تاریخ انتشار : ۱۸ تير ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۴  ، 
کد خبر : ۹۴۶۴۷

دکتر سیدمحمد خاتمی در گفتگو با نیوزویک: (بخش سوم و پایانی)

اشاره: دکتر خاتمی در بخش پایانی گفتگو با خبرنگار نشریه نیوزویک از موضوع روابط تهران ـ واشنگتن سخن گفت. رئیس جمهوری سابق کشورمان با ذکر این نکته که دولتمردان جدید آمریکا باید متوجه باشند که ذهنیت منفی در مورد روابط ایران و آمریکا نه تنها در حکومت، بلکه در آحاد ملت ایران وجود دارد، اشعار داشت: آمریکا باید به نحوی هزینه جبران این مسأله را بپردازد و اطمینان ملت ایران را جلب کند. آخرین بخش مصاحبه از نظر خوانندگان گرامی روزنامه اطلاعات می‌گذرد:

امیدوارم آقای اوباما متوجه این مساله باشد که این ذهنیت منفی نه در حکومت ایران، بلکه در کل ملت ایران وجود دارد و آمریکا باید به نحوی هزینه جبران این مساله را بپردازد و نیز اعتماد و اطمینان ملت ایران را جلب کند که آن حادثه و روند تکرار نخواهد شد، ایران مستقل و انقلابی را، که منافع خودش را دارد، به رسمیت بشناسد. من نمی‏گویم سیاستهایی که در ایران بوده، از اول درست بوده است که برخی از آنها عکس‌العمل به رفتارهای خود آمریکا بوده است. رفتارهایی مانند اشغال سفارت آمریکا عکس العمل به آن رفتارها بود و امروز حکومت مستقر است و مانند آن کار تکرار نخواهد شد. یعنی عامل آن جنبه منفی، جنبه منفی بزرگتری است که عامل آن آمریکایی‌ها بودند. من معتقدم منافع مشترک را می‌توان تعریف کرد، بشرطی که آمریکا از ذهنیت گذشته اش بیرون بیاید. آمریکا خودش را در مقابل کشورهای اروپایی و صنعتی برادر بزرگ‌تر می‌داند و در برابر جهان سوم و دنیای اسلام هم خودش را ارباب می‌داند و نمی‌تواند دیگران را تحمل کند. منافع خودش را اینگونه تعریف می‌کند، بنابراین منافع او در تضاد با منافع بسیاری از کشورها قرار می‌گیرد.من طی مصاحبه‌ای در اروپا گفتم که آمریکا باید از «برادر بزرگ تر» به «برادر» و از «ارباب» به «دوست» تبدیل شود. آمریکا کشور بزرگی است، امکانات بی همتایی دارد و ملت بزرگی هم دارد. آیا این امکانات، موقعیت ممتاز و ظرفیتهای کنونی باید صرف سیاستهایی شود که تا حالا نتیجه دیگری داشته است؟ کشورها منافع خودشان را دارند و آمریکا می‌تواند خودش را در رابطه ی مثبت با منافع آنها تعریف کند تا هم خودش تامین داشته باشد و هم دیگران پیشرفت کنند. چرا نیروهای آمریکا باید صرف این بشود که از کشورهای دیگر مناطق نفوذ یا پایگاههای استراتژیک بسازد؟ باید دوستان همفکر و پیشرفته‌ای را بسازد و اگر احساس شود که عامل عقب‌افتادگی در کشوری آمریکاست، افراط بوجود می‌آید. حتی علی رغم آنکه ما با اشغال عراق و افغانستان مخالف بودیم ولی باید بپذیریم که خطرات بزرگی از بیخ گوشمان عبور کرد؛ از یک طرف صدام که دو جنگ را در یک دهه در منطقه به راه انداخت و از سوی دیگر افغانستان هم که طالبان در آن حاکم بود و با ما دشمنی داشت. آمریکا این دشمنان مشترک را نابود کرد و با دموکراسی نیم بندی هم که در این دو کشور برقرار شد، دوستان ما روی کار آمدند. این دخالت ایران نیست، بلکه جایگاه ایران را در منطقه نشان می‌دهد.
آمریکا و ما موافق با خیلی از این سیاستها بودیم، در حالی که بسیاری از همپیمانان آمریکا با آن مخالف بودند. می‌توان منافع مشترک را تعریف کرد، در صورتی که این توسعه‌طلبی وجود نداشته باشد، منافع آمریکا در مقابل منافع کشورهای دیگر تعریف نشود، منافع دیگر کشورها در ذیل منافع آمریکا تعریف نشود، به شرط آنکه اطمینان حاصل شود که آمریکا نمی‌خواهد روشهای گذشته را تکرار کند و نشانه‌های عملی آن مانند رفع تحریم‌ها، بلوکه کردن اموال و... هم آشکار شود. در ایران هم این دید منطقی وجود دارد که بالضروره نگوید منافع من در دشمنی با آمریکاست و اگر آمریکا دشمنی نکند، ما هم می‌توانیم منافعمان را طوری تعریف کنیم که همه منافع و موجودیت ما در دشمنی با امریکا خلاصه نشود.‏
* پیام نوروزی اوباما به نظر شما قدم اول خوبی بود؟‏
** پیام، پیام خوبی بود و پاسخ رهبری هم پاسخ قابل توجهی بود. پیام در کل مثبت بود، گرچه اگر مشاوران اوباما دقت می‌کردند، برخی نکات منفی می‌توانست در آن نباشد و بیان آنها هیچ ضرورتی نداشت، زیرا موجب بدبینی می‌شود. گرچه اینها همه حرف است و تلقی دنیا هم این بود که پاسخ ایران مثبت است که بر اساس آن اگر آمریکا تغییر کند، در اینجا هم تغییر خواهد دید. این صحبت از تغییر متقابل امر مثبتی بود، اما باید به اوباما فرصت داد و انتظار نداشت که با موانع موجود مشکلات یک شبه حل شود و هم ایشان شفاف‌تر و مصداقی‏تر صحبت کند. ما هم باید از این فرصتها استفاده کنیم و با حفظ منافع ملی بسوی رفع مشکلات گام برداریم.‏
* آیا می‌توانید منافع مشترک را بیان کنید؟ مانند مساله مواد مخدر، ثبات در منطقه، مبارزه با تروریسم و ....‏
** همه اینها می‌تواند باشد. آمریکا و ناتو شعار مبارزه با مواد مخدر را می‌دهند، اما میزان تولید آن پس از اشغال افغانستان بیش از دو برابر شده است. این مساله بدبینی ایجاد می‌کند که شعار با واقعیت سازگار نیست. درحالی که پیشنهاد ما این بود که کشت جانشین ایجاد شود، زیرا وقتی از کشاورز مظلوم افغانی چیزی گرفته می‌شود، چیزی هم باید جایگزین آن شود و جهاد کشاورزی ما آمادگی انجام این کار را داشت، ولی آنها استقبال نکردند. همه امور می‌تواند مشترک باشد، به شرط اینکه هر دو طرف به چیزی که می‎گویند پایبند باشند.‏
* اگر شما بخواهید به رئیس‌جمهور آمریکا پیشنهاد دهید، به نظرتان قدم بعدی باید چه چیزی باشد؟‏
** می‌گویم، ایشان واقع بین و شجاع باشد. واقع‌بینی یعنی منافع آمریکا را در تضاد با منافع دیگران نبیند، جایگاه کشورها را آنگونه که باید بشناسد و بداند احساساتی که در دنیا بخاطر سیاستهای غلط آمریکا وجود دارد، جدی است و رفع آنها عزم و برنامه جدید می‌خواهد. همچنین در برابر موانع سر راه تغییر، مقاوم و پایدار باشد. زیرا معتقدم که ایشان با موانع جدی روبروست. البته خردمندی هم داشته باشد.‏
* اینها از نظر تئوریک درست است. قدم عملی آنها چه باید باشد؟ مانند رفع تحریم ها، مبارزه با سازمان مجاهدین خلق و....‏
** یکی از آنها تغییر شعارهای مبتنی بر معیارهای دوگانه است. یعنی اگر آمریکا واقعا نگران گسترش سلاح‌های اتمی است، چرا نسبت به کشوری که خودشان هم می‌دانند چنین چیزی ندارد فشار می‏آورند که اگر بخواهد هم داشته باشد سالها طول می‌کشد، در حالی که صدها کلاهک اتمی در زرادخانه‌های هسته‌ای منطقه ما موجود است؛ چه در شرق و چه در غرب کشورمان. آنها مورد همکاری قرار می‌گیرند، ولی به ما فشار می‌آورند. اینها معیارهای دوگانه هستند. البته در یکی از مصاحبه‌های اوباما خواندم که گفته ‏بود، ما که صدها کلاهک اتمی داریم می‌توانیم از دیگران بخواهیم که انرژی اتمی نداشته باشند؟ این حرف خیلی خوبی است. همچنین تحریم‌ها را بردارند و جسارتهایی که به ملت ایران می‌شود را تمام کنند. چرا باید مردم ایران مورد اهانت و تحت فشار قرار گیرد؟ اموال بلوکه شده را نیز آزاد کنند و مهمترین گام هم اینکه آنچه در شورای امنیت با تلاش آمریکا اتفاق افتاد، منجمد شده و ما به مذاکرات در سطح آژانس برگردیم و با حسن نیت مساله را پی بگیریم، ما هم آمادگی داریم. همچنین برای آمریکا ممکن است مشکل باشد، ولی باید آن را انجام دهد. چرا باید ملتی که تحت فشار و اشغال است متهم به حرکات تروریستی شود، ولی کسانی که رسما می‌گویند کسانی را ترور می‌کنیم، مورد حمایت باشند؟ اینها گام‌های عملی است که خیلی می‌تواند زمینه را مساعد کند.‏
* در مورد مذاکرات بی‌قید و شرط چطور؟‏
** من الان مسئولیتی ندارم، ولی دولت ایران اعلام کرده که برای این کار آماده است و خودش گام خیلی مهمی است.‏
* شما سفرهای خارجی زیادی داشته‌اید. لابی اسرائیل را تا چه حد در عدم برقراری رابطه ایران و آمریکا موثر می‌دانید؟
** البته نه فقط در زمینه برقراری رابطه. بلکه در زمینه ایجاد امواج تبلیغاتی و جنگ روانی و فشارهای مختلف بر سیاستهایی که به نفع آنها نیست. آنها لابی بسیار قوی، امکانات اقتصادی بالا و مهم‌تر از همه امکانات تبلیغاتی فراوانی برای در دست گرفتن افکار عمومی دارند. یک تعبیری وجود دارد که البته در زمان اوباما خیلی دوست ندارم آن را بکار ببرم و آن اینکه، پایتخت آمریکا نه در خارج آمریکا، نه واشنگتن، که تل‏‎آویو است. من برای ملت آمریکا احترام فراوان قائلم، اما در ذهن بخش مهمی از دنیای اسلام، بخاطر سیاستهای غلط آمریــکا پایتخت آن را تل آویو می‏دانند و این برای آمریکا بد است و بیش از آنکه تعیین کننده در سیاست خارجی آمریکا شورای سیاست خارجی آن و دستگاه‏های آن باشد، سیاستهایی است که در اسرائیل وجود دارد. ‏
شما (آمریکایی‌ها) بخاطر چند گروگان در ایران ناراحت می‏شوید و حق هم دارید، ولی نباید از اینکه تلقی شود که آمریکا گروگان اسرائیل است، ناراحت شوید. در ابتدا دولت آمریکا باید مردم و سیاستهای خودش را از دست اسرائیل خارج کند(لااقل در تلقی دیگران) که موضوع مهمی است و حتماً لابی صهیونیستها در پیش آوردن این بحث موثر بوده است.‏
* شما فکر می‌کنید که آمریکا و جهان در زمینه انرژی هسته‏ای چه راهی را در برابر ایران باید اتخاذ کند؟‏
** راهی که ما در دوران ریاست جمهوری من می‌رفتیم و طی آن همکاری زیادی با دنیا کردیم و به نتایج خوبی رسیدیم و در مذاکرات خصوصی هم به جمع‌بندی خوبی رسیدیم. اروپا یک بسته داد، ما هم یک بسته دادیم و من به اروپایی‌ها گفتم، «تعلل نکنید و رودر بایستی و فشار آمریکا باعث نشود که به نتیجه نرسیم که اگر تعلل کنید، این بدبینی ایجاد می‌شود که بنای اروپایی‌ها بر حل مشکل نیست و تصمیمشان خرید زمان و محروم کردن ایران از حق خودش است و مطمئن باشید که در این صورت مقاومت در برابر سیاستهای شما و تغییر مسیر سیاستها در ایران خواهد بود.» اما اروپا ضعف نشان داد، فشار آمریکا هم زیاد بود و در یک کار بسیار غلط، پرونده ایران را به شورای امنیت بردند و تصور کردند که با فشار می‌توان ایران را قانع کرد، در حالی که ایران همیشه نشان داده در مقابل تهدید عکس‏العمل شدیدتری از خود نشان می‌دهد.‏ من معتقدم، مذاکره بدون قید و شرط و بازگشت به ذهنیت مناسبی که قبلا وجود داشت و با منجمد کردن مساله در شورای امنیت، می‌توانیم به فرمولی دست یابیم که هم ایران حق خودش را داشته باشد و هم ما ضمانت عینی به آنها بدهیم که بمب اتم نمی‌خواهیم. مذاکره بدون قید و شرط و با حسن‌نیت راه‌حل قضیه است.‏
* اروپایی‌ها می‌گویند ما می‌خواستیم این مذاکرات را انجام دهیم، اما با صحبتهای آقای احمدی‌نژاد ممکن نشد.‏
** نه! آنها اگر می‌خواستند انجام دهند، در زمان من بعد از اینکه به حل حقوقی نزدیک شدیم و به فرمولهای مناسب رسیدیم، این کار را انجام می‌دادند. اما آنها تعلل کردند و آمریکا میدان دار شد، این بدبینی هم در ایران تقویت شد. البته ممکن است بعضی حرفها و شعارها بهانه‌ای برای این کار بوده است، ولی چه در زمان بوش و چه غیر از آن، حرفهای خیلی تندتر و بدتر از طرف‏های دیگر به ما زده شده است. در عین آنکه معتقد هستم نباید حرفهایی بزنیم که فقط هزینه دارد و فایده ندارد و تبدیل به بهانه می‏شود.‏

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات