غلامرضا قلندریان
در سوم فروردینماه سال جاری، نظامیان انگلیسی پس از تعرض به آبهای ایران توسط مرزبانان دریایی کشورمان دستگیر شدند. دولت انگلیس پس از دستگیری ملوانان کشورش در وهله نخست با رد هرگونه اتهام مبنی بر تجاوز به آبهای ایران، موضوع را به گونهای منعکس نمود که رفتار جمهوری اسلامی ایران نوعی ماجراجویی تلقی شده و لذا ماجرا را از طریق مکانیسم سازمان ملل پیگیری نمود؛ اما شواهد و قراین و از همه مهمتر اعترافات نظامیان انگلیسی دال بر حضور در آبهای ایران، هرگونه تردیدی را مبنی بر ماجراجویی ایران منتفی نمود. این در حالی است که دولت انگلیس با هجمه رسانهای سعی در سرپوش گذاشتن بر اصل ماجرا داشته تا با آلوده نمودن فضای رسانهای، اذهان عمومی را در باتلاق تحلیلهای ناصواب خویش قرار دهد و صحت ادعاهای ایران را انکار نمایند.
عزم جدی مسئولان جمهوری اسلامی در خصوص صیانت از مرزهای کشورمان از سوی متجاوزان بیگانه، طرف انگلیس را وادار به استیصال نمود. ایران اسلامی که تعاملات خود را با دیگر بازیگران منطقهای و بینالمللی بر مبنای اصل احترام متقابل و رعایت حسن همجواری قرار داده است، نه تنها خود را موظف به اطاعت از موازین بینالمللی میبیند، بلکه برخی از مواقع برای اثبات حسننیت، با وجود تبلیغات مسموم دشمنان، فراتر از مقررات حقوقی بینالمللی با دیگر کشورها مساعدت و همکاری مینماید.
به نظر برخی تحلیلگران، با محرز شدن تعرض 15 نظامی انگلیسی به آبهای ساحلی ایران، محاکمه آنان باید در دستور کار قرار میگرفت و یا حداقل فرآیند آزادی آنها برای سیاستمداران انگلیسی با هزینه سنگینی توأم میبود، اما جمهوری اسلامی ایران در آستانه میلاد پیامبر اعظم(ص) در اقدامی غافلگیرانه، جامعه جهانی و افکار عمومی انگلیس را دچار شگفتی نمود و نظامیان انگلیسی را مورد عفو قرار داد.
نظام مقدس اسلامی که اصول اساسی آن را برگرفته از آموزههای دینی است، رأفت و رحمت اسلامی را به عنوان پارادایم در تعاملات رفتاری با جوامع دیگر مدنظر قرار میدهد. حیرت جهانیان نسبت به تصمیم کشورمان که انتظار یک بنبست را حداقل در کوتاهمدت متصور میدانستند، بر این پایه استوار بود که مواضع دولتمردان انگلیس، اقدامهای ایران را وارد پروسه پیچیدهای نموده که براساس عرف مراودات سیاسی موجود، این موقعیت برگ برندهای برای ایران محسوب میشود که میتواند از قبل آن امتیاز کسب کند. اما دولتمردان جمهوری اسلامی براساس باورهای دینی و ضمن رعایت احترام نسبت به بازداشتشدگان، تصمیم به آزادی نظامیان انگلیسی گرفتند.
با وجود قراین متقن مبنی بر تجاوز نظامیان انگلیس به آبهای سرزمینی ایران، از این موضوع به عنوان یک موقعیت برتر جهت کسب امتیاز استفاده نشد و با وجود فضاسازی انگلیس در شورای امنیت که به صدور بیانیه منجر گردید و ایجاد جوی مسموم که حتی اتحادیه اروپا نیز علیه ایران مواضع تندی را اتخاذ کردند و بیشتر صفآرایی دیپلماتیک را فراهم نمودند، سیاستمداران کشورمان براساس اصول انسانی، آزادی آنها را در دستور کار قرار داند؛ اما کشورهای غربی مدعی آزادی و احترام به حقوق انسانها که سالها فضای ذهنی جامعه جهانی را با برخورداری از بنگاههای گسترده خبری به گروگان گرفتهاند، با بهرهگیری از جنگ روانی و تبلیغات جهتدار، کشورهای جهان سوم بخصوص برخی کشورهای اسلامی را به نقض حقوق بشر متهم میکنند. از منظر مقایسه، با تعمیق به برخورد آمریکاییها با مظنونان دستگیر شده در سالهای اخیر که فقط اتهامی متوجه آنها بوده است نه جرم، و برخوردهای قرون وسطایی بویژه در گوانتانامو، مواضع انساندوستانه و منطقی نظام جمهوری اسلامی، رفتار مدعیان حقوق بشر را در مقابل علامت سؤال قرار میدهد.
زندان ابوغریب لکه ننگین دیگری بر دامن مدعیان و حقوق بشر است که انسانهای بیگناه با اتهامهای واهی مدتها در زندان در زیر شکنجههای طاقتفرسای صاحبان حقوق بشر جان باختند ولی سران سلطه نه تنها این اقدامها را تقبیح ننمودند، بلکه به دفاع از عملکرد نیروهایشان نیز پرداختند.
«مزیس کمپیل» رهبر حزب لیبرال دمکرات پس از شنیدن خبر آزادی نظامیان انگلیسی ضمن ابراز خرسندی یادآور شد: «در این قضیه (دستگیری نظامیان) درسهایی وجود دارد که باید آموخته شود.» درسهای این جریان باید متوجه همپیمانان انگلیسی باشد که دیپلماتهای ایران را در اربیل دستگیر نموده و تاکنون اقدامی در خصوص آزادی آنها ننمودهاند؛ دیپلماتهایی که براساس حقوق کنسولی، دارای حقوق پذیرفته شده بینالمللی جهت انجام وظایف دیپلماتیک میباشند. آمریکا با نقض قوانین یاد شده تاکنون نسبت به آزادی آنها حرکت مثبتی انجام نداده است.
شایسته است جامعه جهانی اعم از دولتمردان و ملتها نسبت به این حرکت سازنده و پر معنای ایران در ارتباط با آزادی کسانی که تعرض آنها محرز و اعترافاتشان مبین تجاوز بود، با تأمل بیشتری برخورد نمایند. بدون تردید، اگر ایران مانند برخی کشورهای دیگر این موضوع را از کانالهای حقوقی تعقیب مینمود، قطعاً کشور انگلیس در جامعه جهانی و افکار عمومی وضعیت بسیار بدتری پیدا مینمود، اما جمهوری اسلامی ایران با رفتاری کاملاً اسلامی و انسانی، ملوانان انگلیسی را مورد رأفت و عفو اسلامی قرار داد. بدون شک، این حسننیت در استراتژی سیاسی کشورمان مقطعی و تشریفاتی نیست، بلکه همانگونه که درباره پروژه هستهای بارها ضمن تبعیت از مقررات آژانس بینالملل فراتر از وظایف خوی اقدام به همکاری نموده است، این رفتار نیز مبین یک ایده نهادینه شده میباشد.
متأسفانه طرف اروپایی با محبوس شدن در حصارهای بیاعتمادی و بدبینی، حقایق تعاملات سیاسی و ایران را در فضایی غیرشفاف به افکار عمومی منعکس مینماید...
اظهارات اخیر ملوانان انگلیسی مبنی بر تحت فشار بودن در اعتراف به ورود به آبهای سرزمینی ایران نیز چنان نمایشی و سادهانگارانه است که اذهان را به این نتیجهگیری میرساند که لندن جهت توجیه اظهارت خود و جبران شکست و به نوعی اعاده حیثیت در سطح افکار جهان، به طراحی و نمایش آن همت گماشته است و این اقدام جز شانتاژ و شایعهپراکنی کاذب و دروغین، چیزی نیست.
به نظر میسد جامعه جهانی پس از مطلع شدن از آزادی اتباع متجاوز انگلیس و غوغای رسانهای انگلیسی و همیپمانان غربی آنها که مسیر حقوقی سهلالوصول را به جادهای صعبالعبور تبدیل نمودند، نسبت به رفتار بازیگران سیاسی در این موضوع به قضاوتی منصفانه خواهند نشست و مواضع طرفین در پیوند با دیگر حرکتهای آنها از ارزیابی قرین به صواب نزد عموم برخوردار خواهد شد.