سعدالله زارعی ـ کارشناس مسائل خاورمیانه
ملک عبدالله، پادشاه اردن چندی پیش اظهار داشت که 57 کشور اسلامی آماده برقراری مناسبات با رژیم صهیونیستی هستند، حال آنکه به نظر میرسد اظهارات وی ادعایی بیش نیست. وی پس از مدتی یک کشور از 57 کشور را استثنا کرده و اعلام کرد که به غیر از ایران بقیه کشورهای اسلامی آماده برقراری مناسبات با رژیم صهیونیستی هستند.
این ادعا در حالی مطرح میشود که اکثر کشورهای اسلامی از جمله کشورهای عربی به هیچ وجه اعتمادی به مذاکرات و گفتوگوهایی که در گذشته با صهیونیستها برقرار شده ندارند و همه آن گفتوگوها را شکستخورده ارزیابی میکنند. در مقابل ملک عبدالله از طریق عمومی نشان دادن تمایل به برقراری مناسبات سیاسی با رژیم غاصب اسرائیل، تلاش میکند تا اقدامات یکجانبه و رادیکالی کشورهایی که با رژیم صهیونیستی رابطه سیاسی برقرار کردهاند را توجیه کند. از طرف دیگر ملک عبدالله در حالی به نمایندگی از جهان اسلام حرف میزند که او معرف هیچ بخشی از جهان اسلام نیست. نه کشورهای عربی، نه کشورهای فارسیزبان جهان اسلام، نه کشورهای ترکزبان جهان اسلام، نه جنبشهای اسلامگرا و نه جنبشهای ناسیونالیستی در منطقه خاورمیانه، ملک عبدالله و کشور اردن را معرف خودشان نمیدانند. در واقع پادشاه جوان اردن از موضوعی حرف زده که به اندازه کافی در آن تعمق نداشته است. ملک عبدالله پس از سفر خود به واشنگتن این مساله را مطرح کرد و این امر نشان میدهد اوباما استراتژی جدیدی را در رابطه با خاورمیانه و صلح اسرائیل و فلسطین در سر دارد. در واقع سفر نتانیاهو به آمریکا را نیز میتوان در همین راستا تأویل و تفسیر کرد. سفر نتانیاهو به واشنگتن در یک پوشش تبلیغاتی خاص انجام شد. رسانههای صهیونیستی و برخی از محافل مرتبط با صهیونیستها وانمود کردند که این سفر در راستای درخواست برای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی انجام شده اما واقعیت این است که نتانیاهو در این سفر در تلاش است تا به مقامات آمریکایی بقبولاند که امکان اجرایی کردن بیانیه آناپولیس وجود ندارد و شرایط برای آن هموار نیست، کما اینکه هفته گذشته آویگدور لیبرمن، وزیر خارجه رژیم صهیونیستی هم سفری به اروپا داشت و همین موضوع را با مقامات فرانسوی، انگلیسی و ایتالیایی در میان گذاشت.
در حال حاضر آمریکاییها، اروپاییها و برخی از کشورهای عربی راه حل برون رفت از بحران کنونی در خاورمیانه (که روند کند آن آمریکا و رژیمهای آمریکایی را بشدت تهدید میکند و از آن در رنج و فشار هستند) را در عملیاتی کردن بیانیه آناپولیس توسط رژیم صهیونیستی میدانند.
در بیانیه آناپولیس از لزوم تشکیل دو دولت در سرزمینهای فلسطین سخن گفته شده و براساس آن بیانیه، تلآویو باید تا پایان سال 2008 میلادی (یعنی سال گذشته) سرزمینهای کرانه باختری، جنین و بیتالمقدس شرقی را به طرف فلسطینی واگذار میکرد که کابینه اسرائیل از این امر اجتناب کرد و کابینه جدید این رژیم اظهار داشت که بیانیه آناپولیس را به رسمیت نمیشناسد. این سفر عمدتا در راستای بحث پیرامون موضوع 2 دولت صورت گرفته و در عین حال باید این نکته را در نظر گرفت که در صورت اجرایی شدن بیانیه آناپولیس فصل تازهای از تشنجها در منطقه خاورمیانه و بویژه در حوزه فلسطین شکل میگیرد چرا که واگذاری 22 درصد از کل خاک فلسطین به هیچوجه منصفانه نیست و این امر نمیتواند مشکلات فعلی را حلوفصل کند. از سویی دیگر گروههای فلسطینی فتح و حماس در قاهره در حال مذاکره برای رسیدن به راهحلی مشترک برای اداره اراضی اشغالی و نوار غزه هستند اما تاکنون این مذاکرات به نتیجهای واحد نرسیده است و این امر میتواند خطر و تهدیدی جدی برای فلسطین به حساب آید، چرا که این ملت در سرزمینی که از سوی دشمن غصب شده است نمیتواند شاهد اختلافاتی باشد که راه حرکت دشمن را در سرزمینهای اشغال شده هموار میکند. بر همین اساس هم باید همه گروههای فلسطینی اعم از گروههایی که خود را در موضع قدرت بالاتر ارزیابی میکنند و احزاب و دستههایی که خود را در موقعیت ضعیفتری میبینند، گفتوگوهای سازندهای را مبتنی بر حداکثر تفاهم با یکدیگر شروع کنند.باید در نظر داشت که وقتی سرزمینی اشغال شد، افراد صاحب آن سرزمین در مواجهه با یکدیگر باید حداکثر گذشت و ایثار را داشته باشند یعنی همانطور که سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزبالله لبنان برای ایجاد وحدت در جامعه لبنان از همه امتیازات سیاسی و حکومتی چشمپوشی کرده و همواره از سهم حزبالله برای تحکیم گفتوگوها و مناسبات بین گروههای مختلف لبنانی بهره گرفته است، این امر باید آینهای تمامنما برای گروههای فلسطینی باشد بنابراین مذاکرات لازمه پیشرفت فلسطینیهاست. در عین حال باید گفت که مذاکرات بدون وجود مبنای روشن به نتیجهای نمیرسد. اگر مذاکره برای تسهیل در دادن امتیازات باشد، این برای کشور نتیجهبخش نخواهد بود اما اگر گفتوگوها برای ادامه مقاومت و مشخص کردن مسیر آن در برابر دشمن متجاوز باشد، قطعا نتیجهای دربر خواهد داشت. نکته مهم دیگر این است که مصریها به دلیل رفتار بد خود به هیچ وجه صلاحیت میزبانی مذاکرات فلسطینیها را ندارند و به همین دلیل هم 5 دور مذاکره فلسطینیها در قاهره به بنبست رسیده است. پس فلسطینیها باید درباره مکان مذاکرات و میزبان مذاکرات چارهاندیشی کنند و به نقطه دیگری برای گفتوگو چشم بدوزند.