جلال جلالیزاده / نماینده مردم سنندج و کامیاران در مجلس ششم
سالهاست واژه وحدت در ذهن و زبان مسوولان و هموطنان ما مطرح شده و به تبع آن دیگر مسلمانان جهان را برای تجمع حول محور وحدت شورانیده است و بار دیگر ضرورت وحدت و اتحاد در بین مسلمانان بیش از پیش آشکار شده است. کمتر کسی از مسلمانان را میتوان شناخت که در دلش آهی و افسوسی برای تشتت و پراکندگی و دوری و دودستگی نباشد، اما افسوس که این وحدت بیشتر به شعاری تشبیه شده .
وحدت اگر به معنای یکی شدن دو چیز باشد ناممکن است و ناشدنی؛ چون ممکن نیست حسن و احمد با خصوصیات و ویژگیهای متفاوت هم زمان یک شخص باشند اما حسن و احمد میتوانند در برآوردن نیازها و رسیدن به هدف مشترک، تعاون و همکاری و همیاری داشته باشند و تضاد و دشمنی با همدیگر نداشته باشند. هر چند وحدت و اتحاد بر دو شخص خاص قابل تطبیق نیست اما برای پیروان یک دین که از سوی خداوند یگانه فرستاده شده و دارای یک پیامبر اصلی و یک قبله و یک کتاب هستند اگر وحدت کامل برقرار نباشد اما اتحاد یک فریضه و یک واجب دینی است زیرا اگر متون دینی را بررسی کنیم و اگر به صدر اسلام برگردیم و اگر سیره پیامبر(ص) و صحابه و پیشوایان دین را مطالعه کنیم به نتیجه واحدی میرسیم و آن تاکید بر وحدت و یگانگی و دوری از تفرقه و اختلاف است. چگونه دینی که بر اساس توحید بنا نهاده شده و مسلمین را به تمسک به ریسمان الهی فرا میخواند از ناسازگاری پیروانش خشنود است؟ اصلا مبنای شرک و تعدد خدایان ناشی از اختلاف و تفرقه است، تفرقه نیروها را هدر میدهد و موجب نزاع و درگیری و سستی و ضعف امت میشود. امت اسلامی بر اثر تفرقه دچار این وضعیت ناگوار و این سرنوشت نامطلوب شده است. دلایل زیادی بر فایده وحدت و مذمت تفرقه وجود دارد اما هیچ دلیلی بر ممدوح بودن تفرقه و اختلاف موجود نیست که میتوان به دلایل مادی و معنوی آن اشاره کرد:
1- یکی از دلایلی که ما را با وحدت و لزوم توجه آن فرا میخواند هستی با همه پدیدهها از آسمانها و زمین و ستارگان و گیاهان و درختان موجودات زنده است که دلالت بر وجود ناظم و آفریدگار واحد و هماهنگی و وحدت و نظم موجود دربین همه موجودات میکند.
2- وجود خداوند؛ خداوند در آیات متعددی انسانها را به روی آوردن به او و توحید و وحدت در جهت و خواندن او فرا میخواند و از هرگونه دوئیت و دوگانه پرستی و اختلاف و از تعالیم و گفتههای برخی از مکاتب و فیلسوفان بر حذر میدارد.
3- ایمان؛ ایمان و باور اسلامی دلها را به هم نزدیک میکند و در سینهها بذر وحدت و محبت میافشاند و نهال دوستی می نشاند.
4- حق؛ یکی از عوامل وحدت، حقطلبی و حقگرایی است و قرآن واژه حق را بر اسلام اطلاق میکند؛ وقتی که اسلام دین حق است چرا مسلمانان نباید به آنچه حق است تمسک جویند؟ آنچه که برازنده حقطلبان است شجاعت در اعلان حق و اظهار آن است زیرا غیر ممکن است که کسی ایمان به خدا داشته باشد و حق را بشناسد اما شهامت تایید آن را نداشته باشد. اینکه چرا در میان مسلمین چنین ویژگیای به طور کامل مشهود نیست، این بحث دیگری است.
5- آزادی؛ موضوع دیگری که شاید با بحث وحدت متناسب باشد موضوع آزادی است. چون وحدت اجباری وحدت نیست. اتحاد و هماهنگی تنها در سایه آزادی است، نمیتوان با دستورالعمل و فشار مردم را به رعایت موازین وحدت وادار کرد.
6- مساوات؛ یکی از عوامل مهمترین عوامل وحدت مساوات است، اسلام در زمانی که برخی از پیروان ادیان خود را بندگان برگزیده خدا میدانستند و یا در عصر حاضر که اختلاف نژادی هنوز در بسیاری از کشورها حاکم است اعلام کرد که همه انسانها در پیشگاه خداوند یکسانند و ارزش و برتری تنها به عمل شایسته است و هنگامی که اسلام منادی مساوات است چرا مسلمین نسبت به یکدیگر این اصل را مراعات ننماید؟ وحدت بدون رعایت مساوات ممکن نیست. اگر همه مسلمانها در کشورهای اسلامی از فرصتهای مختلف استفاده کردند، در مسوولیتهای اجرایی ، مدیریتها ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی تبعیض و نابرابری نبود میتوان نسبت به شعار وحدت خوشبین بود.
7- عدالت؛ از مهمترین موارد رسیدن به وحدت، عدالت است که از مهمترین ویژگیهای دین اسلام است که آیات و روایات زیادی در این مورد وجود دارد و از مهمترین مولفههای وحدت، عدالت است. وحدت بدون عدالت بی معناست چون در یک جامعه عادلانه است که هر فردی به حقش میرسد و به اندازه توان و استعداد ترقی و پیشرفت می کند و اساس عدل بر رعایت حق همگان است. در عدالت است که همگان در حقوق و وظایف مشترکند. اگر ما به دنبال وحدتیم و اگر امسال به نام سال اتحاد اسلامی و انسجام ملی نامگذاری شده حداقل در قوه قضاییه؛ در وزارتخانهها و در اجرای اصول قانون اساسی مربوط به قومیت ها اقداماتی انجام گردد تا ایران الگویی برای دیگر جوامع اسلامی گردد.