دکتر علی مطهری
نامگذاری سال 1386به «اتحاد ملی و انسجام اسلامی» از سوی رهبر گرانقدر انقلاب اسلامی قطعاً تحقق این معنا و شعار را به دنبال خواهد داشت، چنان که نامگذاری سال گذشته به نام «پیامبراعظم» در توجه به سیره نبوی و گام برداشتن ملت شریف ایران در مسیر خلق و خوی نبوی تاثیر بسزا داشت و نامگذاریهای سالهای ما قبل نیز آثار مخصوص به خود را داشته است.
اتحاد ملی لازمه سعادت هر ملتی است اتحاد موجب اجتماع نیروها و پیدایش قوت و قدرت است و اختلاف به تعبیر قرآن کریم موجب سستی و از بین رفتن بو و خاصیت یک ملت است چه خوب گفته است یکی از متفکران مسلمان که اسلام بر دو پایه بنا شده است: کلمه توحید و توحید کلمه انقلاب اسلامی ایران نیز بر پایه اتخاد ملی بر پا شد و امام خمینی(ره) همواره بر «وحدت کلمه» تاکید داشتند.
اما اتحاد، اعم از آن که میان صالحان یا طالحان باشد همواره بر محوری استوار است مثلاً افراد یک گروه سارق بر محور منافع خود با یکدیگر متحد میشوند یا قدرتهای استعمارگر بر اساس منافع خود و برای آن که منفعت بیشتری ببرند با هم وحدت پیدا میکنند اما روشن است که این اتحاد مقدس نیست اتحاد مقدس آن است که بر محور خودی و منافع مادی استوار نباشد بلکه مبتنی بر مصالح انسانها و سعادت بشریت باشد و این مساله جز به واسطه ایمان به مکتب الهی و راه پیامبران امکانپذیر نیست مردم ایران با هم اتحاد دارند اما اتحاد آنها برای دریدن دیگر ملتها نیست بلکه برای تحقق بخشیدن به آرمانهای الهی مانند عدالت و مساوات و الغای نظام بردگی میان ملتهاست که ملتی آقا و ارباب باشد و ملت دیگر برده و رعیت کشور ایران از اقوام مختلفی تشکیل شده است، ولی آنچه آنها بهم پیوند میدهد و مانند دانهها تسبیح در یک سلک قرار داده، مکتب اسلام است. در ایران کرد و بلوچ و عرب و لر و... همه بر محور اسلام اتحاد پیدا کردهاند و کلمه «مسلمان» بیان کننده هویت همه اقوام است و البته اقلیتهای مذهبی در ایران نیز به موجب تسامح و تساهلی که در نظام اسلامی برقرار بوده است با اکثریت مسمان ید واحدهای را تشکیل داده و از آرمانهای مشترکی دفاع میکنند.
در عراق، اشغالگران استعمارگر از همان ابتدا بر عناوین شیعه، سنی و کرد تاکید داشتند و این نبوده است مگر برای ایجاد اختلاف در میان مردم عراق عنوان «مسلمان» برای هر سه گروه صدق میکند، چه لزومی دارد که گروهی را شیعه، گروهی را سنی و گروه دیگر را کرد بنامیم.
از آنجا که اتحاد ملی در ایران بر پایه مکتب اسلام و ارزشهای الهی برقرار شده است این اتحاد هیچگاه جنبههای منفی ناسیونالیسم و ملتپرستی را ندارد و این اتحاد از نوع اتحادی که مثلا هیتلر در آلمان یا ناپلئون در فرانسه یا استالین در شوروی ایجاد کرد، نیست؛ بلکه از سنخ اتحادی است که پیغمبر اسلام در جزیرهالعرب ایجاد کرد و آن را از ناحیه نزدیک کردن دلها به یکدیگر بود.
رسولاکرم ابتدا دلها را به هم نزدیک کرد و به دنبال آن وحدت اجتماعی نیز پدید آمد و البته نزدیک کردن دلها به یکدیگر بدون از میان برداشتن ناهمواریها و پستی و بلندیهای اجتماعی امکانپذیر نبود به عبارت دیگر، ایمان به خدا و عدالت اجتماعی از ملت عرب که در انحطاط به سر میبرد، ملتی قوی و قدرتمند ساخت که بتدریج به کمک اقوام دیگری مانند قوم ایرانی حدود 5 قرن بزرگترین تمدنهای بشریت یعنی تمدن اسلامی را پایهگذاری کردند؛ تمدنی که دنیای اروپا را از توحش بیرون آورد و به زندگی رهنمون شد.
اما در تحقق اتحاد ملی، از سوی مردم ایران نگرانی وجود ندارد، زیرا تجربه28ساله انقلاب اسلامی نشان داده است که مردم هیجگاه از فداکاری دریغ نورزیده و کمتر دچار خطا شدهاند، اما سیاسیون و کسانی که در معرض پست و مقام و مواهب مادی بودهاند گاه دچار لغزش شده و منافع خود یا گروه خود را بر منافع اجتماع و مصلحت اسلام ترجیح دادهاند الگوی ما در مساله وحدت عملکرد امیرالمومنین علیعلیهالسلام بعد از رحلت پیامبر اسلام است که با آن که خلافت حق طلق و مسلم او بود، ولی برای آن که اساس اسلام محفوظ بماند، علیرغم تحریم منافقانی مانند ابوسفیان، هرگز کاری، نکرد که وحدت مسلمین مخدوش شود و میفرمود تا زمانی که فقط حق شخص من پایمال شده و اساس اسلام محفوظ است هرگز مخالفت نخواهم کرد.
اما انسجام اسلامی که به همه ملل مسلمان مربوط است، داستان دیگری دارد و ضرورت آن در شرایط سخت منطقه خارومیانه، آشکار و بدیهیاست و سخن در این مقوله به وقت دیگری موکول میکنیم.