* الحیات با گذشت سال پر از تحول 2007 و آغاز سال جدید میلادی آیا در خصوص مسائل جهانی احساس نگرانی دارید؟
** البرادعی نسبت به مسائل و تحولات جهانی نگرانی و اندوه فراوانی دارم چرا که در دیدگاههایمان نسبت به کل جهان به طور عام و منطقه عربی و اسلامی به طور خاص، در مسیر درستی قدم نگذاشتهایم. در اولویتهای جهانی اختلال وجود دارد. حدود یک میلیارد انسان یا به عبارتی یک سوم مردم جهان کمتر از دو دلار در روز درآمد دارند.850 میلیون گرسنه نیز در جهان وجود دارد.
یک درصد از مردم جهان، 40 درصد از امکانات و منابع موجود در جهان را در اختیار دارند در حالی که نصف مردم جهان تنها از یک درصد از این امکانات و منابع برخوردارند. و این یعنی اختلال کامل در مساوات و عدالت.
همچنین اگر به چگونگی حل اختلافاتمان نگاه کنیم، میبینیم ابزاری که در این خصوص مورد استفاده قرار میگیرد مربوط به دوران قرون وسطی است. برخی در جهان یک چوب بزرگ در دست دارند و اگر نسبت به کسی خشم و غضب داشته باشند، بلافاصله از این چوب بزرگ استفاده میکنند، بدون آنکه درک کنند برای فرونشاندن این خشم و قهر، راه دیگری نیز وجود دارد. بهتر بگویم برای حل دائمی و عادلانه بحرانهای جهانی هیچ راهی جز گفتگو و مذاکره وجود ندارد، اما متأسفانه آنچه که امروز در جهان شاهد هستیم، درگیریها و جنگهای خانمانسوزی است که از قرنها قبل وجود داشته است و نمونههای آنرا میتوان در فلسطین، عراق و سومالی یافت. با نهایت تأسف باید بگویم که بخش بزرگی از این اختلافات و بحرانها ـ اگر نگوییم همه آن ـ در منطقه عربی و اسلامی اتفاق میافتد. در نتیجه طبیعی است که نگران و اندوهگین باشم، زیرا معتقدم بحرانهای جهانی و بینالمللی در آیندهای نزدیک حل نخواهد شد، چرا که ما همیشه به دنبال حل ظاهر قضایا هستیم نه حل ریشهای آن. در عین حال یک نظام به نام نظام بازدارندگی هستهای در جهان وجود دارد که ادعا میکند باید کشورهای بزرگ و قدرتمند از سلاح هستهای برخوردار باشند و به توسعه آن بپردازند، اما همین نظام که قدرتهای بزرگ به وجود آورنده آن هستند میگوید دیگر کشورهای جهان نباید سلاح هستهای داشته باشند، زیرا برای آنها زیانبار و خطرناک است.
این نظام در حالی که بر امنیت جامعه بینالملل تأکید دارد، بر دارا بودن عدهای و دارا نبودن عدهای دیگر مبتنی است. تلاشهای نهادهای بینالمللی از جمله شورای امنیت سازمان ملل ـ که بسیاری از کشورها به دلیل ناکامی آن در اجرای مسئولیتش متحمل زیانهای فراوانی شدهاند ـ برای حل و مهار بحرانهای جهانی در برخی مواقع با موفقیت و در بسیاری مواقع نیز با شکست و ناکامی همراه بوده است. به وقایع دارفور در سودان که نگاه میکنیم صرفنظر از اینکه چه کسانی در این وقایع مقصر هستند و چه کسانی قربانی آن میباشند، میبینیم بیش از 200 هزار نفر در درگیریهای داخلی این منطقه جان خود را از دست دادهاند، دو میلیون نفر دیگر نیز بر اثر این درگیریها آواره و بیخانمان شدهاند، آن وقت شورای امنیت و جامعه بینالمللی هنوز در حال رایزنی و برگزاری نشست هستند که آیا نیرویی که میخواهند برای جلوگیری از این فجایع به دارفور اعزام کنند تنها از آفریقا باشد یا ائتلاف بینالمللی؟! این در حالی است که هر روز هزاران نفر براثر جنگها و درگیریها جان خود را از دست میدهند. در جریان جنگ دوم «کنگو» طی سالهای 1989 تا 2003 نیر سه میلیون و 800 هزار نفر قربانی شدند در حالی که بسیاری از مردم جهان حتی از این فاجعه اطلاع نداشتند. این امر حاکی از آن است که دیدگاهها نسبت به ارزشهای حیات انسان متفاوت است و به همین دلیل بسیار نگرانم. هنگامی که برادرانمان در عراق کشته میشوند به صورت خیلی عالی گفته میشود که مثلاً در یک انفجار 40 یا 50 عراقی کشته شدند اما وقتی که سرباز انگلیسی یا آمریکایی در عراق کشته میشود نه تنها بسیار با احترام از او یاد میشود بلکه بیوگرافی وی، خانوادهاش، همسرش و حتی فرزندانش به اطلاع همه میرسد. ادامه دارد...
سردبیری: عنوان اصلی سند «محمد البرادعی در گفتگو با روزنامه الحیات» میباشد که برای هماهنگی با قسمتهای دیگر به صورت مشاهده شده تغییر یافت.