نویسنده : بهرام گلزاده
یکى از مسائل مهمى که به صورت جدى سیاست خارجى و روابط منطقى و عقلانى و منطبق بر منافع ملى با جهان را مورد تهدید قرار مىدهد، بحث تصمیمسازىها و تصمیمگیرىها غیرکارشناسانه در حوزه سیاست خارجى و عدم بهره مندى از نظرات کارشناسى دیپلماتها و کارشناسان کارکشته سیاسى در کشور است. یادداشتی از بهرام گل زاده، تحلیلگر مسائل سیاسی
نیاز سیاست خارجى جمهورى اسلامى در وضعیت کنونى منطقه اى و بین المللى و برخى فشارها و تحریم ها و روابط سرد با تعدادى از کشورهاى موثر جهان و تنش با برخى کشورهاى منطقه شرایط را نسبت به سال هاى قبل حساس تر کرده است بطور طبیعى ارائه تعریفى جدید از روابط خارجى با هدف دورى از تهدیدها ‘ تامین امنیت و بهره مندى مدبرانه از فرصت هاست. لازمه ى ایجاد این شرایط که به هرصورت با امنیت سیاسى و اقتصادى ایران و اعتبار و اعتماد بین المللى ارتباط نزدیک و غیرقابل انکار دارد این است که با واقع بینى و به دور از نگاه ایدئولوژیک‘ فهرستى از تهدیدها و فرصت ها را تهیه کرده تا مبنایى براى تبیین استراتژى لازم در حوزه سیاست خارجى باشد .
اگر خواسته باشیم فهرستی از تهدیدها و فرصت ها را نه به صورت موردى بلکه به شکل کلان مورد توجه قرار دهیم و بررسى مصادیق آن را به عهده دست اندرکاران امر بگذاریم باید از فاصله گرفتن از اتحادیه اروپا و غرب به عنوان یکی از تهدیدها یاد کرده و لذا براى دورى از این شرایط به صورت منطقى و با واقع بینى تجدیدنظرهایى را در این ارتباط در دستور کار قرار داده و به ترمیم و بازسازى سیاست خارجى در این بخش همت بگماریم و در عین حال نزدیکی از موضع یک کشور صاحب قدرت و نفوذ در منطقه و جهان به این کشورهای موثر جهان را به عنوان یک فرصت تلقی کرده و راه کارهاى عملى جدیدترى را به این منظور مورد مطالعه دقیق قرار دهیم.
تنش در روابط و تعامل با شورای امنیت سازمان ملل متحد و سازمان های بین المللی که اتفاقا در اکثر آنان نیز عضویت داریم یکی دیگر از این تهدیدهاست که اگر به آن بى توجهى شود خساراتى را به همراه خواهد داشت و بهانه بدست مخالفان نظام سیاسى جمهورى اسلامى خواهد داد و لذا با یک بررسى دقیق تر باید علل بروز برخى تنش ها در این روابط و تعامل، مورد بررسى کارشناسانه قرار گرفته و ضمن تلاش براى کاهش حجم این تنش ها و به حداقل رساندن آن و خروج از انزوا، باید هرچه بیشتر سطح اعتماد و تعامل سازنده با این سازمان های مهم بین المللی را افزایش داده و در جهت تبدیل آن به فرصت های مناسب و بهره گیرى از ظرفیت این نزدیکى در مسیر توسعه کشور و همچنین مشارکت حداکثرى در حل و فصل مسائل و بحران هاى منطقه اى و جهانى قدم هاى جدى برداشت.
بهره گیرى استراتژیک یا در مواقعى تاکتیکى از تعامل و نزدیکی بیشتر به برخی کشورهای آمریکای جنوبی که اتفاقا سیاست هاى خارجى آنان با توجه به اولویت منافع ملى شان، همواره با نوسان و تغییر مواجه است و در نتیجه فاصله گرفتن غیرمنطقى از کشورهاى موثر و قدرمند، خود به تنهایی یک تهدید است لذا باید این نزدیکی ها و برقرارى روابط دوستانه و استراتژیک را با تدبیر بیشتر به شکل منطقى و در حد و اندازه ضرورى در جهت تامین منافع و امنیت ملى سازمان داده و تبدیل به یک فرصت کرد و توجه داشت که این روابط به قیمت فاصله گرفتن از کشورهاى صاحب قدرت سیاسى و اقتصادى بدون محاسبه دقیق منافع ملى نبوده و برقرار نگردد.
قرار گرفتن در مرکز بسیاری از بحران های جهان و کشورهای بحران آفرین، بدون هزینه و فایده کردن میزان تاثیر مثبت یا منفى آن بر منافع ملی کشور خود تهدیدی جدی است لذا باید در این جهت لزوما منافع کشور در نظر گرفته شود و بر این اساس روابط را تنظیم و در بحران هاى بین المللى و منطقه اى نقش موثر ایفا کرد. در این گونه موارد باید توجه داشت که همواره در بحران هاى جهانى و منطقه اى، تعادل در دیپلماسى و رابطه ى منطقى با کشورهاى درگیر در هر بحران، امرى ضرورى واجتناب ناپذیر است.
باید از اتخاذ هر گونه سیاست منطقه ای که نتیجه آن به ایجاد صف بندى واحد کشورهاى منطقه علیه کشور مى شود و در جاى خود یک تهدید بالقوه به شمار می آید پرهیز و سیاست ها را در جهت منافع ملی و در عین حال تعامل با کشورها تنظیم کرد. در همین رابطه سیاست های منطقه ای که قاعدتا با هدف تامین حداکثر منافع ملی طراحى مى شود، قرار گرفتن بدون منطق در مقابل قدرت هایى که نفوذ آْنان در منطقه واقعیتى بیرونى و غیرقابل انکار است، یک تهدید جدى محسوب مى شود باید با اتخاذ تاکتیک ها و سیاست هاى مناسب تلاش کنیم تا منافع ملى در جهت عدم درگیرى و رودرویى با این قدرت ها تعریف شده و در عین حال ساز و کارهایى براى استیفاى حقوق و حضور تاثیر گذار در تحولات و حل بحران هاى منطقه اى به عنوان یک کشور قوى و موثر طراحى شود.
یکى از مسائل مهمى که به صورت جدى سیاست خارجى و روابط منطقى و عقلانى و منطبق بر منافع ملى با جهان را مورد تهدید قرار مى دهد، بحث تصمیم سازى ها و تصمیم گیرى ها غیرکارشناسانه در حوزه سیاست خارجى و عدم بهره مندى از نظرات کارشناسى دیپلمات ها و کارشناسان کارکشته سیاسى در کشور است و بى توجهى به ظرفیت هاى موجود در این حوزه، به نوعى اتلاف منابع و سرمایه هاى دیپلماسى محسوب مى شود و این نوعى خسارت است لذا باید براى خروج از این تهدید و بهره گیرى از فرصت ها و امکانات نرم افزارى موجود، به تقویت و فعال سازى نهادهاى غیراجرایى و غیر تصمیم گیر در حوزه سیاست خارجى که از ظرفیت بالاى تصمیم سازى و نظریه پردازى در حوزه یاد شده برخوردارند، پرداخت و مانع از هدر رفتن سرمایه ها شد.
بهره گیرى به موقع از فرصت هاى سیاسى و اقتصادى که در اثر تحولات منطقه اى و جهانى ایجاد مى شود نیز خود فرصتى مغتنم است که متاسفانه مشاهده شده در مواقعى نه تنها استفاده بهینه از این فرصت نمى شود بلکه همان موقعیت و فرصت با بهره گیرى از یک دیپلماسى ناقص و سطحى نگرى و احساسى، تبدیل به یک تهدید مى شود. لذا باید توجه داشت که فرصت ها همیشه ایجاد نمى گردد و نباید در صورت ایجاد شرایط مناسب، از آنها به سادگى چشم پوشید و یا اینکه با نگاه احساسى و ایده آلى و غیرواقع گرایانه به حادثه و تحول‘ آن را به تهدید مبدل کرد.
با توجه به نکاتى در بالا بدان ها اشاره شد مى توان ضمن آنکه همواره تنش و تشنج را از سیاست خارجى حذف مى کنیم، این استراتژى کلى را به تمامى حوزه هاى جزئى و موردى سیاست خارجى و روابط بین الملل تسرى داد و باب جدیدى را در تعامل با جهان و گفتمان و مفاهمه ى دو جانبه و چند جانبه ایجاد کرد. آنچه مسلم است فهم مشترک و درک مشترک از شرایط و پذیرش منافع هر کشور توسط کشور مقابل، به عادى سازى روند روابط و حل مسائل و تنش ها و تزاحم و تضاد منافع، از طریق گفت و گو با درنظر گرفتن منافع مشترک کمک شایانى مى کند. آنچه در گذشته به خصوص در سال هاى اخیر در ارتباط با سیاست خارجى و نتایج حاصل از آن بدست آمده خود تجربه ى گرانبهایى است که باید در شرایط جدید مورد توجه قرار داد.