احمد نظری
دولت انتصابی سلام فیاض چندی پیش مجددا در حضور محمود عباس سوگند یاد کرد تا دوران کاری خود را عملا تمدید کرده باشد. فیاض بیش از دو ماه پیش با ادعای کمک به آشتی میان فتح و حماس از سمت خود استعفا داده بود اما تقریبا مطمئن بود که مجددا از جانب عباس، مسؤول تشکیل دولت خواهد شد. در این مدت انتقادهای بسیاری به دولت فیاض وارد بود. بخشی از این انتقادها جنبه هویتی داشت یعنی فلسطینیان اساسا هویت این گروه را زیر سوال میبردند و بر این باور بودند که باتوجه به این موضوع که بر خلاف قانون اساسی فلسطین دولت انتصابی فیاض به پارلمان نرفته و خود را به نمایندگان منتخب مردم فلسطین عرضه نکرده است فاقد مشروعیت است. گروه دیگری نیز عملکرد دولت انتصابی سلام فیاض را زیر سوال میبردند. این گروه بر این باور بودند که دولت سلام فیاض عملکردی بسیار ضعیف داشته است به همین دلیل بارها در دوران حکومت فیاض شاهد اعتراضهای متعدد صنفی از جانب اقشار مختلف مردم بودیم. افزون بر این، عملکرد سلام فیاض نیز در جریان بازسازی غزه هیچ جای دفاعی نداشت. البته طبیعی به نظر میرسید که تشکیلات خودگردان مادامی که با ارتش عبری دست در دست هم به جنگ حماس میروند، برای بازسازی غزه هیچ اقدامی انجام نخواهند داد، از این رو تمامی مبالغی که از جانب مجامع بینالمللی و دولتها برای کمک به مردم غزه تخصیص داده شده بود، نهتنها صرف این منطقه نشد که تماما جیب افرادی نظیر سلام فیاض و محمد دحلان و دیگر اعضا و سران رژیم صهیونیستی را پر کرد.
در حال حاضر نیز تشکیل مجدد دولت انتصابی فلسطین به نخستوزیری سلام فیاض را باید آخرین میخ بر تابوت مذاکرات گروههای فلسطینی دانست چرا که ابومازن عملا با این اقدام بر مذاکراتی که میتوانست همگرایی گروههای فلسطینی را در پی داشته باشد، خط قرمز کشید. فارغ از آنکه محمود عباس به عنوان کسی که دوران زعامتش بر تشکیلات خودگردان در20 دیماه سال گذشته پایان یافته و صلاحیت عزل و نصب دولتی را ندارد، این دولت انتصابی جدید نیز مانند دولت قبلی خود را به رأی پارلمان نگذاشت و این دو موضوع سبب میشود که دولت سلام فیاض کماکان دولتی فاقد هرگونه مشروعیت قلمداد شود و با بحران مشروعیت موجود دست و پنجه نرم کند. از سوی دیگر تشکیل این دولت را به دستور ابومازن باید مانور تشکیلات خودگردان فلسطین در تقابل با حماس دانست. پس از آنکه حماس در جریان مذاکرات قاهره خواستههای زیادهخواهانه تشکیلات خودگردان را نپذیرفت، محمودعباس به تهدید خود عمل کرد و با تشکیل دولتی جدید عملا سناریوی تشکیل دولت وحدت ملی را در آتش انداخت و سوزاند. حال آنکه از ابتدای مذاکرات نیز مشخص بود که حماس شروط تشکیلات خودگردان مبنی بر اصلاح قانون انتخابات، بازسازی غزه و همچنین اداره امنیت غزه به دست فتح را نخواهد پذیرفت. به واقع تشکیلات خودگردان با اداره غزه از سوی خود و پذیرفتن مسؤولیت بازسازی این منطقه جنگزده تلاش داشت که حماس را مسؤول جنگ و خرابی و نابودی غزه و خود را مسؤول بازسازی آن نشان دهد تا از این رهگذر بتواند آرای این مردم را نیز برای انتخابات آتی فلسطین به خود اختصاص دهد و محبوبیت قابلتوجهی میان آنها به دست آورد.
در حال حاضر و در دولت جدید و انتصابی سلام فیاض علاوه بر اینکه هیچ نمایندهای از حماس وجود ندارد، جنبش فتح نیز به علت آنکه محمودعباس برای تشکیل دولت هیچ مشورتی با آنها نکرده است دولت را تحریم کردند تا اختلافات داخلی آنها بیش از هر زمان دیگری نمایان شود. اکنون کابینه انتصابی جدید شامل ۲۴ وزارتخانه است و سلام فیاض افزون بر مقام نخستوزیری، پست وزارت دارایی را هم در اختیار دارد.
هفت تن از وزیران کابینه جدید در دولت قبلی سلام فیاض نیز حضور داشتهاند و بقیه آنها چهرههای تازهای هستند. با این وجود با مخالفت گسترده گروههای فلسطینی و حتی فتح، نمیتوان هیچ آینده روشنی را برای این دولت انتصابی پیشبینی کرد و اساسا انتظار انجام فعالیتهای مثبت نیز از این دولت انتصابی واهی به نظر میرسد و دولت سلام فیاض تنها روی کاغذ دولت انتصابی فلسطین است و کارایی نخواهد داشت، چنانکه حکومت دور قبل سلام فیاض نیز این مسأله را به عینه ثابت کرد.
به نظر میرسد در حال حاضر امید محمود عباس تنها به مصر به عنوان متحد قدیمی خود است. ابومازن از دولت قاهره انتظار دارد که از طریق فشار بر گروههای مختلف فلسطینی زمینه را برای به رسمیت شناخته شدن دولت تکنوکرات سلام فیاض مهیا کند. این در حالی است که دولت مصر عملا هیچ تسلطی بر حماس ندارد و اساسا فاصله حماس با دولت قاهره بسیار زیاد است و شکست مذاکره قاهره نیز این مسأله را به خوبی اثبات کرد. سفر چندی پیش محمود عباس به دمشق نشان داد که ابومازن به سران سوریه دل بسته است و تلاش دارد با استفاده از نفوذ دمشق بر گروههای مقاومت فلسطینی بویژه حماس به عنوان دولت منتخب فلسطین، راه را برای پذیرش دولت انتصابی سلام فیاض مهیا کند؛ سناریویی که فاصله بسیاری با واقعیت دارد.