ترجمه: کاوه شجاعی
آریل سیگلمن، متخصص اسرائیلی در امور ضدتروریستی به تازگی با انتشار مقالهای بلند تحلیلی دست اول از حمله اخیر این رژیم به غزه ارائه داده است. او که از سوی ارتش اسرائیل «خودی» به حساب میآید مینویسد:
«برای تقریبا سه سال ـ بعد از حمله به لبنان در تابستان 2006 ـ هیچکس در ارتش اسرائیل تردیدی نداشت که ما برای حمله به غزه آماده میشویم و آموزش میبینیم. برخلاف جنگ لبنان، ما میدانستیم که چه زمانی قرار است وارد غزه شویم، اهداف نظامیمان چیست و اجری ماموریتها برای دستیابی به آن اهداف چگونه باید باشد. ما آرام آرام آماده میشدیم، کاملا آماده.»
سیگلمن که در ارتش اسرائیل به عنوان متخصص امور ضد تروریستی حضور داشته مینویسد: «جنگ لبنان ما را به خود آورد. ما متوجه شدیم که دشمن که میداند نمیتواند با تکنولوژی جنگی غرب مقابله کند، طوری عمل میکند تا تکنولوژی نسبتا بیاستفاده شود. ما در لبنان اشتباه جنگیدیم، پس رویکردمان عوض شد، این نوع جدیدی از جنگ است؛ جنگی که تمام نمیشود، اما جزر و مد دارد؛ این جنگ، جنگ ماست.»
او به صراحت از بیاعتقادی به روند صلح میگوید: «شکست در لبنان درسهای ارزشمندی برای ما داشت. ما متوجه شدیم که در جهانی خیالی زندگی میکردیم و خطرناکترین جنگ جنگی است که در آن بتوانیم اعلام صلح کنیم. ما متوجه شدیم که در واقع اصلا در «روند صلح» قرار نداریم؛ پس از این به بعد، ما همیشه در جنگ هستیم.»
سگلمن مدعی میشود: «ارتش اسرائیل با اهدافی واقعگرایانه وارد غزه شد: ما میخواستیم توانایی حماس را در ضربه زدن به اسرائیل و اهداف اسرائیلی پایین بیاوریم. به ما گفته بودند که هدف ما سرنگونی حماس یا نابودی کامل ظرفیتهای آنها نیست چرا که دستیابی به این اهداف بسیار دشوار بود و ممکن بود دوباره شکست بخوریم و از لحاظ اخلاقی هم در موقعیت بدی قرار بگیریم. به علاوه قرار بود تاکتیکهای ما در حمله به غزه بیقید و بند باشد چون ما نمیخواستیم غزه را برای همیشه اشغال کنیم. در این جنگ خط مقدم وجود نداشت و ما میخواستیم آنقدر بجنگیم که طرف مقابل را ناامید کنیم، ما میخواستیم مثل خود آنها بجنگیم. تنها قانون ما این بود که این بار نباید براساس قوانین و اصول جنگ کنیم. پس ما وارد غزه شدیم و تا میتوانستیم خرابی به بار آوردیم تا آنها در موقعیتی قرار نگیرند که اعلام پیروزی کنند. ما باید به آنها نزدیک میشدیم. اما نه آنقدر نزدیک که وارد جنگ تن به تن شویم. ما از همه ابزارهایمان استفاده کردیم تا غزه را نابود کنیم.»
او تاکید میکند: «اینها مسائل تاکتیکی حمله به غزه است، اما من نگران عواقب بلندمدت آن برای امنیت اسرائیل هستم به خصوص نظریه جنگیدن بدون اصول که احتمالا در صورت تداوم آن حمایت افکار عمومی از غرب به شدت کاهش خواهد یافت.»
سیگلمن البته زیاد به آینده امیدوار نیست. او نتیجه میگیرد که اسرائیل در حلت جنگ دائمی قرار گرفته است:
«پیروزی در چنین جنگ جدیدی معنا ندارد. جنگ ادامه خواهد یافت، البته در دورههایی خشونت کمتر است و در دورههایی خشونت بیشتر. در دورههایی که خشونت کمتر است دشمن دوباره تجدید قوا میکند و برای حمله بعدی طرح میریزد.
وقتی هم که ما احساس میکنیم دشمن در حال قوی شدن است ما برای یک حمله پیشگیرانه آماده میشویم و به شدت و به سرعت به اهداف کلیدی حمله میکنیم و این حملهای بیرحمانه است. در چنین حالتی ما نه به صلح، مه به یک ارتش نسبی کوتاهمدت دست پیدا میکینم.»
با خواندن یادداشت سیگلمن و نگاه «حملات پیشگیرانه در نبردی طولانی» نمیتوانیم زیاد به آینده امیدوار باشیم. به خصوص که او از حملهای «بیرحمانه» حرف میزند.