تاریخ انتشار : ۱۰ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۹  ، 
کد خبر : ۹۴۵۶۵

چرا دریاى همیشه پارس (بخش اول)

دکتر مهدی حسن‌زاده مقدمه: خلیج فارس یا همان دریای پارس ، دریایی همیشه ایرانی و همیشه فارسی بوده و هست و خواهد بود و انبوهی از دلایل قطعی برگشت ناپذیر آن را برای همیشه اثبات کرده است که در این گفتار به آنها اشاره می گردد و هر یک از آنها را می توان و باید در قالب یک برنامه بسیار مفصل و حرفه ای شرح و بسط داده و ریزه کاری های آنها را آشکار نمود. در این راستا، یکایک شهروندان ایران می توانند و باید یکایک این دلایل را به ژرف ترین شیوه ممکن بررسی و ارزیابی و درک و هضم کرده، با بهره گیری از آنها در یکایک صحنه های جهانی از جایگاه ایران و ایرانی دفاع و توطئه های شرم آور بیگانگان را نه با برخوردهای سطحی و سرسری که با اقدامات ریشه ای و راهبردی خود ریشه زدایی و نابود نمایند. هر ردیف از این گفتار نه یک دلیل که یک مجموعه و گروه و بسته از دلایل همگن و هم خانواده است که در جای خود و به هنگام مقتضی قابل شرح و بسط خواهند بود و شمار مجموع دلایل را به صدها دلیل استوار و بنیادین خواهند رساند. چکیده گروه ها و بسته های دلایل اثبات کننده اینکه دریای نیمروز باختری ایران یا همان خلیج جنوب غربی ایران نه خلیج عربی که خلیج فارس و دریای پارس است وجزیره های سه گانه مورد مناقشه بخش جدایی ناپذیر ایران بوده و خواهند بود، به شرح زیر است که طی چند شماره ارائه می گردند.

1- گروه و بسته دلایل ریشه شناختی: گرچه واژه تازی خلیج در مواردی دستاویز بیگانگان قرار گرفته و مبنای پیشنهاد موهوم و نامعقول و بی ریشه ایشان شده است، در پاسخ به این توهم بی اساس باید گفت که خود اعراب همیشه این پهنه آبی را «البحر الفارسی» که معرب یا تازی شده دریای پارس است نامیده اند که بدلیل عرف حاکم بر مکاتبات دولتهای وقت، به دریای فارس و به دلیل کشف ماهیت محصور بودن آن به سه پهنه خشکی، در نهایت به خلیج فارس ترجمه شده و چنین استعمالی مرسوم بوده است و نه تنها دلیلی بر اصالت واژه خلیج نیست که اعترافی قطعی و رسمی بر فارسی بودن این پهنه آبی است. لازم به یادآوری است که برابرهای پارسی بسیاری همچون «خور» و «هور» و «شاخاب» و «دریا» و «زراه» و «ژیر» و مانند آنها برای واژه تازی خلیج وجود داشته و دارد. کار معرب سازی واژگان فارسی، نمونه های دیگری نیز دارد همچون هورالهویزه که درست آن همان «هور هویزه» است و هورالعظیم که درست آن همان «ابرهور یا هور بزرگ» است و جزیره که برگرفته از واژه گزیرک پارتی است و واژه دگرگون شده قشم که از ریشه کشم بوده است و واژه بوموسی یا ابوموسی که نه یک واژه تازی که یک واژه فارسی از بن «بوخت موسا» از نام های باستانی ایرانی به معنی و چیم «پرگنه و سرزمین موسنده و پوینده و فرایاز» است (بوخت ازمصدر کهن بوختن به معانی رهیدن ورهاندن و موسا اسم فاعل ازمصدر موسیدن به معانی پوییدن وتعالی یافتن اند و روی هم رفته به معنی «سرزمین گرفته شده و تصرف شده بدست موسا سردار پارتی و اشکانی» و یا «سرزمین رها و پوینده» است) و واژه بوشهر که نه ابوشهر تازی بلکه «بوخت اردشیر» فارسی است و واژه بحرین که تثنیه بحر تازی نبوده بلکه درست آن بهرین بر وزن سنگین و به معنی وچیم و آرش خرم و برخوردار است. تنب بزرگ و تنب کوچک نیز که ازآغاز تاکنون نام های سره وناب ایرانی بر سرزمین های سره وناب ایرانی بوده اند و در کیستی و چیستی آنها هیچگونه رخنه ای راه ندارد.
2- گروه و بسته دلایل دیوانی: چنانکه اسناد تاریخی کشورهای کرانه دریای پارس، اسناد رسمی سازمان ملل متحد، اسناد موجود در بایگانی های سیاسی کشورهای پیروز جنگ جهانی دوم، اسناد موجود در بایگانی های سیاسی خود کشورهای کرانه دریای پارس- و مانند آنها نشان می دهد تاریخ تولد وزاد روز یکایک این کشورها به تجزیه کشور عثمانی در جنگ جهانی دوم بازمی گردد و این کشورها پیش از آن تاریخ اصلا و اصولا هیچگونه وجود و حضور و نام و هویت نداشته اند تا بتوانند نسبت به پیش از آن تاریخ ادعای مالکیت نمایند. چگونه ممکن است کشورهایی که حدود 70 سال پیش هیچگونه نام و عنوان و هویت و استقلال و نقشه ملی و مانند آن نداشته اند نسبت به دوران عدم و نیستی خود ادعای تملک و مالکیت نمایند. به سالروز استقلال و رسمیت یافتن که همان سالروز تشکیل این کشورهاست نگاه کنید تا ببینید اصولا این کشورها چند سال است تشکیل شده و موجودیت و رسمیت و هویت یافته اند؟!
3- گروه و بسته دلایل دیپلماتیک: کشورهای تازی کرانه پایینی (نیمروزی) دریای پارس مدتها پس از زادروز خود و با فتنه گری های کشورهای بیگانه بویژه کشور انگلیس این ادعای واهی تعلق جزیره های سه گانه ایرانی به امارات ونیز تازی بودن نام دریای پارس را بگونه ای ناگهانی و بی اساس مطرح کرده اند تا زورپرستان جهانی بر پایه سیاست انگلیسی«Divide and Rule یا تفرقه بینداز و حکومت کن» کشورهای یاد شده را بر ضد ایران تحریک کرده و از این راه ازهر یک از کشورهای دو سوی قضیه یعنی هم اعراب و هم ایرانیان باج و خراج بگیرند که تقریبا در کل دوران پهلوی بویژه پهلوی دوم این داستان به شکلی آرام و سربسته تداوم داشت ولی اعراب بدلیل مقاومت های ریشه دار ایرانیان همیشه در این قضیه ناکام ماندند. بررسی سیر تاریخی مسئله در دوره حدودا 50 ساله گذشته در مقابله با توطئه مذکور بویژه مقاومت های دیپلماتیک و حقوقی دهه های مذکور نشانگر بطلان دعاوی اعراب در این خصوص می باشد. اسناد ومدارک سیاسی دوره مذکور در دستگاه های دیپلماتیک ایران - کشورهای کرانه دریای پارس- کشورهای رابط و میانجی وقت در مسئله مذکور- و نهادهای سیاسی و حقوقی بین المللی وقت اثبات کننده قطعی دعاوی ایران خواهد بود.
4- گروه و بسته دلایل تاریخی: بررسی اسناد تاریخی ایران نشان می دهد که سرزمین ایران دست کم 2700 سال دولت مرکزی و موجودیت رسمی و هویت سیاسی ونقشه جغرافیایی و مرزهای بین المللی داشته است که در عین حال هیچیک از کشورهای عربی منطقه خاورمیانه در حداقل 26 قرن و حداقل 2600 سال از دوره مذکور هیچگونه موجودیت و استقلال و هویتی نداشته اند بلکه تقریبا همیشه بخشی از سرزمین ایران و یا خراج گذار ازسرزمین ایران بوده اند که این واقعیات بی نهایت آشکار تاریخی نه نشانگر تعلق چیزی از ایران به اعراب که نشانگر تعلق تاریخی عمده موجودیت های عربی به ایران است. چگونه ممکن است سرزمین هایی که بیش از 2600 سال متعلق و یا تحت سلطه ایران و ایرانیان بوده اند امروز نسبت به تعلق بخشی از ایران به خود و هویت نوزاد خود ادعای معکوس نمایند.
5- گروه و بسته دلایل باستان شناختی: بخش عمده و اصلی آثار باستانی کشورهای عربی منطقه خاورمیانه- البته اگر باستان و آثار باستانی داشته باشند- اصولا و اساسا آثار باستانی ایرانی و فارسی اند. همه مستندات باستان شناختی منطقه خاورمیانه نشانه پراکندگی آثار و نشان های فراوان چند هزار ساله و باستانی ایرانی در سراسر سرزمین های خاورمیانه بویژه کشورهای نوزاد عربی تا مرزهای روم باستان است که نشان می دهد که این مناطق در سراسر دوران چند هزار ساله خود همیشه بخشی از ایران و یا تحت سلطه حکومت و تمدن ایران بوده اند نه آنکه بخشی از ایران متعلق به آنها و تحت سلطه آنها بوده باشد. چگونه ممکن است آثار تمدنی ایران در سراسر سرزمین های خاورمیانه بویژه در یکایک سرزمین های عربی تا کرانه های دریای مدیترانه موجود و مشهود باشند و سیطره چند هزار ساله و انکارناپذیر ایران بر یکایک آن سرزمین ها را نشان دهند ولی آن سرزمین ها بر نام ها و سرزمین های ایرانی ادعای تملک نمایند.
6- گروه و بسته دلایل حقوقی: اصولا مبنا و پایه تملک یک دولت و یا ملت بر یک زمین و سرزمین یا خرید آن زمین و سرزمین از ملت و یا دولت مالک آن است و یا آن است که آن زمین و سرزمین طی صدها و هزاران سال و یک روند تاریخی بلند مدت تحت سلطه و سیطره آن دولت و ملت بوده باشد تا ملاک مالکیت آن دولت و ملت قرار گیرد. براستی کشور 60 ساله ای همچون امارات متحده عربی جزیره های سه گانه مذکور را از کسی خریده است تا مالک آن باشد و یا طی صدها و هزاران سال گذشته آنجا را تحت سلطه و سیطره خود داشته است تا اکنون نسبت به آنها ادعای تملک و تعلق نماید. همین برهان بر سراسر دریای پارس نیز سریان و جریان داشته و دارد.
7- گروه و بسته دلایل جمعیتی: چنانکه گفته شد یکی از دو مبنای قطعی تعلق یک زمین و سرزمین به یک دولت و یا ملت، تصرف و تملک بلند مدت و تاریخی و صدها و یا هزاران ساله آن دولت یا ملت بر آن زمین یا سرزمین است. به ترکیب جمعیتی ساکنان جزیره های سه گانه ایرانی طی صدها و هزاران سال گذشته بنگرید تا ببینید چه نژاد و مردمی طی هزاران سال گذشته بر آن جزیره ها تسلط و تصرف داشته اند؟ آثار باستانی و نشانه های تمدنی و فرایندهای تاریخی کدام دولت و ملت را درآن جزیره ها می بینید؟ آیا نشانه ای از تملک و تصرف اعراب بر چنین زمین ها و سرزمین هایی می بینید؟ با همین ملاک و معیار، تصرف و بهره برداری مالکانه ایرانیان در آبهای منطقه طی هزاران سال گذشته با کمک امکانات بی مانند دریانوردی خود که از زمان باستان تاکنون داشته اند نیز موید ادعای تعلق دریای پارس به ایران بوده و هست و خواهد بود.
8- گروه و بسته دلائل زبان شناختی: به نام های شهرهای روستاها- آبادی ها- برزن ها- کوه ها- کناره ها و دیگر فضاها و اماکن کشورهای تازی خاورمیانه نگاه کنید تا ببینید بخش عمده اماکن بزرگ و اصلی و تاریخی کشورهای منطقه نام های فارسی و ایرانی است. آیا ممکن است یک شهر یا روستا یا برزن یا... فارسی و ایرانی نباشد ولی نام فارسی و ایرانی داشته باشد؟ براستی ممکن است این اماکن ساخته و پرداخته ایرانیان نبوده باشند ولی نام های ایرانی داشته باشند؟ حال چگونه ممکن است کشورهایی که بخش عمده همه شهرها و روستاها و برزن ها و... اماکن اجتماعی و تاریخی آنها دقیقا و عمیقا فارسی وایرانی است ورق را معکوس کرده و بر ایران و یا حتی وجبی از خاک و یا دریای ایران و ایرانی ادعای تملک و تعلق نمایند.
فهرست شهرها و روستاها و دیگر اماکن اجتماعی و تاریخی کشورهای تازی با نام های ایرانی که از مرزهای ایران تا کرانه های دریای مدیترانه همه جا وجود و حضور داشته و دارند به اندازه ای سرشار و پربار است که دهها هزار برگ مستندات انکارناپذیر دارد و نگاهی گذرا به نام های موجود روی نقشه های همین امروز کشورهای تازی حتی برای کسانی که زبان شناسی نیز نمی دانند بسیار گویا خواهد بود.
نمونه هایی از این شهرهای ایرانی در دل کشورهای تازی چنین است: بستکیه برگرفته از شهر بستک ایران در امارات، بغداد به معنی بغ=خدا+داد=داده و آفریده به عنوان پایتخت عراق- خود واژه عراق که در اصل اراک از این واژه ایرانی که به معنی سره و ناب بوده و هم معنی همان اراک در استان مرکزی ایران است، بهرین و نه بحرین به معنی دو دریا که یک نام ایرانی بر وزن و آهنگ زرین و سیمین و سنگین و آهنین است و به معنی سرشار و سرسبز و برخوردار بوده و هست و یک نام ناب فارسی و ایرانی است ، الانبار یا همان انبار که باختری ترین استان عراق درمرز اردن است و از نام انبار شاهان اشکانی ایران به هنگام جنگ با روم باستان در آن سرزمین گرفته شده است.
9- گروه و بسته دلائل مهندسی و معماری: به معماری های سده های گذشته سرزمین های خاورمیانه بویژه کشورهای تازی نگاه کنید. همه جا و در همه سرزمین های خاورمیانه تقریبا همه معماری ها و آثار مهندسی و شهرسازی منطقه اساسا و اصولا ایرانی بوده و هستند و اغلب به شکل مستقیم توسط ایرانیان پایه گذاری و بهره برداری شده اند. به برزن بستکیه (المحله البستکیه) که کهن ترین و باستانی ترین بخش کشور امارات متحده عربی است به عنوان نمونه نگاه کنید. بستکیه به عنوان کهن ترین بخش سرزمین امارات را چه مردمانی ساخته و بهره برداری کرده اند؟ آیا معماری و مهندسی فارسی و ایرانی بستکیه را اعراب امارات آفریده اند یا مردمان بستک (از شهرستان های استان بوشهر) ایران؟ این فهرست به اندازه ای پربار و سرشار است که بجز اندکی معماری های تقلیدی عربی، دیگر معماری های کهن نشانگر تعلق بیشتر معماری ها و مهندسی های کشورهای خاورمیانه عربی به ایران است و این دلیل نشان می دهد که حتی کهن ترین بخش های سرزمین های عربی منطقه را نیز ایرانیان ساخته اند و اگر قرار بر ادعای تملک و تعلق باشد این منطقی تر است که امارات و دست کم بخش هایی از آن همچون بستکیه که ایرانی ناب اند به ایران تعلق داشته باشد تا آن که ورق معکوس باشد. همگان می دانند که در زمان ساسانیان همه کشورهای کنونی کرانه نیمروزی دریای پارس با نام هایی همچون یمن نام گذاری شده و یکی از استان های ایران بوده است.
10- گروه و بسته دلائل دریاشناختی: اکتشافات انجام گرفته در کرانه های شمالی و باختری و پایینی دریای پارس و نیز بررسی سازه های ساحلی و بستری و دریایی سده های گذشته و ردیابی شناورهای باستانی غرق شده در اعماق آبهای خارج فارس و شواهدی از این دست نشان می دهند که همه آثار و نشانه ها و سازه ها و ساختارهای سده های گذشته این مناطق قویا و عمیقا رنگ و بوی فارسی و ایرانی دارند.
اگر دریای فارس حتی اندک تعلقی به اعراب منطقه داشته است باید بتوانند نشان دهند که این مردمان در سده های گذشته براین دریا تسلط داشته و در همه بخش ها و برش های این دریا نشانه ها و آثار و سازه هایی را پدید آورده اند که هنوز نیز قابل ردیابی و اثبات است. آیا اعراب منطقه کوچکترین نشانه و سازه تاریخی عربی حتی در سواحل خود نیز دارند چه رسد به سراسر پهنه ها و کرانه ها و بسترهای دریای پارس؟ حال به سازه های ایرانی در سراسر پهنه ها و بسترها و کرانه های این دریا بنگرید تا این برهان گریز ناپذیر قطعیت و قاطعیتی بیشتری یابد.
11- گروه و بسته دلائل گیتاشناختی: به گونه های گیاهی و نیز گونه های جانوری جزیره های ایرانی و نیز سرزمین های کرانه ای دریای پارس بویژه کشورهایی همچون امارات متحده عربی نگاه کنید. چه گونه های گیاهی و چه گونه های جانوری و چه ریشه ها و ذخایر طبیعی و ژنتیک می بینید. آیا گونه های گیاهی و جانوری جزیره های سه گانه و نیز کشورهای تازی منطقه برگرفته و برخاسته از گونه های بومی سرزمین های ایرانی نبوده و نیستند. پخش و پراکنش جغرافیایی و نیز تاریخی گونه های زیستی ایرانی که دارای ویژگی های زیست شناختی کاملا متمایز و ویژه اند در جایگاه خود اثبات کنند این مدعا خواهد بود. آیا ممکن است بنیادین ترین نشانه های تسلط ایرانیان براین سرزمین ها که همان پراکندگی گونه های زیستی ایرانی دراین سرزمین هاست نشانگر حضور و بهره برداری و تملک تاریخی ایران برچنین سرزمین هایی نباشد.
12- گروه و بسته دلائل سند شناختی و پیشینه شناختی: کشورهای مدعی تازی بودن دریای پارس در هیچ برهه و دوره تاریخی بجز چندسال اخیر آنهم به تحریک بیگانگان هرگز به شکل رسمی و قانونی ادعای تملک و تعلق دریای پارس به خود را نداشته و نکرده اند و هیچ سندی دال بر طرح و پیگیری چنین مدعایی از سوی ایشان در سطوح منطقه ای و جهانی موجود نبوده و نیست. همین دلیل نشان می دهد که اندیشه ناروای تازی بودن دریای پارس و یا تعلق برخی جزیره های ایرانی به کشور امارات یک اندیشه و ادعای نوزاد و نوپدید بوده و فاقد هرگونه منشا و ریشه و سابقه و پیشینه تاریخی بوده و هست. براستی چگونه ممکن است چند جزیره و یا یک دریا به کشوری همچون امارات و یا کشورهای تازی تعلق داشته باشد ولی طی صدها و بلکه هزاران سال آن را ترک و یا فراموش و یا نسبت به آن سکوت یا اغماض یا اعراض کرده باشند و ناگهان پس از چند هزار سال بیدار شده و ادعای تعلق و تملک نمایند؟ از دیدگاه حقوقی و حتی به فرض محال چنین تملک و تعلقی به اعراب، اعراض و انصراف چند هزار ساله ایشان از طرح چنین مدعایی از موجبات قطعی سقوط دعوی و بطلان و ابطال طرح مجدد آن پس از هزاران سال است.
13- گروه و بسته دلائل نژادشناختی و تبارشناختی: به زادگاه و خاستگاه تاریخی و جغرافیایی اعراب در جهان نگاه کنید. دلائل غیرقابل ابطال جغرافیایی و تاریخی نشان می دهد که زادگاه تاریخی و خاستگاه جغرافیایی اعراب جهان بخش کوچکی از سرزمین عربستان بوده است و پیش از اسلام و حتی دهها و یا صدها سال پس از اسلام تقریباً هیچیک از کشورهای عربی کنونی جهان اصلا و اصولا عربی نبوده اند. از جمله کشورهای شمال آفریقا از دهها تا صدها سال پس از اسلام با تهاجم اعراب بدان سرزمین ها عربی شده اند. وانگهی شایسته و بایسته است که سرزمین حجاز و عربستان که همه فرهنگ و تمدن خود را مدیون و مرهون اسلام و پیامبر اسلام است بجای المملکه العربیه السعودیه به نام المملکه العربیه الحمدیه و یا به المملکه العربیه الاسلامیه و یا دست کم به المملکه العربیه تغییر نام یابد. آیا نامگذاری ناهنجار و نامعقول یک کشور به نام یک شخص یا خاندان در هیچ جای دیگری از جهان کنونی و یا حتی جهان باستان نمونه و مصداق دیگری داشته یا دارد؟ و آیا سرزمین عربستان مدیون محمد و آل محمد است و یا مرهون سعود و آل سعود؟          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات