تاریخ انتشار : ۱۱ تير ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۵  ، 
کد خبر : ۹۴۵۷۷
آیا اسلام‌آباد تسلیم می‌شود

نسل جدید تروریست‌های پاکستان

نویسنده: Jayshree Bajoria / مترجم: فرهاد عبادی مقدمه: مقامات پاکستانی بر اساس منافع سرزمین شان از خیلی وقت پیش با گروه های جنگ طلب پیوندهای نزدیک داشته اند. آنان برخی از سازمان ها را که با نیروهای هندی در کشمیر در جنگ بوده اند، حمایت کرده و در حمایت از مقاومت افغان ها علیه نیروهای اتحاد جماهیر شوروی در طول دهه 80 نقشی کلیدی داشتند. در دهه 90 دولت پاکستان به امید داشتن دولتی دوست در کابل قیام طالبان در افغانستان را حمایت کرد. اما با پیوستن پاکستان به ایالات متحده به عنوان یک متحد در جنگ علیه افراطیون اسلامی پس از 11 سپتامبر، کارشناسان اعلام می دارند اسلام آباد در سیاست خود مبنی بر حمایت از گروه های جنگ طلب بیرون از کشور عقب نشینی شدیدی را انجام داده است. عناصر رهبری القاعده و طالبان افغانستان به همراه دیگر گروه های تروریست، در مناطق قبیله نشین (مناطق نیمه خودمختار در امتداد مرزهای افغانستان) ماوا گزیده اند. استقرار نیروهای پاکستان در مناطق قبیله یی باعث نارضایتی در میان رهبران قبایل و دیگر هواداران طالبان نیز شده است. در طول سال های اخیر، گروه های تروریستی بیشتری در پاکستان رخنه کرده و چندین گروه که از قبل در این کشور حضور داشته اند نیز مجدداً تشکلی دوباره یافته اند. همچنین دسته های جدیدی از نیروهای جنگ طلب کنترل را در این مناطق به دست گرفته که از اسلاف خود در قبال راه حل های سیاسی خشن تر و غیرقابل نفوذتر عمل می کنند.

گروه‌های تروریست
بسیاری از کارشناسان می گویند مشخص کردن تعداد گروه های تازه تشکیل تروریستی در پاکستان مشکل است. اغلب این گروه ها در پنج دسته اصلی طبقه بندی شده توسط «اشلی جی تلیس» کارشناس ارشد «موسسه موقوفه کارنگی برای صلح بین الملل» قرار می گیرند.
فرقه‌یی‌ها: گروه هایی مانند «سپاه صحابه سنی» که در پاکستان دست به اعمال خشونت بار می زنند.
ضدهندوها: گروه های تروریستی از قبیل «لشگر تایبا»، «جیش محمد» و «حرکت المجاهدین» به موجب حمایت از سوی ارتش پاکستان و اداره اطلاعات موسوم به آی اس آی مشغول عملیات هستند. این گروه ها با داشتن چنین پیش زمینه یی در کشمیر فعال بوده اند.
طالبان افغانستان: جنبش اصلی طالبان و مخصوصاً رهبری قندهاری آن در اطراف «ملامحمد عمر» متمرکز بوده که معتقد هستند در حال حاضر در مرحله قطاع به سر می برند.
القاعده و اعضای آن: سازمانی به رهبری «اسامه بن لادن» و دیگر تروریست های غیرجنوب آسیایی که مامن آنها در مناطق قبیله یی با مدیریت فدرالی است. «روحان گوناراتنا» از «مرکز بین المللی تحقیقات خشونت سیاسی و تروریسم» با مرکزیت سنگاپور می گوید دیگر گروه های خارجی جنگ طلب مانند «جنبش اسلامی ازبکستان»، «گروه جهاد اسلامی»، «گروه مجاهدین اسلامی لیبی» و «جنبش اسلامی ترکستان شرقی» نیز در این مناطق قرار دارند.
طالبان پاکستان: گروه هایی دارای عقاید افراطی واقع در منطقه فدرالی قبایل، تحت رهبری افرادی مانند «بیت الله محسود» رئیس قبیله محسود در وزیرستان جنوبی، «مولانا فقیرمحمد» و «مولانا قاضی فضل الله» از گروه موسوم به «طریق نافذ شریعت محمدی» و «منقل باغ آفریدی» از «لشگر اسلامی» در موسسه خیبر.
طالبان پاکستان
حامیان طالبان افغانستان در مناطق قبیله یی در واکنش به تهاجم سال 2002 ارتش پاکستان به این مناطق به منظور شکار و کشتن شبه نظامیان تبدیل به جریان اصلی نیروهای طالبان شدند. طالبان پاکستان از نظر سازمانی با طالبان افغانستان متفاوت است. گوناراتنا می گوید: «روشن است که طالبان افغانستان تنها در افغانستان می جنگد.» وی تاکید می کند این طالبان پاکستان است که عملیات خود را در پاکستان علیه حکومت انجام می دهد. تحلیلگران می گویند به خاطر همین هماهنگی انجام شده است که اعضای طالبان افغانستان دستگیر نشده و به پایگاه های ایالات متحده یا ناتو در افغانستان منتقل نمی شوند. اما مقامات پاکستانی به کرات همدستی خود را با طالبان انکار کرده و اغلب گفته اند مشکل اصلی در خود افغانستان است. آنان خاطرنشان کرده اند هواداران طالبان از افغانستان به مرزها آمده تا در کمپ های پناهندگی در پاکستان آموزش ببینند.
متخصصان می گویند اغلب مردان قبایل پاکستان دوران رشد خود در جوانی و نوجوانی را با داشتن سلاح روی دوش سپری کرده اند، اما تنها در طول سال های اخیر بوده که آنها سازمان بندی خود را به سبک طالبان و شبیه به طالبان افغانستان آغاز کرده اند. اهالی استان مرزی شمال غرب پاکستان و منطقه قبیله نشین و همین طور مناطق شرقی افغانستان با اکثریت پشتون بود که از نظر قومی و زبانی با یکدیگر وجوه اشتراک زیادی دارند. «حسن عباس» محقق مدرسه دولتی کندی وابسته به دانشگاه هاروارد در گزارش ماه ژانویه سال 2008 خود نوشت طالبان پاکستان خود را به طور موثری به عنوان آلترناتیو ریش سفیدان سنتی قبایل سازمان داده اند. عباس می افزاید طالبان حدود 200 تن از رهبران قبیله یی را کشته و اعضای بومی گروه های طالبان در دسامبر سال 2007 زیر چتر رهبری «طریق طالبان» پاکستان رفته اند. وی می نویسد شورایی متشکل از 40 تن از رهبران ارشد طالبان تشکل فوق را تحت فرماندهی «بیت الله محسود» اهل وزیرستان جنوبی تشکیل داد.
طریق طالبان نه تنها از تمام قبایل منطقه، بلکه از استان مرزی شمال غرب نیز نمایندگانی دارد. بنابر برخی برآوردها گروه طالبان پاکستان بین 30 تا 35 هزار نفر عضو دارد. طریق طالبان پاکستان اعلام کرده جهاد دفاعی در برابر ارتش پاکستان، تقویت شریعت و برنامه یی برای اتحاد در برابر نیروهای ناتو در افغانستان از مهم ترین اهدافش است. مقامات پاکستان رهبر گروه بیت الله محسور را به ترور بی نظیر بوتو نخست وزیر پاکستان در دسامبر سال 2007 متهم کرده اند.تحلیلگران می گویند شاید خیلی زود باشد تا بتوان گفت طریق طالبان در اتحاد گروه های پراکنده شبه نظامی در کل مناطق قبیله نشین یا وفاداری قبایل به محسود چقدر می تواند موفق باشد.
تغییر چهره تروریسم
متخصصان می گویند طالبان جدید در قبال نتایج، تندخوتر، جوان تر و ناشکیباتر هستند. «استیو کال» رئیس بنیاد فکری امریکای جدید که مقر آن در واشنگتن است، می گوید طالبان افغانستان در دهه 90 نوعی پوشش سیاسی را در پاکستان داشت. وی تاکید می کند: «اما اکنون چه اتفاقی افتاده است؟ آیا میانجیان سنتی بین طالبان و خود تشکل توسط نسلی جوان تر از رهبران خشن افراطی تر که عجله داشته و در قبال تعهد خود با حکومت دیگر هیچ تحملی ندارند، جابه جا شده اند؟» کال می افزاید: «اینها شبیه گروه های میلیشیایی هستند که شما می توانید در حکومت های ساقط شده در آفریقا یا هر جای دیگر بیابید که جاده ها را مسدود کرده، به شکل گروه در اتوبان ها تردد دارند و بر اساس اندیشه یی از کنترل سیاسی، آن گونه که در طریق طالبان می بینیم، عمل می کنند. اما اینها خود قانون بوده و تغییر واقعی همین است.»
این نسل جدید از تروریست ها بیشتر مایل به انجام حملات انتحاری هستند. بیش از 50 مورد حمله انتحاری در سال 2007 وجود داشته، در حالی که بین سال های 2001 تا 2007 تنها 20 مورد حمله انتحاری انجام شده است. گواناراتنا این موضوع را به نفوذ القاعده نسبت می دهد. وی می گوید گروه بن لادن بیشتر گروه های تروریستی را در مناطق قبیله نشین آموزش می دهد. القاعده خود را یک جنبش اسلامی پیشرو قلمداد کرده و آموزش بمب های انتحاری را هم در طالبان افغانستان و هم پاکستان به مورد اجرا گذاشته است.
مناطق قبیله نشین پاکستان هم رشد افراط گرایی را تجربه می کنند. مانند اسلاف طالبان در افغانستان، شبه نظامیان جدید هم موسیقی، تلویزیون و تجملات را ضداسلامی قلمداد کرده و علیه آنها اعلان جنگ کرده اند. رهبران محلی طالبان در قبایل به مردان خود می گویند ریش بگذارند و به زنان چادر می پوشانند. «نیکلاس اشمیدل» در مقاله یی در ژانویه 2008 در مجله نیویورک تایمز به نقل از «مولانا فضل الرحمان» رئیس «جمعیت علمای اسلام» یک حزب مذهبی موافق طالبان می گوید: «زمانی که جهاد در افغانستان آغاز شد، ملک ها (رهبران قبایل) و سیستم کهنه قبیله یی در افغانستان خاتمه یافت و یک رهبری جدید بر اساس جهاد به وجود آمد. درست مانند آنچه در مناطق قبیله نشین در حال حاضر وجود دارد.»
توسعه ارضی تروریسم
مناطق قبیله نشین که به خاطر اختلافات قومی و رقابت های قبیله یی پراکنده بودند، در دهه 80 و پس از حمایت حکومت پاکستان از جهاد افغان علیه نیروهای شوروی سازمان یافته شدند. پس از 11 سپتامبر و رهبری جنگ در افغانستان توسط ایالات متحده، اغلب نیروهای جنگ طلب از جمله اعضای القاعده از شرق افغانستان به مناطق غربی پاکستان رفته و موجب بی ثباتی مناطق قبیله نشین شده اند. کارشناسان می گویند این منطقه به عنوان راه لجستیکی تسلیحات مجاهدین، مملو از سلاح های سبک بوده و بیش از یک میلیون نفر که سنین آنان زیر 25 سال است با خود اسلحه حمل می کنند. چنین وضعیتی در منطقه پردردسر مرزی میان افغانستان و پاکستان نشان دهنده این موضوع است که وضعیت مناطق قبیله نشین به خاطر تجارت غیرقانونی مواد مخدر و اقتصاد جنایتکارانه نیز بحرانی شده اند. متخصصان مسائل تروریسم می گویند قاچاق سنتی و فعالیت های جنایتکارانه منجر به بنیان گروه های جنگ طلب شده اند.
منطقه قبیله نشین پاکستان به سبک دوران استعمار و به وسیله یک مامور سیاسی در هر یک از هفت قبیله اداره می شود. کارشناسان می گویند قبایل به خاطر مسائل اقتصادی و قلمروی منازعه زیادی داشته اند. کال می گوید آنچه در منطقه قبیله نشین در طول 20 سال گذشته اتفاق افتاده شبیه به نقاشی کردن یک پوشش افراط گرایی اسلامی روی چنین ساختاری پیچیده از مشاجره و رقابت میان قبایل است. وی می افزاید: «با ترسیم چنین تصویری از اسلامگرایی روی بخش هایی خاص از مناطق قبیله نشین، رقابت های سازنده به راه هایی تغییر یافته اند که بسیار پیچیده بوده و فهم آن برای ما که بیرون از آن قرار داریم بسیار مشکل است.»
چالش‌های ضدتروریستی
مقامات پاکستانی در حال کشمکش برای رویارویی با تغییرات پویای منطقه هستند. چه در داخل و چه در خارج از پاکستان انتقادات فزاینده یی مبنی بر اینکه ارتش توان مقابله با یاغی گری در مرزهای خود را ندارد، به وجود آمده اند. نیروهای جنگ طلب به طور فزاینده یی ارتش را هدف حملات انتحاری خود قرار داده و در ماه آگوست سال 2007 ربوده شدن 250 سرباز توسط بیت الله محسود در مناطق قبیله نشین دردسرهای بزرگی را برای پاکستان به وجود آورد. این سربازان هنگامی آزاد شدند که حکومت 25 جنگ طلب وابسته به محسود را آزاد کرد. ارتش نه تنها در مناطق قبیله نشین، بلکه به طور فزاینده یی در استان مرزی شمال غربی که در آن ارتش هدف نیروهای جنگ طلب قرار گرفته با جنگی سخت رودررو است. در سال 2007 گروه جنگ طلب «طریق نافذ شریعت محمدی» به رهبری «مولانا فضل الله» کنترل مناطق وسیعی از «دره سوات» را که قبل از آن منطقه توریستی بود به دست گرفت. ارتش پس از یک جنگ طولانی مجدداً این منطقه را به دست آورد اما همچنان صدها شبه نظامی به عملیات خود در این ناحیه ادامه می دهند.
کال تمایل ارتش پاکستان مبنی بر رویارویی با گروه های جدید طالبان را مورد سوال قرار داده است. وی در نیویورکر می نویسد شواهدی در دست بود که نشان می داد برخی از نظامیان سابق و فعلی پاکستان و ماموران اطلاعاتی طرفدار شورشیان اسلامی بودند که به خاطر ملیت با آنان در جنگ بوده اند.
مقامات امریکایی ادعاهای مشابهی نیز دارند اما مقامات پاکستانی تاکید کرده اند مرگ هزار سرباز پاکستانی در جنگ علیه تروریسم و چندین سوءقصد به جان مشرف رئیس جمهور پاکستان دلایلی هستند که نشان می دهند ادعاهای فوق صحت ندارند.
یکی از اقدامات اسلام آباد تقویت نیروهای مرزی، سازمان پیرانظامی پاکستان بوده که در مناطق قبیله نشین فعالیت کرده و اعضای آن به خاطر داشتن زبان مشترک و نسبت های فامیلی با ساکنان محلی نقش مهمی را بازی کرده است. اما چندین مورد تمرد از دستور در میان اعضای این سازمان نیز دیده شده است. «کریستین فیر» متخصص «سازمان رند» در ژانویه 2008 در شهادت نامه یی که به «زیرکمیته خانه امور خارجی» ارسال کرده، می گوید: مادامی که افسران نیروهای مرزی در ارتش پاکستان جزء نیروهای زیردست محسوب می شوند، کادرهای این نیرو از میان سکنه پشتون محلی انتخاب می شوند. بنابر بر اظهارات فیر آموزش و تجهیز نیروهای مرزی نامناسب بوده و آمادگی لازم برای مقابله با عملیات شورشیان در مناطق قبیله یی را ندارد. فیر همچنین می گوید مقر نیروهای مرزی در دهه 90 برای آموزش طالبان مورد استفاده قرار گرفته بوده و بسیاری از آنها مظنون به داشتن ارتباط با این سازمان هستند. هنوز بسیاری از متخصصان بر این عقیده اند که نیروهای مرزی شانسی بیشتر از ارتش پاکستان برای تامین امنیت مناطق قبیله نشین دارند. واشنگتن در نظر دارد همکاری خود را با نیروهای مرزی افزایش بدهد. تلاش های واشنگتن برای تامین امنیت نوار قبیله نشین شامل پیشنهاد برای فرماندهی عملیات ویژه به منظور آموزش و تجهیز تسلیحاتی رهبران قبایل برای جنگ با القاعده و طالبان و همین طور یک بسته کمک 750 میلیون دلاری برای مناطق مرزی در طول پنج سال آینده بوده است.
تلاش دیگر انجام شده توسط دولت پاکستان در مناطق قبیله نشین امضای نوعی توافق صلح با رهبران قبایل بوده اما برخی از آنان از امضای این موافقتنامه سر باز زده و منتقدان، از جمله در واشنگتن گفته اند این تلاش ها تنها باعث فشرده تر شدن صفوف جنگ طلبان شده است. در ژانویه سال 2008 گزارش های خبری می گویند ایالات متحده قصد اعزام نیروهای خود به مناطق قبیله نشین پاکستان را داشته که این مورد با واکنش شدید مقامات پاکستانی روبه رو شد. تحلیلگران اعلام کردند چنین عملی می توانست باعث بی ثباتی کشور شود. «عمران خان» رئیس حزب اپوزیسیون «طریق انصاف» در پاکستان می گوید مذاکرات سیاسی تنها راه معامله با تروریسم است. گوناراتنا هم می گوید راه حل نظامی جواب این مساله نیست. وی می گوید: «یک استراتژی برای مدیریت حل مساله تروریسم کشاندن پای گروه هایی است که در حاشیه هستند تا این گروه ها به جریان اصلی سیاست ها وارد شده و از این طریق فرصت های جدیدی برای آنها فراهم شود.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات