تاریخ انتشار : ۱۸ تير ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۰  ، 
کد خبر : ۹۴۶۵۴
نقدی بر مطایبه محمدرضا تاجیک ‌

بازی با افکار عمومی نقاد


کسی می گفت سرنوشت تلخ و محتوم دموکراسی لیبرال، ابتذال است و شاهدمثالش رای آوردن امثال جرج بوش لوده، سارکوزی و برلوسکونی بوالهوس، رایس، مرکل و لیونی و دیگرانی است که امروز زمام امور را در غرب به دست گرفته اند. وی با مقایسه اولین میوه های دموکراسی غرب مثل آبراهام لینکلن، وینستون چرچیل، اتو فون بیسمارک و ... با منتخبین امروز لیبرال دموکراسی در قرن بیست و یکم نتیجه گرفت که حباب لیبرال دموکراسی ترکیده و ابتذال، غرب را فرا گرفته است.‌
باور این واقعیت که آخرین ایدئولوژی دنیای غرب با چنین فرجام مشمئز کننده ای روبروست کمی دشوار است اما در عین حال این ادعا که ابتذال در تمام ساحات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی سرنوشت محتوم لیبرال دموکراسی است قابل تامل و تانی است.‌
یک شنبه این هفته روزنامه “کلمه سبز” ارگان میرحسین موسوی در ستون گفته های خود مطلبی را به نقل از محمدرضا تاجیک با عنوان “ما رو نمی خواید؟!”منتشر کرد که اگر چه برای آشنایان با قلم ایشان غیرقابل باور می نمود اما باور واقعیت مذکور در طلیعه این نوشتار را بسی آسان تر نمود.
محمدرضا تاجیک شاید جزو اولین ایرانیانی باشد که در رشته تحلیل گفتمان تحصیلات خود را تا مقاطع عالی دانشگاهی ادامه داده و به عنوان یکی از صاحب نظران میانه رو در عرصه تحولات سیاسی ایران به شمار می رود. تاجیک در دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی مسئولیت مهم و حساس مرکز بررسیهای استراتژیک را بر عهده داشت و تمام تلاشش را معطوف نمود تا از منظر گفتمانی به تحلیل شرایط جدید جامعه بپردازد. علی رغم پرستیژ میانه رو وی، گرایشات اصلاح طلبانه اش قابل انکار نیست اما همواره از اعتدال در سیاست ورزی حرفه ای دفاع کرده است.‌
ارگان مهندس موسوی در ستون گفته های خود یک شنبه این هفته مطلبی را به قلم تاجیک منتشرکرده است که به نظر می رسد هیچ نسبتی با نقد عالمانه، مشفقانه و حکیمانه و حتی با سابقه قلمی و فکری این استاد دانشگاه ندارد. تاجیک در مطایبه ای تلخ و هجوآمیز عبارات عجیب و غریبی را برای اولین بار به کار برده است که اساسا نه در شان شخصیت حقوقی سابق وی و نه در اندازه های شخصیت حقیقی ایشان است.‌
وی در روزنامه مهندس موسوی طی هجوی علیه دولت نهم نوشته است: “ما که سیب زمینی می دیم بهتون، یه بوس هم روش می دیم بهتون، ما رو نمی خواید... ما که همش شعار می دیم، یه ناهار هم باهاش می دیم ما رو نمی خواید؟! ما که آمریکا را می مالیم بهم، خوب و بدش رو می بافیم بهم، ما رو نمی خواید؟...! ما که سکه می دیم بهتون، پول زیاد می ریزیم به پاتون، ما رو نمی خواید؟! و...”‌ جناب تاجیک بهتر از هر کسی می دانند این نوع ادبیات گزنده که نوعی منفی گرایی مفرط در اثنای رقابتها و تبلیغات انتخاباتی قلمداد می شود فارغ از صحت و سقم مدعیات مطرح شده درآن، به بهانه چند رای بیشتر برای نامزد مورد حمایت اما بهایی گزاف و به اندازه زیر سوال رفتن سابقه علمی و پژوهشی فرد نگارنده در پی دارد. هجو اگر چه برداشتی خنده دار از مضمونی جدی است اما مخاطب از نویسندگان جدی، برداشت خنده دار نمی کند.
این نوع ادبیات که مثلا “ما که همه جور حال می دیم بهتون، چیزهای باحال می دیم بهتون، ما رو نمی خواید؟!” ابتذال نقد و بازی با افکار عمومی نقاد در جامعه است.‌
یکی از رسالتهای روشنفکری دینی در آستانه انتخابات سوق دادن جامعه به فضای داوری عقلانی و مطالبه محور است. نقد قدرت سیاستها را صیقل می دهد و رای دهندگان از نخبگان علمی و سیاسی جامعه انتظار دارند که ابهامات حاکم بر فضای تصمیم گیری نهایی آنها را بزدایند.‌
از طرفی استفاده از عکس‌های جهت‌دار، تیترهای جنجال‌برانگیز، حذف واژه‌های احترام‌آمیز، ابتذال و هجو سیاسی و رویکردهایی از این دست که پس از انقلاب اسلامی جدید تلقی می‌شد، میراث دوره دوم خرداد است. دوم خردادی که در سوم تیر 1384 با واکنش سریع جامعه مواجه شد. برخی از تحلیلگران مسائل سیاسی- فرهنگی بر این اعتقادند که بخش مهمی از پس زنش اجتماعی در سوم تیر ناشی از اباحی گری، تقدس زدایی و هجوهای جراید و روزنامه هایی بود که مبانی اعتقادی و ارزشی مردم را به بازی می گرفت.‌
امروز مهندس موسوی پس از بیست سال سکوت با گفتمان امام(ره) و انقلاب وارد عرصه رقابتهای سیاسی شده است لذا شایسته نیست با سهل انگاری و ذبح منافع ملی پای مطامع حزبی دامن پاک جریده تحت نظر ایشان به کژتابی قلم آلوده شود.‌

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات