تاریخ انتشار : ۰۱ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۱  ، 
کد خبر : ۹۴۸۳۸
دیوید پترائوس، فرمانده ستاد ارتش آمریکا در خاورمیانه و آسیای مرکزی:

برای رسیدن به هدف هر کاری می‌کنیم

اشاره: ژنرال دیوید پترائوس را خیلی‌ها به خاطر نقش مهمی در جنگ عراق و همچنین مبارزات ظاهرا ضدتروریستی آمریکا در خاورمیانه می‌شناسند. او که در دوران بوش،‌ تاثیر مهمی در سیاست‌های نظامی آمریکا داشت، احتمالا در دستگاه نظامی اوباما نیز چهره‌ای تاثیرگذار خواهد بود و در حال حاضر نیز فرماندهی ستاد ارتش آمریکا در خاورمیانه را برعهده دارد و حملات اخیر آمریکا به شمال پاکستان و تشدید نبرد این کشور با طالبان یک بار دیگر او را در معرض توجه جدی قرار داده است. کریس والاس، تحلیلگر برجسته فاکس‌نیوز در مصاحبه‌ای نظرات وی را درباره جنگ در افغانستان، پاکستان و عراق جویا شده است.

* آقای پترائوس! برای سوال نخست بگذارید از پاکستان شروع کنیم، ارتش آمریکا اخیرا دور تازه‌ای از حملات را علیه طالبان در دره سوآت در مناطق شمالی پاکستان آغاز کرده است. به نظر شما در این حملات نشانی از تفاوت با حملات اغلب ناکارآمد گذشته به چشم می‌خورد؟
** البته که این حملات تفاوت‌هایی با حملات قبلی دارد. اول از همه اینکه تحرکات اخیر طالبان و پیشروی آنها تا مناطقی چون دیر و بونیر باعث شد عزم جدی‌تری در تمام پاکستانی‌ها برای مقابله با این گروه به وجود بیاید و در حال حاضر نه‌تنها رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر پاکستان، بلکه مقامات ارتش این کشور و رهبران گروه‌های مخالف دولت و همچنین مردم پاکستان از قومیت‌های مختلف به این نتیجه رسیده‌اند که باید برای مقابله با قدرت رو به رشد طالبان، بسیج شوند. بنابراین در حال حاضر و برخلاف گذشته، نوعی وحدت نظر برای مقابله با طالبان در پاکستان به چشم می‌خورد. این عزم را در عمل هم می‌توان مشاهده کرد. تمرکز و تراکم اصلی نیروهای ارتش پاکستان غالبا در شرق این کشور و در مرزهای هندوستان قرار داشته، اما در حال حاضر اکثر قریب به اتفاق این نیروها به مناطق شمالی و شمال شرقی پاکستان منتقل شده اند و به نظر می‌رسد این روند تا شکست کامل طالبان ادامه داشته باشد.
* اما آقای پترائوس! واقعیت این است که ارتش پاکستان و کارشناسان نظامی آن همواره مایل بوده‌اند با هندی‌ها بجنگند و در این راه تمام توان خود را صرف کرده‌اند و تخصص آنها از زمین، هوا و بویژه در دریا جنگیدن با هندی‌هاست. فکر نمی‌کنید نگرش موجود در ارتش پاکستان در حال حاضر اساسا با سیاست‌های نظامی آمریکا برای مبارزه با شبه‌نظامیان در افغانستان و پاکستان متفاوت باشد و آیا این تاکتیک‌های نظامی می‌تواند در دره سوآت پیروز از میدان کارزار بیرون بیاید؟
** درست است. اما ما در نشست سه‌جانبه اخیر در واشنگتن که مقامات عالیرتبه پاکستان نیز در آن حضور داشتند، تلاش کردیم به افق‌های تازه‌ای در این زمینه دست پیدا کنیم. پاکستانی‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که مبارزه فعلی با طالبان فقط به ارتش این کشور محدود نمی‌شود و باید تمام اجزای دولت که نقش و ارتباطی در ارتش دارند به نحوی ارگان‌های نظامی پاکستان را مورد حمایت قرار دهند. تنها از این طریق است که می‌توان صدمات و خسارات ناشی از درگیری با طالبان در مناطق شمالی را جبران کرد و مردم آواره منطقه را به خانه‌هایشان بازگرداند. البته ما هم تلاش می‌کنیم سازمان‌ ملل را در کمک‌رسانی به آوارگان پرتعداد این جنگ یاری کنیم.
* ژنرال پترائوس! اخیرا شما در گفت‌وگویی بحث‌برانگیز به برخی مقامات آمریکایی گفتید که نسبت به ادامه حیات دولت پاکستان در دو هفته آینده مردد هستید و رسما با این حرف زمزمه‌ها درباره احتمال سقوط دولت پاکستان قوت گرفت. اگر بنابراین گفته، خطر طالبان و پیشروی آنها تا این اندازه جدی است، احتمال دسترسی افراط‌گرایان و تکفیریون این جریان به زرادخانه‌های هسته‌ای پاکستان را تا چه میزان ارزیابی می‌کنید؟
** اول اینکه گزارشات و تحلیل‌هایی که از صحبت‌های من منتشر شد بسیار بیشتر و اغراق‌آمیز‌تر از آن چیزی بود که من چند هفته پیش پشت درهای بسته به برخی مقامات آمریکایی گفته بودم. البته واقعیت این است که چند هفته پیش رو، هفته‌هایی بسیار حیاتی و سرنوشت‌ساز برای آینده پاکستان محسوب می‌شود و به نظر می‌رسد اقشار مختلف دولت و ملت پاکستان این خطر فوق‌العاده حساس را لمس کرده‌اند و برای محافظت از کشور خود تلاش می‌کنند، اما درباره زرادخانه‌ها و تاسیسات هسته‌ای این کشور باید بگویم، آمریکا در حال حاضر اطمینان کامل دارد که این تاسیسات در امنیت کامل و در اختیار نیروهای دولتی و قابل اطمینان این کشور قرار دارد. این مساله را باراک اوباما در جریان دیدار با مقامات پاکستانی در واشنگتن مطرح کرد و به نظر ما امنیت قابل قبولی در این‌باره وجود دارد.
* اما این مساله ساده‌ای نیست و همان‌طور که گفتید، ما با یک خطر فوق‌العاده جدی در پاکستان مواجه هستیم. شما به سهم خود به عنوان فرمانده‌ای ذی‌نفوذ در ارتش آمریکا می‌توانید این تضمین و اطمینان را به جهان بدهید که آمریکا یک تنه می‌تواند مانع از دسترسی افراط‌گرایان به تاسیسات هسته‌ای شود؟
** تنها تضمین از سوی آمریکا نمی‌تواند تاثیر چندانی داشته باشد. فراموش نکنید که این جنگ، جنگ آمریکا با طالبان نیست، بلکه جنگی تمام پاکستانی در خاک این کشور است و این پاکستانی‌ها هستند که باید چنین تضمین‌هایی را ارائه کنند.
* شما هفته پیش گفتید، القاعده توانسته در غرب پاکستان دوباره خود را سازماندهی کند و به این توانایی رسیده که در هر زمان کشورهای دیگر را با تهدید‌های جدی مواجه کند. معنی این حرف شما این است که القاعده بازهم برگشته و خطری جدی محسوب می‌شود؟
** القاعده مدت‌هاست بازگشته و خطری جدی محسوب می‌شود. آنچه من می‌خواهم بگویم این است که رهبری جریان القاعده توانسته در همان مناطق قبایلی نیمه‌مستقل و صعب‌العبور در مرز افغانستان و پاکستان خود را سازماندهی و مکان خود را نیز نامشخص‌تر از قبل کند و از آنجا رهبری جریان عام القاعده را در دیگر مناطق خاورمیانه و آفریقا برعهده بگیرد و جریان انتقال منابع مالی و تسلیحاتی را به دیگر شعب القاعده، سازمان‌دهی کند. نظیر آن‌ چیزی که در عراق اتفاق افتاد و از مناطقی از سوریه این امکانات به عراق وارد می‌شد. ما می‌خواهیم مقابل این ارتباطات بایستیم. در حال حاضر می‌توان آثاری مشهود از حضور القاعده در مناطقی از یمن و همچنین در گروه الشباب در سومالی مشاهده کرد. این حرکت خواه- ناخواه به بخش‌هایی از اروپا و آمریکا نفوذ می‌کند و ما برای مقابله با این جریان تلاش می‌کنیم. اگر فراموش نکرده باشید در سال‌های گذشته زبانه‌های این جریان به انگلستان و دیگر نقاط اروپا رسید و تحرکات وسیعی را در مناطق شهری و پرجمعیت مثل لندن ترتیب داد، پس می‌بینید که از همین مناطق قبایلی کارهای فراوانی را می‌توان صورت داد.
* پس به نظر شما کسانی چون بن‌لادن و ایمن الظواهری هنوز در راس القاعده هستند و به سازماندهی آن ادامه می‌دهند؟
** همین‌طور است. اما فکر نمی‌کنم کسی بتواند مکان دقیق اختفای بن لادن یا حتی ظواهری را دقیقا مشخص کند. آنچه واضح است اینکه در حال حاضر این دو نفر مدام در حال تغییر مکان هستند و به راحتی نمی‌توان ردی از آنها به دست آورد. فقط گاهی می‌بینیم که ارتباطات محدودی برقرار می‌شود و نوارهایی ویدئویی یا صوتی برای تهییج طرفداران القاعده منتشر می‌شود، اما نمی‌توان گفت این نوارها از کجا درز می‌کند و به چه ترتیبی منتشر می‌شود. البته نباید غافل شد که در چند ماه گذشته بویژه در 10 ماه گذشته، القاعده متحمل ضرباتی در مناطق قبائلی شمال و شمال غرب پاکستان شده که روند کار این جریان را مختل کرده است، اما این ضربات ماهیتا موقت و زودگذر بوده‌اند و نمی‌توان خیلی روی آنها حساب کرد. باید ببینیم در ادامه چه اتفاقاتی پیش می‌آید و حملات ارتش پاکستان به کجا ختم می‌شود.
* بگذارید به افغانستان بپردازیم. گفته می‌شود در حملات هوایی اخیر جنگنده‌های ارتش آمریکا به غرب افغانستان حدود 150 شهروند غیر نظامی افغان کشته شده‌اند. درست است که شما هم بیانیه‌هایی برای رفع و رجوع انتقادات صادر کرده‌اید، اما از این گذشته واقعا چه جوابی برای این میزان تلفات غیر‌نظامی دارید؟
** ببینید! ما سعی کردیم در روزهای گذشته و در زمان حضور حامد کرزای در واشنگتن بیانیه مشترکی برای تعدیل اعتراض‌ها به کشتار غیر‌نظامیان صادر کنیم. علاوه بر این تیمی مشترک از نیروهای افغان و بازرسان آمریکایی پس از حملات اخیر از کابل به استان فراه اعزام شدند تا تحقیقات لازم را در این‌باره انجام دهند. ما اعتقاد داریم قبل از حملات شواهدی به دست آمده که نیروهای طالبان برای دریافت پول و اسلحه به روستاهای این منطقه نفوذ کرده‌اند و حتی سه نفر از اهالی این مناطق را کشته‌اند که پلیس محلی مجبور به دخالت شده و نهایتا والی استان فراه برای مقابله با آنها از نیروهای ائتلاف کمک خواسته و بدین ترتیب درگیری شروع شده است.
در جریان آتش این حملات بوده که بمب‌هایی بر سر این روستاها و خانه‌هایی که اعضای طالبان در آن مخفی شده بودند، ریخته شد که علاوه بر اعضای طالبان، تعدادی از اهالی روستاها هم کشته شدند. البته ما در این قضیه خود را مقصر می‌دانیم. من اخیرا برای پیشبرد روند این تحقیقات یکی از فرماندهان رده بالا و مورد وثوق خود را برای آشنایی بیشتر نیروهای آمریکایی در منطقه با وضعیت موجود به افغانستان اعزام کرده‌ام و مطمئنم این داستان روند مثبتی به خود خواهد گرفت اما در مجموع هدف ما اقتضا می‌کند، برای مقابله با طالبان به هر کاری متوسل شویم. این راهبرد ما در جنگ افغانستان و پاکستان است.
* بنابر گفته‌های شما، طالبان سازماندهی خاص خود را در مناطق شرقی پاکستان داشته و مناطقی را هم تحت کنترل نسبی خود درآورده است. اوباما بر اساس همین شرایط قرار است 21 هزار نیروی دیگر را به افغانستان اعزام کند. فکر می‌کنید این آمادگی در اوباما وجود دارد که نیروهای بیشتری به افغانستان اعزام کند، چرا که او همواره از پیروزی نهایی در افغانستان سخن می‌گوید و شما هم همین سیاست را دنبال می‌کنید؟
** من فقط این را می‌توانم درباره میزان همکاری و هماهنگی رئیس‌جمهور بگویم که تا به حال تمام درخواست‌هایی که برای اعزام نیرو به وزارت دفاع آمریکا فرستاده‌ام و از آنجا به دست اوباما رسیده مورد موافقت قرار گرفته و این درخواست‌ها شامل تمام درخواست‌هایی می‌شود که در سال جاری برای اعزام نیرو داشته‌ایم. در ماه‌های آینده نیز برنامه‌هایی برای افزایش نیرو خواهیم داشت که مطمئنم مورد موافقت اوباما قرار می‌گیرد. رابرت گیتس نیز اخیرا همان سیاست ما را در اعزام یگان‌های تخصصی از عراق به افغانستان تایید کرد و به نظر می‌رسد در آینده نزدیک این انتقال اتفاق بیفتد. ما می‌خواهیم افغانستان و پاکستان به جبهه اصلی مبارزه با تروریسم تبدیل شود و به همین دلیل حتما باید یگان‌های تخصصی را از عراق به افغانستان منتقل کرد. بودجه نظامی آمریکا نیز در حال افزایش است و به نظر نمی‌رسد در ادامه مشکل خاصی برای اعزام نیرو به افغانستان داشته باشیم.
* به مساله عراق بپردازیم. در ماه‌های اخیر خشونت در این کشور به بالاترین سطح خود رسیده و موج جدید انفجار‌ها مناطق مختلف این کشور را در برگرفته است. به نظر می‌رسد دولت عراق نیز خیلی مایل به تبعیت از سیاست‌های شما در مبارزات خود نیست و اخیرا شوراهای بیداری نیز که با شورشیان سنی می‌جنگیدند کاملا ضعیف شده‌اند و منابع مالی لازم به آنها تزریق نشده است. برخی از یگان‌ها در شورا‌های بیداری چندین و چند ماه است که هیچ پولی دریافت نکرده‌اند و در حال انحلال هستند. فکر می‌کنید ما در عراق تسلیم شده‌ایم؟ فکر می‌کنید دولت عراق تلاش می‌کند دیگر در بسیاری از موارد از نیروهای آمریکا حرف شنوی نداشته باشد؟
** اولا فکر نمی‌کنم اطلاعات شما از وضعیت پرداخت‌ها و دریافت‌های شورای بیداری در سال جاری دقیق باشد. تقریبا طبق اطلاعاتی که به ما رسیده است، شاید اعضای این شوراها حقوق خود را در برخی موارد دیر دریافت کرده باشند، اما در اکثر موارد پول آنها پرداخت شده است و ما در مجموع از عملکرد آنها راضی هستیم. دولت عراق هم توانسته مسئولیت این شوراها را شخصا بر عهده بگیرد و حقوق آنها را پرداخت کند. قبول دارم که در پنج - شش ماه گذشته سطح خشونت در عراق بشدت افزایش پیدا کرده و روند روبه رشدی داشته است. در این مقطع زمانی به طور متوسط هرروز 10 تا 15 حمله در عراق صورت گرفته که از تابستان 2003 تا به حال بی‌سابقه بوده است. همه اینها نشان‌دهنده این است که القاعده دوباره در پی تثبیت خود در عراق است.
* با این وضعیت شما در عراق چه‌کار خواهید کرد؟ قرار بود طبق برنامه‌ها و توافق‌های صورت گرفته تا پایان ژوئن امسال آمریکا تمام نیروهای خود را از مناطق شهری عراق به طور کامل خارج کند، اما اودیرنو، فرمانده نیروهای آمریکایی در عراق به تازگی گفته، می‌خواهد نیروهای آمریکایی را پس از ضرب‌العجل تعیین شده در مناطقی از بغداد حفظ کند. چطور چنین چیزی ممکن است؟
** همان‌طور که می‌دانید سیاست ما در عراق این است که پایگاه‌های خود را هرچه سریع‌تر از مناطق جمعیتی متراکم و شهر‌های بزرگ خارج کنیم. این فرآیند در حال اجراست و روند مناسبی را هم دنبال می‌کند و فکر می‌کنم پایگاه‌های موصل و بغداد نیز دیر یا زود بسته خواهند شد. آنچه اودیرنو گفته مربوط به بخش ویژه‌ای از نیروهای ماست که به عراقی‌ها در بخش‌های مختلف بویژه حوزه‌های اطلاعاتی کمک می‌رسانند. بنابراین ما پس از ضرب‌العجل تعیین شده همچنان در عراق به حضور خود ادامه می‌دهیم، اما این حضور فقط محدود به بخشی از نیروهای ما خواهد بود و شامل حال یگان‌های جنگی آمریکایی نخواهد شد.
* به عنوان سوال آخر، باراک اوباما در ماه‌های گذشته تلاش کرده به هر طریق ممکن خود را به ایران نزدیک کند چرا که از اهمیت نقش ایران در مسائل منطقه بویژه عراق آگاه است. شما به عنون بازوی نظامی اوباما فکر می‌کنید ایران به سهم خود، رفتارش را تغییر داده و رویه‌ای معتدل را پیش گرفته است که اوباما به این سمت و سو حرکت می‌کند؟
** بنابر برآوردهای جدید ما ایران نقش موثری در کاهش خشونت‌ها در عراق داشته است و از ظواهر امر اینگونه برمی‌آید که ایران نیز به ثبات در عراق علاقه‌مند است. باید منتظر ماند و دید در ادامه ایران چه موضعی را اتخاذ خواهد کرد. ما امیدواریم حرکات دیپلماتیک جدید بتواند در این زمینه موثر باشد. اگر چه هنوز هم معتقدیم، ایران می‌تواند نقش فوق‌العاده حساس و کارآمد در ثبات عراق ایفا کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات