تاریخ انتشار : ۱۱ تير ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۹  ، 
کد خبر : ۹۴۶۱۳
گفت‌وگو با محمداحمد صدیقى، استاد دانشگاه ایلى نویز غربى آمریکا

رسانه ابزار قدرت است

على آشتیانى اشاره: محمد احمدالله صدیقى از سال ۱۹۷۸ تا کنون در دانشگاه ایلینویز غربى به تدریس ژورنالیسم و روابط عمومى اشتغال داشته است. او همچنین نایب رئیس افتخارى کالج اسلامى آمریکا در شیکاگو و عضو هیات مدیره آن است. انجمن علما و متخصصان آمریکاى شمالى توسط دکتر صدیقى تاسیس شده و دبیرکلى این انجمن نیز برعهده وى مى باشد. او در سال ۱۹۷۳ به جماعت اسلامى هند پیوست و ریاست جنبش اسلامى دانشجویان هند را نیز تقبل نمود. دکتر صدیقى علاقه و توجه خاصى به رسانه ها ى مسلمانان، سیاستگذارى اطلاع رسانى در کشورهاى اسلامى و معرفى اسلام و مسلمانان در رسانه هاى آمریکا دارد و در موضوعات یادشده مقاله هاى متعددى در بنگلادش، کانادا، مصر، انگلیس، فرانسه، آلمان، هند، اندونزى، ژاپن، کویت، مالزى، پاکستان، فیلیپین، عربستان، کره جنوبى، اسپانیا، آمریکا، تایلند، ترکیه و یوگسلاوى سابق منتشر کرده است. دکتر صدیقى متولد ایالت اوتارپرادش هند است؛ وى موفق شد مدرک کارشناسى ارشد رشته فیزیک را از دانشگاه اسلامى آلیگارهه بگیرد و در سال ۱۹۹۲ به خاطر کسب عالى ترین نمرات در رشته الهیات اسلامى، از سوى دانشگاه ایلینویز غربى مفتخر به دریافت نشان طلا شد.

* چگونه به رشته ارتباطات وارد شدید؟
بیست و هفت سال پیش در رشته فیزیک، مدرک کارشناسى ارشد گرفته بودم و خودم را آماده مى کردم تا سطح دکتراى این رشته نیز پیش بروم که اتفاق عجیبى در دانشگاه آلیگارهه، مسیر زندگى ام را تغییر داد و موجب شد از خیر دکتراى فیزیک گذشته و به عرصه رسانه قدم گذارم. مدیر شبکه تلویزیونى دهلى و تعدادى از دانشجویان سال هاى آخر به دعوت نایب رئیس دانشگاه اسلامى آلیگارهه براى شرکت در مراسم شام آمده بودند. ما سر صحبت را با مدیر شبکه باز کرده و از ارائه تصاویر نادرست و غرض ورزانه از اسلام و مسلمانان در تلویزیون ملى و رسانه هاى هند، زبان به شکوه و گلایه گشودیم. ایشان در حین ترک دانشگاه گفت اگر در میان شما چند جوان مسلمان پردل و جرات پیدا مى شود، حاضرم در شبکه مان فرصتى را در اختیارشان بگذارم. او رفت و ما پس از کلى جر و بحث دیدیم کسى را براى توصیه به شبکه تلویزیونى ایشان نداریم. این بود که در سال ۱۹۸۱ به دانشگاه ایلینویز در شیکاگو آمدم و با تحصیل در رشته ارتباطات جمعى، موفق به اخذ مدرک کارشناسى ارشد شدم و پس از آن نیز در دانشگاه تمپل در فیلادلفیا ثبت نام کردم و دکتراى ارتباطات بین الملل و روابط عمومى گرفتم. از سال ۱۹۷۸ نیز تاکنون در دانشگاه ایلینویز غربى به تدریس پرداخته ام، اما بررسى و تحلیل تصویر اسلام و جامعه مسلمانان در رسانه هاى آمریکا موضوع دائمى و مورد علاقه ام براى تحقیقات بوده است. حدود ۱۰ سال پیش در بسیارى از شهرهاى آمریکا و کانادا کارگاه رسانه تشکیل دادم. هدف از این کارگاه که از شش ساعت تا چهار روز قابل برنامه ریزى است، معرفى و ارائه مهارت هاى پایه اى رسانه به مسلمانان و ترغیب آنها به اختصاص بخشى از اوقات خویش به این کار است. از آنجایى که قصد داشتم مطالعات عمیق تر و جامع ترى در زمینه رسانه ها انجام دهم سال ۵-1994 را به فرصت مطالعاتى اختصاص داده و دست به پژوهش هایى زدم که حاصلش در کتاب «اسلام، مسلمانان و رسانه ها» گرد آمد. در حال حاضر روى موضوع «اخلاق رسانه ها» فعالیت مى کنم. این موضوع تنها در حوزه دغدغه هاى مسلمانان نیست، بلکه با گسترش روزافزون رسانه ها و عارى شدن آنها از معیارهاى ارزشى، نگرانى مردم و به خصوص اندیشمندان غیرمسلمان از بابت ارزش هاى ژورنالیستى افزایش یافته و خواستار توجه به اخلاق در این حوزه شده اند.
* روند شکل‌گیرى ارتباط مسلمانان با رسانه ها به خصوص در آمریکا در بیست سال گذشته چگونه بوده است؟
** تحول ارتباط مسلمانان با رسانه ها در آمریکا، یا به عبارت بهتر، آمریکاى شمالى، از سه واقعه مهم تاثیر پذیرفته است که دو واقعه در تاریخ ثبت شده و سومى کماکان استمرار دارد. اولین رویداد تحریم نفتى اوپک در سال ۱۹۷۳ بود که عموم مردم آمریکاى شمالى نسبت به آن احساس و خاطره ناخوشایندى پیدا کرده اند. انقلاب اسلامى ایران در سال ۱۹۷۹ دومین رویداد را رقم زد و براى نخستین بار به غیرمسلمانان ثابت کرد که اسلام نیز مى تواند نظام حکومتى قدرتمند و پایدارى بنا کند. و سومین واقعه نیز منازعات خاورمیانه بویژه درگیرى هاى مردم فلسطین با کسانى است که نام خودشان را «مردم اسراییل» گذاشته اند. وقتى مسلمانان دیدند که رسانه ها با تاثیر بر افکار عمومى، ذهن مردم را نسبت به اسلام و مسلمانان مخدوش مى کنند تصمیم به ورود به عرصه رسانه ها گرفتند و در این مبارزه، برخى از عالمان غیرمسلمان نیز به آنان پیوستند. از برجسته ترین فضلاى غیرمسلمان مى توان به ادوارد سعید اشاره کرد که کتابى درباره نحوه پوشش وقایع و جریان هاى اسلام و جهان عرب درآمریکا نوشت و تا پایان عمر از نگارش مقالات متعدد در این مقوله کوتاهى نکرد. البته افراد دیگرى هم هستند که همچون او دست به قلم بردند و سمینار و کارگاه هایى برگزار کردند. در ابتدا موضع مسلمانان غالباً تدافعى بود، اما به مرور زمان دریافتند که راهبرد تدافعى به کارشان نمى آید، بنابراین در چارچوبى مثبت و مبتکرانه به حرکت هایى غیرمنفعلانه روى آوردند. در این مقطع عده زیادى از مسلمانان، بویژه آگاهان از اهمیت رسانه ها، سازمان هاى ملى، منطقه اى و محلى تشکیل داده اند که از یک سو معرفى غلط اسلام و مسلمانان در رسانه ها را رصد مى کنند و از دیگر سو با رسانه ها رابطه اى بلندمدت، متقابل و سودمند برقرار مى کنند.
* یعنى معتقدید مسلمانان در مقابله با حملات و تبعیضات رسانه ها جسورتر شده اند؟
** قطعاً؛ رسانه، ابزار قدرت است. سال ۱۹۹۶ اتفاق بیدارکننده اى برایم افتاد. در آن سال براى سخنرانى به یکى از دانشگاه هاى مرکز هند رفته بودم. روى پوستر بزرگى نوشته بود: «کسى که جرات کند رسانه را به چالش کشد، سوژه اخبارنمى شود. » و در زیر این عبارت نام یکى از روزنامه هاى محلى خودنمایى مى کرد. به این جمله اندیشیدم و خود با تصدیق این که رسانه ها، نهاد قدرتمندى هستند دریافتم آنها هیچ سوژه اى را قابل اعتنا نمى دانند، مگر آنکه به قدرتش پى ببرند و یا سوژه با قدرت تمام عرض اندام کند، البته مسلمانان جسورتر شده اند.
* همین کافى است یا فکر مى کنید هنوز جاى کار بیشتر هست؟
** البته که کافى نیست. تازه شروع کرده ایم؛ شروعى خوب و مثبت و امیدوارم که در این حوزه بیش از پیش سرمایه گذارى کنیم و قدرش را بدانیم زیرا رسانه ها در آمریکاى شمالى نهاد فراگیر و گسترده اى هستند و حضور همه جانبه قدرتمندى دارند. پس براى مقابله با چنین نهاد استوارى که در همه جا، در اینترنت، مطبوعات و به شکل الکترونیکى سیطره دارد باید بیش از گذشته منابع خود را سرمایه گذارى کنیم.
* رسانه ها ى فراگیر در اختیار چه کسانى هستند و چگونه در نقل اخبار و وقایع جهان اسلام اعمال نفوذ مى کنند؟
** غالب رسانه ها در تملک شرکت هاى چند ملیتى بزرگى است که منافع به هم پیوسته اى دارند. رسانه ها منافع نخبگان و کمپانى هاى جامعه سرمایه دارى را که بر اصول و مفاهیم سکولاریسم و کاپیتالیسم بنا شده تامین مى کنند.
اگر بخواهم با عدد و رقم بیان کنم، هم اکنون ۹۰ درصد رسانه هاى آمریکاى شمالى در اختیار ۲۱ شرکت بزرگ است که منافع مشترک و متقابلى دارند؛ مثلاً جنرال الکتریک، سازنده اقلام الکتریکى و دفاعى، مالک CBS است و اکنون با چند شرکت دیگر در حال ادغام است. حتى کمپانى کوکاکولا نیز چندین روزنامه و شبکه تلویزیونى دارد. شمار رسانه هاى مستقل رو به کاهش گذاشته و تمرکز قوا و انحصارگرایى در حال تشدید است. پس اگر جامعه اى ضعیف و منفعل باقى بماند لطمه مى خورد. به اعتقاد من تمرکزقواى رسانه ها در مجموع به نفع مسلمانان آمریکاى شمالى نیست.
* جامعه مسلمانان در آمریکاى شمالى چگونه مى توانند با رسانه هاى انحصارطلب مقابله کنند؟
** توصیه اول و اکید من این است که به هر شکل ممکن در رسانه هاى عمده و مطرح نفوذ کنند. دانشجویان مسلمان باید به حوزه روزنامه نگارى، پخش اطلاعات و اخبار و ارتباطات جمعى توجه کنند. افزایش فارغ التحصیلان در این رشته ها و اشتغال به کار در رسانه ها وضعیت را تحت تاثیر قرار خواهد داد. نظارت بر رسانه ها باید دائماً افزایش یابد. تنها یک سازمان ملى موسوم به شوراى روابط اسلام وآمریکا (CAIR) وظیفه نظارت بر رسانه ها را به نحوى مطلوب انجام مى دهد. اگر نظیر این سازمان و شبکه ها را در تمام مناطق داشته باشیم یا منابع بیشترى را به این شورا تزریق کنیم تا کارایى اش در سطوح محلى و منطقه اى بهبود یابد، قطعاً نتایج بهترى عاید مى شود. سازمان هاى کوچک و بزرگ اسلامى باید گروه روابط رسانه اى داشته باشند. بد نیست نام نظارت را نیز به نام روابط رسانه اى که بامسماتر است تغییر دهیم تا معناى واکنش به رسانه ها از آن افاده نشود. وجود افراد برخوردار از مهارت هاى مناسب در ارتباط گیرى با رسانه ها در این کمیته ها لازم است. گاهى اوقات از کم و کیف خروجى ها و فرستنده هاى رسانه اى در دوروبرمان خبر نداریم که با تماس هاى دائمى مى توان به آنها راه باز کرد. ده ها مورد را سراغ دارم که مسلمانان فکر مى کردند توان تغییر آنها را ندارند و اکنون پى برده اند که ارتباطشان با رسانه ها وضع مطلوب ترى یافته، و هر زمان مطلبى منتشر شده یا در رادیو و تلویزیون حرف و سخنى ارائه مى شود ابتدا در موردش شور و مشورت مى کنند سپس روى آنتن مى فرستند.
* تحریف واقعیت اسلام در رسانه ها از کجا شروع مى شود؟ برداشت منفى درباره مسلمانان چطور به رسانه ها راه مى یابد؟
** تجربه تدریس پانزده ساله ام در دانشگاه ها و وقوفم بر مطالب اکثر کتاب هاى درسى در مقاطع تحصیلى لیسانس و بالاتر مى گوید که مشکل اصلى نه کتاب ها، بلکه ریشه هاى سکولار در نظام آموزشى است. آنها نظر مثبتى به اسلام ندارند و ژورنالیست ها را به قسمى تربیت مى کنند که دین و زندگى غیردینى را دو پدیده ناهمگن و ناهماهنگ ببینند، که این امر تنها در مورد اسلام صدق نمى کند. تربیت روزنامه نگار به نحوى است که تمام صادرات، خروجى ها، محصولات و برآیندهاى عالم دین را به دیده تردید و با سوءظن بنگرد. ذهن یا مهارت روزنامه نگار چون موم در دست فضاى سیاسى حاکم بر کشور است و به گونه اى قالب مى گیرد که براى اسلام و مسلمانان زیان بار مى شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات