تاریخ انتشار : ۲۵ تير ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۲  ، 
کد خبر : ۹۴۸۵۲

چشم‌انداز روابط ایران و سوریه

مقدمه: سوریه فعلی، بخشی از شامات قدمی و دارای تاریخ کهن و تمدن بزرگی بوده است. سوریه با جمعیتی در حدود 20 میلیون نفر و موقعیت راهبردی مهمی است. از یک طرف به دریای مدیترانه، و از طرف شمال با ترکیه همسایه است. در شرق آن عرق قرار دارد و از جنوب اردن و از سوی بخش کوچکی از غرب، لبنان و در قسمت جنوب غربی با سرزمین اشغالی فلسطین احاطه شده است. هر کدام از مرزهای سوریه، خود حکایتی از تاریخ و روابط سیاسی و نظامی دارد. از سوی شمال،‌ سوریه، انتهای سرزمین‌های ملت‌های عربی با ترکیه همسایگی دارد. در همسایگی ترکیه، کردهای سوریه قرار دارند که امتداد کردهای عراق و ایران به حساب می‌آیند. همسایگی با رژیم صهیونیستی نیز مسائل استراتژیکی متعددی به بار آورد. با اشغال بلندی‌های جولان، سوریه از رنج چند دهه آزار می‌بیند و اعتبار خود را مخدوش می‌داند و از سوی دیگر، حضور پانصد هزار آواره فلسطینی در این کشور دیده می‌شود. عراق و وجود حزب مشترک (بعث) در این کشور و اختلاف خط‌مشی این دو حزب و سپس بروز جنگ‌هایی از سوی حزب بعث عراق علیه ایران و پس از آن علیه کویت (و اشغال این کشور)، سوریه را در تب و تاب این تحولات عمیق منطقه‌ای وارد کرده و از این حوادث و تهدیدها، فرصت‌های متعددی برای خود دست و پا کرده است. پیروزی انقلاب اسلامی ایران و استقبال سوریه حافظ اسد از آن، باعث استحکام روابط تهران ـ دمشق شده است. سوریه که تا سال‌های اخیر، فاقد منابع نفتی بوده است،‌از تنظیم روابط سیاسی خود با کشورهای ثروتمند منطقه (عربستان، کویت و ایران) در حل برخی از بحران‌های منطقه‌ای کمک نموده و امکاناتی برای خود فراهم آورده است. در سال گذشته شمسی، تحولاتی مشاهده شده است که برخی از ای ن تحولات و روابط اشاراتی خواهیم داشت و در پایان سعی خواهیم کرد چشم‌انداز تحولات منطقه و به ویژه سوریه و روابط آن با جمهوری اسلامی ایران را مورد ارزیابی قرار دهیم.

عناصر موثر بر روابط و موقعیت سوریه:
به طور اجمالی می‌توان عوامل و عناصر موثر بر موقعیت سوریه را در چند عنوان بیان کرد:
1ـ عناصر طبیعی، جایگاه استراتژیک
2ـ توان مردمی، مدیریت حاکمیت
3ـ روابط با کشورهای آمریکا، عربستان، ایران، رژیم صهیونیستی، عراق و ترکیه
عناصر طبیعی:
همانگونه که اشاره شد، حضور سوریه میان چند کشور عرب از یک طرف و رژیم صهیونیستی از طرف دیگر، در تعیین حساسیت این جایگاه موثر بوده است، زیرا چه آن زمانی که سوریه در جبهه مقدم جنگ و درگیری با اسراییل بوده، و چه آن دورانی که به «مدیریت جریان‌های مقاومت» می‌پرداخته و یا آن موقعی که به مذاکرات به اصطلاح صلح و سازش با اسراییل وارد می‌شده است، بر معادلات منطقه با این رژیم به طور قوی تاثیرگذار بوده است. داشتن ساحلی مشرف بر دریای مدیترانه، این کشور را از تنگنای جغرافیا خارج کرده است.
توان مردمی:
جمعیت بالای این کشور و پر تلاش بودن آن جمعیت، نسبت بالای سوادآموزی، خصوصیت تاجر مسلکی و پیشه تاریخی مبادلات شمال و جنوب و شرق و غرب، قدرت این کشور را بالا برده است و با مدیریت چهار دهه با ثبات توانست تا حدود زیادی موقعیت کشور را استحکام ببخشد.
روابط با کشورها:
الف) آمریکا:
روابط آمریکا و سوریه، دچار نوساناتی متعدد شده است. سوریه از سال 1979 در لیست کشورهای حامی تروریسم بوده و در نتیجه مشمول تحریم‌های آمریکا است که شامل ممنوعیت صادرات به آن کشور و محرومیت از دریافت کمک‌های آمریکا یا خرید تجهیزات نظامی آمریکا می‌باشد.
در سال 1986 آمریکا سفیر خود را از دمشق فراخواند و تحریم‌ها را بیشتر نمود. در سال 1987 سفیر آمریکا به دمشق بازگشت (پس از برخورد سوریه با گروه تروریستی ابونضال و کمک به آزاد کردن یک گروگان آمریکایی). در سال 1991 سوریه به کمک کشورهای عربی و غربی در خارج کردن ارتش عراق از کویت شتافت. این اقدام سوریه در پاسخ مثبت به درخواست رئیس‌جمهور آمریکا بوده است.
همین اقدام موجب دریافت کمک‌های زیادی از عربستان، کویت و آمریکا شد. در همین سال،‌ سوریه، باز به دعوت رئیس‌جمهور آمریکا پاسخ مثبت داد و وارد اجلاس مادرید، که مذاکره کشورهای عرب با اسراییل در متن آن بود، گردید. و سپس با نظارت آمریکا، مذاکرات مستقیمی میان مقامات سوریه و اسراییل صورت گرفت (در دوران ریاست جمهوری کلینتون). اما در سال 2005، بر اثر ترور رفیق حریری، نخست‌وزیر اسبق لبنان، که سوریه نیز در آن متهم بود، روابط با آمریکا دچار تشنج شد و منجر به صدور قطعنامه شورای امنیت در مورد محاکمه متهمان به آن اقدام، علیه سوریه و برخی مقامات لبنانی شد. در همین دوران، پروژه «تغییر رژیم سوریه» از سوی مقامات آمریکایی مطرح شد و مورد حمایت یکی از کشورهای عربی و فرانسه قرار گرفت و شاهد خروج عبدالحلیم خدام از حاکمیت و پناه بردن به پاریس شده‌ایم.
اما در یکی دو سال اخیر، آمریکا از شعار تغییر رژیم که بیشتر یک تهدید بود تا واقعیت، عدول کرده است و خواهان همکاری سوریه در مسائل مختلفی شده است که مهمترین مسائل موردنظر آمریکا عبارتند از: کاهش یا توقف کمک به گروه‌های فلسطینی (حماس و جهاد اسلامی)، مذاکره با اسراییل، عدم دخالت در مسائلی لبنان و عدم انتقال کمک به حزب‌الله، و درباره عراق نیز، توقف اعزام یا اجازه عبور افراد و گروه‌های انتحاری به عراق است. همه این امور، با اعمال فشار سیاسی و اقتصادی از سوی آمریکا همراه بوده است تا این که اخیرا از مقامات اقتصادی سوریه، سخنان متفاوتی درباره تاثیرگذاری تحریم‌های آمریکا علیه سوریه، شنیده می‌شود. جوشوا لاندیس، نویسنده آمریکایی و عضو مرکز استراتژیک خاور نزدیک، می‌گوید: «وزیر دارای سوریه به این که تاثیر بحران مالی بر صنایع، حمل و نقل و گردشگری تاثیر خواهد گذاشت و این که سال سختی خواهند داشت، اذعان کرده است.»
معاون رئیس‌جمهوری سوریه که هماهنگ‌کننده انور اقتصادی و برنامه‌ریزی است نیز از ضعف اقتصادی و ضرورت بازگشایی و آزادسازی اقتصاد سخن می‌گوید. آمریکا در زمان ریاست جمهوری بوش، بر این اعتقاد بود که با اعمال فشار اقتصادی بر سوریه، امکان انعقاد آسان‌تر توافقات سیاسی سوریه و اسراییل فراهم خواهد شد. اخیرا، اوباما در ترکیه، نیز از مقامات ترکیه خواست به میانجیگری بین اسراییل و سوریه ادامه دهند. تحقق چنین میانجیگری و نزدیک شدن دو طرف دور از ذهن نخواهد بود. در همین خصوص دور شدن سوریه از ایران نیز در برنامه سازمان‌‌های آمریکایی قرار گرفته است.
ب) عربستان سعودی: سوریه در چند مقطع به کمک عربستان سعودی رفته است، که یکی از آنها، ‌انعقاد قرارداد طائف بوده است و بهره خود را از این همکاری نیز دریافت کرده است (حضور ارتش سوریه در لبنان در حدود دو سه دهه اخیر). مقطعی دیگر، زمانی که صدام به کویت حمله کرده و نزدیک بود تا به مرز عربستان هم وارد شود که ورود دو کشور بزرگ عرب، در کنار کشورهای غربی (آمریکا و متحدان) اعتباری به اقدامات نظامی غربی‌ها داده و عربستان را از تهمت وارد کردن ارتش‌های مسیحیان به سرزمین وحی نجات داده است. باز هم در اینجا سوریه ما به ازای مناسبی داشته و کمک‌های بزرگ اقتصادی، مالی و سیاسی (به ویژه بازسای روابط با غربی‌ها) دریافت نموده است.
گرچه روابط عربستان و سوریه، در مورد لبنان (پس از ترور حریری) و فلسطین (پس از به هم خوردن توافقات مکه مکرمه میان گروه‌های فلسطینی، دچار وقفه و تنش شده بود، و حتی در اجلاس سران عرب در دمشق که سال گذشته بوده است، عربتان حضور مناسبی نداشته است، اما در ماه‌های اخیر، مراودات مقامات دو کشور، به ویژه در اجلاس اقتصادی کویت و راه‌اندازی پروسه مصالحه سران عرب، تا حدود زیادی ترمیم شده است در حدی که آقای بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه در مورد اجلاس اخیر سران عرب در دوحه اظهار داشته که نتایج این اجلاس مثبت بوده است (با این که این اجلاس طرح ابتکار صلح عربی ملک عبدالله سعودی را تایید کرده و یک تبصره به آن در سطح رسانه‌ها افزوده که این طرح تا ابد، باقی نخواهد بود). عربستان هم تلاش‌های زیادی در جهت دور کردن سوریه از ایران مبذول داشته است و همچنین حمایت از خدام را کاهش داده است.
ج)رژیم صهیونیستی: نگرانی‌های رژیم صهیونیستی نسبت به سوریه و سیاست‌های آن، در همه دوره‌های حاکمیت احزاب مختلف ادامه داشته است. اسراییل نسبت به حمایت سوریه از حماس و جهاد اسلامی و دادن مقر به این دو سازمان، تسهیل ارسال کمک به حزب‌الله، پافشاری بر بازگرداندن جولان و روابط با جمهوری اسلامی ایران، حساسیت دارد و سعی می‌نماید تا سوریه را از این مواضع منصرف کند. مذاکرات دوجانبه با حضور میانجیگران مختلف که اخیرا، ترک‌ها عهده‌دار این کار شده‌اند، در همین جهت بوده است.
مخالفت سوریه با طرح صلح اعراب نیز گاهی به عنوان مانع روانی بهبود روابط سوریه و اسراییل طرح می‌شود، اما موافقت با تجدید این طرح در اجلاس قطر، تا حدودی این محدودیت را کاهش داده است، در حالی که برآمدن دولت تندرو و نتانیاهو و وزارت خارجه لیبرمن می‌توانست شرایط پیشین را تغییر دهد و در مقابل سختگیری دولت جدید رژیم صهیونیستی، استحکام بیشتری در مواضع کشورهای عربی دیده شود.
د) جمهوری اسلامی ایران: روابط در حد استراتژیک سوریه و ایران، طی سه دهه گسترش یافته تا مرحله‌ای که به انعقاد قرارداد همکاری نظامی در سال گذشته منجر شده است. اما فشار آمریکا، اسراییل، عربستان، اردن و کشورهای اروپایی (به ویژه فرانسه که سوریه را به اجلاس مدیترانه‌ای دعوت کرده و شرایط عادی‌سازی روابط سوریه با اروپا و اسراییل را فراهم کرده) همچنان ادامه دارد، و گاهی در سخنان یا موضع‌گیری‌های وزیر خارجه سوریه تاثیراتش را می‌توان مشاهده کرد. عواملی که غربی‌ها و کشورهای عربی منطقه به عنوان اهرم اختلافات مورد تاکید قرار می‌دهند،‌ عبارتند از: تفاوت دیدگاه‌ها در مورد عراق، مسائل لبنان و طرفداری از حزب‌الله و سایر گروه‌های لبنانی، فلسطینی و اختلاف گروه‌های فلسطینی، مذاکرات مستقیم سوریه با اسراییل، عادی‌سازی روابط با آمریکا.
چشم‌انداز روابط دو کشور:
علیرغم همه فشارها و تغییرات در منطقه و جهان، اما امور استراتژیک و روابط طولانی‌مدت دو کشور قابل بازگشت به عقب نخواهد بود. توافق دو کشور بر امور مشترک و منافع منطقه‌ای، قابل تعریف است و عدول از آنها به نفع کشور سوریه نخواهد بود.
نفس ارتباط خوب داشتن با جمهوری اسلامی ایران، اعتبار بیشتری به سوریه می‌دهد حتی در مذاکره با آمریکا و رژیم صهیونیستی.
از سوی دیگر،‌ دسترسی سوریه به ارتفاعات جولان، خود یک امتیاز و موفقیت خواهد بود،‌البته بستگی به نوع شرایط و حدود مورد توافق دارد. به نظر می‌رسد، دو کشور در مورد امور ثانویه و فرعی که برخی اختلاف دیدگاه دارد، می‌تواند احصا و نحوه برخورد در آن محدوده، مدیریت گردد. دور شدن سوریه از ایران، بسیاری از عنصر قوت سوریه را منتفی خواهد کرد و به همین دلیل، احتمال وقوع چنین اتفاقی بسیار اندک است. سوریه در مذاکرات مستقیم با غیرمستقیم خود با اسراییل باید دقت نماید که اسراییل از این‌گونه مذاکرات برای حمله مجدد به فلسطینیان استفاده ننماید!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات