تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۱  ، 
کد خبر : ۹۴۷۵۹

زایوپدیا: مهمترین اثر موشک‌های فلسطین

اشاره: در پایگاه اینترنتی زایوپدیا یکی از ابزارهای مفید برای اعمال فشار بر تل‌آویو به ستوه آوردن آن توصیف شده و از موشک‌های کوچک فلسطینی به عنوان ابزاری یاد شده که هراس روانی بر صهیونیست‌ها برای ورود به سرزمین‌های اشغالی وارد می‌سازد.

به گزارش فارس، در این گزارش که به قلم "پل گرنویل " در پایگاه اینترنتی ضدصهیونیستی "زایوپدیا " و همچنین پایگاه "پلستاین ثینک تنک " منتشر شده آمده است: اسرائیل با حمله به غزه، بار دیگر این پیام را به جهان اسلام و عرب فرستاده است که منازعه خاورمیانه به طرزی بهت آور، خشن و خونبار خواهد بود. این همان پیامی است که در تابستان سال 2006 با حمله به لبنان فرستاده شد همان پیامی که با کشتار قانا و حمله و اشغال 18 ساله لبنان از سال‌های 1982 تا 2000 و در تمام دوره زمانی که به سال 1948 (سال اشغال فلسطین) فرستاده شده است.
نویسنده این مقاله تاکید می‌کند: برای کسانی که در زندگی شخصی شان به خشونت پشت کرده اند و کسانی که مثل من هرگز از تفنگ استفاده و یا یک تفنگ حمل نکرده اند، عملیات تحریم، یک ابزار مهم برای نبرد بدون توسل به زور، علیه اشغال کرانه باختری و حکومت نژادپرستانه‌ای است که در مرزهای همیشه در حال تغییرِ اسرائیل، قرار گرفته است.
نویسنده می‌افزاید: من مقاومت مسلحانه حماس و حزب الله علیه [این] نیروی پرقدرت را تحسین می کنم، اما اکنون پس از 61 سال باید روشن شده باشد که مقاومت مسلحانه در برابر صهیونیسم به تنهای منجر به براندازی آن نخواهد شد. بیشترین کاری که این سازمان‌ها می توانند علیه اسرائیل انجام دهند، به ستوه آوردن آن است و اثر آن در بیشترین حالت همانند اثری است که نیش یک زنبور بر روی انسان می گذارد.
بنا بر این مقاله، اثر اصلی موشک هایی که به داخل مرزهای اسرائیل پرتاب می شود، ایجاد هراس روانی و تلفات جانبی است که چهارمین ماشین نظامی قدرتمند جهان در مقابل آن ناتوان است. هراس روانی، ممکن است مهاجران یهودی جدید را از وارد شدن به اسرائیل دلسرد کند و این، سودمند است.
با این حال نویسنده با اشاره به ادامه حملات رژیم صهیونیستی به سرزمین‌های فلسطینی می‌نویسد: با این حال چنین تاکتیک هایی در حالی صورت می‌گیرد که حتی وقفه‌ای در رهبری سیاسی اسرائیل، اعم از چپ یا راست، در حمله مداوم علیه فلسطینیان، پروژه ی صهیونیست ها برای پاکسازی منطقه از اعراب و اسکان غیرقانونی یهودیان در کرانه باختری در فلسطین، ایجاد نشده است.
بنا بر این گزارش سازمان شیعه حزب الله در سال 2000، در نبردی دفاعی موفق شد نیروهای اسرائیل را از لبنان بیرون کند و در سال 2006 با موفقیت توانست تلاش اسرائیل برای اشغال مجدد جنوب لبنان را عقیم بگذارد. بنابراین جلوی توسعه طلبی اسرائیل گرفته شد.
در ادامه این مقاله با اشاره به تاریخچه بحران خاورمیانه آمده است: در هیچ زمانی در 61 سال گذشته ارتش‌های عربی در عبور از مرزهای سال 1967 اسرائیل یا حتی حمله به کرانه ی باختری اشغالی، موفق نبوده اند. جنگ های اسرائیل منجمله در سال 1948، در خاک دیگر کشورها انجام می شده است. جنگ یوم کیپور در سال 1973، علی رغم شکست جزئی اعراب، نهایتاً (تحت فشار آمریکا) در دوران ریاست جمهوری کارتر، منجر به باز پس دادن صحرای سینا به مصر شد.
نویسنده می‌افزاید: توازن نظامی منطقه در طول 61 سال گذشته در حال تغییر به سود اسرائیل بوده است. ناتوانی در مقابله با استعمار صهیونیستی فلسطین در چارچوب اسرائیل، [مسئله ی] بسیار مهمی است، و یک یاری از سوی مردم جهان بوسیله ی تحریم بین المللی کالاها و خدمات اسرائیلی [اگرچه] تنها امید نیست اما امید اصلی است. دیگر مایه های امید، مقاومت و جمعیت شناسی اعراب است.
در این مقاله تصریح شده است: مقاومت، همانطور که در منشور سازمان ملل گرامی داشته شده است، قانونی است؛ [اما] اسرائیل قانونی نیست، همانطور که مناخیم بگین، تروریست مشهور آیرگون که بعدها نخست وزیر اسرائیل شد، یک روز پس از رأی سازمان ملل در نوامبر سال 1974در مورد تفکیک فلسطین، اظهار کرد: "تفکیک فلسطین غیرقانونی است. این [تقسیم بندی] هرگز به رسمیت شناخته نخواهد شد ... بیت المقدس پایتخت ما بوده و برای همیشه خواهد بود. ارض اسرائیل به مردم اسرائیل بازگردانده خواهد شد. تمامی آن و برای همیشه. "
بنا بر این گزارش، اسرائیل برای اینکه یک کشور عضو سازمان ملل شود لازم بود که قطعنامه 194 سازمان ملل را که حق بازگشت مهاجرین فلسطینی را تصدیق کرده بود، تأیید کند و متعهد به بازگشت "همه مهاجرینی که خواهان بازگشت به خانه هایشان و زندگی در صلح با همسایگانشان هستند " (و در آن زمان در کل 700 هزار نفر بودند) به قلمرو مستقل خود شود. اسرائیل این قطعنامه را پذیرفت، و عضو سازمان ملل شد اما بلافاصله پس از آن اعلام کرد که قصد اجرای قطعنامه ی سازمان ملل را ندارد.
نویسنده تاکید می‌کند: بنابراین اسرائیل نامشروعیت خود را به عنوان یک عضو سازمان ملل، اعلام کرد. شورای امنیت سازمان ملل که تحت تسلط کشورهای امپریالیستی غربی است که خود در ابتدا به ایجاد اسرائیل در خاورمیانه کمک کردند، با آن همراهی کرد. ضعف کلیدی اسرائیل در این است که یک کشور تجاری با نیروی انسانی بسیار متخصص و منابع طبیعی اندک است. تحریم کالاهای اسرائیلی به همراه عدم سرمایه گذاری در شرکت های اسرائیلی و تحریم کشاورزی، راه اصلی حمایت از مقاومت اسلامی و سکولار فلسطینیان است همچنین راهی است برای اعمال فشار به مقامات صهیونیست برای ملایم کردن میل شدیدشان به بی رحمی، تقویت اختلاف نظر در اسرائیل و عمیق کردن شکاف های موجود در جامعه ی اسرائیل.
بنا بر ارزیابی نویسنده این مقاله، اگر بتوان یک تحریم بین المللی را با مسئله حق بازگشت فلسطینیان و لغو حق بازگشت یهودیان پیوند زد، یک هدف استراتژیک بی مناقشه در حمایت از فلسطینیان برای جنبش تعیین خواهد شد.
در ژانویه سال 2009، 479 شهروند اسرائیلی سندی را به نام "پیامی از شهروندان اسرائیلی " امضا کردند که خواهان تحریم کالاهای اسرائیلی، عدم سرمایه گذاری و مجازات اسرائیل به عنوان تنها راه پیش رو برای آغاز متمدن سازی ماشین نظامی صهیونیسم (به هر دو معنای غیر نظامی سازی و همچنین تبدیل شدن فلسطین اشغالی به یک جامعه متمدن بجای یک کشور نظامی) و متوقف ساختن جنگ مداوم علیه مردم فلسطین بود.
در دهه 1980، مورن بنونیستی، نویسنده ی اسرائیلی و معاون شهردار سابق بیت المقدس، پروژه ی اطلاعات کرانه ی باختری را اجرا کرد که اثر متقابل اقتصادهای اسرائیلی و فلسطینی در این منطقه اشغالی را تحلیل می کرد. مطالعه ی حاصل به این نتیجه رسید که کرانه ی باختری بطور مؤثری توسط اسرائیل تسخیر شده نه اینکه صرفاً تصرف شده باشد. واژه ی "فلسطین اشغالی " بطور صحیحی به تمامی سرزمین میان رود اردن و بحرالمیت، اشاره دارد، همانطور که اسرائیل پیش از 1967، یک الحاق بوسیله ی نیروی نظامی، به همراهی نیروهای نظامی قوی ترومن و سازمان ملل نوپا با عناصر صهیونیست در جامعه یهودی آمریکا، بود.
به عقیده نویسنده: هر اسم دیگری، شاهدی بر این امر است که اشغال نظامی کرانه ی باختری تا زمانی باقی خواهد ماند که رژیم استعماری پس از سال 1948 خود یا به زمین بخورد یا تحت فشار تناقضات داخلی خود از هم پاشیده شود تا با یک نظام سیاسی غیر استعماری و پایه گذاری مجدد یک برابری اقتصادی و سیاسی میان اعراب و یهودیان جایگزین شود.
در این مقاله آمده است: پیش از سال 1967 نیز شهروندان فلسطینی اسرائیل تحت اشغال نظامی زندگی می کردند و در شرایط سیاسی مشابهی با مردم کرانه ی باختری و غزه امروز بودند. رشید خالدی نویسنده ی فلسطینی آمریکایی، از واژه ی "هلوت " (واژه‌ای یونانی از یونان باستان که برای مشخص کردن یک موقعیت نامعلوم میان بردگی و شهروندی بکار می‌رفته است) برای مشخص ساختن موقعیت شهروندان فلسطینی ای استفاده می کند که نه حقوق مدنی دارند و نه مجال سیاسی برای تأثیر گذاشتن بر رفتار دولتی که زندگی آنها را بگونه ای بی نهایت تحقیر آمیز و یأس آور تحت اختیار داشته و کنترل می‌کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات