سیدمحمدکاظم سجادپور، عضو هیات علمی دانشکده روابط بینالملل
روابط آمریکا و روسیه در دوران اوباما به کدامین سو میرود؟ پاسخ به این سوال در واقع روشنکننده برخی از جهتهای سیستم بینالمللی و مناسبات جهانی است روابط آمریکا و روسیه در دوران بعد از جنگ سرد از عوامل بسیار موثر بر سامانه قدرت و کنش و واکنشهای استراتژیک بوده است. با پایان نظام دوقطبی و افول جایگاه بینالمللی اتحاد شوروی سابق از یک سو و خوشباوری نخبگان روسی به غرب و آمریکا در مراحل اولیه بعد از فروپاشی از سوی دیگر، روابط آمریکا و روسیه به سمت واشنگتن چرخید.
اما بعد از چندی در منازعه بین غربگرایان و اورآسیاگرایان در مسکو، نهایتا بر برآمدن پوتین و دوران 8 ساله ریاست جمهوری وی، روسیه راه متفاوت خود را با آمریکا برگزید و در مواردی این تفاوت، به اختلاف استراتژیک نیز تبدیل شد که اوج این پدیده را میتوان در بحران نظامی روسیه ـ گرجستان و پاسخ آمریکا به رفتار مسکو در قالب الفاظ و قاموس جنگ سرد در تابستان 1387 مشاهده کرد. تفاوت و اختلاف آمریکا و روسیه به صورت تدریجی ولی در قالبی جدی مخصوصا در دو پدیده و چالش استراتژیک یعنی استقرار سپر دفاعی آمریکا در جمهوریهای چک و لهستان و عملیات ناتو و گسترش آن به سمت شرق نمایانتر شد. روند روابط آمریکا و روسیه، در ماههای آخرین ریاست جمهوری جرج بوش، نوعی بازگشت به گذشته جنگ سرد را تداعی میکرد، هر چند که روسها، علاقهای به برگشت به دوران پیشین منازعات استراتژیک نداشتند.
برآمدن اوباما و شیوه متفاوت وی در اداره سیاست خارجی آمریکا، فصل جدیدی را در روابط آمریکا و روسیه گشوده است. ویژگیهای این دوران کوتاه ولی مهم را میتوان در مرحله اول، در تمایل آمریکا به نشانهها و نهادهای ترمیم و تغییر در روابط با مسکو مشاهده کرد. حرکت سمبلیک هیلاردی کلینتون، وزیر خارجه آمریکا در دیدار با لاورف، وزیر خارجه روسیه، در ژنو در دادن هدیهای الکترونیکی که آغاز جدیدی را با بهره گرفتن از استعاره راهاندازی مجدد رایانه مهندسی وعده میداد، حائز اهمیت است.
مرحله دوم، مذاکرات بسیار فشرده کارشناسی اما بدون سر و صدا طی 2 ماه گذشته بین واشنگتن و مسکو بود. در مدت زمان کوتاهی که از ریاست جمهوری اوباما میگذرد، در سطح رسمی و غیررسمی، تعاملات بین روسیه و آمریکا گسترش یافته است. در این دیدارها، مفهومی غالب وجود دارد و آن اینکه چگونه میتوان روابط مسکو و واشنگتن را مدیریت بهتری نمود. عمق برخی از دیدارهای غیررسمی و تاثیر احتمالی بیشتر آنها را میتوان در سفر کیسینجر، راسکو کرافت و بیکر که از ستونهای سیاست خارجی آمریکا هستند به مسکو در ماه گذشته مشاهده کرد.
مرحله سوم و بسیار کلیدی در تحول روابط آمریکا و روسیه با دیدار روسای جمهوری آمریکا و روسیه در حاشیه اجلاس گروه 20 در نیمه اول فروردینماه و توافقهای 2 کشور آغاز شده است. توافقهای اوباما و مدودف حائز اهمیت بوده و بر مناسبات جهانی اثرات خود را در آینده نشان خواهد داد. این دیدار و توافقهای مربوطه، مذاکرات متوقف شده کاهش تسلیحات اتمی بین 2 کشور را در پیش خواهد داشت. معنای این توافقها و مذاکرات، نزدیک شدن دیدگاههای مسکو و واشنگتن در زمینه مسائل خلع سلاح، جلوگیری از اشاعه سلاحهای هستهای و همکاری بیشتر در حوزه امنیت بینالمللی میباشد. نتیجه این کنش و واکنشها هماهنگی بیشترین بین آمریکا و روسیه خواهد بود.
رهبران 2 کشور توافق کردند که تماسهای دیپلماتیک را افزایش دهند و به آنها حالت نهادینه شده و جا افتاده دهند. در عین حال آمریکا و روسیه، در کنار هماهنگی و نزدیکی بیشتر که حتی شامل تقویت گفتوگوها در شورای موسوم به روسیه ـ ناتو جهت کاهش اختلافات نیز میشود توافق کردند که با یکدیگر نیز در برخی از مسائل مانند گرجستان، مناطق نفوذ روسیه و رفتار حقوق بشر روسیه، اختلاف داشته باشند. اما آنچه که این اختلافات را از دوره بوش جدا میکند آن است که به آنها با نگاه جنگ سردی نگاه نمیشود. خلاصه کلام آنکه آمریکا و روسیه در دوران اوباما در حال شکل دادن به ماهیتی متفاوت به روابط استراتژیک خود هستند که در آن ترکیب همکاری و حفظ اختلاف را میتوان دید. آیا وزنه همکاری در ماههایی که در پیش است بر اختلاف بین مسکو و واشنگتن پیشی خواهد گرفت؟