تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۲  ، 
کد خبر : ۹۴۵۶۴
زمینه‌های شکل‌گیری حزب مشارکت

آسیب‌شناسی حزب مشارکت (بخش اول)


سلمان علوی نیک
مشارکتی‌ها، بعد از پیروزی سیدمحمد خاتمی تلاش کردند تا با نظریه‌پردازی برای دوم خرداد و معرفی آن به عنوان انقلاب، جنبش یا شبه انقلاب،‌ جهت و گرایش خاصی به دوم خرداد بدهند. آنها مدتی مسئولیت‌هایی حساس داشتند. اکثر آنها زمینه‌ی اولیه‌ی تحصیلاتی‌شان فنی و غیر‌علوم انسانی بود، اما با دور ماندن از قدرت به سوی علوم انسانی گرایش یافته و به تحصیل و تحقیق در آن پرداختند. اکثر آنها به مباحث ناشی از موج جدید روشنفکری و مباحث دگراندیشی در فکر دینی علاقه‌مند شده و بدان گرایش یافتند.
بیشتر آنها حول محور شخصیت‌هایی چون عبدالکریم سروش، محملی برای بازسازی فکری و اجتماعی خود پیدا کردند. چنین ویژگی‌هایی است که این عده را به هم پیوند زده و هویت فکری ـ اجتماعی آنها را به هم گره می‌زند.
از مهم‌ترین محافل حلقه‌های مطالعاتی، که تحلیلگران و نویسندگان بر‌آمدن گفتمان چرخش ‌یافته چهره‌های شاخص حزب مشارکت را ناشی از آن مراکز می‌دانند، می‌توان به حلقه‌ی کیان و در مرحله‌ی بعد مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری و چند محفل دیگر اشاره کرد. 
1- حلقه‌ی کیان
حلقه‌ی کیان به عنوان معروف‌ترین مرکز مطالعاتی تجدیدنظرطلبان، در آغاز به توصیه و علاقه‌ی شهید حسن شاهچراغی برای ایجاد کانونی فکری و دینی تشکیل شده بود و پیشینه‌ی آن به کانون فرهنگی نهضت اسلامی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی می‌رسد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این افراد به دعوت شاهچراغی در مؤسسه‌ی کیهان دور هم جمع شدند و به انتشار کیهان فرهنگی تا سال 1369 پرداختند.1
افراد حلقه‌ی کیان در آغاز تماماً دارای یک گرایش خاص نبودند. برخی از آنها همچون حجاریان، علوی‌تبار، گنجی و باقی در دوره‌های معینی مرتبط و وابسته به نهادهای جمهوری اسلامی بودند.
از نظرفکری، گرایش اصلی این افراد چپ‌گرایی بود و نقش آنها در تسخیر سفارت آمریکا بیشتر از دیگران بود. به عنوان مثال موسوی‌خوئینی‌ها و حجاریان برای دانشجویان پیرو خط امام، که سفارت آمریکا را تسخیر کرده بودند، در درون سفارت کلاس سیاسی گذاشته بودند.2 اعضای حلقه‌ی کیان، که ترکیبی از لیبرال‌ها و چپگرایان بودند، هر هفته چهارشنبه‌ها در منزل یکی از اعضا دور هم جمع شده و به بحث‌های معرفت شناختی و فلسفی می‌پرداختند.3 این افراد با بازاندیشی افکار خود، غرب پژوهی را استراتژی مطالعاتی خود قرار داده بودند و به این نتیجه رسیده بودند که تلفیقی از تجربیات مثبت تمدن غالب بشری (غرب) و درونی کردن آنها با ارزش‌های بومی و محلی، بهترین راهکار است و در همین راستا به تلفیق سه شکاف ملی، اسلامی و غربی تأکید می‌ورزند.4
آنها به مرور زمان، از مواضع اصولی و دینی نظام جمهوری اسلامی فاصله گرفته و با شعار توسعه‌ی سیاسی و پیوستن به نظام جهانی، به سوی تمدن و تفکر غرب و لیبرالی حرکت کردند.5
دگرگونی پایه‌های اندیشه‌های کسانی چون سعید حجاریان و برخی سازمان‌دهندگان اصلی جریان سیاسی دوم خرداد در این حلقه و تحت تأثیر آن شکل گرفت.6
عبدالکریم سروش در جواب این سؤال که آیا او و دوستانش در محفل کیان با برنامه و طرح قبلی از فضای عمومی انقلاب فاصله گرفته و به تأسیس جریان و جنبشی خاص اقدام کرده‌اند می‌گوید که: «برنامه‌ریزی و عزم قبلی در کار نبوده، بلکه به مرور زمان و در فضا و زمان مناسب این جریان مخاطب و مشتری پیدا کرده است».7
بیشتر تخصص «عبدالکریم سروش» به عنوان استاد و پدرخوانده‌ی محفل کیان در ترجمه و انتقال مفاهیم جدید غربی با رنگ و لعاب اشعار مولوی و تفکر غزالی بود. تلاش محوری وی تلفیق و هماهنگی بین افکار مدرن غربی و اسلامی بود و به همین دلیل برخی افراد بر او و همفکرانش نام «روشنفکران تلفیقی» نهاده‌اند.
در اواسط دهه‌ی 1370، حلقه‌ی کیان گسترده‌تر شد و افراد دیگری از شهرهای مختلف، اعضای سابق جنبش دانشجویی، افرادی از نیروهای وزارت ارشاد، وزارت اطلاعات و افراد ملی‌ـ مذهبی به حلقه‌ی کیان پیوستند و تعداد آنها به بیش از هزار نفر رسید. محمد قوچانی، روزنامه‌نگار برجسته‌ی اصلاح‌طلبان، افراد حلقه‌ی کیان را کسانی می‌داند که در 27 تیرماه 1374 در اعتراض به تهدید سروش نامه‌هایی به ‌هاشمی‌رفسنجانی نوشته بودند.8
تاج‌زاده، عضو ارشد حزب مشارکت، در مورد حلقه‌ی کیان و مباحث ویژه‌ی دگراندیشی مطروحه در آن بیان می‌دارد که «جلسات دیگری در بیرون داشتیم که به حلقه‌ی کیان معروف است. بحثی چند ساله‌ درباره‌ی دین و دنیا داشتیم، اینکه چگونه ‌این دو با یکدیگر جمع می‌شدند. دین و دنیا نسبتش چیست؟ دین و دموکراسی چطور؟ دین و تجدد چطور؟ در این جلسات خیلی مسائل برای من روشن شد و خیلی از آقای سروش استفاده کردیم. نقش سروش بیشتر اجتماعی کردن این مسئله بود. نقشی که هیچ وقت دکتر بشیریه نداشت. دکتر بشیریه فقط روی نقطه‌ی خاص دانشگاهی سروکار داشت، هنوز هم فکر می‌کنم نود درصد جامعه‌ی ما دکتر بشیریه را نمی‌شناسد. دکتر بشیریه به عنوان یک روشنفکر عمل نکرد، بیشتر یک دانشگاهی بود».9
حلقه‌ی کیان، افکار و عقاید خود را در کیهان فرهنگی، جریده‌ی مخصوص این حلقه، به چاپ می‌رساندند.
در کیهان فرهنگی مقالات جنجالی «سروش» با عنوان «قبض و بسط شریعت» منتشر شد که بحث و جدل‌های متعددی برانگیخت. کوشش «سروش» در مقالات قبض و بسط این بود که براساس مبانی معرفت شناختی لیبرالی، نسبی‌گرا و پلورالیستی، فهم دینی را فهمی تاریخی معرفی کند و با ایجاد تردید در قداست علوم دینی و روایات فقهی، آنها را به عنوان بخش‌هایی از علوم انسانی معرفی نماید. علاوه بر سروش افراد دیگری با گرایش‌های سکولاری همچون مجید محمدی، مرتضی مردیها و حمید وحید با کیهان فرهنگی همکاری و ارتباط داشتند. در حالی که با خط مشی دینی و فرهنگی انقلاب، هماهنگی نداشتند. در این مقطع، بیشتر افراد حلقه‌ی کیان از اعضای سردبیری روزنامه‌ی کیهان بوده و در روزنامه هم به نویسندگی و فعالیت‌های دیگر می‌پرداختند و با محمد خاتمی‌، که نماینده‌ی حضرت امام(ره) در کیهان و سرپرست این مؤسسه بود، ارتباطی نه چندان جدی پیدا کرده بودند.10
بعد از بسته شدن کیهان فرهنگی و استعفای خاتمی از مؤسسه‌ی کیهان، طرفداران سروش و منتقدان نظام جمهوری اسلامی هم‌دسته‌جمعی از کیهان استعفا داده و مجله‌ی کیان را از اواخر سال 1369 راه‌اندازی کردند. ماهنامه‌ی جدید با مدیر مسئولی رضا تهرانی و سردبیری ماشاءالله شمس‌الواعظین شروع به کار کرده و اکبر گنجی در انتشارات صراط درس‌ها و سخنرانی‌های سروش و افراد همفکر خود را در محفل کیان به سرعت چاپ و توزیع می‌کرد.11 
2- حلقه‌ی آیین
آقای سیدمحمد خاتمی بعد از استعفا از وزارت ارشاد درخواست مجوز نشریه‌ای به نام «آیین» کرد تا از آن به عنوان تریبونی برای بیان افکار خود و همفکرانش استفاده کند. در آن زمان برخی از افراد حلقه‌ی کیان همراه با محمد خاتمی گروه کوچک‌تر «آیین» را شکل دادند. گروه آیین هیچ مجله‌ای تا سال 1382 منتشر نکرد و در این سال، در حالی که حدود شش سال از رخداد دوم خرداد 1376 گذشته بود، محمدرضا خاتمی، برادر رئیس‌جمهور وقت، اولین شماره‌ی این نشریه را منتشر کرد. علی‌رغم عدم انتشار مجله، گروه آیین جلسات دایمی هفتگی برگزار می‌کردند. آنها در جلسات خود تجربیات خود را در عرصه‌های مختلف مبادله می‌کردند.12
در حلقه‌ی آیین چهره‌هایی چون‌هادی خانیکی، سعید حجاریان، مصطفی تاج‌زاده، محسن امین‌زاده، عباس عبدی، محسن کدیور و محمدرضا خاتمی حضور داشتند. هدف اولیه‌ی آنها براساس ایده‌ی شخص محمد خاتمی و برخی دوستان او، این بود که نشریه‌ای به راه اندازند تا مفاهیمی تازه و جدید و آنچه برای تحول اجتماعی ضروری می‌دانستند، ارائه کنند. تجربه‌ی کیان نشان داده بود که نشریه‌هایی از این دست تا چه حد می‌تواند ذهنیت اصحاب اندیشه و طبقه‌ی تحصیلکرده‌ی جدید را تحت تأثیر قرار دهد. در حالی که پی‌گیری‌های اداری مربوط به اخذ مجوز برای نشریه‌ی آیین در اوایل سال 1375 صورت می‌گرفت، حلقه‌ی آیین به جایگاهی برای بحث و بررسی آرا، اندیشه‌ها و مفاهیم تازه بدل شد. مفاهیمی مثل «جامعه‌ی مدنی»، «مردم‌سالاری دینی»، «حقوق بشر» و... در این حلقه مورد بحث و بررسی قرار می‌گرفت. شخصیت محوری در این محفل، خود محمد خاتمی بود؛ اما افرادی چون کدیور و سعید حجاریان نیز در فعال کردن هر چه بیشتر محفل و نیز گرم نگه‌داشتن تنور مباحث اندیشگی و سیاسی نقش مهمی داشتند. آن‌گونه که از فحوای کلام بسیاری از این افراد بر می‌آید، آنچه بعدها به «گفتمان دوم خرداد» معروف شد، در این محفل سر و سامان یافت. البته بی‌گمان ریشه‌های اصلی این مفاهیم و این سخن در حلقه‌ی کیان است اما در محفل آیین، آن پایه‌های نظری به مفاهیم سیاسی و به تعبیری یک پروژه‌ی سیاسی بدل می‌شد. بسیاری از حاضران در این محفل در چند سالی که فرصت تحصیل و تحقیق یافته بودند و به ویژه آنان که با حضور در دانشکده‌ی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری با مفاهیم نوین توسعه آشنا شده و به نوعی تحت تأثیر افکار و آثار حسین بشیریه قرارگرفتند، با هواداران کلام جدید که تحت تأثیر اندیشه‌های عبدالکریم سروش شکل‌گرفته بود، در حلقه‌ی آیین به هم پیوند خوردند و بسیاری از مفاهیم و نگرش‌های آنها در اثر این تلاقی سامانی تازه یافت و امکان تبدیل شدن به یک برنامه‌ی سیاسی را پیدا کرد.13
هادی خانیکی، عضو شاخص حزب مشارکت، درباره‌ی حلقه‌ی آیین و نشریه‌ی آن بیان می‌دارد که: «این نشریه، ویژگی مهم‌اش این باشد که در بستر روشنفکری دینی امکان گفتگوی افکار متفاوت وجود داشته باشد؛ به هیچ یک از نحله‌های موجود روش فکری تعلق مطلق نداشته باشد و امکان نقد را به صورت صحیح فراهم کند. این مسیر تلاش برای انتشار آیین، خود منجر به بحث‌های زیادی شد. مسائل روز ما کدام‌اند و به آنها باید چگونه پاسخ بدهیم. مثلاً مباحثی چون دین و دموکراسی در آن جلسات راجع به آن بحث می‌شد. خود مفهوم «جامعه‌ی مدنی» به عنوان یکی از نیازهای جامعه‌ی ما از دل همان مباحث و نشست‌ها بیرون آمد. ترکیب این جمع‌ها طیف‌هایی است که در آن، افراد کاملاً به مفهوم کلاسیک سیاسی و افراد کاملاً علمی و فرهنگی را دربرمی‌گیرد، و بین آنها گفتگوهایی شکل می‌‌گیرد و من اسم آن را اصطلاحاً «کانون مولد اندیشه» می‌گویم.14
وی همچنین مدیریت حلقه‌ی آیین را این‌گونه تشریح می‌نماید:
«کار بیشتر را آقای حجاریان انجام می‌داد و در حوزه‌های مختلف، افراد مختلف بودند. مثلاً در حوزه‌ی اندیشه‌‌ آقای کدیور بود، در حوزه‌ی سیاسی بیشتر آقای حجاریان بود».15
3- مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری
مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری یکی دیگر از مراکزی است که مسبب چرخش فکری مشارکتی‌ها گردید. این مرکز در آغاز برای ساماندهی توسعه‌ی سیاسی در سال 1368 در دوران ریاست جمهوری آقای‌هاشمی‌رفسنجانی شروع به کار کرد و به صورت هیئت امنایی اداره می‌شد. موسوی‌خوئینی‌ها، که هم نماینده‌‌ی امام نزد دانشجویان پیرو خط امام و هم عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بود، در آغاز، ریاست این مرکز را به عهده داشت. شاخص‌ترین بخش این مرکز معاونت سیاسی آن بود، که افرادی مثل: حجاریان، علوی تبار، عبدی و مجید محمدی در آن فعالیت داشته و پروژه‌هایی برای توسعه‌ی سیاسی دنبال می‌کردند.16 برخی از این افراد از جمله عباس عبدی، از گذشته با موسوی‌خوئینی‌ها همکاری می‌کرده‌اند؛ زیرا عبدی هنگام دادستانی موسوی‌خوئینی‌ها، واحد مطالعات و تحقیقات دادستانی را راه‌اندازی و اداره کرده بود.
حجاریان در مرکز مطالعات استراتژیک، برنامه‌ریزی کلانی برای مطالعه‌ی توسعه‌ی سیاسی در ایران پایه‌ریزی کرده بود که برخی تحقیقات و نتایج مطالعاتشان در هفته‌نامه‌ی عصر ما و روزنامه‌ی سلام منتشر می‌شد. حجاریان، تئوریسین حزب مشارکت، درباره‌ی برنامه‌های مرکز مطالعات ریاست جمهوری در آن زمان متذکر می‌شود که: «از سال 1368 که مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری راه افتاد، من در معاونت سیاسی این مرکز همین پروژه‌ی کاری را دنبال می‌کردم. معاونت سیاسی مرکز تحقیقات استراتژیک یک پروژه بیشتر نداشت و آن هم پروژه‌ی توسعه‌ی سیاسی بود. البته این پروژه چندین زیر پروژه داشت، نظیر فرهنگ سیاسی و رفتار سیاسی اقشار مختلف ایران، پروژه‌ی تحلیل چرایی انقلاب اسلامی با هدف تئوریزه کردن انقلاب، پروژه‌ی ماهیت دولت در ایران، پروژه‌ی نوسازی ایران...».17
نتیجه‌ای که آنها طی تحقیقات مختلف گرفته بودند، این بود که توسعه‌ی سیاسی در ایران در مرحله‌ی اول نیازمند ایجاد برخی تغییرات در ساختار سیاسی کشور است و در مرحله‌ی بعد باید فرهنگ سیاسی ایران متناسب با فرهنگ یک جامعه‌ی غربی تغییر کند.18
نقش حجاریان در مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری این‌گونه از زبان وی بیان می‌گردد: «ما بخش سیاسی‌اش را کاملاً انجام داده بودیم. پروژه‌ی توسعه‌ی سیاسی ما حداقل اتودش کاملاً مشخص بود که چه می‌خواهیم. پروژه‌ی ما در چهار سال اول ریاست جمهوری آقای‌هاشمی در مرکز تحقیقات استراتژیک معلوم شده بود، بعد در دوره‌ی آقای روحانی پروژه‌ی ما با رفتن آقای موسوی‌خوئینی‌ها متوقف شد. در راه نوسازی بومی معلوم بود که چه می‌خواهیم. همه چیز تعریف شده بود؛ فساد اداری یعنی چه؟ مشارکت یعنی چه؟ رقابت یعنی چه؟ جامعه‌ی مدنی یعنی چه؟ چرا ضعیف است و... حتی برای مسائل راه حل داشتیم. در پروژه، توسعه‌ی سیاسی Policy Paper داشتیم».19
همچنین مصطفی تاج‌زاده، عضو شاخص دو حزب اصلاح‌طلب (حزب مشارکت و سازمان مجاهدین)، بخش توسعه‌ی سیاسی مرکز مطالعات را این‌گونه توصیف می‌کند:
«در مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری آقای موسوی‌خوئینی‌ها مسئولش بود... آقای حجاریان در معاونت توسعه‌ی سیاسی بود که افرادی چون بهزاد نبوی، سازگارا، امین‌زاده، آرمین، آغاجری، خودم و دیگران با آن همکاری می‌کردیم».20          ادامه دارد ...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات