تاریخ انتشار : ۰۴ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۱۵  ، 
کد خبر : ۹۴۹۹۳

گفت‌وگو از منظر قدرت یا بحران (بخش سوم)

ابوالقاسم قاسم‌زاده اشاره: در دو نوشته گذشته به اختصار نقد و تحلیل درباره گفتگوی رسمی ایران و آمریکا در بغداد، از جانب سیاستمداران و اصحاب رسانه‌ها در جهان تقدیم خوانندگان (محک) شد. در آغاز نوشته، مجموعه نظرپردازیها در سه گروه، موافق، مخالف و تردید، دیده شد که هر بخش دلایل خاص خود را ارائه داده‌اند، حال ادامه نوشته پی‌گرفته می‌شود.

همسایگان ایران در منطقه و بخصوص در کشورهای عربی به گفتگوی ایران. آمریکا چگونه نگاه کردند؟ شاید برای پاسخ این پرسش لازم باشد تا در چند جمله به نگاه همسایگان ما به موقعیت جمهوری‌اسلامی ایران بپردازیم. در دوران جنگ تحمیلی که نزدیک به یک دهه طول کشید، اغلب کشورهای عربی، غیر از سوریه و لبنان که این هردو کشور در خط مقدم جنگ با رژیم صهیونیستی قرار دارند، از «صدام» چه بصورت سیاسی و تبلیغی و یا کمک‌های مالی حمایت کردند. البته دولت عربی «عمان» در طول جنگ تلاش کرد تا سیاست بی‌طرف را همراه با حسن روابط با تهران داشته باشد.

زمانی این جمله در ایام جنگ شهرت یافت که سعودیها (ملک فهد) به صدام گفته است، جنگ و جنگیدن با ایران از سوی شما و حمایت همه جانبه مالی و سیاسی از سوی ما. دولت‌های مصر، عربستان، کویت، اردن در طول جنگ تحمیلی تا آنجا که ‌می‌توانستند از صدام و جنگ علیه جمهوری‌اسلامی‌ ایران حمایت کردند. خط افراطی و ارتجاعی، «عرب ضد عجم» عنوان تبلیغاتی در اغلب رسانه‌های کشورهای عربی منطقه شد و در جامعه عرب خوراک تبلیغاتی علیه جمهوری‌اسلامی ایران با حمایت‌های آمریکا و اسرائیل محور بود. کارنامه و پرونده صدام به گونه‌ای پایان یافت که اگر امروز پرونده تاریخی و تبلیغی جنگ بازبینی گردد، جز شرمساری برای اغلب دولت‌های عربی منطقه باقی نمی‌ماند. بطوریکه آنها از بیان مجدد آن تاریخ گریزان هستند.

صدام به همه از عرب و عجم در منطقه خیانت کرد. او عامل اصلی کشتار مسلمانان و تغییر جهت تضاد علیه اسرائیل بسوی تخاصم میان کشورهای مسلمان منطقه بود. اما و متاسفانه همین دولت‌ها، اگر چه از گذشته حمایت‌های خود از دبکتاتوری بنام صدام به ظاهر نادم و شرمسارند.، هنوز در بن مایه تحلیلی خود، خواهان ایرانی ضعیف شده هستند. این دولت‌ها می‌خواهند تا تضاد دولت جمهوری‌اسلامی ایران با غرب و بخصوص با آمریکا هر روز تشدید گردد و ایران در محاصره و تهدید مداوم بسر ببرد. هنگامیکه عنوان مذاکره مستقیم ایران و آمریکا طرح گردید و گفتگو دو طرف در بغداد انجام گرفت تنها چند دولت عربی بطور رسمی از این طرح حمایت کردند. از آنجمله دولت سوریه و عمان بودند و البته «عمرموسی» دبیرکل اتحادیه عرب که در بسیاری موارد بصورت شخصیت مستقل و برجسته سیاسی عرب در صحنه حوادث گوناگون در منطقه ظاهر می‌شود، اینبار نیز گفتگو دو طرف ایران و آمریکا را به نفع ایجاد صلح و امنیت در منطقه ارزیابی کرد. به غیر از این موارد، دیگر دولت‌های عربی یا سکوت سنگینی را پیش گرفتند و یا به کنایه و اشاره نارضایتی خود را از این گفتگو و اصل مذاکره ایران و آمریکا برای رفع اختلاف‌ها، عیان کردند. خطی که اغلب مطبوعات و رسانه‌های عربی وابسته به این دولت‌ها، دنبال کردند در طول روزهایی که خبر گفتگو ایران و آمریکا در صدر اخبار منطقه قرار داشت چنین بود که با نوشته‌های بسیار تلاش کردند تا اذهان عمومی و مخاطب‌های عرب خود را مشوش سازند. این نوشته‌ها برآمده از جایگاه و مواضع همین دولت‌های عربی منطقه بود. دولت‌های اردن و سعودی در رأس این خط دهی مشکوک قرار دارند. این هر دو دولت در این روزها، خواهان سرنگونی دولت«نوری‌المالکی» و تغییر نظام دولتی کنونی در عراق هستند و تا جمع‌آوری مجدد بعثی‌هایی که در دولت صدام عضویت داشتند و ویژگی عمده آنها، «ضدمذهب» و «ضدایران» بودن است، فعالیت می‌کنند.

از این منظر شاید انتظار دیگری از این دولت‌ها نباید داشت، زیرا آنها یکی از محورهای بقاء خود را زنده‌ماندن همیشگی تضاد ایران و غرب و بخصوص با آمریکا می‌دانند که ایران را در محاصره تهدید از سیاسی، اقتصادی تا حمله نظامی قرار دهد. اما، در اقدام این دولت‌های عربی همسایه ایران و با تبلیغات رسانه‌های عمومی آنها مانعی بزرگ سر برآورده است و آن همگونی مواضع آنها با اسرائیل است. هم رژیم صهیونیستی و هم این دولت‌های عربی، یک‌نت را نواختند و آن مخالفت با گفتو دو طرف و نشان دادن جمهوری‌اسلامی ایران به عنوان تهدید اصلی برای امنیت منطقه بوده است. در کنار این موج منفی تبلیغی، برخی از روشنفکران و نخبگان کشورهای عربی قرار گرفتند که با حمایت از اصل گفتگو برای حل بحران عراق و تصمیم‌گیری قاطع جمهوری‌ اسلامی ایران برای آینده عراق که به صلح و امنیت دست یابد و یکپارچگی یک کشور عربی محفوظ بماند، مصاحبه کردند و در رسانه‌ها به نوشتن مقالات پرداختند. خطی که اکنون و هنوز در کشورهای عربی دنبال می‌شود، همراه‌نگرانی و ترس است از اینکه ایران و آمریکا مشکلات و اختلافات‌های بین خود را با مسالمت به مسیر توافق دو طرف هدایت کنند و به قول معروف سر آنها بی‌کلاه بماند. این دولت‌ها هنوز هم قادر نیستند واقعیت «قدرت» جمهوری‌ اسلامی ایرن را انکار کنند.

همسایه مهم دیگر ما ترکیه است که دولت آن از گفتگو دوطرف ایران- آمریکا هم حمایت کرده است و هم آن را تشویق می‌کند. دولت ترکیه علاوه بر مشکل کُردهای ترکیه در همسایگی عراق و ایران قرار دارد و عدم امنیت در عراق را به نفع منافع ملی خود می‌داند. اگر چه ترکیه رقیب ایران بوده و هست. اما باید ترکیه را رقیب معقول ما به شمار آورد، گرچه از یاد نبرده‌ایم که سیاست‌مداران لائیک ترکیه در طول جنگ تحمیلی، آن را در راستای منافع کشور خود تحلیل و تفسیر می‌کردند، تا آنجا که نماینده‌ای از همین گروه لائیک در ترکیه، در آن زمان و پس از پذیرش قطعنامه 598 و پایان جنگ در مجلس ترکیه و به طور علنی از پایان جنگ اظهار تأسف کرد و گفت، جنگ ایران و عراق، برای ترکیه بسیاری از منافع اقتصادی و سیاسی را همراه داشت!!

دولت ترکیه امروز درباره عراق در موارد بسیاری با جمهوری‌ اسلامی ایران اشتراک تحلیلی دارد و تخفیف تضاد ایران و آمریکا و یا بطور کلی با غرب را و بخصوص نزدیکی ایران و اروپا را در راستای سیاست‌ها و منافع خود می‌بیند، لذا از گفتگو ایران- آمریکا در بغداد حمایت می‌کند.         ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات