به سر میبرد و حتی از حمایت مجمع روحانیون مبارز - حزبی که او از سال 67 تا 84 دبیرکل و چهره شاخص آن بود - هم محروم است فرصت را مغتنم شمرد و با تند کردن لحن خود که گاهی نظام را هم به چالش میکشید - نظیر ادعای اعدام کودکان از سوی نظام - تلاش کرد تا توجه جریان دوم خرداد را به سوی خود جلب کند. پیوستن محمد علی ابطحی، جمیله کدیور و دکتر عبدالکریم سروش به جریان تبلیغاتی کروبی نشان داد که تندروی او به احتمال زیاد نتیجه میدهد. دبیرکل حزب مختلف الاضلاع اعتماد ملی معتقد است انتخابات دوره دهم تنها شانس او برای حضور در عرصه انتخابات ریاست جمهوری - و هر انتخابات دیگر است چرا که از یک سو سن بالای او - 71 سال - و شکست پی در پی در دو انتخابات ریاست جمهوری امکان آفتابی شدن در انتخابات دوره یازدهم را از او سلب خواهد کرد.
از این رو کروبی احساس میکند حال که چیزی برای از دست دادن وجود ندارد به جمعآوری سرمایهای برای ادامه حیات سیاسی_ در کانون تحولات بودن- اهتمام ورزد. از نظر او روی آوردن به رفتاری اپوزیسیون گرا، نیروهای مخالف را به حمایت از او جلب میکند و این میتواند او را در حد یک جریان قابل اعتنا در صحنه سیاسی کشور نگه دارد او به کمیته صیانت از آرا پیوسته و حتی بر مخدوش بودن و نامشروع بودن انتخابات دوره نهم تاکید میکند.
اما نکته مهم دیگری نیز در علل روی آوردن سران جریان دوم خردادی به طرح موضوع صیانت از آرا موثر بوده است. همانطور که میدانید موضوع مورد هدف در کمیته صیانت از آراء یک موضوع سلبی است و با هویت «تخریب شدید» پیوند خورده است. اما مسئله اصلی این نیست مسئله اصلی این است که هیچکدام از اضلاع و کاندیداهای دوم خرداد طرح توجه برانگیزی برای اداره بهتر کشور در دست ندارند. از جمعیت توحید و تعاون مهندسی موسوی و 15 کارگروه او و نیز بیانیه «مانیفست زیست مسلمانی» او سخن دل انگیزی بیرون نیامده است تا جائی که حجتالاسلام مسیح مهاجری که با جدیت از کاندیداتوری مهندس موسوی حمایت میکند و تا آنجا پیش رفت که دکتر محمود احمدینژاد را فاقد صلاحیت ریاست جمهوری قلمداد کرد، در روزنامه جمهوری اسلامی بیانیه اقتصادی موسوی را به باد انتقاد گرفت و آن را فاقد مشخصات لازم یک برنامه اقتصادی دانست او حتی به طعنه به موسوی یادآور شد که 20 سال حشر و نشر با عرصه هنر او را از درک واقعیات امروز جامعه ایران بازداشته است.
فقدان برنامه لازم اقتصادی و اکتفا کردن به یک سری شعارها که عمدتا هم جنبه سلبی داشته و معطوف به ایراد گرفتن از فعالیتهای برجسته دولت نهم میباشد یک مشکل مشترک برای همه جریان دوم خرداد اعم از کارگزاران، مشارکت، مجاهدین، مجمع روحانیون، حزب اعتماد ملی و .... و کاندیداها و شخصیتهای برجسته و غیربرجسته آنان است. در این میان حجتالاسلام کروبی که طی 4 سال گذشته دست اندر کار راه انداختن حزب اعتماد ملی بوده و برای آن هزینههای زیادی پرداخته است هر چند پی در پی وعده اعلام برنامه جامع اقتصادی برای نجات کشور داده، تاکنون جز یک سری حرفهای نامشخص مثل بیمه کردن دانشجویان و تقسیم پول نفت میان شهروندان نزده است. واگذاری کمیته اقتصادی در حزب به دکتر محمد علی نجفی عضو حزب کارگزاران و سپردن امور اجرایی ستاد خود به غلامحسین کرباسچی - دبیر کل حزب کارگزاران - به وضوح نشان داد او و حزبش فاقد حداقل برنامه و تواناییها در «در انداختن طرحی نو» میباشند.
از این رو باید گفت جریان دوم خرداد و احزاب آن در شرایطی که حرف قابل شنیدنی در عرصه حل مشکلات جامعه ندارند به ناچار بر روشها و ایدههای سلبی پای میفشارند و تجمع در گرد قبه «کمیته صیانت از آراء» از چنین چیزی حکایت میکند البته در این بین نوع کارکرد مردمی، عدالت محور، شهرستان محور، مرکز ستیز و تغییر طلب دولت دکتر محمود احمدینژاد تاثیر بسیار زیادی در خلع سلاح اقتصادی جریان دوم خرداد داشته است.
باید در نظر داشت که مهندس موسوی نمیتواند پوستهی گذشته را به راحتی بشکند چرا که این تنها سرمایهی او در انتخابات به حساب میآید در عین حال او قادر به فعال کردن شعارهای عدالت گرایی و مردم باوری - مهمترین عناوین اعلام او در مقطع نخست وزیری نیز نیست چرا که او از یک سو با مخالفان عدالت گرایی و مردم باوری پیوند خورده است
حضور عناصر کلیدی کارگزاران و مشارکت - متولیان دولتهای پنجم تا هشتم - در تابلوی انتخاباتی او باور اینکه او توانایی و عزم اداره دولتی با محوریت عدالت و تودههای مردم دارد با تردید مواجه کرده است و از سوی دیگر امروز مظهر شعارها و سیاستهای عدالت گرا و مردم محور دکتر محمود احمدینژاد است.
اما در عین حال در خصوص اهداف طرح موضوع کمیته صیانت از آراء گفتنیهای دیگر هم وجود دارد:
1 - به چالش کشیدن نظام از طریق به چالش کشیدن انتخابات که مهمترین مفهوم جمهوری اسلامی و صیانت از آن طی سه دهه گذشته میباشد، یکی از هدفهای راهاندازی کمیته صیانت از آرا میباشد از نظر طراحان وقتی نظام بر تداوم عدالت گرایی در داخل و استکبار ستیزی در خارج تاکید میکند و صلاحیت عملی توسعه گرایان در عرصه داخل و انطباق گرایان با خارج را به چالش میکشد و از طریق فعال کردن یک موج اجتماعی مانع اعاده آنان به حکومت میشود باید از طریق نامطمئن نمایاندن روند سیاسی و ناصالح شمردن مجریان انتخاباتی دولت و شورای نگهبان - نظام سیاسی را به چالش کشید این البته مسبوق به سابقه است همین جریان در انتخابات دوره گذشته نیز تلاش فراوانی کرد. تا زمان برگزاری انتخابات را برای مدتی نامعلوم به تعویق بیندازند و کشور را با خلاء سیاسی و حقوقی مواجه کنند و از این طریق توانایی نظام در برگزاری به موقع انتخابات را زیر سوال ببرد در جریان انتخابات مجلس هفتم نیز شاهد بودیم عدهای از نمایندگان این طیف در مجلس با به راه انداختن تحصن در مجلس و استعفا از نمایندگی و نیز عدهای از استانداران و وزرا در دولت سابق با استفاده و رها کردن امور تلاش کردند تا نظام را از برخورداری از قوه مقننه محروم گردانند که البته با مقاومت نظام به این هدف نایل نشدند.
گردانندگان این طرح البته قاعدتا میدانند که انتخابات در موقع خود برگزار میشود و آنان ناچارند شکست دیگری را بپذیرند. هدف آنان از توسل به پروژه «کمیته صیانت از آراء» نوعی چانهزنی با نظام سیاسی برای متوقف کردن روند کنونی نظام در عرصه سیاستهای داخلی و خارجی و یا کند کردن آن میباشد. از این رو باید گفت مخاطب اصلی کمیته فوق نه دولت بلکه خود نظام جمهوری اسلامی است. آنان با ایجاد یک اجماع در جبهه دوم خرداد و اصلی کردن این موضوع تلاش میکنند تا سنگینی فشار بر نظام تا مرز ایجاد جبهه در مقابل آن را یادآور شوند و مسئولان ارشد نظام را به تجدید نظر وا دارند.
2 - هدف دیگر کمیته صیانت از آرا جلب توجه مخالفان نظام جمهوری اسلایم اعم از اپوزیسیون داخلی و دشمنان خارجی است پیش از این بعضی از کشورهای اروپایی و عدهای از سران اپوزسیون موضوع لزوم اعمال نظارت بینالمللی بر روند انتخابات در ایران را به صراحت مطرح کرده بودند که به دلیل هویت ضد ایرانی این طرح از حمایت نیروهای داخلی بهرهای نبرد. در واقع طرح صیانت از آرا بازسازی و بومی کردن طرح نظارت بینالمللی به حساب میآید چرا که در هر دو طرح زیر سوال بردن روند انتخابات و غیر قابل قبول خواندن نتایح نهایی انتخابات مدنظر قرار دارد این در حالی است که هم مجامع بینالمللی، هم اپوزیسیون و هم سران جریان دوم خرداد میدانند که امکان تقلب و تغییر آراء مردم در انتخابات ایران محال است. اخیرا حتی حجتالاسلام خاتمی و حجتالاسلام موسوی لاری با صراحت از غیرقابل تغییر بودن نتایج سخن گفتند ولی در عین حال بر تقلبآمیز بودن انتخابات در ایران قبل از روز برگزاری انتخابات تاکید کردند، در واقع از این منظر باید گفت یک ائتلاف داخلی با مخالفان خارجی نظام جمهوری اسلامی وجود دارد که هدفی فراتر از انتخابات را تعقیب میکنند و از این رو ما باید در انتظار اقدامات بعدی آنان علیه جمهوری اسلامی باشیم. این روزها آمریکاییها مرتب اعلام میکنند که ما نوع مواجهه خود با نظام جمهوری اسلامی و تعیین راهبردهای سیاست تغییر را به بعد از انتخابات ریاست جمهوری ایران موکول میکنیم. نتیجه انتخابات که در نزد آنان معلوم است و با صراحت از پیروزی دوباره دکتر احمدینژاد خبر دادهاند. پس تنها موضوعی که میماند به ثمر نشستن تلاشهای داخلی برای مخدوش معرفی کردن انتخابات و نتایج آن است. شاید از همین روست که عدهای از سران جریان دوم خرداد از بدتر شدن شرایط بینالمللی ایران طی ماهها و سالهای آینده خبر دادهاند.
3 - تلاش مشترک جریان دوم خرداد در تشکیل کمیته صیانت از آرا نشان میدهد که عناصر این گروه که تاکنون در فاصله اسفند 81 پیروزی اصولگرایان در انتخابات شوراها تا زمان برگزاری انتخابات آینده ریاست جمهوری از انسجام کافی برخوردار نبودند و به مرور منسجم شدهاند، از فردای انتخابات خرداد 88 وارد مرحله تازهای از مواجهه با نظام جمهوری اسلامی خواهند شد. چندی پیش یکی از چهرههای شاخص آنان که اینک در رده رهبری پروژه صیانت از آرا قرار دارد گفته بود ما باید به «مزاحم فعال» تبدیل شویم و گردآمدن افراطیها حول محور کمیته یاد شده میتواند بیانگر این باشد که راهاندازی کمیته صیانت از آرا آغاز مزاحمت برنامهریزی شده و در واقع آغاز کارشکنی - به شکل جدید که تند خواهد بود - علیه نظام جمهوری اسلامی میباشد و به نوعی فعالیت رادیکالی دامن خواهد زد این البته از یأس آنان در دستیابی به هدف از طریق روشهای قانونی و منطقی نیز خبر میدهد براین اساس باید با دقت تمام رفتار کارگردانان و کارگزاران این کمیته را زیر نظر گرفت.
4- مخاطب کمیته صیانت از آرا به هیچ وجه شورای نگهبان، وزارت کشور و بسیج - آنگونه که ادعا میشود - نیست. مخاطب اصلی، جریان و جناح اصولگرا نیز نیست. چرا که سران جریان دوم خرداد، خود را با یک مشکل نهادی و یا جناحی مواجه نمیبینند و از اینرو اگر گمان شود راه خنثی کردن این طرح، دقت بیشتر این نهادها و جناح اصولگرا در رفتار قانونی خود است - که البته این دقت لازم میباشد - اشتباه خواهد بود. کمیته صیانت آرا در واقع کمیته صیانت از انحرافات است نه کمیته صیانت از سلامت انتخابات. هدف اصلی این کمیته منحرف کردن روند سالم انتخابات و تأثیرگذاری بر سرمایهای است که نظام در هر انتخابات به دست میآورد. در واقع آنان میخواهند نظام را از سرمایه عظیم اعتماد مردمی و سرمایه آرای انبوه که تأثیر هر برگ آن به اندازه تأثیر یک گردان نیروی رزمنده است، محروم گردانند و نظام را وادار کنند تا به جای تکیه بر آرای شهروندان به جلب موافقت احزاب روی آورد و فضای نظام را به جای خدمتگزاری به فضای بده بستانهای ناصواب حزبی تبدیل کنند و در نهایت واقعاً به ناسالمسازی انتخابات و کنار زدن مردم نایل گردند.
5- کمیته صیانت از آرا درصدد است تا فضای امن و سالم انتخابات ریاست جمهوری را به فضایی پر از تنش و تشنج تبدیل کند. یکی از افتخارات نظام جمهوری اسلامی طی 30 سال گذشته - که 28 انتخابات را برگزار کرده است - علاوه بر شورانگیز بودن انتخابات، برگزاری بدون تنش انتخابات بوده است. از این رو رهبر معظم انقلاب اسلامی روز برگزاری انتخابات را روز جشن ملی ایرانیان لقب دادهاند. در واقع کمیته صیانت از آرا با چالش شروع کرده و به احتمال زیاد کار را با تنش شدید به پایان خواهد برد از این رو مسئولان برگزارکننده و به خصوص نیروی انتظامی باید نگران اتفاقات احتمالی روز برگزاری انتخابات باشند. فراموش نکردهایم که احزاب تندرو در جریان دوم خرداد حتی درگیریهای خونین خیابانی را حق شهروندان میخواندند و همواره به آن تشویق میکردند. آنان برای آنکه درگیری را حتی به محیط علمی دانشگاهها سرایت دهند تابوتهای خالی را در این دانشگاه و آن دانشگاه چرخاندند و از چوب و کاغذ شهید ساختند و نظام را به مرزی رساندند که نخستوزیر لائیک سابق ترکیه «بولنت اجویت » به گمان به پایان رسیدن کار نظام، رسماً اعلام کرد حاضر است امکانات ترکیه را در اختیار مخالفان برای واژگون کردن نظام جمهوری اسلامی قرار دهد.
یادمان باشد که یکی از عناصر دیپلمات اینها که اکنون ستاد نامزد اصلی جریان دوم خرداد را هدایت میکند، در مذاکرات دیپلماتیک با کشورهای اروپایی از آنان خواسته بود قطعنامههای تندتری را علیه جمهوری اسلامی - به قصد به تسلیم واداشتن آن - به تصویب برسانند.
6- کمیته صیانت از آرا نشان میدهد که کنار رفتن از قدرت برای بعضی از گروهها و شخصیتهای سیاسی چه مقدار جانکاه و نگرانکننده است. این خود نشان میدهد که این گروهها ذاتاً فاقد صلاحیت بوده و خوی شدید دیکتاتوری دارند.
حضرت امام خمینی رضوانالله تعالی علیه فرموده بودند: «آنکس که برای به دست آوردن پستی تلاش میکند، صلاحیت به دست گرفتن آن را ندارد.» در واقع کمیته صیانت از آرا، کمیته صیانت از مطالبات ناحق چهرههایی است که سالها این مملکت و ارکان آن را ملک شخصی و همیشگی خود پنداشتهاند و با طعنه و تهمت و هجوم، مردم و منتخبان آنان را از نزدیک شدن به آن برحذر داشتهاند. هنوز به یاد داریم که وقتی دکتر احمدینژاد با رأی بالای مردم به ریاست جمهوری انتخاب شد رئیس دفتر یکی از این آقایان در مصاحبه تلویزیونی خود او را غاصب پست ریاست جمهوری خواند و روزنامههای آنان تا مدتها حاضر نبودند جلوی اسم او عنوان ریاست جمهوری را به کار ببرند. یکی از اینها با صراحت گفت: زندان رفتهها کنار زده شدند و یک نفر جوان که معلوم نیست تا به حالا کجا بوده به منصب ریاست جمهوری تکیه زده است.
در واقع این گروه هیچ حقی برای مردم در انتخاب شخصی غیر از آنان و نیز هیچ حقی برای کسی که از سوی مردم انتخاب میشود قائل نیستند. با این وصف تشکیل کمیته صیانت از آرا جز یک عنوان برای پنهان کردن مقاصد شیطانی و ضدملی نیست.